Ang unang 122 linya.
در قسمت قبلي توپ اژدها، گوکو و بولما تصميم گرفتند که يه تيم بشن و با هم به دنبال چهار توپ باقيمانده بگردند
همينطور که با سرعت به سمت سرزمينهاي ناشناخته ميروند ماجراجويي ادامه دارد
بولما صبر کن، الان يه مار ديدم مي تونه تا شام سيرمون کنه
خيلي چندش آوره گوکو، اگه مي خواي حال مردم رو به هم نزني بايد خوردن قورباغه و مار و اين چيزها رو بس کني
واقعا؟
مارمولک چي؟
نه، خوردن مارمولک هم بده ديگه حرف نزن
آره، اينجا جاي خوبي براي چادر زدنه
لازم نيست مثل وحشي ها بيرون بمونيم من داينوکپ دارم، يادته؟
هان؟ نگو که از يکي از اون چيزا نگهداري مي کني بولما
خوب نه دقيقا
من از اون بمب هاي جادويي خوشم نمياد، بابا بزرگم گفته هيچ وقت از جادو استفاده نکن مگر اينکه به يکي بخواي کمک کني
خوب منم ميخوام به يکي کمک کنم ديگه احمق
خوشگله و موهاي آبي هم داره
چيه؟ تو که نترسيدي؟ هان؟
اينم از اين
بفرما، حالا به نظرت بده؟
بجنب گوکو، منتظر چي هستي؟
از جلوي دهنش بيا کنار بولما، من از تو در مقابل اين هيولا محافظت مي کنم
خيلي ممنون، لطف مي کني ولي اين فقط يه خونست، ببين
بولما، تو روشنش کردي، ولي بيرون هنوز تاريکه
چيه مگه؟ اين يه چيز کوچيکه که ما بهش ميگيم برق تو از عصر سنگي اومدي مگه؟
واي، شگفت انگيزه
گوکو
اوه نه، اين يارو اون تو گير کرده و داره با زدن اين آهنگ وحشتناک سعي مي کنه شيشه رو بشکنه
وايلا دوستت دارم - منو ببوس احمق -
اوه چن، من خيلي براي اين صبر کردم - براي هميشه دوستت دارم عزيزم -
اين چيه؟ - يه بوس کوچولو، يه بوس -
خودشه، ديگه رسيدي
خفه شو - هي، تو گشنته بولما؟ -
آخه، آب دهنت راه افتاده
آبروم رفت
هي، اين بوي وحشتناک چيه؟ اوه، گوکو، بايد بري حموم
حموم چيه؟
اوه بچه، باورم نميشه داري مي پرسي فکر کنم بايد نشونت بدم
ما انسانهاي متمدن به اون مي گيم حوله حالا بيا شروع کنيم، بپر تو
پس به اين ميگن حموم؟
نگاش کن، تو بايد جلوتو بپوشوني
اينجوري؟
براي چي اين مواد نرم رو ميمالي به سرم؟
بهش ميگن شامپو، دارم ميمالم به سرت که تميزش کنم ميدوني منم زياد اين کارو نمي کنم
تو بايد خودتو خوش شانس بدوني، تعجبي نداره که موهات سيخ وايستاده، چون هيچ وقت شسته نشده
بيا، اينجوري بهتره
آره... چي؟ واي، چجوري اين هنوز مونده سر جاش بچه؟ فکر مي کردم چسبيده به شلوارت
چيکار کردي؟ با چسب قوي چسبوندي به باسنت؟
آخ چيکار مي کني؟ درد داره
دارم سعي مي کنم اينو بکنَم که بتونم راحت پشتتو بشورم
بيا، مشکلي نيست، خودم ميتونم پشتمو بشورم
ميبيني؟ راحته
امکان نداره، تکون مي خوره
اين يعني اينکه، اون.... واقعيه
گوکو؟ تو چرا دُم در مياري؟
خوب نميدونم چرا، فقط ميدونم که همه پسرها دارن چيز مهمي نيست، ما همينجوري هستيم
شايد راست ميگه، من تا حالا پسري رو در حال حموم کردن نديدم که مطمئن بشم
شايد تو شلوارشون جمعش مي کنن چه عجيب غريبه
باورم نميشه من نو جوون هستم و تازه دارم مي فهمم
خوب فکر کنم نبايد مي گفتم همه پسرها، چون بابا بزرگم دُم نداشت
ديدي، ديدي، مردهاي عادي دم ندارن، بابا بزرگتم نداشته
ولي ميدوني، بابا بزرگم خيلي آدم عجيبي بود
خود تو عجيبي
پس حموم اين بود، هان؟
حموم به نظر خيلي عالي مياد
هيچي مثل يه حموم داغ طولاني نيازهاي يه زن رو بر طرف نمي کنه جدي ميگم
چيکار مي کني؟ نمي بيني دارم حموم مي کنم بچه؟
آره، مي خواستم کمکت کنم پشتتو بشوري مي دوني، آخه تو دُم نداري
عمرا، خودم مي تونم پشتمو بشورم حالا ولم کن، چخه، پيشده
واي، من نميفهمم، تو که داشتي منو کمک مي کردي پشتمو بشورم
گوکو تو يه ذره بچه هستي و من يه زن کاملا بالغ هستم خيلي فرق مي کنه
واقعا؟ - بله صدر صد همينطوره، ولي الان ما نبايد با هم بيايم حموم -
هي، تو نبايد خجالت بکشي، اصلا
چي داري ميگي؟ من خوشگل ترين دختري هستم که تا حالا ديدي از چي بايد خجالت بکشم؟
از اينکه دُم نداري
خودشه، از جلو چشمام دور شو
ولي من ميخوام کمک کنم
گم شو
اوه، بي خيال
ديگه نمي تونم تحمل کنم، از حموم من برو بيرون و بيرون بمون، براي آخرين بار ميگم، من دُم مسخره نمي خوام
چه عجب يه کم تنها شدم
بولما
من گشنمه
گوکوووووو
خوب، برام توپ اژدها آوردي "شو"؟
نه ارباب، من خيلي گشنم بود برگشتم
احمق، تا يه توپ اژدهاي ديگه برام نياري بيشتر از يه استخون بهت نمي رسه
ولي ارباب، انقدر گشنمه که نمي تونم حتي فکر کنم
چيز خوبيه شو، بايد بهم اعتماد کني
ببين چقدر برق ميزنه، تازه يه تيکه از پازله
من بايد اون شش تا توپ اژدهاي ديگه رو داشته باشم
ولي، چرا ارباب؟ يه دونه کافي نيست؟
البته که يه دونه کافي نيست
اگه همه دندوناتو بکِشم به جز يه دونه اون يه دونه کافيه تا گاز بگيري؟ نه ه ه ه ه ه
اگه همه پاهاتو ببُرم به جز يه دونه يه دونه کافيه تا باهاش فرار کني؟ نه ه ه ه
گرفتي چي ميگم شو؟ من نمي تونم با يه توپ به دنيا حکومت کنم مي توني بفهمي؟
بله فکر کنم، ولي دنيا جاي خيلي بزرگي نيست؟ چطوري يه نفر ميتونه به تمامش حکومت کنه؟
خوب، بايد بتوني نمايندگي کني شو وقتي همه چيزو ياد بگيري به مردم مي گي که چيکار کنن
رياست مردم اين دنيا نقطه قوت من ميشه
درسته ارباب
چيزهاي ديگه هم لازمه شو
تو بايد بتوني بزرگ فکر کني، نه کوچيک، بزرگ
من با اين هيکل کوچيکم خيلي بزرگ فکر مي کنم
من تمام کيفيتهاي لازم براي حکومت به دنيا رو دارم
تنها چيزي که ندارم اون شش تا توپ ديگست، لعنتي
تو شنيدي؟
فکر کنم شنيدي
نه ارباب من نبودم، قسم مي خورم
حالا مي بينيم
منم بايد يادم باشه اون دکمه رو يه جاي نزديکتر بذارم
خواهش مي کنم بذاريد برم ارباب من کاري نکردم
يعني داري ميگي من همچين کار زشتي در حين ماموريت انجام ميدم؟
اوه نه، خواهش مي کنم ارباب - من نميتونم تحمل کنم همچين کارهاي زشتي از مامورانم سر بزنه -
متاسفانه زمانش رسيده که بعضي چيزها رو مرتب کنم
منو تيکه تيکه نکن، من بودم، من کردم من گوزيدم. اون گاز بد بو مال من بود
اينطوري بهتره، ايندفعه رو بي خيال ميشم چون راستگو بودي فقط مطمئن شو که ديگه اين اتفاق نميفته، واضحه شو؟
بله ارباب، سعي ميکنم خودمو کنترل کنم
امپراطور پيلاف- صداي مامور "ماي" بود -
ارباب، مامور ماي همونطور که دستور داده شده بود گزارش ميده
خوب چه خبر؟ يه توپ اژدهاي ديگه برام آوردي؟
نه ارباب، ولي اطلاعات با ارزشي دارم
در مورد توپهاي اژدهاست؟ خوب؟
بله
يه مامور پژوهش جاهاي عميق يه جايي رو پيدا کرده به نام منطقه اسکلت
درست قبل از اينکه موقعيتش رو ترک کنه نور درخشان عجيبي رو گزارش داد
No comments yet. Be the first to leave one.