Ang unang 179 linya.
:تنظیم امــــیر36
!باز کنين
باز کنين. باز کنين، ميشنوين؟
.دنبال کسي ميگرديم
چي؟ کي؟
...بعضي چيزها ممکنه ازشون حرفي زده نشه
،چيزهايي از گذشته .از زماني بسيار قبل
ولي به اين معني نيست که ميتوني .فراموششون کني
چيزهايي وجود داره که هيچوقت .نميشه فراموش کرد
.اينکه چطوري غريبه ما رو پيدا کرد يه راز بود
خيال اينکه کسي انقدر نزديکِ ...به آسمان زندگي ميکنه
.افسانهاي در روستاهاي پايين بود
.و براي مردم ما، هيچ مُشکلي نداشت
تو کي هستي؟
.گرايدر
اينجا چي ميخواي؟
.مسافرخونه
.بهتره به راهت ادامه بدي
نشنيدي؟
چقدر ميخواي بموني؟
.زمستون رو
.يه کيسه کافي نيست
!ها، ها، ها
اينجا چي ميخواي؟
...وقتي که غريبه بهشون گفت
.چي ميخواد، هيچ کدوم از پسران برنر حرفي نزدند
.هيچکس انتظار چيزي مثل اين رو نداشت
...حتي برنر پير
،اولش نميتونست حرفي بزنه
...چون چيزي که غريبه با خودش داشت يه آينه بود
.يه آينه با يک حافظه
.برنر پير اسمش رو اين گذاشته بود
.و بعدش غريبه رو آوردن پيش ما
واسه زمستون؟
اينطوري ميگه. دخترت کجاست؟
.داخلـه
.صداش کن بياد تا ببينتش
!لوتزي
چيه؟
.بيا به مهمونت سلام کن
.اين لوتزيـه
.و اين مستاجرتـه
.اسمش گرايدرـه
.خوب ازش مراقبت کن
.ولي نه زيادي خوب
.ميبينمت
.خودت ميتوني کارهات رو بکني
!لوتزي
.نه، عيب نداره
.نه، نه. من انجامش ميدم
.لطفاً
.هيس، هيس، هيس، هيس
.اگه ميخواي غذا بخوري، همين الان بيا
پس تو عکس درست ميکني؟
.اوهوم
با يه جعبه؟
از چي عکس ميخواي؟
از ميانکوهمون؟
.متوجهام
و واقعاً اهل آمريکايي؟
.بله
واقعاً اونجا سرخپوست هست؟
.آره
تا حالا يکيشون رو ديدي؟
.اوهوم
واقعاً؟
.آره
چطوري زبون آلمانی بلدي؟
.مادرم بهم ياد داد
اون زبونمون رو از کجا ميدونه؟
.کافيه. سوال نپرس، لوتزي
اون مَردها... کي هستن؟
...پسران
.برنر پير
هر شش نفرشون؟
.هوم
.برنر تمام قوانين اينجا رو بنا ميکنه
.ولي همينطورم ازمون مراقبت ميکنه
.لوکاس، احمق. منو ترسوندي
.لوکاس، نبايد اينکارو کنيم
.لوتزي، خواهشاً
.نه تا وقتي که ازدواج کرديم
.لوکاس
.نميتونم فکر کردن بهش رو تحمل کنم
.ولي دست خودم نيست
.هميشه بهش فکر ميکنم
.ميخوام کار کنم، کمک کنم
.نه. بهت اجازه نميدم. تو مهمون مايي
.ميتونه چوب تيکه کنه
.يعني، اگه بلد باشه
.کار هرکسی نیست
...عکسهايي که ميگيري چهجورين؟
ميتونم ببينمشون؟
.آره، حتماً
اين کجاست؟
.تکزاس
اين تويي؟
.اوهوم
و مادرت؟
و پدرت؟ عکسي از اون داري؟
.نه
.اون خيلي وقت پيش مُرد
.پدر منم مُرده
.کوهستان اونو کُشت
.همينطورم برادرم رو
.تو يه طوفان
.کارت بدک نيست
.اين گوشه جمعشون کن
.دارم ميرم روستا
ميخواي باهام بياي؟
.سلام
.سلام
چي برات بيارم؟
،يه کيسه ارد، يه کيسه جو ،چربيه خوک
.و يه قرقره نخ
.لوتزي
.سلام
.و همينطورم مقداري شکر
چقدر؟
.960گرم
و تو؟ تو چي ميخواي؟
.قهوه
.الان آماده ميشه
.و ناخن نعل اسب
...يه نعلبند داريم
.اگه ميخواي اسبت نعل داشته باشه
مگه زنها کارهات رو نميکنن؟
...هانس بهت گفت
.خوب حواست به مهمونت باشه
...و چيزي که هانس ميخواد
.بدست مياره
درسته؟
.همهچي مرتبه
من از تو پرسيدم؟
.يه اشنپس بهم بده. و يکي هم واسه پسره
.من مشروب نميخورم
.فقط بلده تماشا کنه
!آه
!ها، ها، ها
،اگه برات يه اشنپس ميخرم .تو هم ميخوريس
.بس کن
.ولش کن
.حالا ببينش
.حالا داري از مهمونت مراقبت ميکني
.بزارش به حسابم
.اونا اينجا طولانيان، زمستونها رو ميگم
!ها، ها، ها
.اينجا جاي تو نيست
،وقتي برف شروع به باريدن کنه .خيلي دير ميشه
.هنوز ميتوني بري
.چند روز بعد، رفت ميانکوه رو گَشت
،هر گرايدر
.همراه با جعبهش
ولي هيچوقت تو مسافرخونه درمورد .اتفاقي که افتاد حرف نزد
.اگه گُشنته، فقط بهم بگو
.ممنون
عروسي کِيـه؟
.به زودي
.قبل از جشن بارداریه معصوم
ميتونم يه چيزي ازت بخوام؟
...ميشه يه عکس از
من و لوکاس بگيري؟
.آره
.ولي بايد قبل از عروسي باشه
.گرايدر سر قولش موند
،موقعي بود که اولين بارش برف ريخت ...قبل از اينکه تاريکي
.ميانکوهمون رو در بر گرفت
.برف بيشتري مياد
!ها، ها، ها
!چوب
،وقتي برف شروع به بارش کرد
.چوب درختها رو آوردن پايين
.اينجوري راحتتره
.ولي کار خطرناکيه
.تمام مَردهاي روستا به کار ملحق شدن
!چـوب
.حتي پسران برنر هم کمک کردن
!چوب داره مياد پايين
!پوشش بديد
No comments yet. Be the first to leave one.