Fox Hunt

Fox Hunt (猎狐·行动)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Fox Hunt 2025 2025 1080p BluRay Farsi Dubbed Film2Media
Un commentaire de Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publié le: 2026-06-25
Téléchargements: 19
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟‬

‫آسانسور کجاست؟‬

‫از این طرف!‬

‫آیا این تنها راه نجات است؟‬

‫فقط همین یکی.‬

‫ابرا!‬

‫کاپیتان یه، گاراژ پلمپ شده!‬

‫فقط از یک آسانسور استفاده کنید!‬

‫فهمیده شد!‬

‫مظنون: دای یچن‬

‫کتاب!‬

‫کاپیتان یه،‬

‫آدرس IP قبلاً تغییر مسیر داده شده است.‬

‫این فقط یک پروکسی IP است.‬

‫۷ سال بعد‬

‫پاریس، فرانسه‬

‫خوش آمدید!‬

‫چقدر طولانی!‬

‫پرنسس کوچولوی من!‬

‫رئیس صندوق طاق نصرت: باستین‬

‫تولدت مبارک!‬

‫امروز کلی هدیه گرفتم، خیلی خوشحالم!‬

‫شیائوجیا‬

‫صاحب این رستوران بوکس هم با پلیس و هم با باندهای تبهکار در ارتباط است.‬

‫مظنونین در طبقه همکف.‬

‫عضو تیم «شکار روباه»: ژائو یی‬

‫کاپیتان تیم "شکار روباه": یه جون‬

‫دو تا آبجو.‬

‫باشه.‬

‫دو تا آبجو برای اون میز.‬

‫فهمیدم، اول اون رو ببر بالا.‬

‫فوراً.‬

‫عضو تیم «شکار روباه»: گوئو شیائوجیا‬

‫مراقب باشید.‬

‫ببین، او همین الان جام جهانی دبی را برد.‬

‫فوق‌العاده بود! عاشقش شدم! خیلی ممنونم!‬

‫وکیل خصوصی باستین: السا‬

‫تولدت مبارک!‬

‫خیلی ممنون! (Kheyli kheili mamnoonam!)‬

‫از میان همه حاضران،‬

‫این چیزی بود که او بیش از همه می‌خواست. متشکرم.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫دوستان عزیز!‬

‫ویلیام جیمز! گول ظاهر آسیایی‌اش را نخورید .‬

‫او باارزش‌ترین شریک زندگی من است.‬

‫متشکرم، ویلیام.‬

‫ایشان رئیس شورای مبارزه با پولشویی، برتراند، هستند.‬

‫رئیس اتحاد مبارزه با پولشویی: برتراند‬

‫این برونو است، نهاد ناظر در بخش مالی.‬

‫با ما همراه شوید.‬

‫مظنون جنایت: تان زوهویی‬

‫متشکرم، خانسری!‬

‫فرض کنیم این گذرنامه هدیه‌ای برای شماست.‬

‫یه اسلحه داخلشه.‬

‫شیائوجیا،‬

‫به محض مصرف دوز، روده‌های خود را خالی کنید.‬

‫این یعنی چی؟‬

‫یه دقیقه بهم وقت بده.‬

‫این چطور است؟‬

‫افسر پلیس تایلند: پاوا‬

‫شیائوجیا، فایده‌ای نداره.‬

‫صورت را چنگ بزنید.‬

‫بیایید شروع کنیم.‬

‫انتخاب.‬

‫رنگ قرمز.‬

‫این مال منه.‬

‫نمیتونی خودتو کنترل کنی، نه؟‬

‫فراموش نکن، شرط بندی برای یک پفک ۲۰۰۰ دلار است.‬

‫همه چیز خوبه؟‬

‫بله، خیلی عالیه.‬

‫اما آنها مسلح هستند.‬

‫ما به نیروهای ویژه (SWAT) نیاز داریم.‬

‫شیائوجیا، رسیدیم! بیایید تخلیه کنیم!‬

‫ما برنده شدیم.‬

‫ببخشید!‬

‫ببخشید!‬

‫چرا من تا حالا تو رو ندیدم؟‬

‫اون دخترعمه منه، از امروز شروع شد.‬

‫خفه شو!‬

‫همین!‬

‫Xiaojia exausta.‬

‫دوربین سوراخ سوزنی!‬

‫دوربین!‬

‫کی تو رو فرستاده؟‬

‫خانه!‬

‫یا بهت شلیک می‌کنم!‬

‫شلیک خواهم کرد!‬

‫تو کی هستی؟‬

‫شلیک نکن.‬

‫من یک افسر پلیس چینی هستم.‬

‫برنزه‬

‫من یه جون هستم، از واحد شکار روباه.‬

‫یه کاری باهاش ​​دارم‬

‫تان زوهوی.‬

‫شما این کار را نمی‌کنید.‬

‫متشکرم!‬

‫به حرفش گوش نده.‬

‫تو نمیتونی بذاری اونا منو ببرن.‬

‫کمکم کن از شرش خلاص بشم، این همه پولی که تو کیفمه مال توئه.‬

‫ما نمی‌خواهیم با پلیس چین درگیر شویم.‬

‫گذرنامه جعلی است.‬

‫پول واقعی است.‬

‫تو خودت تنهایی.‬

‫خونسری! تو همه پول منو گرفتی!‬

‫ای خائن ملعون!‬

‫برگرد اینجا!‬

‫بارها!‬

‫انگار!‬

‫اگه نزدیک بشی بهش شلیک می‌کنم.‬

‫نیروهای ویژه چه زمانی خواهند رسید؟‬

‫در بیست دقیقه.‬

‫بیا حرف بزنیم.‬

‫با من کاری نداشته باش!‬

‫من هیچ حرفی با تو ندارم.‬

‫ترجیح میدم بمیرم تا اینکه برگردم!‬

‫مردن آسان است.‬

‫زندگی دشوار است.‬

‫پیشنهاد می‌کنم اول اسلحه را زمین بگذارید.‬

‫بریم‬

‫زیاد حرف بزنید.‬

‫این بطری،‬

‫همسرش از من خواست که او را پیش شما بیاورم.‬

‫بیا.‬

‫با من یه نوشیدنی بخور.‬

‫بذار یه چیزی نشونت بدم.‬

‫انگار!‬

‫این یک تلفن همراه است.‬

‫تان! کجایی؟ (tan! کجایی؟)‬

‫مامان داره میمیره.‬

‫تو هنوز برنمیگردی.‬

‫وقتی فهمید فراری شدی‬

‫برگرد... برگرد... او فوراً بیمار شد.‬

‫بارها.‬

‫حالا،‬

‫او هر روز از هر کسی که می‌بیند می‌پرسد:‬

‫«پسرم برگشته؟»‬

‫تقریباً نیمی از سال است که از شما خبری نداریم .‬

‫چطور تونستی همه اعضای خانواده‌ات رو اینطوری تنها بذاری؟‬

‫چگونه می‌توانیم زنده بمانیم؟‬

‫برگرد و تسلیم شو!‬

‫حال مامان وخیمه.‬

‫فقط چند سال از اون ماجرا گذشته.‬

‫همه ما منتظرت خواهیم بود.‬

‫بابا، لطفا زود بیا خونه!‬

‫مامان گفت مادربزرگ رفته سفر.‬

‫من هم نمی‌خواهم تو را از دست بدهم.‬

‫قهوهای مایل به زرد،‬

‫مادرت منتظر توست.‬

‫مادر‬

‫واقعاً متاسفم!‬

‫وقت‌هایی برای خانه.‬

‫سلام، من السا هستم.‬

‫بغل کردن‌ها.‬

‫ببخشید.‬

‫تبریک میگم آقا.‬

‫این یه هدیه خیلی خاصه.‬

‫خشنود کردن ذائقه مردم، جنبه‌ای منحصر به فرد از خرد چینی است.‬

‫آیا مایل به تعطیلی صندوق هستید؟‬

‫طاق پیروزی (Arc de Triomphe) در حال حاضر بسیار محبوب است.‬

‫این شوخیه؟‬

‫من قبلاً تصمیمم را گرفته‌ام.‬

‫همکاری ما بسیار خوشایند بوده است.‬

‫من که نفهمیدم.‬

‫فقط پولمو پس بده.‬

‫رئیس!‬

‫روباه دستگیر شد!‬

‫کل تیم به سلامت برگشتند.‬

‫ماشین رسید.‬

‫نگیرش!‬

‫خانواده‌ام همه چیزشان را از دست دادند!‬

‫لطفا راه را باز کنید!‬

‫لطفا برو کنار، عمه!‬

‫کنار بروید!‬

‫جمعیت را در امان نگه دارید.‬

‫تمام پس‌انداز بازنشستگی من در این صندوق است!‬

‫اگر او پشت میله‌های زندان باشد، من چطور زندگی کنم؟ نگران نباش.‬

‫ما قطعاً به محض اینکه مظنون را دستگیر کنیم، پولتان را پس خواهیم داد ، باشه؟‬

‫پولم سه روز دیگه واریز میشه!‬

‫اگه دستگیرش کنی، تمومه!‬

‫یه قدم برو عقب!‬

‫دیگه علاقه برام مهم نیست!‬

‫مظنون اصلی در پرونده بزرگ‬

‫در پرونده کلاهبرداری مالی شانگهای، دای ییچن، که به مدت یک سال متواری بود،‬

‫بالاخره ردپایش را آشکار کرد.‬

‫اوه!‬

‫خبر عالی!‬

‫از طریق مظنونی که همین الان در تایلند دستگیر کردیم،‬

‫تان زوهوی‬

‫ما یک سرنخ بسیار مهم کشف کردیم.‬

‫دای ییچن اکنون در پاریس است.‬

‫در مورد مکان دقیق آن،‬

‫ما هنوز در حال جستجو هستیم.‬

‫فوراً با دفتر همکاری‌های بین‌المللی تماس بگیرید.‬

‫از آنها بخواهید که با شما تماس بگیرند.‬

‫برای کمک با پلیس فرانسه تماس بگیرید .‬

‫بر اساس تحلیل‌های اطلاعاتی،‬

‫مظنون گذرنامه‌ای از گویان فرانسه دریافت کرده بود.‬

‫این وظیفه آسان نخواهد بود.‬

‫چه کسی در صدر است؟‬

‫یه جون‬

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left