Ang unang 200 linya.
این؟
جدیده
به زودی غیب میشه
تولدت مبارک، لنی
تولدت مبارک، جینا
یه چیزی رو داری ازم پنهان میکنی
هیچی نیست
یه سال دیگهست
یه سال دیگهست
،میدونستم تو پاریس یه مشکلی هست شبی که جامون رو عوض کردیم
چی شده جینا؟ چیکار کردی؟
از دیدنتون خیلی خوشحالم
از دیدنتون خیلی خوشحالم
از دیدنتون
از دیدنتون
از دیدنتون
از دیدنتون خیلی خوشحالم
از دیدنتون خیلی خوشحالم
درک میکنم جینا. تو گم نشدی
فقط دلت نمیخواد کسی پیدات کنه
،و تا وقتی که تو رو پیدا کنم باید هر دو نقش رو بازی کنم
جدی میگم، تو هم باید استراحت کنی
!مامان
سلام عزیزم
جینا، توی ریورساید بمون و به خوابت برس
وقتی متی رو فرستادم مدرسه میام بهت سر میزنم
خیلیخب. فعلاً
«تو نباید بگی «فعلاً خاله جینا اینو میگه
خب، تو خوب بلدی چطور با خاله جینا حرف بزنی
اون تو هالییود زندگی میکنه، نباید حسابش کنی
ولی اون باید از ما دور باشه؟ چون میخواد استراحت کنه؟
حسش رو نداره. کلافهش کن شاید اومد خونه
بیا اینجا بشین
چندتا سؤال دیگه هم میپرسیم و رفع زحمت میکنیم
همین الان هم خیلی پرسیدین - ایرادی نداره -
چه باحاله
هنوز بعد از حموم خشک نشده عزیزم
خب، برو واسه مدرسه آماده شو - بیا اینجا متی -
،اگه بتونم خط خرچنگ قورباغهم رو بخونم
قبلاً اشاره کردین که سه یا چهار دزد بودن؟
بله
درسته. همهشون ماسک اسکی داشتن
توی تابستون. عجب
ولی تعداد دقیقش رو یادت نیست؟
و در واقع ندیدین که قفل رو باز و اسبها رو آزاد کردن؟
نه. یه صدایی شنیدم ،و وقتی رفتم که ببینم چه خبره
اسبها دیگه رفته بودن
چه بد
حالا، به نظرتون یکم عجیب نبود؟
،چون وقتی راجع بهش فکر میکنم
،اونا اگه برای دزدی اسبها اینجا بودن
پس چرا این همه اسب رو توی جنگل آزاد کردن؟
نقشۀ اونا چه ربطی به ما داره؟ کاری که از پس ما برمیومد رو کرد
سعی کرد جلوشونو بگیره؟ - واقعاً جلوشونو گرفتی؟ -
یا اینکه بعد از رفتنشون تو تعقیبشون کردی؟
اسبها داشتن وحشیانه فرار میکردن
و یکی از دزدها کُرهاسب همراهش بود
فکر کنم رفتارم ناگهانی بوده
تعقیب مجرمها توی جنگل وسیع
واسۀ من یه حرکت ناگهانی غیرعادیه
اکثر مردم یه جا قایم میشن و به پلیس زنگ میزنن
خب، شاید اینجوری تربیتم کردن
ما برای داشتههامون سخت تلاش میکنیم خوشمون نمیاد کسی اونا رو به چنگ بگیره
درسته، درسته خب، توی جنگل مشکلی برات پیش نیومده بود
بله و پرینس هم ترسیده بود
واسه چی ترسیده بود؟
دقیقتر بگو
من چیزی ندیدم
شاید از مار یا موش جنگلی خیلی زود اتفاق افتاد
خوردم زمین، به سرم ضربه خورد و بیهوش شدم
و وقتی بیدار شدم پرینس رفته بود و منم گم شدم
صدای گروه جستجو رو نشنیدی؟
صدای هلیکوپتر شنیدم
و سعی کردم به فضای آزاد برم تا بتونم سیگنال بدم
ولی خب... سرم ضربه خورده بود و سرگیجه داشتم
الان باید به خانوادهمون برسیم باید ماتیلدا رو ببریم به مدرسه
صد درصد. من و پاولا شروع به پیدا کردن ماسک دزدها میکنیم
کار سختی نباید باشه به نظر دزدهای بیدقتی هستن
ممنون بابت همه چی - البته، ویکتور -
همیشه برای خدمت به شما خوشحالم. همیشه
راستی، لنی، من واقعاً شرمندهم
فقط یه چیز دیگه
،گفتی اسبت پرینس
از جا پرید و تو هم افتادی زمین و از خود بی خبر بودی
به کدوم طرف افتادی؟
خب، سمت... راست
چون... سمت راست سرم زخمی شد
درسته، منطقیه
البته... من موقعیتها خوب یادم نمیمونه ،توش افتضاحم
،ولی وقتی پرینس پیش ما اومد
خون روی شونۀ چپش بود
...سمت راست تو، سمت چپ اون
واسه من منطقی به نظر نمیرسه
ولی... میدونی چیه؟ بهش فکر میکنم
تو از خودت خوب مراقبت کن زخم روی سرت هم خوب کن، باشه؟
خیلیخب، ویکتور. کلادیا
جینا، چه اتفاقی داره میفته؟
پلیس یه چیزایی میدونه توی دردسر افتادی؟
چرا بهم هیچی نگفتی؟ میتونم کمک کنم
همیشه کمک میکنم ما همیشه باهم بودیم، جینا
کسی ما رو از هم جدا نمیکنه. حتی جک
خیلیخب. من بهتر تربیتت میکنم
کل تابستون غیبت زده بود
آره، چندتا اسب تحویل دادیم
مشغول چندتا سوارکاری کوچیک بودم
چیزی هم برنده شدی؟
آره، نفر اول توی طنابزنی. توی دنور
چه خوب
شما چقدر عوض شدین - نه اصلاً -
خیلی عوض شدین
هفته بعد دبیرستان شروع میشه، نه؟
آره
شما رو میرسونم اگه خواستین بیرون رو نشونتون میدم
آره، باحال میشه
برو تو، برت. یالا. ببخشید
میتونی باهاش حرف بزنیها
اون از تو خوشش میاد، لنی. نه من
آره ظاهراً. تفاوتش رو نمیشه گفت
لنی؟ تو خوبی؟
آره
فقط چند دقیقه میخوام استراحت کنم
مطمئنی حالت خوبه؟
نه
معلومه که نه
...ولی خوب میشم. فقط
باید استراحت کنم
آره - چیزی نمیخوای به من بگی؟ -
نه
نه. چرا؟
وقتی توی جاده دنبالت میگشتیم من رد سُم اسب رو دیدم
،پرینس همراه کُرهاسب بوده نه چندتا دزد اسب
فرار هم نمیکردن، قدم میزدن
منو ببین
،و وقتی من دیدمش یعنی فلاس هم دیده
نه. اسب دزدها همراه کُرهاسب بوده
رد پای جلو و راست اسب بود دقیقاً مثل پرینس
ازت میخوام راستشو بگی - دارم واقعیت رو میگم -
!فلاس یه چیزی میدونه. به من گوش کن - !فلاس چیزی نمیدونه -
بیخیال این قضیه نمیشن خودشون پیگیر میشن
فکر کردی من قصد دزدی ازش داشتم؟
اصلاً این کار در حد توان من هست؟
والا من از تواناییهات خبری ندارم
فعلاً میخوام متوجۀ داستان بشم
چون هیچکدوم منطقی نیستن
من کسی نیستم که از شوهرش اسب بدزده
فکر کردی میخواستم چیکار کنم؟
فرار کنی
فرار کنم؟ - آره -
جک، چرا فکر کردی من باید فرار کنم؟
تو که زیاد اینجا نبودی اکثر اوقات ازت خبر ندارم
تو به هیچ سؤالی از من جواب نمیدی و بعد این اتفاق میفته؟
کس دیگهای هم دخیله؟ - نه -
تو رو مجبور به کاری کردن؟ - نه، اصلاً -
فکر میکنم داری دروغ میگی
دروغ نمیگم. منو ببین
جک، به خدا دارم واقعیت رو میگم
یه چیزی رو از من پنهان میکنی
چیزی هم هست که تو پنهان میکنی؟
نه - چون تازه با جینا صحبت کردم -
و اون توی ریور سایده
و اون دیگه توی این خونه به خاطر تو راحت نیست
میخوای بهم بگی چی شده وقتی من نبودم؟
جینا همیشه المشنگه به پا میکنه خودتم میدونی
جک
،هرچی که دستگیرمون شد ما باید پیش هم باشیم
جک
باشه؟ فقط منم و تو
جینا، چه اتفاقی تو خونۀ من افتاده؟
از جک دزدی کردی؟
تو فرار کردی
تو منو متهم با جرمی تنها گذاشتی که مرتکب نشدم و درکش نمیکنم
برای چی؟
یا برای کی؟
خیلیخب
اگه ترسیدم میشه زنگ بزنم؟
البته. فقط از خانم جلیکا تو دفتر روبرو بپرس
میتونم از گوشی تاشو استفاده کنم؟
گوشیِ چی؟
یه گوشیه که اینجوری باز و بسته میشه توی داشبورده
بریم ببینیم چیه
میدونی، حتماً تو خونه جاش گذاشتم
ولی تو همیشه اونجا میذاشتیش
متأسفم عزیزم
بیا ببریمت داخل، باشه؟
یک، دو، سه
مگ
مگی. هی، وایسا. سلام
میشه حرف بزنیم؟ - حرفی واسه گفتن نیست -
خوشحالم که سالم و سرحالی. باید برم - ...ببین -
،بعد از بلایی که سرم اومد
من یه فرصت دوباره داشتم
که تمام اتفاقات بد گذشته رو از راه به در کنم
تو برای بار دوم زندگیشو نابود کردی
و الان میخوای اوضاع رو درست کنی؟
درستش میکنم
قول میدم
وقتی درستش کردی من باور میکنم
بعداً میبینمت، لنی
چرا مگ انقدر عصبانیه؟
توی زندگی کی ریدم؟ چه خبره دقیقاً؟
No comments yet. Be the first to leave one.