American Crime Story

American Crime Story

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 2

Informations sur la version

American Crime Story S02E03 HDTV x264-BATV
American Crime Story S02E03 720p HDTV x264-BATV
American Crime Story S02E03 XviD-AFG
American Crime Story S02E03 480p x264-mSD
American Crime Story S02E03 720p HEVC x265-MeGusta
American Crime Story S02E03 HDTV x264-RBB
American Crime Story S02E03 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
American Crime Story S02E03 480p HDTV x264-RMTeam
American Crime Story S02E03 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
American Crime Story S02E03 HDTV XviD-RMX
Un commentaire de Cannibal
█► علیرضا ابراهیمی | LiLMeDiA.TV , NightMovie.TV ◄█

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
XviD
Publié le: 2018-02-02
Téléchargements: 44
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫مِی 1997 ‫تورنتو، کانادا

‫میریم روی آنتن. ‫سه، دو...

‫«مریلین میگلین» کارش رو ‫با رقاصی...

‫در نایت‌کلابِ افسانه‌ای «شِی‌ پاری» ‫در شیکاگو،‌ شروع کرد

‫چندین سال پیش

‫در طی دوران اجراش ‫زیرِ نورهای درخشانِ استیج،

‫فهمید این آرایشش هست ‫که حرف اول رو میزنه

‫و اینطور شد که علاقمند ‫به وسایل آرایشی-بهداشتی شدی

‫به خودم گفتم:‌ «باید وضعیت ‫بهتر بشه»

‫و از اونجایی که نشد، ‫خودم دست به کار شدم

‫باعث افتخار ماست که ‫امروز، شما مهمان ما هستید...

‫- اوه، ممنونم ‫-... تا درباره‌ی

‫پرفروش‌ترین دسته‌ی عطرها، صحبت کنیم: ‫«فرمون»

‫- قطعاً ‫- خب، من یه جا خوندم که...

‫- که شما انقدر زیاد عطر فروختید... ‫- اوه، عزیزم

‫...که الان بهتون لقبِ

‫ملکه‌ی عطر رو دادن

‫بله درسته، ولی ‫من از هیچی شروع کردم

‫فقط یه ایده، و اشتیاق ‫زیاد برای کشفِ اینکه

‫حقیقت عطر درباره‌ی چیه

‫خب درباره‌ی چیه؟ ‫به بیننده‌هامون بگید

‫عطر دربار‌ه‌ی بدن‌های ماست...

‫که بدون استفاده از لغات ‫با هم حرف بزنن

‫با میگلین‌ها تماس گرفتین

‫«لی»؟ نمیدونم کجایی

‫من هنوز تو فرودگاهم، ‫ولی بیشتر از این نمیتونم صبر کنم

‫الان میرم یه تاکسی بگیرم

‫لی؟

‫مریلین؟

‫یه مشکلی پیش اومده

‫برید بیرون. ‫به پلیس زنگ بزن

‫لی؟

‫گاراژ رو بررسی کردین؟

‫من میرم

‫همین‌جاست

‫همین‌جا صبر کنید

‫لکسوسِ‌شون نیست

‫می‌دونستم

‫ «داستان جنایی آمریکایی» ‫ قتل جیانی ورساچی

‫ یک هفته قبل

‫شیکاگو، ایلینوی

‫خُب، من و لی همیشه علاقمند به

‫آموزش و تحصیلات بودیم

‫و ایده‌مون این بود که به ‫هر کدوم از خانم‌های علاقمند

‫که در ابتدای دوران ‫شغلیشون بودن،

‫یه مربی در زمینه‌ی خاص ‫خودشون بدیم

‫شما دو تا همیشه انقدر

‫تو زندگی هم سَرَک می‌کشین؟

‫اوه، خدای من...

‫لی کمکم کرد اولین بوتیکم ‫رو نقاشی کنم

‫خیابان «110 ایست اوک»

‫و من هم اگر مریلین نبود، ‫هرگز اینجایی که الان هستم...

‫نبودم

‫نمیتونم تصور کنم کجا می‌بودم

‫ولی حتماً سر یه میز این ‫شکلی نبودم، اینو مطمئنم

‫خُب، باعث افتخار منه که ‫شما رو دوست خطاب کنم،

‫و خیلی هم ناراحت نمیشم اگه

‫برام اعانه جمع کنید

‫باید یقه اینو بگیری. ‫باید یقه اینو بگیری

‫لطفاً، هیچوقت تصمیم نگیر ‫منو بپیچونی

‫چون تو گفتی باشه...

‫ گاهی اوقات گفته میشه که

‫«رویای آمریکایی» نابود شده

‫ولی من میگم، همسرم، لی، رو نگاه کنید

‫در خانواده‌ی هفت فرزندی، پدرش ‫کارگر معدن زغال‌سنگ در ایلینوی بود

‫اون کار خودش رو با فروختنِ

‫خمیر پنکیک آماده

‫پشت یه وانت داغون قدیمی، شروع کرد

‫ولی امروزه، لی، 300 هکتار ‫زمینِ تجاری

‫توی ایالت‌های غربِ میانه داره

‫اون ساختمان کانون وکلای شیکاگو رو بنا کرد،

‫پاساژ 45 طبقه‌ی «مدیسون»،

‫دفترهای مرکزیِ جهانی هتل «هیات»،

‫و از اونجایی که این‌ها براش کافی نبود،

‫اون کمکم کرد من به رویاهام برسم

‫اون همدمِ من

‫به‌معنای واقعیِ کلمه‌ست

‫و حتی فراتر از اون که ‫در لغت نمی‌گنجه

‫اون یه پدر شگفت‌انگیز،

‫و یه همسر فوق‌العاده‌ست

‫و من با افتخار و بدون اغراق، ‫عنوان می‌کنم،

‫که «لی»، «رویای آمریکاییِ» منه

‫خانم‌ها و آقایان، لی میگلین

‫تازه بامزه‌ هم هست

‫ممنونم،‌مریلین

‫ممنونم دوستان. ‫ممنون که تشریف آوردین

‫فکر کنم خوب پیش رفت

‫- خیلی خوب ‫- و ...

‫از معرفیت خیلی خوشم اومد

‫انتظارشو نداشتم

‫یادته بوتیک خیابون «اوک» رو چه رنگی کردیم؟

‫چه رنگی؟

‫اون واسه سال‌ها پیشه

‫صورتیش کردیم

‫لی هستم

‫اندرو هستم

‫چند روزی رو تو شیکاگو می‌مونم

‫یه لحظه گوشی دستت

‫ادامه بده

‫ لی‌، خونه‌ای؟

‫ آره

‫برای وقتی که نیستم برنامه‌ت چیه؟

‫اوه، خُب، من... باید ‫حساب‌هاتو سر و سامون بدم

‫تا وقتی برگردی، درستشون می‌کنم

‫و ... یه سری به «پُل» میزنم...

‫و، میرم به...

‫میرم دفتر

‫من...

‫میرم سر کار دیگه، مریلین

‫میرم سر کار

‫برنامه‌ام اینه

‫مگه همیشه اینطور نیست؟

‫چی شده؟

‫اگه دوباره فازِ دپرسی برداشتی،

‫چرا با من نمیای؟

‫خوشحال میشم باهام بیای

‫واقعاً؟

‫البته

‫من بهت خیلی افتخار می‌کنم

‫خودت هم میدونی، مگه نه؟

‫من... هیچوقت نمیتونم ‫روبروی اون دوربین‌ها قرار بگیرم

‫خب،‌ میخوای باهام بیای یا نه؟

‫نه، دارم مزخرف میگم

‫خب، پا شو. ‫دیرمون میشه

‫بیا

‫ممنون

‫سعی خودمو می‌کنم

‫سعی خودمو می‌کنم

‫بیا تو ‫بیا تو

‫اندرو

‫توقع نداشتم بیای اینجا

‫منم همینطور

‫برای چی اومدی شیکاگو؟

‫کار

‫دفعه بعدی، قبل اومدن یه ‫هشدار بدی، خوبه

‫خیلی شانس‌ آوردم که ‫خونه خالیه

‫مریلین کی برمی‌گرده؟

‫یکشنبه صبح

‫پس وقت داریم

‫میتونی شب رو بمونی؟

‫میشه پرده‌ها رو بکشی؟

‫خیلی وقته که میخوام

‫اینا رو بهت نشون بدم،

‫ولی فرصتش پیش نیومده

‫«اسکای‌‌نیدل»

‫وقتی کامل بشه،

‫میشه بلندترین ساختمون جهان

‫همینجا توی شیکاگو

‫125 طبقه

‫595 متر

‫برای تو ـه؟

‫این... غرور من،

‫و تعصبِ منه

‫اوه، فقط چندتا بلوک اونورتر از

‫برج‌ِ «سیرز» داری می‌سازیش

‫ولی 152 متر بلندتر

‫سکوی بازدید هم داره؟

‫البته

‫وایسا،‌ پس...

‫پس می‌تونی از اونجا سکوی بازدید ‫برج «سیرز» هم ببینی؟

‫اینجوری که کسب و کارشون کساد میشه

‫وقتی میتونی بری بالاتر وایسی...

‫چرا باید بری اون پایین؟

‫هیچوقت اینطوری بهش ‫فکر نکرده بودم

‫بیخیال، دقیقاً همینجوری ‫بهش فکر کرده بودی

‫من تصور کردم که دارم ‫توی آسانسور بالا میرم...

‫با خانواده‌ها و بچه‌ها ‫میرم اون نوک،

‫همگی از لذت می‌بریم،

‫لذت می‌بریم از اینکه نوکِ

‫بلندترین برج جهان وایسادیم

‫اونا نمیدونن من کی‌ام

‫پس میتونم کنارشون گشت بزنم، ‫حرف‌هاشونو گوش کنم

‫ولی این اتفاق هرگز نمی‌افته؟

‫نه...

‫بهت قول میدم می‌افته

‫زمینش رو کَندین؟

‫هنوز نه

‫بخشِ مالی؟

‫نه

‫برج «میگلین»

‫نه، بهت گفتم که اسمش چیه

‫برج میگلین چه ایرادی داره؟

‫اسمش «اسکای‌نیدل» ـه

‫میخوام مردم رو تحریک کنه ‫که تا نوکش برن

‫موضوع برجه، نه من

‫معلومه که موضوع تویی

‫اون...

‫اون بلندترین برج دنیاست

‫باید اسمش برج لی میگلین باشه

‫نه... قضیه این نیست

‫پس برای چی داری اینا رو ‫به من نشون میدی؟

‫فکر کردی انقدر بیکارم ‫که کُل شب رو وایسم

‫و گوش بدم که چقدر خفنی؟

‫یه مرد بزرگ با یه برج بزرگ

‫برج عظیم و بی‌ادعای لی میگلین، ‫برای سالیان سال...

‫موجب بهت و حیرت و تاثیرگذاری روی بچه‌ها میشه

‫فکر کردی میخوام اینا رو بشنوم؟

‫نیازی نیست دربارش حرف بزنیم

‫نه،‌ نیازی نیست

‫میفهمم هدفت چیه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left