Ang unang 200 linya.
...آنچه در «خانم نظافتچی» گذشت
...کامیلا .همینطوری جا نذاشت که بره
.یه سرنخ دیگه پیدا کردم .محل کارش
!سازمان مهاجرت
.رامونا هر سال مراسم خیریه برگذار میکنه
به نظرمون تو این مراسم
.پولشویی بزرگی صورت میگیره
.میخوام یه دعوتنامه بگیری
امسال مهره های جدیدی توی مراسم هستند.
حدس میزنم بعضیاشون افبیآی باشند.
میخوام چشم و گوش من باشی.
.نادیا با پلیس دست به یکی کرده
اگه رامونا بفهمه که نکشتمش،
میاد سراغ کل خانوادهام.
بهم خیانت کردی و از پشت بهم خنجر زدی.
!نادیا
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
ترجمه شده توسط: زرتـشـت و مـهـدی ابوئی ... :: Zartosht_ch & Stephell :: ...
روبراهی عشق من؟ مسخرهبازی درمیاری؟
چه خبره اونجا؟
من فقط کاری رو کردم .که تو از پسش برنمیومدی، تونی
.سلام
.سلام
.مامان
.سلام، بچهها
.فکر کردم خواب بودین
.اون بیدارم کرد
.خیلی داشت بهمون خوش میگذشت
مجبورم کرد همۀ کلاه گیسهایی .که مامانم داشت رو بذارم رو سرم
مامانت اینجاست؟
.نه، با بابام رفتن کریس رو بیارن
.باشه
.خیلیخب، وقت خوابه
.زود باش - .مرسی، جز -
.بخواب ببینم
.بوس بده
.منم دوستت دارم، مامان
.خیلیخب
چی شده؟
فی، چی شده؟ کریس کجاست؟
نمیدونم. خب؟
.فقط حالم خیلی بده
.اون محل کار کامیلا رو پیدا کرده
.و فکر کنم رفت پیداش کنه
خب، کِی رفته؟ - .چند ساعت پیش -
.و گوشیش دائما میرفت روی پیغامگیر
.من و جیدی همهجا رو میگردیم
.اما نزدیکِ 5 جا به اسم پارادایس هست
خب، میدونی چیه؟
قراره توی یکی از اون .مراسم خیریهها حاضر باشم
.دنبالش میگردم - هنوز داری اینکارو میکنی؟ -
.خدای من
یه بلایی سر نادیا اومده، آره؟
.جلوی من اونو کشت
...پس چرا تو زندهای؟
.نمیدونم والا
.به گمونم هنوز بهم احتیاج داره
حالا میخوای چیکار کنی؟
.خورخه رو همجبهۀ خودم میکنم
چون فقط اون میتونه .تو این مسئله کمکم کنه
.و از سر راه میذارمش کنار
.سلام
.علیک
کجا بودی؟ کل روز جلسه داشتیم
.حواسم به کارای مهمتر بود
واقعا؟
.کلی آدم نچسب اومدن به این مراسم
مهمتر از اینم هست؟
.از شر تهدید افبیآی خلاص بشیم
...خیلیخب همین کارو کردی؟
خب، بهتره بگم .خودمو ازشون جدا کردم
میدونی که .این برامون یه مشکل جدیه
.این عملیات
.آره، ولی با موکول کردنش موافقت نکردی
.اتفاقا برعکس، داداش
قراره بهترین
.و بزرگترین مراسم تاریخ رو داشته باشیم
.تمام کلهگندههای کارتلمون قراره بیان
.پلیسا رو به خودمون نزدیک میکنیم
.مثل زنبور به کندوی خودش
.بعد اونا رو ناپدید میکنیم
یعنی میخوای مامورای فدرال رو بکشی؟
.واجبه
اون جاسوس یه تهدیده .که برای ما غیر قابل کنترله
.و تونی میتونه برامون سرک بکشه
.اینا عین سوسکن
،اگه یکیشونو بکشی .بقیه تیمشون میان
.بیخیال، رامونا
میدونی حملههای افبیآی چه شکلیه؟
اونا یه شانس دارن .اگه موفق نشن، تمومه
.دیگه خبری از عملیات نیست
پیشنهاد خودت دقیقا چیه؟
تهموندههای خودمون رو به جا میذاریم ،و بعد از تسویه حساب با ما
.مردم مسیرهای ما رو به گند میکشن
پولشونو نگه میداریم ،خونه رو تمیز میکنیم
و توی یه چشم بهم زدن .دیگه خبری از پلیسا نیست
.طعمه رو بنداز جلوشون
.راحت میشیم
.نقشۀ من بهتره
...نقشهت !ما رو به کشتن میده
.نه، خواستۀ دِرک همینه
...خب، اگه درک اینطوری میخواد
.این اصلا شوخی نیست، خورخه
ازش محافظت میکنیم .وگرنه از ما محافظت نمیکنه
،ببین، داداش .اون پلیسا باید کلا محو بشن
.درو باز کردم تا نامه رو بگیرم
.و اونجا جسد نادیا غرق در خون بود
.چه خشن
.اینم یه نوع ابراز کردنه
.حتما یه هشدار از طرف سین کارا بوده
خبر خوب اینه که .ظاهرا هنوز تو و تیمت رو نشناختن
قبل از اینکه تابلو بشیم .باید پیشروی کنیم
به نظرت میتونی امشب توی بزرگترین مراسم خیریه اینکارو کنی؟
.یه فرصت بیشتر نداریم
.همونجا قراره اونا رو به زمین بزنیم
.یه عالمه پول معامله میشه
،به اسم کمک هزینه .پولشویی میشه و باج سیبیل میگیرن
اما حتی اگه بتونیم ،حین تلافی کردن سین کارا این بیشرفا رو دستگیر کنیم
.هنوز مدرک کافی برای دستگیری رئیسشون نداریم
.یا شاید داریم
.ببین از حسابداری قانونی چی دستمون رسیده
ازش مطمئنی؟
.آره قطعا
...خب، تو که خبر نداری
.تونی فکر کرد بعد از رسیدن نادیا در ارتباطه
هنوز واسه مراسم امشب دعوته؟
.امیدوارم .جاسوس ماست
.احمقانهست
،هنوز سیگنال نمیده .و شارژش داره تموم میشه
تو خوبی؟
.به خاطر دستته؟ ببینمش
.سوخته
.موقع ظرفشویی، بخار سوزونده
.فکر کنم عفونت کرده
.من خوبم
.نه بابا .دکتر لازم داری
.یا خدا
.نمیتونن اینجا نگهت دارن. خدایا
آهای؟ کسی اونجاست؟
.باید جلوشو بگیریم
ببین تونی، میفهمم .که میخوای رامونا رو بکشی
.متاسفانه مدرک کافی براش نداریم
باید یه جوری دستگیرش کنیم .وگرنه پرونده تموم میشه
،و در حال حاضر .مدارک یکی دیگه رو نشون میده
کی؟ - .خورخه -
چی؟ - .بخدا -
پزشکای قانونی مدارک مربوط به
حملۀ گالری هنری رو مطالعه کردن
هر دلاری که به شرکت شل رسید .صاحبش خورخه بود
،طبق شواهد و مدارک
.انگار اون رئیس کارتله
.آره، اما خودت میدونی که نیست
.قطعا داره براش نقشه میچینه
.خب ما باید طبق مسیر مدارک پیش بریم
،و فعلا باید امشب توی مراسم خیریه رامونا
.خورخه سانچز رو دستگیر کنیم
.هر وقت معامله جوش بخوره
.پس رامونا میره برای خودش
.و خورخه پشت میلهها آب میخوره
.اون بیگناه نیستا
.نه، اما رئیس کارتل نیست
.به همین احتیاج دارید
،اگه نمیتونی کارتو انجام بدی بذار به عهدۀ خودم
رامونا هیچوقت اینجا نمیاد، درسته؟
نه، مگر اینکه من بهش بگم. چطور؟
.اون نادیا رو کشت
.تو راه بود
.سر و کلۀ رامونا پیدا شد
.و کشتش
چطوری؟
.با چاقو
اون میدونه به نادیا پول فرستادم؟
.نه. نه
.به نظرش فقط من بهش کمک کردم
.اون غیر قابل کنترله، خورخه
.میدونم
.نخیرم
.داره برات نقشه میچینه
چی داری میگی؟
.افبیآی علیهت مدرک داره
.اون میخواد همۀ گناهها رو بندازه گردنت
.به نظرم وقتشه دیگه ازش محافظت نکنی
از کجا خبر داری، تونی؟
با پلیسا همکاری میکردی؟
.نه بابا، نه
یه مامور در نقش یه لولهکش .به خونهم نفوذ کرد
.و الان دنبال توئه
.رامونا مدارک رو جوری دستکاری کرد
.که انگار رئیس کارتل تویی
.تو جاسوسی
.من بازیچۀ اون شدم
،هر کسی که هست .تو هنوز بازیچهشی
.رامونا هرگز اینکارو باهام نمیکنه
.مطمئنم رد پولا به هیچکدوم از ما برنمیگرده
.ولی همینطوره
.امشب توی مراسم دستگیرت میکنن
ماموره بهت گفت؟
ببین... شاید بتونیم .اونو به فنا بدیم
.به جای تو
میدونی چیه، تونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.