Ang unang 200 linya.
...آنچه در «خانم نظافتچی» گذشت
میخوام بهت کمک کنم
روبراهی؟
!رابرت
دکترها گفتن ایست قلبی داشتی
بهشون بگو دوباره آزمایش بگیرن
و همه چی رو چک کنن
کمدار ما رو پیش مایا فرستاد
گفت خبر داشت که اون یه خبرچینه
اگه بهش شلیک نمیکردم اون تونی رو میکشت
کمدار توی ساحل غربی دوباره برگشته به
قاچاق انسان، مواد و فاحشگی
اگه اون رو بکشیم، میتونیم چندتا از
گروههاش توی وگاس رو منحل کنیم
برادرزادم خیلی تب کرده
و یه ساعت پیش بالا آورد
اسناد بیمه و شماره شناسنامه
داروی جدید رو گرفتی؟
تجویز این دارو غیر قانونیه
پسرش رو نجات بده
خدمات اجتماعی همراه لوکا هست
!پسرم رو از من دور نکنید
میشنوید چی میگم؟
اون رو آزاد کنید. ربطی به قضایا نداره
سوار ماشین شو خانم - من اون دستگاه رو برداشتم -
صبر کنید
چی شده؟
گرت؟
گرت میلر مأمور اِفبیآی هستم
به چه دلیل دستگیر شدن؟
،به خطر انداختن کودک
تجویز داروی غیر قانونی
و دزدی از وسایل بیمارستان
چه گندی زدی تونی؟
ما از هیچی دزدی نکردیم
واسه لوکا نیاز داشتیم
داره درمان میشه و جواب میده
بهشون بگو ما رو آزاد کنن
دکتر دلا رزا یه کارگزار فعال
توی پروندۀ فدرال هست، پس باید آزادش کنید
سابقهای پیش دادستان آمریکا نداره
میتونید از کارآگاه ویلیامز بپرسید و مطمئن بشید
پس فیونا چی؟
...جناب افسر اگه میشه
اگه مجوز برای اون ندارین با من میاد
ببریدش
خب بریم - نه -
لطفاً نذار من رو ببرن
خواهش میکنم. بچهها بهم احتیاج دارن
!گرت، حرفی بزن
واسه حل کردنش زمان میخوام
!گرت - وای خدا -
نه
...من اصلاً
خواهش میکنم
!نزدیک من نیا
!دست به من نزن
!من تو رو مسموم نکردم
پس اون دارو چطوری رفت توی بدنم؟
نادیا، بذار بیام تو
میخوام باهات صحبت کنم
جوزف، بذار برم. خواهش میکنم
میدونی که نمیتونم
لطفاً بذار برم
میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم
با اَجی مَجی گفتن حل نمیشه
تو من رو آزاد کردی
بله به عنوان مخبر خودم
،مادامی که با کمدار همکاری میکنی
نمیشه هی درخواست آزادی کنی
پس اگه تو رو مطلع کنم
تو دستگیرش میکنی و فیونا آزاد میشه؟
صبر کن ببینم
چه اطلاعاتی ازش داری که بمن نگفتی؟
تونی
بهت گفتم که اون کمکم کرد
تا یه داروی آزمایشی از مانیلا بیاره
همون که باعث شد فیونا دستگیر بشه؟
چیزی که بهت نگفتم این بود که منم با اون رفتم
به مانیلا؟ - آره -
و داروهای بیشتری گرفتیم تا فقط مال لوکا
چقدر بیشتر؟
یه محموله خیلی بزرگ
فکر میکردیم فقط قرار بود دارو بیاریم
ولی یه عالمه مرفین هم قاچاقی آورد
لعنت بهش تونی
با همین میشد دستگیرش کرد
چرا هیچی به من نگفتی؟
حالا اون گوساله میره تو کار خرید و فروش
میدونم
اون محموله الان کجاست؟ - نمیدونم -
افراد کمدار دیروز اومدن
جابجاش کردن
اگه به اون داروها دسترسی پیدا کنیم
میتونم تا آخر عمر زندانیش کنم
ولی تو باید شهادت بدی
نمیتونم
میره پیش خانوادهم
ازتون مراقبت میکنم
داروها رو میگیریم، تو هم شهادت بده باشه؟
میتونم باهاش فیونا رو آزاد کنم
مکان خانوادهت رو تغییر بدم
هویتهای قانونی بهتون میدیم
واقعاً؟ - آره -
اگه کمدار رو زندانی کنیم آره
ولی این نقشه دو طرفهست
اگه چیزی ازم قایم کنی، نقشه خراب میشه
دستگیر شد؟ چطوری؟
دستگاه تنفس واسه لوکا میخواستم
ولی اجازه ندادن به ما
به خاطر داروی جدید که
هنوز تأیید نشده
و خودمون رو تو دردسر انداختیم
و تقصیر من بود
پس تو چطوری آزاد شدی؟
میشه ما رو تنها بذارید؟
میخوایم ببینیم چه خبره
من با مأمور افبیآی قبلاً همکاری کردم
چی؟
به مامانت کمک میکنه آزاد بشه
ما رو قبلاً از پاسگاه پلیس آورد خونه
مرد خوبیه
خیال میکردم فقط یه دوسته
چرا نگفتی مال افبیآی بود؟
چون چیزی نیست که دربارش باید حرف بزنم
اون به مامانت کمک میکنه
یعنی همه جز من خبر داشتن؟
اون میخواست به ما کمک کنه، خب؟
من دیگه بچه نیستم
باید بهم میگفتی
جز، جز! بیخیال
مشکلی برای فیونا پیش نمیاد
میخوام خیالت رو راحت کنم
بهتره اینطور باشه
چون به نظر میرسه تقصیر تو بوده
من اون دستگاه رو واسه لوکا نیاز داشتم
یعنی دزدیدیش؟
،تا زمانی که تن به انجام این کارها بدی
به این خانواده بیشتر آسیب میزنی
میرم به دخترم سر بزنم
خب ما ساختمون کمدار رو
زیر نظر داریم تا ببینیم نادیا هست یا نه
اگه هست باید بیرونش کنیم
قبل از اینکه نقشه بهم بریزه - نه -
تا داروها رو نگیریم نمیشه حرکتی زد
نمیدونید داروها رو کجا برده؟ - نه -
چرا فکر کردی با دزدی از کمدار
میتونی از قسر در بری؟
فکر میکردن میمیره
با اونا میتونم شهادت بدم، نه؟
،نه. بدون مدرک
برای محکوم کردن کافی نیست
چون حرفات ضد اون شخص حساب میشه
بذار با کمدار حرف بزنم
تا ببینم داروها رو کجا گذاشته
عمراً. بعد از گندی که
موقع محموله زدین دیگه اعتمادی به افرادتون نیست
راست میگه. به محض اینکه کمدار ما رو ببینه
به هر دومون شلیک میکنه
پس فیونا چی؟
گفتی برای آزادیش باید شهادت بدم
یه کامیون مرفین توی خیابون قراره فروخته بشه
که باعث و بانیش تو بودی
الان مهم نیست که
میلر چقدر میخواد به خواهرشوهرت کمک کنه
ولی الان اون جزو اولویت کاریش نیست
تموم شد؟
به من فرصت نمیدی؟
با کمدار میتونم برگردم
خیلی خطرناکه. خودتم میدونی
بذار خودمون حلش کنیم تونی
،هر وقت کمدار رو زندانی کردیم
بعد میتونی کار خودت رو بکنی و شهادت بدی
و راجع به فیونا فکر میکنم
اشتباه میکنه
من میتونم برم پیش کمدار، نه تو
نباید یه قدمی اون یارو باشی
که چی؟ بذارم فیونا زندانی و دیپورت شه؟
برای مراقبت از شما به مأمور افبیآی اعتماد داری؟
فقط یه راه هست که هیچکدوممون آسیب نمیبینیم
،اگه کمدارو بکشی دستگیر میشی
من فیونا رو از دست میدم
تو درک نمیکنی تونی
،تا زمانی که کمدار زندهست هیچکدوممون امن نیستیم
سلام. خوبی؟
نه
حق با جیدی بود
من این بلا رو سرت آوردم و متأسفم
،ما برای لوکا انجام دادیم، ولی الان
باید درباره بچههام فکر کنم
الان که مادرشون توی زندانن
چیکار میخوان بکنن؟ یا اگه دیپورت بشم
دوست ندارم من رو با این وضعیت ببینن
بهت گفتم گرت تو رو کمک میکنه
نه! نه
نمیشه سر این مسائل باهاش اعتماد کنی
کمک میکنه
گفت اگه شهادت بدم تو رو آزاد میکنه
به ما مدارک و گرین کارد میده
No comments yet. Be the first to leave one.