Les 200 premières lignes.
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
آسانسور کجاست؟
از این طرف!
آیا این تنها راه نجات است؟
فقط همین یکی.
ابرا!
کاپیتان یه، گاراژ پلمپ شده!
فقط از یک آسانسور استفاده کنید!
فهمیده شد!
مظنون: دای یچن
کتاب!
کاپیتان یه،
آدرس IP قبلاً تغییر مسیر داده شده است.
این فقط یک پروکسی IP است.
۷ سال بعد
پاریس، فرانسه
خوش آمدید!
چقدر طولانی!
پرنسس کوچولوی من!
رئیس صندوق طاق نصرت: باستین
تولدت مبارک!
امروز کلی هدیه گرفتم، خیلی خوشحالم!
شیائوجیا
صاحب این رستوران بوکس هم با پلیس و هم با باندهای تبهکار در ارتباط است.
مظنونین در طبقه همکف.
عضو تیم «شکار روباه»: ژائو یی
کاپیتان تیم "شکار روباه": یه جون
دو تا آبجو.
باشه.
دو تا آبجو برای اون میز.
فهمیدم، اول اون رو ببر بالا.
فوراً.
عضو تیم «شکار روباه»: گوئو شیائوجیا
مراقب باشید.
ببین، او همین الان جام جهانی دبی را برد.
فوقالعاده بود! عاشقش شدم! خیلی ممنونم!
وکیل خصوصی باستین: السا
تولدت مبارک!
خیلی ممنون! (Kheyli kheili mamnoonam!)
از میان همه حاضران،
این چیزی بود که او بیش از همه میخواست. متشکرم.
خواهش میکنم.
دوستان عزیز!
ویلیام جیمز! گول ظاهر آسیاییاش را نخورید .
او باارزشترین شریک زندگی من است.
متشکرم، ویلیام.
ایشان رئیس شورای مبارزه با پولشویی، برتراند، هستند.
رئیس اتحاد مبارزه با پولشویی: برتراند
این برونو است، نهاد ناظر در بخش مالی.
با ما همراه شوید.
مظنون جنایت: تان زوهویی
متشکرم، خانسری!
فرض کنیم این گذرنامه هدیهای برای شماست.
یه اسلحه داخلشه.
شیائوجیا،
به محض مصرف دوز، رودههای خود را خالی کنید.
این یعنی چی؟
یه دقیقه بهم وقت بده.
این چطور است؟
افسر پلیس تایلند: پاوا
شیائوجیا، فایدهای نداره.
صورت را چنگ بزنید.
بیایید شروع کنیم.
انتخاب.
رنگ قرمز.
این مال منه.
نمیتونی خودتو کنترل کنی، نه؟
فراموش نکن، شرط بندی برای یک پفک ۲۰۰۰ دلار است.
همه چیز خوبه؟
بله، خیلی عالیه.
اما آنها مسلح هستند.
ما به نیروهای ویژه (SWAT) نیاز داریم.
شیائوجیا، رسیدیم! بیایید تخلیه کنیم!
ما برنده شدیم.
ببخشید!
ببخشید!
چرا من تا حالا تو رو ندیدم؟
اون دخترعمه منه، از امروز شروع شد.
خفه شو!
همین!
Xiaojia exausta.
دوربین سوراخ سوزنی!
دوربین!
کی تو رو فرستاده؟
خانه!
یا بهت شلیک میکنم!
شلیک خواهم کرد!
تو کی هستی؟
شلیک نکن.
من یک افسر پلیس چینی هستم.
برنزه
من یه جون هستم، از واحد شکار روباه.
یه کاری باهاش دارم
تان زوهوی.
شما این کار را نمیکنید.
متشکرم!
به حرفش گوش نده.
تو نمیتونی بذاری اونا منو ببرن.
کمکم کن از شرش خلاص بشم، این همه پولی که تو کیفمه مال توئه.
ما نمیخواهیم با پلیس چین درگیر شویم.
گذرنامه جعلی است.
پول واقعی است.
تو خودت تنهایی.
خونسری! تو همه پول منو گرفتی!
ای خائن ملعون!
برگرد اینجا!
بارها!
انگار!
اگه نزدیک بشی بهش شلیک میکنم.
نیروهای ویژه چه زمانی خواهند رسید؟
در بیست دقیقه.
بیا حرف بزنیم.
با من کاری نداشته باش!
من هیچ حرفی با تو ندارم.
ترجیح میدم بمیرم تا اینکه برگردم!
مردن آسان است.
زندگی دشوار است.
پیشنهاد میکنم اول اسلحه را زمین بگذارید.
بریم
زیاد حرف بزنید.
این بطری،
همسرش از من خواست که او را پیش شما بیاورم.
بیا.
با من یه نوشیدنی بخور.
بذار یه چیزی نشونت بدم.
انگار!
این یک تلفن همراه است.
تان! کجایی؟ (tan! کجایی؟)
مامان داره میمیره.
تو هنوز برنمیگردی.
وقتی فهمید فراری شدی
برگرد... برگرد... او فوراً بیمار شد.
بارها.
حالا،
او هر روز از هر کسی که میبیند میپرسد:
«پسرم برگشته؟»
تقریباً نیمی از سال است که از شما خبری نداریم .
چطور تونستی همه اعضای خانوادهات رو اینطوری تنها بذاری؟
چگونه میتوانیم زنده بمانیم؟
برگرد و تسلیم شو!
حال مامان وخیمه.
فقط چند سال از اون ماجرا گذشته.
همه ما منتظرت خواهیم بود.
بابا، لطفا زود بیا خونه!
مامان گفت مادربزرگ رفته سفر.
من هم نمیخواهم تو را از دست بدهم.
قهوهای مایل به زرد،
مادرت منتظر توست.
مادر
واقعاً متاسفم!
وقتهایی برای خانه.
سلام، من السا هستم.
بغل کردنها.
ببخشید.
تبریک میگم آقا.
این یه هدیه خیلی خاصه.
خشنود کردن ذائقه مردم، جنبهای منحصر به فرد از خرد چینی است.
آیا مایل به تعطیلی صندوق هستید؟
طاق پیروزی (Arc de Triomphe) در حال حاضر بسیار محبوب است.
این شوخیه؟
من قبلاً تصمیمم را گرفتهام.
همکاری ما بسیار خوشایند بوده است.
من که نفهمیدم.
فقط پولمو پس بده.
رئیس!
روباه دستگیر شد!
کل تیم به سلامت برگشتند.
ماشین رسید.
نگیرش!
خانوادهام همه چیزشان را از دست دادند!
لطفا راه را باز کنید!
لطفا برو کنار، عمه!
کنار بروید!
جمعیت را در امان نگه دارید.
تمام پسانداز بازنشستگی من در این صندوق است!
اگر او پشت میلههای زندان باشد، من چطور زندگی کنم؟ نگران نباش.
ما قطعاً به محض اینکه مظنون را دستگیر کنیم، پولتان را پس خواهیم داد ، باشه؟
پولم سه روز دیگه واریز میشه!
اگه دستگیرش کنی، تمومه!
یه قدم برو عقب!
دیگه علاقه برام مهم نیست!
مظنون اصلی در پرونده بزرگ
در پرونده کلاهبرداری مالی شانگهای، دای ییچن، که به مدت یک سال متواری بود،
بالاخره ردپایش را آشکار کرد.
اوه!
خبر عالی!
از طریق مظنونی که همین الان در تایلند دستگیر کردیم،
تان زوهوی
ما یک سرنخ بسیار مهم کشف کردیم.
دای ییچن اکنون در پاریس است.
در مورد مکان دقیق آن،
ما هنوز در حال جستجو هستیم.
فوراً با دفتر همکاریهای بینالمللی تماس بگیرید.
از آنها بخواهید که با شما تماس بگیرند.
برای کمک با پلیس فرانسه تماس بگیرید .
بر اساس تحلیلهای اطلاعاتی،
مظنون گذرنامهای از گویان فرانسه دریافت کرده بود.
این وظیفه آسان نخواهد بود.
چه کسی در صدر است؟
یه جون
No comments yet. Be the first to leave one.