Lost in the Sun

Lost in the Sun

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Impormasyon ng release

Lost in the Sun 2015 All BluRay 720p
Komentaryo ni Amir36
هماهنگ شده با نسخه بلوری

Mga Tag

BluRay
720p
720
Na-publish noong: 2015-12-09
Mga Download: 49
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

تهيه و تنظيم : R.E.KIA

:تنظیم مجدد امــیــر36

بعضی آدما میتونن . تموم اشتباهاتت رو ببینن

. تو طرز راه رفتنت

. تو چهرت نشون میده

. من کلی اشتباه تو زندگیم کردم

. همشم تقصیر خودم بوده

. نه کس دیگه

. من

وقتی پیرتر میشی تموم اون اشتباهات

. شروع میکنن از درونت بیرون میزنن

. پشیمونی ، سرزنش

. همین برای اینکه حالتو بهم بزنه کافیه

مشکل اینه که تنها مسائلی ه که

. نمیتونم درباره ی خودم تغییرشون بدم

میشه باکُ پر کنی ؟

. صبح بخیر . صبح بخیر

بیست دلار روی 8 ، لطفا ؟

کارت هاتون کجاست ؟

. . . کارت . پشت اون قفسه ای که اونجاست

دیگه چیزی نمونده کارش تموم شه نه ؟

. آره ، دیگه آخراشه

نه یک یک ، مورد ضروریتون چیه ؟

الو ؟ آدرستون رو بگین ؟

. خودشه

. خب میشه 20 دلار واسه بنزین . کلا 24 دلار

. بیست و چهار دلار ، دزدی ه دیگه

. روز خوبی داشته باشی

. پسر

. عکستو تو روزنامه زدن

گمونم منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی ، باشه ؟

.نه میدونم کی هستی

. اونم میدونم کیه

. . . آقا حقیقت اینه که

. فرض میکنم دوستش باشی

ببخشید ؟

دوست خانوادگی ؟

. آره

. بهتون تسلیت میگم

اون پسر چشه ؟

. میخواد بره خونه ی پدر بزرگ و مادربزرگش

کجان ؟

. تو فرمینگتون ، نیو مکزیکو زندگی میکنن

ولی شنیدم که پدربزرگه . یه پاش لب گوره

تو میرسونیش ؟

اوه نه ، من فقط تا ایستگاه اتوبوس . شوفریشو میکنم

لوئیز رو میشناسی ؟

. نه

خدارو شکر . خودش پدر پدر بزرگ و مادر بزرگ داره

. آره

خب پسرم آماده ای ؟

. بله آقا

. بزار کمکت کنم

. اونجا

. خیلی خب پسرم

. خب دیگه رسیدیم

. بلیطت رو گرفتم

. پولم تو پاکت هست

لوازم اسکی و کیفاتم میزارن . زیر اتوبوس

. حالم از اتوبوس بهم میخوره

خودت نمیتونی منو برسونی ؟

. پسرم ، باید اینجا بمونم . ولی مشکلی پیش نمیاد

چیزی برای نگرانی وجود نداره باشه ؟

خیلی از آشناییتون . خوشوقت شدم

. منم همینطور ، لوئیز

. برات دعا میکنم ، پسرم

. هی لوئیز ، من جانم

. آره ، تو کلیسا بودی

. درسته درسته

. خوشوقتم

گوش کن . به خاطر جریان مادرت متاسفم

. خیلی تاسف برانگیزه

گوش کن ، همین الان از . خونه بابابزرگت بهم زنگ زدن

ظاهرا دوست ندارن که

. سه روز سوار اتوبوس بشی

. از من خواستن تورو برسونم

تازه ، منم خودم مسیرم اونوریه

بهشون گفتم ، بی خیال چرا که نه ؟

. آقا ، من شمارو نمیشناسم

آره خب . منم تورو خیلی خوب نمیشناسم

رک بگم . خیلی هم برای تو مخی ه

ولی گفتم دیگه من پدر بزرگتُ میشناسم

. . . مادرتم میشناختم . خیلی زن خوبی بود

مامان منو میشناختی ؟

. آره

. تا حالا از تو حرفی نزده بود

جدی ؟

خب گمونم نتونستم نظرشو جلب کنم ، درسته ؟

. با هم در تماس بودیم ، بهم زنگ میزد

. میدونی که روالش چطوره . آره

. گوش کن ، من باید بزنم به جاده

میفهمم . اگه دوست نداشته باشی باهام بیای

. تازه ، اتوبوسم خیلی بد نیست

اگه از من بپرسی میگم . وسیله ی عالی ای برای حمل و نقل مدرنِ

ولی هی

. موفق باشی ، پسر

مراتب تسلیت منو به خودت و خانوادت بپذیر ، باشه ؟

پسر سوار اتوبوس میشی ؟ . باید برم

. آقا

آقا ؟

. سوار شو

. . . تو تو همین ماشین زندگی میکنی ؟

. نه البته که نه

. فقط انتظار مهمون یهویی نداشتم

. مادرت زن فوق العاده ای بود

یه زن با کلاس ، شوخ و شنگ . پر از انگیزه

. . . خیلی

. متواضع بود

. . . اوه . . . اون

. یاد رفت

چی داری اون تو ؟ . عکس

. آه

. این خونه ی بابابزرگمه

اوه آره آره . خوبه ، عالیه

میدونی تنها باری که رفتم دیدنشون . مال وقتی ه که خیلی بچه بودم

مامانم خیلی با بابابزرگ و مامان بزرگم . کنار نمیومد

. خیلی حرف نمیزدن

هی ، فکر میکنی چقدر طول میکشه ؟

. نمیدونم

چیه ؟

. هیچی

. هی ، من باید سریع چند تا تماس بگیرم

. چند دقیقه ای طول میکشه

. منزل مودی خانم مودی ؟

. جان ویلر هستم حالتون چطوره ؟

خیلی جیگر داری که زنگ زدی . اینجا

. الان کنار جسد دخترتون بودم شما کجا بودین ؟

. ارل مریضِ حالا بگو چی میخوای ؟

. لوئیز پیشمه ، پسرش

. . . چی لوئیز پیش تو چیکار میکنه ؟

. ببین ، برنامه عوض شده

. من میخوام اونو برسونم خونه

کشیش کجاست ؟ . گوشی رو بده لوئیز

. چند روزی طول میکشه برسیم

. نیاز نیست نگران چیزی باشین

همین الان لوئیز رو برگردون تو اتوبوس . . . و برگرد

. یه توقف دیگه

. همینجا بمون

! هی من باید برم خونه

چه خبر جان ؟

میشه لطفا یه لحظه مارو ببخشید ؟

. باشه ، ممنون

شوخی میکنی دیگه ، نه ؟

. بیشتر از شش هزار دلار اونجا خوابیده

. کم کم 14 هزار تا خورده میخوای . شایدم بیشتر

. . . خب چی . گفتی 10 هزارتا

. من بهت 10 هزار تا بدهکارم

. بازم دیر کردی جان . پس میشه 20 تا

داری چیکار میکنی ، ها ؟

چند وقته همدیگرو میشناسیم ؟

برای تو اونقدری میشه . که بهتر بفهمی

! مزخرفه ، جان میفهمی ؟

میخوای چه غلطی بکنم ؟

جان

مراقبت تو زندان خیلی . گرونِ

متوجه هستی ؟

. من که از تو مراقبت نخواستم

. آره ولی برات گرفتن

میدونی که زندان چقدر میتونست . برات خطرناک باشه ، جان

. من الان دارم تو ماشینم زندگی میکنم

. دیگه هیچی ندارم

هر چی داشتم بهت دادم ، باشه ؟

پسر ، میخوای برگردی هلفدونی ؟

تخت و سه وعده غذای آشغال هر روزه رو دوست داری ؟

چون با یه تماس کوفتی . میتونم ترتیبشو بدم

. فردی ، اون موبایل تخمی رو بده بیاد

. نه نه نه نه

. هیچ تماسی نمیگیری

. به اندازه ی کافی ازت بهم رسیده

. شش هزار تا . همینو بهت میدم

! بستیم

! بستیم

. بچه ی تخم سگ

هی تو دردسری چیزی افتادی ؟

. چیزی نیست

اونا اینکارو باهات کردن ؟

. نمیدونم چه فکری کردم

. تو ارزش دردسر نداشتی

نزدیکترین جایی که میتونم ببرمت . آلبوکرکی ه

زنگ میزنم مامان بزرگت . تا چند روز دیگه بیاد دنبالت

. از دیدنت خوشحال شدم

! وو ، وو ، وو

! لوئیز

! لوئیز

لوئیز ؟

! لوئیز

. هی

. هی دارم با تو حرف میزنم

. نمیخوام تنها باشم

چرا اون باید میمیرد ؟

. دلیل خاصی نداره

. نمیدونم پسر

. دیگه هیشکی رو ندارم

. هی همه چی ردیف میشه

! هی هی

. هی بریم یه چیزی بخوریم

. گشنمه

این چوب اسکیا چیه ؟

. برای اسکی ه دیگه

آره خب . اینجا که برف مرف نیست

More Farsi Persian subtitles for Lost in the Sun

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left