Les 200 premières lignes.
آنچه در قسمت قبل گذشت
چطور دوست داری بهبود پیدا کنی؟
از یاد آوردن خاطرات گذشته حالم بهم خورد
هر کسی دوران کودکی خودش رو داره
تو دختر خوشگلی هستی
ما هستیم من دختر تو هستم
من یادم نمیاد تو رو به دنیا آورده باشم
تو همین الآنشم ستاره هستی
فقط افراد مهم نمیشناسنت
مطمئنم اونا پیداش میکنن
اسمت چیه؟
مرلین
این چیزی نیست که خدا می خواد با زندگیت بکنی
خب امیدوارم از من راضی باشی
این یک تجارت گناهآلوده
افراد تو این تجارت اونا گمرات میکنن
(Low hum of chatter, slow jazz music playing)
از طرف آقایی که پشت بار نشستن قربان
بازم میخوای فیلیس؟
همم... چند وقته اونجاست؟
دو ساعتی می میشه آقای دیماجیو
طرف کیه جو دیماجیو رو منتظر گذاشته؟
میشه لطفا؟
از وقتی بازی نمیکنین بیس بال مثل قبل نیست
متشکرم
برامون مشروب بیار لطفا
(Loud commotion, excited murmurs)
سلام سلام
مرلین اوه سلام جولی
اوه
از دیدنت خوشحالم جو
مرلین... خواهش میکنم
یه بطری دام
بله قربان حتما
از کجا میدونی شامپاین میخورم
خب، خیلی چیزا راجب به تو میدونم
امیدوارم خوباشو بدونی
یکم راجبت فضولی کردم
دیر کردم؟
تو خیلی زیبایی
ممنون
تو هم خیلی خوش تیپی
امیدوارم من رو ببخشی ....ولی
راستش من راجب به فوتبال چیزی نمیدونم
اگه تو خیابون میدیدمت فکر میکردم کارخونه داری
یا نماینده کنگره هستی
ام... من هیچ کدوم از عکساتو ندیدم
خب، حالا میتونی تماشا کنی
میتونیم از صفر شروع کنیم
آخه اولین باری که اسمم رو روی یه بیلبورد دیدم
داشتم توی خیابون هالیوود رانندگی میکردم
زدم کنار چون میخواستم
بفهمم جریان چیه
فکر کردم حتما اشتباه شده
اشتباهی در کار نیود
خلی حرف میزنم نه؟
وقتی عصبیم همیشه پرحرفی میکنم
به خاطر چی عصبی هستی؟
نکنه جلوی دوربین عصبی میشی؟
من قبل از اینکه برم جلوی دوربین
...آره عصبی میشم ولی
وقتی دوربین شروع به کار میکنه
همه چی عادی میشه
تو قبل از اینکه بری توی زمین عصبی میشی؟
من بازنشستم
ولی هنوز جوونی
Joe:
دیگه نمیتونستم مثل قبل بازی کنم
دلم نمیخواست مردم منو اونطوری ببینن
هممم
اوه، بقیه کجا رفتن؟
1:10 هست
جدا؟
چه زود گذشت
....من آه
باید ساعت شش گریم بشم
منم تو knickerbocker هستم
فرم میکنی بتونی منو بدزدی؟
واقعا فکر میکردی فوتبالیست بوده؟
باورت میشه؟
نه،نمیشه
من همش دور و بر ستاره های
سینما بودم
سعی میکردم خودم رو نشون بدم
من عاشق شده بودم
ما جادویی بودیم
ممنون
عصر بخیر خانم گریس
Grace:
...اوه
بذار یه دقیقه استراحت کنم
منم همین طور
(Tired exhales, labored breathing)
حالت خوبه؟
جو هیچی راجب به ازدواج بهت نگفت؟
به نظرم خیلی خجالتی هست
دوسش داری؟
آره
چی شده خاله گریس؟
چیزی نیست فقط خسته شدم عزیرم
نه. یه چیزیت هست
میشه یه لیوان آب بهم بدی؟
لنا
میشه یه لیوان آب بیاری؟ ممون
یه چیزیت هست ولی به من نمیگی
سرطانه
اوه...نه باهاش میجنگیم
بهترین دکترا رو برات میارم
خواست خداست
به این اعتقاد داری که درد و مرض خواست خدا نیست؟
نه کار خدا نیست
....و به دردم اعتقاد نداری
....به دردم اعتقاد نه
اوه
میبینی خدا چه کارایی میتونه بکنه؟
...خاله گریس
اوه
میدونی منو چقدر خوشحال کردی؟
...اگه من مادر تو بودم
خیلی بهت افتخار میکردم
اکران اول یکی از فیلم هام ماهه دیگه هست
برات یه لباس میخرم
...یه لباس
کلا سفید
به وایتی میگم آرایشت کنه
خیلی خوشگل میشی
دیگه کسی به من نگاه نمیکنه
ستاره میشی
بیا اینجا
(Lighter snicks and clicks shut)
خودکشی کرد
با مصرف زیاد باربترو
بعد از اون همه سال پیروی از دین
خودش رو با دارو کشت
بعد از اون ماجرا چه حسی داشتی؟
(Sighs, lighter snicks)
مادر خونده هام همه مردن و رفتند
ولی مادرم نرفت اون پیشم موند
خب بگو چه حسی داشتی؟
مثل همیشه بود
تنها عصبی با احساس گناه
ولی بعد بهش افتخار کردم
اون تصمیم خودش رو گرفته بود
اگه زندگی اینه چرا باید ادامه بده؟
یعنی به نظر تو کارش درست بوده؟
صد در صد
فردای آدم باید بهتر باشه
اگه من... به این اعتقاد نداشتم نمیتونستم بمونم
توی اون دوره جو چطور بود؟
دیگه از اون بهتر نمیشد
....جو متاسفم
کارگردان دائم فیلم نامه رو تغییرات احمقانه میداد
فیلم برداری یه جای دور افتاده بود
نمیتونستم تلفن پیدا کنم میدونم شاممون رو خراب کردم
بابایی کاری ازدستم بر نمیاد
باهام ازدواج میکنی؟
چی؟
از همون لحظه ای که دیدمت
اوه مسیح
فهمیدم همونی هستی که من میخوام
در واقع از همون لحظه اول عاشقت شدم
دوست دارم مرلین
و از این حرفا بلد نیستم
تو عالی هستی
باهام ازدواج کن چی میگی؟
یعنی واقعا؟ میخوای باهام ازداج کنی؟
دلم میخواد خوشحالت کنم
اگه بهم فرصت بدی اینو بهت قول میدم
اوه عالیه
ولی ما با هم فرق داریم خیلی فرق داریم
نه فرق نداریم مرلین
هر دومون یه چیز رو میخوایم
یه خونواده یه زندگی مشترک
این اینا همش زرق و برقه
هیچی نیست هردو اینو میدنیم
من یه خونه میخوام یه خونه واقعی با تو
میذاری یه خونه بهت بدم؟
آره آره
آره؟ آره
ظهر بخیر عزیرم
...جو عالیه
گفتی ظهر بخیر؟
اوه دیرم شده
من الآن باید استودیو باشم
نگران نباش به زانک زنگ زدم
و گفتم امروز مریضی
ولی نیستم مهم نیست
این کارم غیر حرفه ای هست
ترتیب کارا رو دادم
این شغل منه
خیلی ازت کار میکشن
زنگ ساعت رو خاموش کردی؟
نباید این کار رو میکردی
مرلین خیلی خسته ای
قرصا رو برای همین درست کردن
عزیزم تو قرص لازم نداری باشه؟
تو کسی رو میخوای که دوست داشته باشه
و مراقبت باشه
من برای همین اینجام
...اما جو تو نمیتونی فقط
No comments yet. Be the first to leave one.