Cobra Kai

Cobra Kai

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 6

Informations sur la version

Cobra Kai S06E03 Fa
Cobra Kai S06E03 NF WEBRip
Un commentaire de Mohammadrasool Nobahari
🆔 محمدرسول نوبهاری | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Publié le: 2024-07-19
Téléchargements: 164
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫ فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫ FilmKio@

‫«ترجمه از محمدرسول نوبهاری»

‫بهتره امیدواری باشی پسر باشه. ‫دختر بزرگ کردن کابوسه.

‫وای. ممنون مامان.

‫بیا. بذار کمکت کنم.

‫اوه، مرسی.

‫فکر نکنم هیچ‌وقت بهش عادت کنم.

‫بهتر از اینه که بخوان هی ‫به پر و پای هم بپیچین.

‫آنتونی، بیا اینجا ببینم! ‫این بچه پررو هرچی شیرینی بود رو خورد.

‫ببخشید آماندا سان. ‫نصفه شب گرسنم شد.

‫تو دوازده تا شیرینی خوردی؟

‫سایز مینی بودن. ‫یعنی خیلی کوچیک. اندازه یه لقمه.

‫آره، می‌دونم «مینی» چیه.

‫می‌دونی، آخه... ‫اینو ببر... پذیرایی.

‫راحت باش، برو ناراحت نمی‌شیم!

‫آقا آخر هفته پرواز داره ‫که بره تری سیلور رو بترکونه،

‫بعدش سه ماه دیگه هم می‌مونه.

‫عادیه، نه؟

‫هی. هی، این‌ها واسه مهمونین.

‫فقط یدونست.

‫از کی تا حالا تو فقط یدونه می‌خوری؟

‫دوست داری پسر باشه یا دختر؟

‫آه، هرچی بود خوبه.

‫یکم طول کشید بهش برسم، اما من ‫پسرها رو بلدم، دخترهام آسونن.

‫من خیلی تو این مورد ‫مطمئن نیستم جانی.

‫حالا هر چی. دخترا عاشق منن.

‫هه هه. موفق باشی.

‫کی نیم ساعت زودتر اومده؟

‫کی بود؟

‫کسی نبود. فقط این بود.

‫وایسا. می‌شنوی؟

‫این... صدای ساعته؟

‫کریس.

‫بی‌خیال. فکر می‌کنی کریس ‫با یه بمب تو دستش وارد پست میشه؟

‫اون یه مار کبرای زنده رو ‫تو نمایندگیت ول کرد.

‫شنیدم که هیچوقت ‫اون لعنتی رو نگرفتین.

‫مارگیرـه گفت که احتمالـ... ‫اصلا بحث این نیست.

‫سیلور چطور؟ ازش برمیاد که ‫حرکت‌های تروریستی‌ای مثل این بزنه.

‫تکونش نده! ‫ممکنه بمب رو فعال کنه.

‫مرتاگ رو تو فیلم ‫«اسلحه مرگبار ۲؟» یادته؟

‫کلید اینه که به طور کامل... ‫بی‌حرکت... بمونی.

‫من شیرینی‌ها رو دوباره مرتب کردم.

‫الان دیگه سینی متعادله.

‫بسته زود رسید.

‫- به گمونم دختره. ‫- نمی‌تونم واسه دیدنش صبر کنم.

‫و واسه اینکه باباش رو ببینه.

‫دختره!

‫اوه.

‫من بابای یه دخترم. ‫تو داداش یه دختری.

‫دنیل کجاست؟

‫اوه، آره، اوه...

‫بهش گفتم تکون نخوره.

‫من واسه این چیزا خیلی پیرم.

‫«کبرا کای»

‫توانایی‌های شاگردان من بسیار ‫فراتر از چیزیه که شما در آمریکا داشتید.

‫تمرینات ما اینجا شدیدترـه.

‫دقیق‌تر.

‫و مطالبه‌گرانه‌تر.

‫اسم این ترکیب رو چی گذاشتید؟

‫«کوکسا گونگ گیوگ» (به زبان کره‌ای)

‫«حمله‌ی افعی»

‫برای نفوذ کردن، حتی به ‫پیشرفته‌ترین دفاع‌ها، طراحی شده.

‫و وقتی به درستی اجرا بشه،

‫سر حریف رو آسیب‌پذیر خواهد کرد.

‫یون دوجین.

‫خونوادش نسل‌ها ‫در «دوجانگ» ما آموزش دیدن. ‫(دوجانگ: محل انجام تمرینات رزمی)

‫اون نشان «گوم‌بجی» رو به تن ‫داره، چون بهترین شاگرد ماست.

‫هرچی از یون بخوای،

‫اون به بهترین شکل اجراش می‌کنه.

‫چشمگیره.

‫اینطوری باید انجامش داد! اینطوری!

‫کوون جه‌سونگ! ‫تو درس رو دنبال نکردی.

‫وقت تلف کردنه.

‫مستقیم برو سراغ سرش.

‫سر نباشه، مبارزه نیست.

‫میانبر نداریم.

‫و به خاطر سرپیچیت،

‫یه تکلیف جدید خواهی داشت.

‫هرچی که هست، ‫من می‌تونم از پسش بربیام.

‫مطمئنم که می‌تونی.

‫برو دستشویی پدربزرگم رو تمیز کن.

‫برگردید به تمرین!

‫کووان همیشه دردسر ساز بوده.

‫سرکشیش باعث حواس‌پرتیه.

‫یه تیم همیشه به اندازه‌ی ‫بهترین مبارزش قویه.

‫استاد کیم منو به چالش کشیده ‫تا به بهترین عملکرد برسونمشون.

‫من این «حواس‌پرتی» ‫شما رو درست می‌کنم.

‫خب خب، حرکت رو یاد گرفتید. ‫بیاید ببینیم چطور ازش استفاده می‌کنید.

‫آماده‌ی مبارزه.

‫آماده؟

‫فایت!

‫بجنبید، مبارزه کنید.

‫این چیه، رقص باله‌ست؟ ‫کافیه. حالت مبارزه.

‫- بیست و پنج تا مشت معکوس. آماده؟ ‫- بله سنسی.

‫- شروع. ‫- هی!

‫دوست دختراتون خراب شدن.

‫شماها چه غلطی کردین؟

‫ما هیچ کاری نکردیم. ‫فقط... الان با هم دوستن.

‫آره، از جنگ رسیدن به جنگ سرد ‫و بعد هم دوستی.

‫آره، بیشتر با «تخمی جنگیدن» دوست شدن!

‫هی! هی!

‫سنسی، متوجه‌ام که مسئله‌ی ‫میاگی‌دو اجتناب از درگیریه،

‫اما اگه قرار باشه تو تمرین ‫سخت تلاش نکنن،

‫چطور می‌تونن ما رو توی مسابقات ‫به پیروزی برسونن؟

‫نمی‌رسونن.

‫بقیه پارشون می‌کنن.

‫خب، فردا روز بزرگیه بچه‌ها.

‫بالاخره می‌فهمیم کدوم ‫کشور میزبان سکای تایکای‌ـه.

‫آلمان باشه خوبه. ‫بابام ماه دیگه اعزام میشه اونجا.

‫اوه ایول.

‫شرط می‌بندم تایوانه. می‌خوام برم ‫رستوران «دین تای فانگ» عشق کنم. ‫(رستوران زنجیره‌ای غذای چینی)

‫- تو گلندیل هم دین تای فانگ هست. ‫- ناموساً؟

‫هی! هی!

‫عاشق بوی کاراته تو بعد از ظهرم.

‫فکر کنم بوی لجن حوضه.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫دخترت الان یه ضعیفه‌ی بی‌عرضه‌ست. ‫نیکولز هم همینطور.

‫آخرین باری که چک کردم، میاگی‌دو ‫به معنی مبارزه مثل دو تا دختر نیست.

‫- منظورم رو می‌فهمید. ‫- قطعاً.

‫- فکر کردم گفتی دخترا راحتن. ‫- هستن.

‫باشه پس، بابای دختر.

‫از جادوت استفاده کن.

‫باید خوب پیش بره.

‫لی. زنگ بزن به بابات. ‫بهش بگو امشب مهمون دارید.

‫کاش می‌تونستی ‫این رو ببینی آقای میاگی.

‫یه باشگاه کامل، پر از بچه‌هایی ‫که درس‌های تو رو یاد می‌گیرن.

‫تشک جدید نیازه.

‫تشک تمپورپدیک. خیلی راحته.

‫تمومه دیگه؟

‫آره... هنوز هم جمع کردن وسایل ‫آقای میاگی یه جوریه، اما...

‫اگه قراره کسی بیاد اینجا، ‫خوشحالم که اون چوزن باشه.

‫اوه، سیگنال سلولی خوب نیست.

‫میاگی‌سان اینترنت فیبر نوری نداشته؟

‫قطعاً یکم قدیمیه، اما یه چیز موقتیه

‫تا بعد از مسابقات که به ‫اوکیناوا برگردی، درسته؟

‫اوه، به اوکیناوا برنمی‌گردم.

‫بیا. کمکم کن تخت جابجا کنیم.

‫باشه. برو.

‫این چیه؟

‫این متعلق به میاگی‌سان بوده؟

‫باید مال اون باشه. ‫اون... اون اینجا رو ساخت.

‫من مطمئنم که همه‌ی شما کنجکاوید ‫که بدونید بازدید کننده‌ی ما کیه.

‫سنسی کریس یکی از ‫قوی‌ترین سنسی هاییه

‫که تا به حال در این ‫دوجانگ تمرین کرده.

‫دعوت‌نامه‌ای برای ما آورده

‫تا بتونیم قدرت‌مون رو در برابر ‫بهترین مبارزان جهان آزمایش کنیم.

‫شما کمال احترام و توجه خودتون رو ‫به ایشون نشون خواهید داد.

‫فهمیدید؟

‫بله سنسی!

‫خیلی وقت پیش شاگردی داشتم.

‫من اون رو طوری تعلیم دادم ‫که بهترینِ بهترین‌ها باشه.

‫اون مقتدرانه هر حریفی که روبه‌روش ‫قرار می‌گرفت رو شکست داد.

‫سرنوشتش این بود ‫که قهرمان جهان بشه.

‫و بعد، یک روز...

‫همه چیز تغییر کرد.

‫شکست خورد...

‫از یه نیم‌وجبی کوچیک ناچیز

‫با شاید شیش هفته تمرین.

‫و چرا شکست خورد؟

‫چون این حریف قلب بیشتری داشت.

‫پس، به نظر شما...

‫چطور حریفی رو که قلب ‫بیشتری داره شکست بدیم؟

‫- با تمرین بیشتر سنسی. ‫- نه.

‫- حمله‌ی بیشتر سنسی. ‫- غلطه.

‫خودت هم قلب داشته باشی سنسی.

‫یا با یه لگد محکم به دنده ‫قلبش رو از کار بندازی.

‫تو حرف نزن!

‫کووان بودی، آره؟

‫به نظر می‌رسه منو جدی نمی‌گیری.

‫شاید... باید بهت نشون بدم ‫که چقدر جدی‌ام.

‫دوون باشگاه کاراته‌ی خونگی داره؟

‫نمی‌دونم. اما من احتیاطی ‫کفش ضد آب پوشیدم

‫اگه جانی خواست ما رو توی ‫نهر آب، یا... باتلاق شنی بندازه.

‫اومدین.

‫ما تو زیرزمینیم.

‫به «میاگی‌دوـه پس از تاریکی» ‫خوش اومدید.

‫- فکر نکنم خوب باشه اسمش رو این بذاری. ‫- «شب‌های میاگی‌دویی»؟

‫نه.

‫«شب‌های تاریک»؟

‫وایسا ببینم. این یه مهمونی ‫شب‌نشینی دخترونست؟

‫من تا حالا از این مهمونی‌ها نداشتم.

‫نمی‌دونستم شماها لاک چه رنگی دوست دارید، ‫واسه همینم همشون رو آوردم.

‫گفتم از اونجایی که شما ‫دو تا الان با هم دوستید،

‫می‌تونیم یه دورهمی ‫دخترونه داشته باشیم.

‫- با تو؟ ‫- آره خب. من الان بابای یه دخترم.

‫کلوچه و تامپون و همه چیز آوردم.

‫خیلی‌خوب بیاید داخل. ‫یه کیسه خواب بردارید.

‫اونی که روش نوشته «آقای تی» مال منه.

‫سنسی، من شکایت نمی‌کنما، و می‌دونم ‫که شما تم‌های جذاب رو دوست دارید، اما

‫مطمئن نیستم که چطور شب اینجا خوابیدن‌شون ‫کمک می‌کنه تا باز با به اوج برگردن.

‫دوستی‌شون باعث شد ‫صلابت‌شون رو از دست بدن.

‫اون‌ها به ناسازگاری نیاز دارن.

‫قبلاً در مورد شب‌نشینی‌های ‫دخترونه‌ی اَلی شنیده بودم.

‫یه‌سره دراما.

‫یه مشت دختر دبیرستانی رو بذار تو یه ‫زیرزمین، یکم شایعات رو بهش اضافه کن،

‫خیلی زود چیزی داری که ‫«صورت‌زخمی» رو شبیه «بامبی» می‌کنه.

‫آقای میاگی این رو مخفی نگه داشته،

‫پس باز کردنش تجاوز به ‫حریم خصوصیه. درسته؟

‫شوخی می‌کنی؟ باید بازش کنیم.

‫واقعاً ممکنه از کنجکاوی بمیرم.

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left