Red Eye

Red Eye (레드 아이)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Red Eye DVDRip Farsi
Un commentaire de shahin_2035
.ترجـمـه و زيرنـويـس: بهــــــروز.آ

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Publié le: 2011-09-15
Téléchargements: 40
Malentendants: Yes

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

!مادربزرگ جون، مادر بزرگ جون کي باباجون ميرسه اينجا؟

هديه تولدم کجاست؟ .بابام گفت ميره و زود برميگرده

خوابي؟ ...پس واست لالايي ميخونم

...لالايي بخواب کوچولو ...لالايي بخواب کوچولو

!مادر بزرگ جون، بلند شو ديگه

،بازيابي اجساد و کار ترميم شروع شده است

از آنجايي که حادثه تصادف در يک روز تعطيل بود .بسياري از اجساد پيدا شده از کودکان بوده اند

.ديدن صحنه اجساد کودکان قلب بسياري از ما را به درد آورد

بهــــــــروز تقديــــــــم مــــــــي دارد

جانگ سي-يانگ

سونگ ايل-گوک

..::چشـــمِ قرمـــز::..

...من خيلي خيلي متاسفم

اوه بيخيال، بايد کل امروز رو کار کني؟

...هيچي بهم نگفتي

به گمانم اگه اين کارو امروز انجام ندم ديگه هيچوقت چنين فرصتي نخواهم داشت که انجام بدم

بيخيال، فقط يه اين باره، خب؟

اونجا هم بارون مياد؟ !اينجا که اينقدر شديده که انگار سيله

.موضوع رو عوض نکن ...فقط يادت باشه

...من خيلي نگرانتم و خيلي دوسِت دارم

...ميدوني فقط تويي - ...آره، ميدونم -

اخ، ديرم شد، بعدا همه چي رو واست ميگم، خب؟

تهيه کننده: کيم يانگ-گوک

کارگردان: کيم دانگ-بين

واي ي ي، چطوري همه اينارو فروختي، ها؟

تو که "جو-هي" نيستي

.درسته. سلام

.من شيفتم رو با "جو-هي" عوض کردم

.اسم من "هو مي-سون"ـه .من بتازگي مقدماتي روتموم کردم

اوه، پس روز اول کاريته؟

.بله، درسته. از ديدنتون خوشبختم

.اما بسختي ميتوني همه اينا رو بفروشي .اين مسير خاليِ خاليه

.ولي من مينيمم فروش رو دارم

.خب بذار به کارشون ادامه بدن

.مثل مجسمه منو نيگاه نکن

چيزي توي مقدماتي ياد نگرفتي؟ - چي؟ -

...اگه ميخواي تعادلت رو حفظ کني

...بايد خودت رو وفق بدي

.بايد بدنت رو شل کني

.اگه محکم وايسي مي افتي

.بايد همين باشه

...خانمها و آقايان

ِقطار ساعت11:50 به مقصد .يوئسو' بزود حرکت ميکند'

.تمامي مسافران بايد داراي بليط باشند !هي! هي! زود باش ديگه -

.لطفا سوار قطار بشويد

!چه روزِ فوق العاده اي

.شرط ميبيندم سواحل فوق العاده ان

.توي همچين روزايي آسمون و دريا يکي ان

ميشه اگه زحمتي نيست يه عکس بگيرين؟

.لطفا بليط هاتون رو همراهتون داشته باشيد .در غير اين صورت قادر به سوار شدن نيستيد

.من ميگيرم - .ممنونم -

مگه چيه؟

...خانمها و آقايان ...خيلي خب، همه دور هم جمع بشيد

قطار ساعت11:50 به مقصد .يوئسو' بزودي حرکت ميکند'

.لطفا سوار قطار بشويد

!خدايا، چرا ديگه بايد بارون بياد - .اه ه، اوه، خدايا، موهام نيگاه، لعنتي -

هي ما کجا بنشينيم؟ - شماره هامون چنده؟ -

.صندلي هاي شماره 45 و 47

.بهت گفتم که بايد يه تاکسي ميگرفتيم

حالا چي؟

چي به مادرت ميگيم؟

مادرت"؟"

...مادرِمن، مادرتوئه و مادرِتو هم، مادرِِ منه

مادرت؟ مادرت؟

ميبيني؟ بهت گفتم که سر موقع مياد !بياين بريم

"سئول- يوئسو"

مادربزرگ جون، ميتوني اينو واسم بخري؟

چي ميخواين؟ - .دوتا آبجو -

خانمها و آقايان

.متشکرم که اين قطار رو براي سفرتون انتخاب کرديد .بفرماييد، ممنونم -

..."سفر به مقصد "يوئسو

.حدودا شش ساعت و 35 دقيقه طول خواهد کشيد .متشکرم و از سفرتون لذت ببريد

!ببخشيد

...ما اميدواريم ميتونيم روزنامه هاي امروز رو بگيرم؟ -

.سفر دلپذيري همراه ما داشته باشيد .ميشه 1000 يِن ، لطفاً -

.ممنون

...خانمها و آقايان، از شما براي همراهي سفرتون با

.آخرين روز کاري قطار 'گل ختمي درختي' متشکريم

.از همايتتون سپاسگذاريم

...و اميدوارم از سفرتون لذت ببريد

چه احساسي داره که دارين آخرين اعلام خبرتون رو ميگيد؟

!يه خورده مضطربم

.ببخشيد

بله؟

!اوه ه ه ... اونو نيگاه

آبجو دارين؟ .يه آبجو و ماهي خشک

شنيدين که؟ - ...باشه -

ميخوام موقعي که خواستيم از قطار پياده بشيم .شماره اون دختره رو بهم بدي

شير فهم شد؟ - ...چي؟ نميدونم -

چي؟ داري نافرماني ميکني؟

نه قربان. يعني اينکه بله قربان .من شماره رو بهتون ميديم

چه با شدت بارون مياد، نه؟ - ...اينو بگو که -

.اگه بخاطر فرار بگيرنم ديگه کارم تمومه

چيه، ديوونه شدي؟

حالا پاهات احساس سرما ميکنه؟

.نه، سرد نيست .فقط بهشون اعتماد ندارم

...هيچ کاري نيست که تو بتوني انجام بدي

!همش دارم ميگم اينو، هرزه

همه چيزي که اوردي لباسهاته؟ - خوشگل نيست؟ -

.خيلي لباس نکبتي ايه...مثل همونه که مامانت ميپوشيد

...اوه، نه - ...معذرت ميخوام، معذرت ميخوام -

تو خوبي؟

صورتش رو ديدي؟ - !آره -

...اين يکي هم بحساب خودم

.مي-سون"، برو نوبت توئه" .قراره يه مهموني برگذار بشه

...باشه

...بچه ها اين روزا کيک کم شيرين رو دوست ندارن

خيلي شيرين باشه،نه؟

بر خلاف "جو-هي" ما روز اول تشريفات رو کنار گذاشتيم

فکر ميکني داريم همون کارو ميکينم؟ ...اوه بسيار خب

!آره

.ممنون

.من بهترين مشتري خودمم

خب مهموني به چه مناسبته؟

.اين يه مهموني بازنشستگي براي آقاي "سانگ"ـه

.متوجه شدم

.البته جشن تولد منم هست .چه اتفاق دلپسندي

واقعاً؟ چرا تو روز تولدت نوبت هاي کاري رو عوض کردي؟

.من دلايل خودمو دارم

ميدونستي وقتي اين انتخاب رو کردي، مگه نه؟

چي رو ميدونستم؟

.بعضي از اون مسافران اون حادثه چند سال پيش رو ميگم

.اون حادثه از اين قطار نشعت گرفته بود

خيلي ها ادعا کردن که .اين قطار شبح زده ست. خيلي ها

حرفمو باورنميکني؟

.ميگن اون ارواح مسافر صورت هاشون رو از دست دادن

ديديش؟ صورتت غير قابل تشخيص شد

!بسه

تو بالاخره ترسيدي؟

!اصلا خنده دار نيست

.من شوخي نکردما

فقط ميخواستم سر پا نگهت دارم

!اومدن

!تبريک ميگم - !تبريک ميگم -

.بايد همه شمع ها رو فوت کنيد

همشون رو؟

.اين تعداد سالهاييه که اينجا کار ميکنيد

.اين يه نشانه براي شروع دوباره ست .فوتشون کنيد

.از همتون ممنونم

.اين بخاطر تو بود که من اينجام

.حالا ديگه من و اين قطار سفرهامون به پايان رسيده

.شماها هنوز روز هاي زيادي رو در پيش داريد

ما بهترينش رو بهتون ميديم

.بفرمايد قربان

.آقاي "پارک"، اين خيل خوشاينده

.ما از اين که ببينيم دارين ميرين متنفريم

شايد جسممون اينجا باشه .ولي فکرو ذهنمون پيش شماست

.دستم خسته شد

...خيلي خب، باشه

.تبريک ميگم - .تبريک ميگم -

.ممنون

بار اولته اينجايي؟

.آره..واقعا انتظارش رو ميکشيدم

خيلي خسته کننده ست، مگه نه؟

.يه خورده هم به من بده

.اوه، بله حتما

.اگه حسوديت ميشه، پيرتر شو

...آب و هواي وحشتناکيه

.ما بايد اون لعنتي رو ميديدم

بهتر سر پا باشي و حواست جمع باشه. خب؟

.بله، قربان

.من با اين قطار به مراسمِ ساليانه ي مرگِ والدينم ميرفتم

...و شبح سفيدي به دنبالم بود

.من توي دسشويي آقايون پنهان شده بودم

...به شدت ترسيده بودم

.و همچنين قلبم هم ضعيفه

.وقتي بيدار شدم، ديدمش

...وقتي اومدم بيرون همه جا رو گشتم

...اما نتونستم ببينمش ...ولي يک دفعه

واي لعنتي! صورتش غير قابل ديدن بود

.فقط يه شکل صورت نوراني بود .فکر کردم دارم ديوونه ميشم

.خيلي ترسيده بودم

.خيلي خيل ترسيده بودم .قلبم ضعيفه

!لعنتي! لعنتي

.اين قطاريه که مردم ميگن شبح زده ست

...در تاريخِ مراسمِ سالگردِ حادثه

.آدما و چيزاي نامعلومي ديده ميشن

!ولش کن

...صبر کن

.گذشته از اينا، من نميخواستم به يه چيزي اشاره کنم

.درست سه سال قبل بود

.يه شب باروني بود

،داشتم توي راهرو سيگار ميکشيدم ...همين که برگشتم برم داخل واگن

اونوقت متوجه شدم يکي پشت سرمه

...وقتي نشستم

.اون يارو هم اونجا نشست

.اون جعبه کوچکي داشت .منو ياد معلم دوران دبيرستانم انداخت

.من رفتم پيشش تا باهاش حرف بزنم

.مراقب باش - .معذرت ميخوام -

!رفته بود !اون يارو به يک باره ناپديد شد

اون چي ميتونست باشه؟

.يه شبح بوده

!اونجا يهو سردم شد .فکر کردم دارم ديوونه ميشم

.اين قضيه رو حتي به همسرم هم نگفتم

!اين همون صندليه که نشسته بود - .يه لحظه صبر کن -

چرا؟ چي شده؟

اونجا چيزي هست؟

اونجا چيه؟ - .فهميدنش خيلي ضعيفه -

.هنوز که چيزي معلوم نيست

بله...خوبه

More Farsi Persian subtitles for Red Eye

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left