Ang unang 166 linya.
Sabzchidori & Sfmking کاري از
! گرماگرم دوئل
ايس در برابر مرد عقربي
(در کشور واحه ها(آبادي ميان صحرا
سه سال از آخرين باري که باران باريده ميگذره
مردم براي اينکه اميد تازه اي بدست بيارن ، دست به اسلحه برده ان
با غم ، حالا اين کشور درگير آشوب زيادي شده
... وي وي سردسته شوزشيا،کوزا، رو ميشناسه که قلب سوزاني داره
. و بخاطر دوستاش تا حد مرگ ميجنگه ...
لوفي و دارودستش سفرشون در صحرا رو به سمت يوبا جايي که ارتش شورشيا قرار داره ادامه . ميدن
چيه ، پوپو ؟
! دود
!يعني ممکنه ... ؟
... خالکوبي پشتش
! شک ندارم خودشه
... ايس مشت آتيشي
!... اون بالاخره اينجاس
! پورتگاس دي ايس
! چقد انتظار اين روز رو کشيدم
کل غذا همينه ؟
! يه دونه ديگه ! من يکي ديگه ميخوام
!-يکي ديگه
! پرخوريتون رو تموم کنيد
. به اندازه کافي کالري بود توش
! هي ! لوفي ، عوضي
! به من ! به من ! به من
! غذاي بقيه رو نخور
. گير نده
چرا هر سري که ميخوايم غذا بخوريم اينطوري ميشه ؟
. بهشون نيگا نکن
. نيگا. ايس غذاشو خورده داره چنگال و ظرفشو تميز ميکنه
...اٍ،راس ميگي . اون حتماً فرق ميکنه
! غذامو پس بده
! اگه ميتوني ازم بگير
. با برادر احمقش...
... اما ،با ادبي که ايس داره ، آدم هيچ وقت فکرشم نميکنه
.که همچين جايزه اي براش تعيين کرده باشن ...
(برا گرفتن ايس جايزه گذاشتن ؟(بونتي
. يادم مياد يه نفر گفت اونقدي هست که دهن همه ي جايزه بگيرا رو آب ميندازه
. عضو دزداي سيبيل سفيد ، ايس مشت آتيشي
. شنيدن اسمش لرزه به اندام هر دزد دريايي ميندازه
. اينقد که ايس داره جدي دنبالش ميگرده ،اين يارو سيبيل سياه بايد آدم گنده اي باشه
. سيبيل سيا ... يه خائن رفيق کش
. انگار اگه شده تا آخر دنيا هم بره ميخواد شکارش کنه
... ايس
. ايس مشت آتيشي
! با يه تير ، همه چيزو تموم ميکنم
اما نه نميخوام تو رو بکشم.
. فقط اون صخره اي رو که روش نشستي رو ميزنم
! ميترکونمش
. با زنده گرفتن تو بالاترين افتخارم رو بدست ميارم
. خب ، بزنيد بريم
... امروز
! دارم ميگم غذامو پس بده
. نه ، بذا بخورم
... شما دو تا
! تمومش کنيد
. بيا انجامش بديم
. باشه
. حالا کمک کنيد اينجارو تميز کنيم
! آماده ايم که به طرف يوبا حرکت کنيم
! ب-باحاله
! کفم پريد
! بد شد ! ديدمون
! زود باش ، داداش
! اون گوشته داره حرف ميزنه
چي ؟ لوفي چي شده ؟
! گوشت ! گوشته داره در ميره
! وايسا ، گوشت
! لوفي
! وايسا ، وايسا ، وايسا ، گوشت
! کدوم ور ؟از اين ور
! موفق شديم ، داداش
خوشمزس ، چيپ ؟
. بعد ده روز اين اولين غذامونه
. آروم بخور
... بالاخره ميتونيم يه ذره گوشت بخوريم
. بيا ، داداش
. تو مزرعه بي آب و علفمون که گوشت پيدا نميشد
اٍ ، شما دوتا از زميناي بي آب و علف اومديد ؟
. اونجا توي طبيعت وحشي
!تو کي هستي ؟
! غذا رو پس نميديم
! تکون بخوري مردي
! چيزاي خطرناکي مثه اون منو نميترسونه
داداش، تو قبلا باهاش تير اندازي کرده اي ؟
اصلا گوله ازش بيرون مياد ؟
چ-چه ميدونم ؟
... و-وايسا ، الان
! وايسا
چي شد ؟
. ديگه از اين بازي هاي خطرناک نکنيد
. بچه خوب برميگرده پيش مامانش،ميگيره ميخوابه
! با سنگ گوله رو برگردوند
! من آدمي به خفني اين تا حالا نديده بودم
اونا کين ؟
! يه چيزي ازت ميخوايم
! ازت ميخوايم که يه نفرو پيدا و دستگير کني
! اگه بگيريش يه ميليون بلي بهت ميديم
يه ميليون بلي ؟
... من ... الان نميتونم پولو بهت بدم
! اما وقتي بزرگ شدم ، قول ميدم پولو بهت ميدم
! اين مردو پيدا کن
. اسلحه مخوف عاليجناب عقرب
. وقتي به صخره بخوره ، تيکه تيکه اش ميکنه
! وقتي ايس زير قلوه سنگا گير افتاد ، زنده دستگيرش ميکنم
! آماده شو ، پوپو
لعنت ، چطور يه تيکه گوشت ميتونه از دست من در ره ؟
. بخاطر اين کار ميخورمش
هان ؟
... چرا تو
!پرنده احمق ... چيکار کردي ؟
! ميکشمت
! نه ه ه ه ه
! نه ، تو ، پسرکي که اونجايي
! در رو
! وقتي اون بترکه ، نصف آلاباسترا رو نابود ميکنه
! الانه که کل گرند لاين منفجر شه
هي ، پسر ؟
چيه ؟
! ب-بمب کجاس ؟ اون بمب
اينو ميگي ؟
! نه ه ه ه ه
! حاجي ، چه باحالي
! هي ، پسر ! خنده رو بس کن بيا کمکم کن
!اون ... اون ... کو ... کجا رفت ؟
! نبايد وقتم رو اينجا هدر بدم
! پوپو
! بايد بفهميم کجا رفت
! ما کل راه از مزرعه خشکمون تا اينجا رو دنبالش بوديم
خوب ؟ اين يارو کيه ؟
. عقرب
. يه جايزه بگير
يه جايزه بگير ؟
چرا شما بچه ها يه جايزه بگير رو تعقيب ميکنيد ؟
... راستش
. من هم با اين يارو کار دارم
... کسي که تو يوبا سيبيل سياه رو شکست داده
. اسمش عقرب بود
. دليل اينکه ميخوام برم يوبا اينه که اونو ببينم
هان ؟ اون سيبيل سياهو شکست داده ؟
اين يارو ؟
! برو
خوب تو کي هستي ، پيري ؟
. خيلي خرشانسي پسر
! تو قراره با چشماي خودت کار بزرگترين جايزه بگير جهان عاليجناب عقرب رو ببيني
حاجي تو جايزه بگيري ؟
. وقتي قصه ي ماجراجويي هاي مهيج و مغز ترکونم رو ميشنوي کف ميکني
دني دو کلته،راث مبارز جهنمي، و بقيه پست فطرتايي که باهاشون روبرو شدم همشون بعد . مبارزه برا زندگيشون به پام افتاده بودن
!! ماشالا
راس ميگي ؟
! اين کاريه که برنامش رو ريختم
هان ، برنامه ؟
. در هر حال ، من دارم ميرم که ايس مشت آتيشي رو شکست بدم
! هيچ کس ديگه اي شانسي نداره
حاجي ، ميخواي ايس رو بسوزوني ؟
! خيلي باحاله
! مسخرم نکن ، پسر
. من کسيم که وقتي موقع اش بشه کارم رو انجام ميدم
. آره ، مرد با اراده اش ميسوزونه
... من بايد اينو بهشون نشون بدم
بهشون نشون بدي ؟
کي ؟
! مرد عقربي،حمله کامل
... اما ايس
تو واقعا فک ميکني اين يارو عقربيه سيبيل سياه رو شکست داده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.