Ang unang 200 linya.
سـلاملکم ، ســلاملکم
کی تو رو اینجا بسته تنها گذاشته هوم ؟ رفیق خوشتیپی مثه تو رو
لعنتی
یه کوچولو خُل که هستی ، نه ؟
! لعنت بهش
خودم میتونم بریزم - آره میتونی بریزیش -
منتها تو کلِ آشپزخونهُ این منم که باید تمیزشون کنم - آیییــی -
نزن داداشتو ، جاش - اون ناراحت نمیشه ، جورجی -
میشم - سرِ این یکی به داداشت اعتماد میکنم ، جاش . بس کن -
الو ؟
داریم یه گندهشو وارد میکنیم
بیشتر از اون چیزی که بتونیم حمل کنیم ، خرچنگ داریم
حتی مجبور شدیم جعبه ها رو خالی کنیم
خب این که عالیه
میشه به بیوِر بگی بیاد اسکله ؟
فکر کنم احتمالاً 3 تا کامیون بزرگ احتیاج داریم
شایدم 4 تا
! آفریــن ، جیمبو
هِی بُریس ، سفت گرهش بزن
همینجوری ، دقیقاً همینجا
! جیم بَکریج ، شکارِ سال
یوگی - ایول ، جیم جیم ، رفیق -
! به سلامتی ، جیمبو
یوگی . اِیوا
مشروب قرمز میخوای یا سفید ؟
سـلام
! بَکریج ! بَکریج
! بَکریج
به سلامتی - ســلام ، جورجی -
! برو کنار - شرّت کم ، داداش -
آره ، آره ، آره
شوهر تو ، همین الان حقوق یه سالِ یه پرستارُ درآورد
میدونی من قبلاً پرستار بودم -
میدونم - و اونم شوهرِ من نیست -
میدونی ، تو تنها کسی هستی
که میخواد با من حرف بزنه ، بیـوِر
میدونی تو َم تنها کسی هستی که لبخند نمیزنی
میدونی دیگه اینو ، مگه نه جورجی ؟ -
غیب گفتی
ینی میگم ، اگه تو این شهر یه بَکریج ، یه نهنگ بگیره
آدم یه لبخندی به لبش میزنهُ قدردانی میکنه ازش
پس تو اهل این شهر نیستی ، مگه نه ؟
من میرم برای به "به سلامتی" دیگه
کشتی های بزرگ بدون توقف عبور نمیکنن
تو یه جزیره ی کوچیکِ یه دریای سترگ
آیری حس کرد که ...
دیر رسید
به گمونم خیلی بخاطرت هیجان زده بود
امروز 70 هزار دلار سود کردم
شایدم 80 هزارتا
خیلی خوبه
آره
خب به هر حال دهنِ حرف مفت زن ها رو هم بستم
حرف مفت زن ؟
آره ، اونایی که زیاد فَک میزنن
و اینایی که فَک میزنن چی میگن ؟
همین مزخرفای همیشگی وایت پوینت دیگه ، خودت درجریانی
که خبر ندارم از چیزی ، که ... پدرم بهتر بود
آره خب بعضیام راجبه تو حرف میزنن
من مستم ، میرم بخوابم
^_^ ! منم امیدوار بودم دوباره ببینمت
سلام ، شکار خوب پیش میره ؟
وقت جالبیه برای ماهیگیری
نگران نباش ، به کسی نمیگم دیدمت
هرچند بهتره امیدوار باشی کسی ندیده باشتت
بعــله
عه ، پس حرفم میزنی ؟
من فکر کردم که آسیب دیدی
فکر کردم یه بدنی فقط
معلومه که یه بدنم
نباید سگتو اونجوری تنها ببندی
اینجوری در امان میمونه
امممـ
صبح بخیر
رفتی آب تنی ؟
تو تاریکی کنار دریا رفتی شنا ؟
من جات بودم این کارُ نمیکردم
... جیم
فکر کنم ما باید باهم صحبت کنیم
نه ، همه چی خوبه
زیاد فکر نکن بهش
بیخیـال
دوباره سلام
همین الان موندُ برید
تقریباً بخاطر برگردوندن باتریشُ تموم کردم
انژکتورشه شاید
نمیدونم
یه چیز کامپیوتریه
میدونی که ماشینا چجوریَن
با کامپیوتر رابطهم خوب نیست
منم همینطور
زنگ زدی خدمات خودرو بیان ؟
پذیرایی ندارم ، پس از اینجام خلاص نمیشم
سـلام
مهمونی میخوای بگیری ؟
فکر کنم تا وایت پوینت میتونم برسونمت
! چه شجاعانه
شکارتو کجا میفروشی ؟
شهر ؟ چون منم همون سمت میرم
نمیتونم ماشینتو یدک بکشم
عبورمُ سخت میکنه
سرِ ماشین جرُ بحث نمیکنم
سرت شلوغه
باید به مهمونیت برسی
مهمونی ای در کار نیست
حالا که داری میری
نمیشه که این سمت جاده ولت کنم
نه تو این گرما
دلیلی هست که ازت بترسم ؟
نه تا اونجایی که من میدونم
باشه
خودت ترغیبم کردی
چی صداش میزنی ؟
اسم نداره
اسـم نداره ؟
نه
من باید یه چیزیُ تو خونهم سرُ سامون بدم
بین راهه
اون طرف سایهس
احیاناً مسکن که نداری ، داری ؟
آب بارون
بدون آتُ آشغال
داخل خنک تره
یه چند دیقه دیگه میام
ممــنون
تو همینجا میمونی
خیلی کتاب میخونی ؟
زمانُ میگذرونه
از کیا میخونی ؟
شرط میبندم استاین بِک
و مشخصه که همینگ وی
کُنراد میبینم که یکنواختی
نویسنده های زن چی ؟ هیچکدومُ نمی پسندی ؟
وایت پوینت زندگی میکنی ؟
آره ، ولی داری موضوعُ عوض میکنی
معلمی ؟ - ایشه ، نه -
پرستار
پرستار سابق
چرا حدست معلمی بود ؟
کتابا
دوست پسرتم یا صادرکنندهس یا ماهیگیر نه ؟
لازم نیست نگران باشی
خیلیَم زن ماهی فروشِ وفاداری نیستم
جیم بَکریج
! لعنتی - ، اگه قرار بود چیزی بگم -
فکر نمیکنی تا الان گفته بودم ؟
دوست پسرت جیم بَکریجه
باهاش ازدواج نکردم
چی میخوای از پـِرث (شهری تو استرالیا) ؟
یه اتاق رزرو کردم
نیاز دارم چند روز دور شم
پس داری ازش فرار میکنی ؟
من دارم کمکت میکنم که ... فرار کنی
اگه فکر میکنی خطرناکه ، پس یه چیزی از بشقابش کش برو
میدونی که چی میشه اگه اونا بگیرنت ؟
کلاً میخوام بگم ، چرا یه کار کم خطرتر ادامه ندی
مثلاً خنثی کردن بمب ؟
دستام میلرزن
چی ؟
برای خنثی بمب دستام یاری نمیکنن
نمیای داخل ؟
نوشیدنی مهمونت میکنم مدیونم بهت
ممنون باید یه جایی باشم
، نمیخوام برنامه هاتو خراب کنما
ولی فکر کنم این مسیر یه طرفهس
فکر کنم گیر افتادی
یه روز عجیبِ قدیمی ، به همچین چیزی فکر میکردم
ولی خب راستش اینه که یه روز عجیبِ لعنتیه
بیا امیدوار باشیم مشروبای خوبی داشته باشن
نه از اون مزخرفای بلژیکی
چیه ؟
هنوز لباسامون تنمونه
من اسمتُ نمیدونم
من جورجیَم جورجی جاتلند
لو
لو فاکس
خوشحالم از آشنایی باهات ، جورجی
بهتره خیــلی زیادم باشی
دربارهت شنیدم
چی شنیدی ؟
توی یه چیزی مثه یه گروهی هستی
خوره ی موزیک داری ، نه ؟
که دیگه ساز نزن
نه ؟
دیگه گوشم نده حتی
همه چیزایی که شنیدی همینه ، نه ؟
فاکسا سرِ همین شناخته شدهن
نه
... شنیدم یه چه اتفاقی برای تو افتاده
و خانوادهت
بیا مشروبه رو بخوریم
بهت قولِ مشروب داده دیگه ، مگه نه ؟
یخچال اونوره
هِی
نگران سگتی ؟
اون سگِ من نیست
نگرانی ماهیات خراب شده باشن ؟
خرچنگن
و از نظر فنی
اونا ماهیای من نیستن که نگران خراب شدنشون باشم
No comments yet. Be the first to leave one.