Ang unang 149 linya.
!رویارویی غلافهای قرمز !کیکونوجو در برابر کانجورو
...خدای من
!بیگ مام؟
.خوش برگشتی، زئوس
...ما... ما
!ماما
!قیافهش از نزدیک خیلی ترسناکتره
!اون قویترین پیرزن دنیاست
!زئوس
!نامی
!اونا رو گیر انداختن
!بالاخره رسیدی، لینلین
!چرا انقدر لفتش دادی؟
!زیادی حساس نباش، کایدو
.به موقع اومدم دیگه
،همونطور که کایدو گفت
!ما برای یه هدفی باهم متحد شدیم
یه هدف؟
،اگه به خون همدیگه تشنه باشیم ،رسیدن بهش امکان پذیر نیست
،ولی اگه باهم همدست بشیم !خیلی راحت توی چنگمونه
!متوجهاین، نفلهها؟
!ما روی دزدیِ دریایی تمرکز میکنیم
...ما به زودی
...قراره بزرگترین گنج رو
!وان پیس رو بدست بیاریم...
...وان پیس
!اونو که من دنبالشم
!عوضیها
...وجود سلاحهای باستانی
!باعث ایجاد ترس و یه جنگ با دنیا میشه
!خودتونو آماده کنین
!اون همون دنیای خشونتیه که منتظرشیم
...سلاحهای باستانی
میگن که سهتا ازشون وجود داره ...و اسمهای خدایان رو روشون گذاشتن
پلوتون
پلوتون: کشتیای که توی آرک آراباستا .و انیس لوبی بهش اشاره شد
.پلوتون
اورانوس
اورانوس: اولین بار توی مکالمهی بین روبین و شاه نپتون .در آخر آرک جزیره فیشمن بهش اشاره شد
.اورانوس
پوزئیدون
پوزئیدون: قدرتیه که هر چند سال یکبار در یه پریدریایی .به وجود میاد و الان شیراهوشی اون قدرت رو داره
.پوزئیدون
،اگه دستشون به اون قدرتها برسه
.توازن دنیا به هم میخوره و به سمت نابودی سرازیر میشه
یه خرده اغراق نکردی؟ - .این حقیقت داره -
!جالب شد
!حالا به من گوش بدین، زیردستهای اوروچی
.باید طرفتون رو انتخاب کنین
انتخاب کنیم؟
...این کشور
نمیتونه به راحتی دست نیروی دریایی ،و دولت جهانی بیفته
.چونکه با آبشار احاطه شده و یه جور دژ طبیعیه
،اگه کارخونههای سلاح بیشتری بسازیم
،و حتی مردم پایتخت گل رو به کار وادار کنیم
!اینجا تبدیل به یه سرزمین بیصاحب میشه، یه بهشت دزدای دریایی
کایدو ساما... این یعنی...؟
.مطمئنم که متوجه شدین
...هوی
!هوی
!کایدو، عوضی
!الان داشتی چی واسه خودت زر زر میکردی؟
!پایتخت گل، محدودهی منه
،چونکه یه کوروزومیام
...میدونی... میدونی که چقدر درد
!توی این چند سال از خاندان کوزوکی کشیدم؟...
،فقط به خاطر اینکه زنده بودم تعقیبم میکردن و ازم نفرت داشتن
!بعدش هم همهچیزم رو ازم گرفتن
!کینهی مقابل خاندان کوزوکی
!کینهی مقابل کشور وانو
...انگیزهی انتقام گرفتن از همهشون
!چیزی بود که منو تا اینجا رسوند
پایتخت گل، یه جورایی نماد !انتقام خاندان کوروزومیه
...سرزمین و زندگیشون
!همهش مال منه...
...حتی تو هم
!نمیتونی با همچین چیزی بازی کنی...
!گوشِت با منه، عوضی؟
من آدمای پست خاندان کوزوکی رو که ،خاندان کوروزومی رو شکنجه دادن به زانو درآوردم
،و با دور نگهداشتنشون از شورش علیه خودم !نمایش ترس رو جلوشون اجرا میکنم
!از الان تا ابد
!من اونی هستم که کشور وانو رو نابود میکنه
!این کشور مال منه
!جایگاه خودت رو بدون، کایدو
!تو فقط یه مدت کوتاهه که اینجایی
!به نظرت کی قراره امکان تدارک سلاح رو برات ممکن کنه؟
!کشور وانو فقط به خاطر منه که وجود داره !افتاد برات یا نه؟
.میبینم که منظورمو گرفتی
...کاری که الان باید بکنیم
...اول از همه کُشتن این جوجهست...
!برام مهم نیست
!دیگه نیازی بهش نداریم
!چقدر مزخرف
...برای من
...خاندان کوروزومی
...و خاندان کوزوکی...
!پَشیزی ارزش ندارن...
!مومو
!هوی، اون موموـه، نه؟
!مومو، منتظر باش
!هوی، صدات زیادی بلنده
!اه، این چی بود دیگه؟ - !اینجا چه خبره؟ -
!کایدو
!ابله! داری چیکار میکنی؟
!هوی، تو! بیا بریم مومو رو برداریم
!راه رو نشونم بده
!بـ-باشه
!یاماتو ساما! لطفا وایسین
!دارم میام نجاتت بدم، مومو
m 695 88 b 694 130 694 213 694 255 705 260 718 268 722 284 734 284 759 285 771 285 772 273 780 259 797 251 797 211 797 130 797 89 782 87 772 70 772 60 760 60 735 60 723 60 720 71 708 83 697 87
،اونیگاشیما ورودی پشتی
!چی؟
،من روش شمشیرزنیِ تو رو میشناسم
!ولی تو از روشهای من خبر نداری، درسته؟
!کارشو تموم کن، کیکو
...ا-اوکیکو، من متاسفم
فقط میتونم به عنوان یکی از ...اعضای خاندان کوروزومی زندگی کنم
!منو بکُش دیگه
هنوز روزهایی رو که کنار همدیگه ...مثل دوتا برادر بودیم رو یادم نرفته
...با فریب دادنتون زندگی میکردم
.و همیشه برام دردناک بود...
من واقعاً، واقعاً با مومونوسکه ساما ...هم کار خیلی بدی کردم
،یه کوروزومی به دنیا اومدم
...چارهای جز اینطوری زندگی کردن نداشتم
!منو ببخش
...من
...من
واقعاً میخواستم که در کنار شماها... !به زندگیم ادامه بدم
!کیکو! بزنش دیگه
!کانجورو سان... هنوزم دیر نشده
!بیا کایدو رو شکست بدیم
...چطور میتونم
...چطور میتونین به آشغالی مثل من اعتماد کنین
...تو خیلی
!سادهای...
!کـــیــــکــــو
.لطفا بگو که همهش دروغ بود
...این کانجورو سان
!قلابیه...
...کانجورو سانی که الان دارم باهاش روبرو میشم
!چیزی جز یه حقه نیست
!اوکیکو
!هوی
!داری چیکار میکنی؟
،چطور میتونی منو که مثل برادرت بودم !در کمال خونسردی بِبُری
!خیانت کردن خیلی دردآوره !تقاص کارِت رو پس میدی
!کی داره خیانت میکنه؟
!واقعاً دلتون طرف کیه؟
!شما دیگه کی هستین؟
No comments yet. Be the first to leave one.