Les 200 premières lignes.
گروهبان رایکر - 1968
کارگردان : باز کالیک
توکیو - 1951
ستاد فرماندهی خاور دور آمریکا دفتر فرماندار مارشال
رایکر؟
کاپیتان یانگ اینجاست
مطمئن نیستم چه مدت طول میکشه
خبرت میکنم
گروهبان رایکر
بیخیال ، سرباز
اما قربان، من دیدم که اون سعی کرد گفتم بیخیال
نمیخوام به من لطف کنی
ساکت میشی یا نه؟
بذارش کنار
میدونی که اون به دلیل خیانت محکوم شده
و قراره دارش بزنن
یه کم تعادل نداره
تو حال خودش نیست
خب ، معلومه که اخبارو شنیدی
من قسمتی رو دوست دارم که سرهنگ مریام و ژنرال بیلی
تو و همسرم رو در آغوش پرمهرش در اتاقش پیدا کردم
اون چیکار کرد؟ کل دوره آموزشی تلقین فکری رو بهت داد؟
پاول ویلیام رایکر ، یه ناجور کلاسیک؟
شکست هر مردی؟
اون 6000 مایل اومد تا با تو باشه ، رایکر
و در نهایت به تو رسید
حالا چطور؟
حتی اگه حقیقت هم داشت ، الان مهم نبود اوه، مهم نبود؟
منظورم اینه که تو در اولین دادگاه منو تحت پیگرد قانونی قرار میدی
تو هیئت منصفه رو متقاعد کردی که من مقصرم
چرا ناگهان تغییر عقیده دادی؟
هیچ اتفاقی نیفتاده که نظرم روعوض کنه
پس چرا سعی می کنی یه آزمایش جدید داشته باشی؟
منظورم اینه چرا الان اینقدر تند از من دفاع میکنی؟
چی تو سرت داری؟
ببین، اگه «آن» همونی بود که من تو ذهنم داشتم
تنها کاری که باید میکردم این بود که یه دفاع ساختگی بکنم و بذارم گیر بیفتی
حالا داری واقعبینانه رفتار میکنی
باشه
صبر کن ، کجا میری؟
میرم یه مشاور پیدا کنم که بتونی بهش اعتماد کنی
فقط یه چیز
" آن " عاشق توئه؟
تو شاهدان قسم خورده داری
که منو همسرت رو با هم پیدا کردن
هرچی بیشتر بگم وضع رو بدتر میکنه
که اتفاقاً ، دقیقاً همان جاییه که الان درش هستی
هر بار که دهنتو باز میکنی
بیشتر شبیه یه خائن هستی
حالا قراره درباره گناه چه کسی صحبت کنیم گناه تو یا من؟
چون تو میتونی ثابت کنی که من گناهکارم
تنها کاری که باید بکنم اینه که باهاش زندگی کنم
اما اگه دادگاه بار دوم تورو مقصر دونست
این تنها چیزیه که همسرت نوشته
عجب وضعیتی داره بخش هشت
وضعیت بخش هشت افتضاحه
من باید با تو بیام چون کس دیگه ای اینو نمیخواد ، درسته؟
اما تو میتونی مثل یهودا باشی
یهودای صاف و زبان گشا
چطور بود؟
راحت
سخت
خب ، خانم رایکر
حالا میتونی شوهرتو ببینی متشکرم
آن ، اون همه چی در این مورد میدونه
درباره اینکه ما کنار هم بودیم؟
سرگرد ویتاکر ، کاپیتان اپلتون برای دیدن سرهنگ پرویس اومدن
میشه بگی اون کجاست؟
سالن پائین ، سرگرد متشکرم
صبح بخیر سرگرد میخواستم با شما در باره
در مورد... عذر میخوام کاپیتان
انتظار داشتی یه مدال کوچیک بگیری؟
تو قانون رو زیر پا گذاشتی رفیق قدیمی
دامنتو چرخوندی
عذر میخوام ، عذر میخوام
ارتش به دامن چرخان فکر میکنه
و غیره و غیره
و حالا ارتش قصد داره بسیاری از ما رو
تحت پیگرد قانونی قرار بده ، درسته؟
خائن ، همسر خائن و من
به چیزی که از خودت ساختی ، میگن پاریا
پاریا ، پاریا ، پاریا ، پاریا
فرانک ، منظورم اینه
راستش فکر نمیکنم از رایکر به درستی دفاع شد
ازش درست دفاع نشد؟
کجا بودی دیوید؟ در کدوم دادگاه شرکت کردی؟
من اینجا نشستم و سرگرد نورتون رو تماشا کردم
که هر ترفندی که در کتاب هست ، بیرون بکشی
خب ، شاید مشکل همین بوده
اون خیلی حیلهگر بود، اما این کار رو نکرد
بار اثبات رو در جایی که باید باشه بر دوش من نذاشت
گذاشت مجبورش کنم تا سعی کنه غیبتشون رو ثابت کنه
خب ، پس خرابش کردی
تو رایکر رو روی جایگاه تیکه تیکه کردی
تو نشون دادی که اون یه دروغگوست و کل داستانش یه جورایی دست انداختنِ از روی ناچاری به هیچه
من نشان ندادم که رایکر دروغگو باشه
فقط یه گوشه گیر افتاده بودم ، ترسیده بودم و از دنیا عصبانی بودم
خب این خیلی بده
میخواستی چیکار کنم
به پزشکی قانونی شکایت کنم و از هر دو طرف پرونده دفاع کنم؟
خب، من فکر میکردم که عدالتی در کاره
انصاف یا یه همچین چیزی
میدونی، میخواستم احساس پیروزی کنم ، و نمیکنم
احساس میکنم یه توستمستر هستم
خب دیوید ، من قصد ندارم در این باره
باهات خیلی جدی صحبت کنم
چون دقیقاً نمیدونم چرا موضوع رو تفکیک میکنی
اما اینو میدونم
که موضوع در حال رفتن به هیئت بررسیه
کارت تمام شده پس دیگه فراموشش کن
نوشیدنی بخورید ، این یک دستور است.
باشه
کاپیتان یانگ؟ بله؟
من آن رایکر هستم
خانم پل رایکر
من کمتر از یک ساعت پیش وارد شدم
درست به موقع برای شنیدن حرفهای شوهرم
که محاکمه ، مجرم شناخته و مجازات شده
ارتش زیاد وقت تلف نمیکنه ، درسته؟
خب ، رویه دادگاه نظامی همینه
حالا تنها چیزی که برای من معنی داره ، کاپیتان یانگ
اینه که شوهرم قراره دار زده بشه
چون به درستی ازش دفاع نشد
بله ، بله ، من استراق سمع کردم
حالا باید عذرخواهی کنم؟
نه ، نه ، مطمئناً نه
اما در باره چیزائی که شنیدی اشتباه نکن
دادگاه محاکمه شوهر شما رو
به طور عادلانه و بی طرفانه انجام داد
و قراره با همین بیطرفی اعدامش کنن؟
چون نتونسته ثابت کنه که بی گناهه؟
خب ، مگه اینم یه نظر نیست؟
همین الان داشتی به سرگرد ابراز علاقه میکردی؟
خب ، نظر من خیلی حساب نمیشه
باید اینو درک کنی
تو معتقدی که شوهر من خائنه؟
متأسفانه ، بله
اما اینم بی ربطه
خب ، کسی باور نکرد
واقعاً باور داری که اون بیگناه بود؟
می ترسم نتوانم پاسخ بدم
حالا لطفاً منو ببخشید
کاپیتان؟
با شوهرم صحبت میکنی؟
برای چی ، خانم رایکر؟
محاکمه تمام شده
از اینجا به بعد، من در اتفاقاتی که میافته نقشی ندارم
اما به نظر خودت از او به درستی دفاع نشده
برو ببینش
اگه قانع شدی که بیگناهه
باید بتونی یه کاری انجام بدی
متأسفم ، راهی نیست
باشگاه افسران
بعدش پلیس به رئیس بانک میگه
حالا که قراره دنبال این صندوقدار بگردیم
مشخصاتش چیه
رئیس بانک یک دقیقه فکر می کنه
بعد میگه ، سرکار اون شش فوت قد داره
و ده هزار دلار کسری
جالب بود
هی مایک ، یه لیوان برای مشاور پر کن
نه ، دوبرابرش کن
مشاور لیاقتش رو داره ، مایک
اون همین الان یکی از دشمنان رو از پا درآورد
خفه شو ، لئونارد
ادب داشته باش ، کاپیتان
اینجا باشگاه افسرانه
دیوید، تو که سرهنگ مریام فرمانده جدید منو میشناسی
ایشون وقتی سرهنگ چمبرز اونو خرید ادارهاش رو به دست گرفت
بله البته من از کار با سرهنگ لذت بردم
میخوام بهت تبریک بگم ، کاپیتان
از طرف ضد اطلاعات صحبت میکنم
به نظرم خیلی خیلی خوب با این قضیهی رایکر کنار اومدی
متشکرم قربان
به حالت عادی برگشتی ، دیوید؟
هیچوقت نمیدونستم ازش دورم ، سرگرد
من خانم رایکر رو ملاقات کردم
همسرش؟
کجا؟
وقتی محاکمه تمام شد در سالن منتظر بود
بله ، منم دیدمش
اون بلونده؟
خیلی خوشگله
اون صحبت های ما رو شنید ، فرانک
از شنیدنش متأسفم
معتقده که شوهرش عادلانه محاکمه نشده
خب ، تو مسئول این کار هستی
امیدوارم درستش کرده باشی
سعی کردو ، اما میدونی
از من خواست با رایکر صحبت کنم
به چه دلیل؟
مطمئن نیستم که خودمو بشناسم
دیوید ، تو تحت پیگرد قانونی قرار گرفتی
متهم به خیانت شدی
تکلیف خودتو انجام دادی
فردا صبح یکی دیگه بهت میدم
بنظرت دارم بهت میرسم؟
بله قربان
بسیار خوب ، اگه هوا پاک شده باشه
شب بخیر میگم
No comments yet. Be the first to leave one.