The Bequeathed (Seon-san) - First Season

The Bequeathed (Seon-san) - First Season

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

The Bequeathed S01E05 720p WEB-DL
Komentaryo ni sahar_frb

Mga Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
x264
webrip
BRip
Na-publish noong: 2024-01-19
Mga Download: 49
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫وای نه! آخی! ای بابا!

‫واسه چی گریه می‌کنی؟ چیزی نشده که!

‫چیزی نیست، چیزی نیست. طوری نشده.

بابایی هم زودی میاد تو. تو اول برو، باشه؟

چیزی نشده، چیزی نشده

سو ها

تنهایی اومدی؟

مامانت می‌دونه اومدی اینجا؟

حالِ مادرت چطـوره؟

آره، راستش خیلی هم خوبه

‫با یه مرد خوب آشنا شده. ‫شاید حتی با هم ازدواج کنن

‫و...

حال خودت چطوره؟

یارو باهات خوب رفتار می‌کنه؟

نسبت به تو برام پدر بهتریه

الان اوضاع جفت‌مون عالیه

یه خانواده واقعی هستیم

خب پس واسه چی اومدی اینجا؟

می‌خواستم ببینم اوضاع‌احوالت چطوره

صرفاً کنجکاو بودم

بابایی، داری چی کار می‌کنی؟

نگران نباش. چیزی نیست. الان میام تو

دیگه باید بری

‫آهان راستی...

‫دیگه این کار رو تکرار نکن...

سرزده نیا اینجا

به صلاح جفت‌مونه

‫بـه بـه! خانم یون! از این طرفا؟!

چی شده همچین افتخاری نصیبم شده؟ هان؟

مشروب هم که خوردین

خوشحالم اینجایی. می‌خواستم نظرت رو دربارۀ یه موضوعی بدونم

یه نگاهی بهشون بنداز

دعوت‌نامه‌های عروسی دخترمن

راستش به این امید اومدم که بتونیم صحبت کنیم

‫آهان البته، حق با شماست. ‫واقعاً هم باید صحبت کنیم

آره

خب به خاطر قضیۀ هونگ شیک اومدی، مگه نه؟

آره

‫آخه کدوم مادرجندۀ سادیستی...

می‌دونی هونگ شیک چقدر برام عزیز بود؟

نه تنها با شاتگان بهش شلیک کرده بلکه بعدشم آتیشش زده

‫شنیدم...

که این یارو داداشِ ناتنیتـه

خب شانس آورده پلیس دستگیرش کرده

چون اگه من بودم... خب من بهش رحم نمی‌کردم

‫بگذریم، قضیه مهم‌تر اینه ‫که این قرارداد ساختمون...

دقیقاً گیر کار کجاست؟

خب مسئله اینه که خودتونم می‌دونین

ولی هنوز مشکل وراثت زمین حل نشده

هنوزم؟

می‌دونم. موضوع اینه که اون یارو ادعا می‌کنه زمین خانوادگی‌ مال اونه

و می‌خواد دادگاهی‌مون کنه

چطور یه قاتل درحالی‌که توی زندانه می‌تونه همچین ادعایی کنه؟

مشکلی برامون پیش نمیاد

‫نه، مشکل پیش اومده. آخه یارو...

یارو اصلاً زیر بار نمیره. میگه کسی رو نکشته

خب یارو دستگیر شده، مگه نه؟ پس حتماً یه مدرکی داشتن که گرفتنش

نگران نباش خانم یون

مسئله اینه که اصلاً مدرکی ندارن

یعنی چی؟

پس یعنی اون حرومی رو به همین راحتی آزاد می‌کنن؟

‫آخه اون حرومی یه دزد ساده که نیست...

می‌خوان به همین راحتی یه قاتل بالقوه رو آزاد کنن؟

‫برای همین هم من...

اگه سر این قضیه دادگاهیم کنه

دیگه کاری از دستم برنمیاد چون

تا یه مدت ارثی بهم نمی‌رسه

دیگه اون موقع نمی‌تونم ساختمون رو بخرم

منم نباید شکایتی داشته باشم، نه؟

‫کارآگاه‌های احمقِ الدنگ!

‫گندش بزن!

خدا لعنت‌شون کنه

‫- الو فرمانده؟ ‫- خانم یون؟

بله

بابت قضیۀ اون روز باهاتون تماس می‌گیرم

در رابطه با همون قضیۀ خون روی در

باید از کیم یونگ هو شکایت کنید

مطمئنم کار اون بوده

شما نمی‌تونین اثباتش کنین، مگه نه؟

‫اگه فقط می‌تونستین...

تا وقتی دلیلی داشته باشیم که توی زندون نگه‌ش داریم می‌تونین شواهد موثقی پیدا کنیم

لطفاً بهمون اعتماد کنین و ازش شکایت کنین

‫- من شکایت نمی‌کنم ‫- خانم یون...

‫اگه آزاد بشه...

دیگه فقط باید به دوستم زنگ بزنم

وکیلـه

می‌تونه بره ملاقاتش و باهاش حرف بزنه

یه توافق‌نامه بهش بده و ازش امضا بگیره

نگران نباش

‫هونگ شیک بهم گفته بود چطور...

اون حرومی حتی پدرت رو ازت دزدید

عشق پدرت رو ازت دزدید و شوهرت رو کشت

یه قاتل تمام عیاره

یعنی می‌ذاری یه حرومزاده ارثت رو از جنگت در بیاره؟

اگه من بودم همچین چیزی رو از دست نمی‌دادم

‫خب پس...

می‌خوای قضیه رو بسپاری به من برات حلش کنم؟

باشه

با کمال میل

تصمیم درستی گرفتی

آره

خیلی‌خب، باید سریع این قضیه رو پشت سر بذاری و از نو شروع کنی

نه؟

« میراثِ برجای مانده »

‫تو که گفتی بابت این قضیه مطمئنی!

سر اون حکم کلی چاپلوسیِ دادستان کیم رو کردم

خبر مرگت تا حالا چند بار گند زدی به همه‌چی؟

ای بابا، گندش بزنن

این دیگه چیه؟

این دیگه چیه وامونده؟ هان؟

این‌جوری مسئولیت کارهام رو می‌پذیرم

شنیده بودم دارین تعدیل نیرو می‌کنین

‫و می‌دونم که...

‫نفر بعدی‌ منم!

‫خاک بر سرت، خنگ خدا!

گوش کن ببین چی میگم

این مزخرفات مسئولیت‌پذیرانه رو تحویل من نده، باشه؟

‫ای بابا!

در رابطه با شایعات مربوط به تعدیل نیرو، کارآگاه چوی قراره بره

قربان؟

کارآگاه چوی گفته می‌خواد استعفا بده

‫دیشب اومد. ‫قضیه حل و فصل شده

پس باید یه راهی پیدا کنی تا مخش رو بزنی قبل از اینکه برای همیشه بره

این قضیه رو حل کنه، فهمیدی؟

فهمیدی؟

[همین الان رفته ملاقات کیم یونگ هو. بد به دلت راه نده]

‫- گندش بزنن ‫- بگیرینش

‫- عوضی، این‌قدر دست‌وپا نزن... ‫- حرومزادۀ خل و چل!

‫مادرجنده! لاشی!

‫ریدم دهنت!

‫ای حرومـ...

‫تکون نخور، حرومی!

‫این‌قدر تکون نخور، عوضی!

مهم نیست از چه زاویه‌ای به قضیه نگاه کنی، کیم یونگ هو اونی نیست که دنبالشیم

نمی‌فهمم فرمانده پارک چرا این‌قدر به این یارو گیر داده

‫- هوی، دهنت رو ببند ‫- اِ، اومدین قربان

شماها اینجا چی کار می‌کنین؟

شنیدم کیم یونگ هو رو آزاد کردیم

محافظی هم داره؟

- خیر قربان - چی؟ و یون سو ها چی؟

خب فرمانده ازمون خواست مشغول جمع کردن مدارک برای یه قضیه دیگه بشیم

و برای همینم همه‌مون اومدیم اینجا

‫قربان متوجه هستم ولی آخه ‫هر کسی یه چیزی میگه!

کیم یونگ هو قاتل نیست

‫- جونِ هردوشون الان توی خطره ‫- چی؟

‫هر کدوم‌شون ممکنه قربانیِ بعدی باشه. ‫الان دیگه منتظر چی هستین؟

‫یالا برین پیداشون کنین، ‫وقت‌مون داره تموم میشه

‫- یالا دیگه! ‫- بله قربان. بجنبین بچه‌ها

هوی عوضی، پاشو ببینم

‫پاشو دیگه خبر مرگت!

مامان. مامان. مامان. مامان

‫- هوی یالا دیگه ‫- مامان

خفه شو

اگه بهوشه بیارینش اینجا

‫- بله قربان ‫- چشم

پاشو ببینم عوضی

‫- لعنتی ‫- گفتم پاشو دیگه وامونده

وای خدایا

تو دیگه کدوم خری هستی؟

آقای کیم، چیزیت که نشده، نه؟ نـه

من آدم بدی نیستم. وکیلم. آره

دلیل این کارها این نیست که مدرکی علیه‌ت داشته باشیم

نه، اصلاً نمی‌خوام بد برداشت کنی

فقط آروم باش. خیلی هم سخت نیست

فقط باید اینجا انگشت بزنی

حله؟ بیا

‫- نه ‫- زود باش

‫نه! نه!

آخه چرا این کار رو باهام می‌کنین؟

می‌دونین چیه؟ اصلاً به درک. دست‌هاشو بگیرین

اثرانگشتش رو بزنین

می‌دونم می‌خوای چی کار کنی ولی فایده نداره

‫- اون زمین مال منه، حرومزاده! ‫- چی گفـ...

‫وای!

‫هوی هوی! وایسا ببینم!

‫مرتیکه لاشیِ روانی!

‫ولش کـ...

‫بگیرین این مارجنده رو!

‫احمق‌های آشغال!

‫پاشو عوضی!

‫حرومزاده!

‫محض رضای خدا یکی‌تون بگیرتش!

‫لعنتی! پام!

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب!

‫- وای گندش بزنن! ‫- لعنتی! لعنتی! لعنتی!

‫- یالا بگیرینش! ‫- لعنتی!

‫بگیرین مادرجنده رو!

‫حرومزاده!

‫بگیرینش!

‫لاشیِ حرومزاده! هوی! وای!

‫- بگیرینش! ‫- هوی!

‫هوی، هوی، هوی، هوی!

‫بس کنین لطفاً!

‫هوی! هوی!

تو روحش! لعنتی! چه مرگشه؟

‫همین الان برین پایین. یالا! یالا!

این دیگه چه وضعیه؟

توروخدا، کمکم کن

‫وای! توروخدا! محض رضای خدا!

‫یکی... یکی نیست... توروخدا...

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left