Ang unang 141 linya.
حمله داره شدیدتر میشه .و نبردها دارن همهجا رو دربرمیگیرن
تو واقعاً کی هستی؟
!کوزوکی اودن
...اسم دیگهم هم
!یاماتو
!حملهی ساساکی !لشکر زرهی در برابر یاماتو
!عوضی
!چطور جرات کردی...؟
!حواست پرت شد !دیگه راه فرار نداری
!ترتیبش رو بده، پروسپرو
!اوکی، ماما
.لیس
!من دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم
...به چه جراتی ...به چه جراتی
...به چه جراتی
...اون بلا رو سر پدرو آوردی...
!پروسپرو
...الان نه ...هنوز وقتش نشده
!کروت
،میدونم! به خاطر نقشهای که داریم !فعلاً نباید از این قدرت استفاده کنم
حالت سولونگ، برای نژاد مینکها .مثل یه شمشیر دو لبهست
!باید از قدرت مرگبارش جلوی کایدو استفاده کنیم
...ولی
...ولی
،حالا که اون پروسپروی نفرت انگیز جلومه !دیگه نمیتونم دختر خوبی باشم
...اون
!دشمن قسمخوردهی پدروـه، میدونستی؟
...نمیتونم
!نه، پدرو
!من میخواستم چیزهای بیشتری از پدرو یاد بگیرم
.فرقی نمیکنه چطور مبارزه کنی
از الان به بعد، باید یه مبارز قوی .و همیشه آمادهی رزم باشی
.هرکسی بالاخره نوبتش میرسه
!من میخواستم بازم با پدرو همراه باشم
!ولی... دیگه نمیتونم
...برای همین، من ...میخوام مطمئن بشم که حداقل پدرو بدون پشیمونی میمیره
،به جای پدرو
میخوام اگه شده به عنوان کمترین کاری ...که ازم برمیاد، اون عوضی رو
...با دستهای خودم...
!بکُشم...
!پروسپرو
...هرکسی بالاخره
.نوبتش میرسه...
...پدرو
.پدرو نقش خودش رو انجام داد
...جونش رو فدا کرد
!تا بتونه از لوفی و بقیه محافظت کنه...
...برای همین
.نگو که پدرو با پشیمونی مُرده...
...کروت
.مهربونی تو-تِیا، خیلی ناراحت کنندهست
...احساسی که نسبت به همرزمهات داری
...اون
.چیزیه که منم انجام میدم، کروت
.وقت نداریم !بیا باهمدیگه و سریع انجامش بدیم
...ممنون
...شرمنده، مارکو
!که دارم از ماما کمک میگیرم
...لعنتی
.قبلاً خیلی بیشتر از الان میخواستم که بکُشمت
.چقدر جالب
...خداحافظ
...مون
...یورش
!رِید...
!ماه...
!تـ-تو همونی هستی که اون موقع دیدم
!بازم مزاحمم شدی
!این پدرو رو کشته؟
...درسته! اگه اون نیومده بود
!اون پدروی احمق، خودکُشی کرد
!اونی که بدبخت شد، من بودم
!«انقدر ساده نگو که «خودکُشی کرد
...میدونم
مرگ پدرو، باعث شد که .وارد این مبارزه بشیم
...من فکر میکنم
...لوفی و خدمهش...
افرادی هستن که قبیلهی ما و خاندان کوزوکی... ...قرنهاست که منتظرشون بوده
!اونا میتونن دنیا رو به طلوعی جدید راهنمایی کنن
!گوش کن
!شما-گارا باید ادامه بدین
...منو تماشا کن، پدرو
ما قراره به سمت طلوع جدید !این دنیا حرکت کنیم
!اَه، بازم این موهای دماغ
...مشکلات کوچیکی مثل انتقام رو تا این حد
!وارد مبارزهها نکنین...
!هرکاری میخوای بکن
!شماها کی هستین؟
.کروت
.واندا
.تو مارکویی
یکی از دوستان رئیس نکو ماموشی، درسته؟
...آره، یه جورایی-یویی
!مارکو
،اگه میخوای منو بکُشی !یه وقت دیگه بیا
!فعلاً نمیخوام روحی رو برای تو حروم کنم
!برو، مارکو
!اونو بسپر به ما
!باشه، زحمتش رو بکشین-یویی
اون دیگه چیه؟
!آنِکی
!یه سگ که نمیتونه اژدها رو بخوره
!داری خلاف قانون طبیعت عمل میکنی
!انقدر مسخرهبازی درنیار، سگ کثافت
!ترسیدم
!پِیتان، بیا نازم کن
!بوی گَند سگ گرفتی
!ها؟ بوی گَند سگ؟
!یه خرده بهم اهمیت بده، وگرنه همینجا زار میزنم، توله سگ - ...خیلی آروم، روی پنجه -
...یواشکی
!من اینجام، ای مارمولک عوضی
!اون سگ هم جزئی از نقشهم بود
مارمولکهای کله فندقی و ساده رو !خیلی راحت میشه نابود کرد
!وایسا، وایسا، وایسا، وایسا !من نبودم
!بازم تویی
!نه بابا! وایسا - !دماغ -
!تق! پوک! شترق! اوف! تپ
!پوک
!دارم پرواز میکنم
...اوسوپ
!اوسوپ! خوبی؟
!چِلا فِکل میکنی باید باشم؟
...مقلومه که خوق نیستم
...درسته
...معلومه که خوب نیستی
!ولی خوبه که من سالمم
!هوی
میگم، اوتاما. چطوری اومدی؟
!سوار یکی از کشتیهای دشمن شدم
!چی؟! دشمن؟
!پِیتان! اون سگ رو بخور
!خودت انجامش بده
!لعنتی! این عنتر از کجا اومد؟
!این یکی از کجا اومده؟
!هیهیمارو
!تا سه دقیقه جلوشون رو بگیر
!اونا خیلی بدجنسن !اون میمونه حتماً آسیب میبینه
!ما رو دست کم نگیر، اُنامی چان
!ما به عنوان سامورایی اومدیم
!از سر راه برو کنار
.تا ابد نمیتونی ادامه بدی، ارباب یاماتو
No comments yet. Be the first to leave one.