Les 200 premières lignes.
نیویورک 1903 Lower East Side محله
دیگه طوری شده که یه کاسب هم نمیتونه گذران زندگی کنه
درسته، خواهرم و شوهرش، همون حلبیسازه تو خیابون آواره شدن
مجبور بودیم خونه خودمون راهشون بدیم و در حال حاضر دیگه جا نداریم
مغازهی پسر عموی من "ویلیام" هم بسته شده
تموم اجناسش رو هم ریختن توی جوی
درسته، گرگرمن داره اجارههای تموم ملکهاش رو دو برابر میکنه
داره بیرونمون میکنه
...گرگمن کلی آدم داره
! جانی ! آدم نه، جانی
گرگرمن از همهشون بدتره، اون یه مارِ
شاید
ولی برای اینکه یه آدم رو خوب بشناسی باید پا تو کفشش کنی
پینکاس، به کمکت احتیاج داریم
چرا اومدین سراغ من ؟ من فقط یه پینهدوز ام
دقیقاً به همین خاطر اومدیم سراغ تو
گرگرمن که مشتری من نیست
الان دیگه هست
...اوه خدای
اون چیه، پدر ؟
یه دستگاه دوختِ، برای تعمیر تختهای کفش
از کجا اومده ؟
یه هدیه به پدربزرگت بوده
از طرف الیاهو هاناوی
از طرف الیاهو هاناوی ؟ - درسته، همون فرشته -
این دستگاه خاصه و تنها در زمانهای خاص باید ازش استفاده شه
چرا اونوقت ؟
بگیر بشین
خیلی وقت پیش، در سردترین شبهای زمستان
یه ولگرد اومد در مغازه مارو زد
جد بزرگت بهش پناه داد اونم وقتیکه هیچکس اینکارو نمیکرد
بهش غذا داد، کفشهاش رو تعمیر کرد
صبح که شد، اون ولگرد رفته بود
ولی این دستگاه دوخت جای اون بود
« تـرجمـه از ایمان و مینـا » .:: IM@N & 3OLiCON ::.
«پـینهدوز»
سلام، مکس
،اینا رو برات میذارم کفشهای آلبرت بودن
نباید حیف شن، بفروششون
تو کار فروش کفش نیستم
پالتوش هم اون توئه
خیلی خوشگله، بگیر بپوشش
...خب، من
پالتو رو ببرین خانوم استیونز به دردم نمیخوره
شونزده دلار
حالا کجا رفتی ؟
اوه، نه بابا ؟ دیگه کیا بودن ؟
ممنون
آقا، آتیش دارین ؟
...- نه، من - میبخشید آقا
- شما آتیش داری ؟ - البته
ممنون
مرسی، ببخشید
آره میدونم، به خیال خودش دوست داشتنیه
خدمت شما، دستت درد نکنه
سلام رفیق، حال و احوال ؟
سلام
صبح بخیر، جوون
صبح بخیر، جیمی
آره، مسخرهست
به اونا میگن زوج جذاب
- عزیزم ؟ - بله
- بیا دیگه - باید برم
،اگه یه زمانی بچهدار شن نمیتونی مستقیماً بهش نگاه کنی
تو چطور؟
مکس، کسی رو درنظر نداری ؟
من ؟ نه بابا
باید داشته باشی پسر خوشگلی هستی
شغل خوبی هم داری اون طرف چیزی سر تر از تو نداره
برای خودش راننده داره
چیه، مگه جایی برای رفتن داری ؟
نمیدونم والا
شاید با گذر زمان بفهمم استعدادم تو چه کاریه
تو یه پینهدوزی، کارت همینه
اینکه کار و بار پدرمه
و کار پدر بزرگت، باید افتخار کنی
بله، باید برگردم سر کار
هی، مامانت چطوره ؟ گلابیها رو دادی بهش ؟
دادم، ازت تشکر کرد
...خیلیخب، بهش بگو که
از دست جوونها
سلام
اینجا مغازهی شماست ؟
نه، در اصل برای پدرمه
- ایشون اینجان ؟ - نه، نیست
حقیقتش قصد دارم با تموم مالکین این منطقه صحبت کنم
پدرتون زود بر میگردن ؟
نه، زود بر نمیگردن
بنده میتونم کمکتون کنم ؟
خیلیخب، عذر میخوام، اسمتون چیه ؟
مکس سیمکین
مکس، من "کارمن هررا" هستم
از انجمن رویدادهای محله ایستساید
خیلیخب
...اساساً کار ما حفاظت از
محلهی ایستساید در برابر نوسازی هست
...تلاش ما بر اینه که جلوی بساز و بفروشها رو
در برابر تبدیل کردن این محله
به خونههای تجملاتی و جاهای جزئی
و اجبار برای بیرون کردن مردم عادی رو بگیریم
چطور مجبورشون میکنن که برن ؟
با پول
منظورم اینه که با پول میخرنشون یا اجاره رو میبرن بالا
بنظر شما بابت همچین جایی چقدر بهم میرسه ؟
مهم نیست که
برای من مهمه
مکس، به آدمهایی مثل تو نیاز داریم که بمونن
واسه همینه که این کارها رو میکنیم
خب شاید اول باید میومدین با من صحبت میکردین
که بفهمین من قصد دارم بمونم
آره، حرفت حقه
میدونی چیه ؟ بیا اینجا میخوام یهچی نشونت بدم
دو رو برت رو نگاه کن، مکس
چی میبینی ؟
- شهر رو - دقیقاً
شهر
یه شهر زنده و پویا رو
و مغازه تو بخشی از اونه
چند وقته که این مغازه رو دارین، مکس ؟
چهار نسل
حرف نداره
میبینی ؟ اینجا فقط تفریحگاه پولدارها نیست
برای همهی ماست
اینطور فکر نمیکنی ؟
آره به گمونم
خوبه، خب حالا این رو امضا میکنی ؟
- باشه - عالیه، ممنون
امشب برنامهای داری؟
ببخشید ؟
یه تجمعی هست اگه علاقه داشته باشی
بیا، اینم اطلاعیهاش
آقای سالومن یه پیرمرد بینظیره که تو خیابون گرند زندگی میکنه
میخوان ایشون رو از آپارتمانش بیرون کنن
خیلیخب
دفترمون تو خیابون اورچرد ـه، بهمون سر بزن
جداً باید مشارکت کنی مکس
باشه
خیلیخب
هی، شمارهاش رو گرفتی ؟
قضیه یه چی دیگه یود
مامان ؟
اینجا چیکار میکنی ؟
پرده گوشت پاره میشهها
گلابی نگرفتی ؟
دیروز برات گلابی آوردم مامان، یادته ؟ جیمی داده بود
چرا، به بابا زنگ بزن بگو گلابی بگیره
- باشه زنگ میزنم - پسر خوب
کار چطور بود ؟
کار والا مثل بقیه روزها بود
چرا به اون دختره خانوادهی ابرامویتز زنگ نمیزنی ؟
،آخر هفته ببرش بیرون همیشه از تو خوشش میومد
والا ده سال پیش ازدواج کرد
سه تا بچه هم داره
دختره خوشگلیه
تا دیر نشده باید پا پیش بذاری
Untranslated Line -
باشه، حتماً ولی امشب نه
برای شام آمادهای ؟
آره، غذا تو مایکرویوه
! هی کفاش
یالا، بدو بیا پسر وقت طلاست
چه خبرا پسر ؟ یالا دیگه، دریاب ما رو
باشه حتماً
حال و احوال امروز چطوره پسر ؟ سخت کار میکنی ؟
- بله - جداً ؟ خوبه، خوبه
فشار کار شوخی بردار نیست
سخت کار کن، سختتر تفریح کن درسته بازیکن ؟
خدا به آمریکا برکت بده
از ساعته خوشت میاد ؟
قطعاً
خونه یه کلکسیون دارم که سه برابر این مغازه میارزه
همیشه از رو ساعت طرف میشه شناختش، درسته کفاش ؟
چهار دلار
چهار دلار ؟
نرخش همینه
هرچی تو بگی
داشت یادم میرفت
- میخوام اینا درست شن، کفاش - خیلیخب
میخوای چیکار کنم ؟
، تخت جدید بنداز امشب لازمشون دارم
ساعت 6 میبندیم
وقتی کفشهامو بگیرم میبندی
شوخی میکنم کفاش
ساعت 6 میبینمت
صحیح
مطمئنی امروز نمیتونی بیای ؟
خیلیخب، فردا میبینمت، ممنون
- مکس ؟ - چیه ؟
این پایین چیکار میکنی ؟
از این دستگاه دوخت قدیمی استفاده میکنم یکی خودم خراب شد
این رو نگاه
آره، چیزیه واسه خودش نه ؟
وقتی بچه بودم بابام بهم یاد داد چطوری از این استفاده کنم
و هنوزم کار میکنه ؟
تعجب میکنم ولی داره درست کار میکنه
آره
لو بدم چی میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.