Ang unang 200 linya.
« واپسين بازمانده از ما » « بخش پنجم: دوام بيار و زنده بمان »
زيرنويس از ميثم ططري
!آزادي! آزادي! آزادي !آزادي! آزادي! آزادي
!آزادي! آزادي! آزادي
!گاييديمت، فِدرا !گاييديمت، فِدرا
!آه
.شهر کانزاس مالِ گروه "مردم"ـه
،همدستهاي دشمن، اکنون تسليم بشيد
.تا دادرسي منصفانهاي ازتون بشه
کنترلِ منطقهي قرنطينه و .شهر بيدفاع رو در دست داريم
هر کسي که در پنهانگاه دستگير بشه .به فعاليتِ ضدانقلابي متهم خواهد شد
.شهر کانزاس مالِ گروه "مردم"ـه
...همدستهاي دشمن، اکنون تسليم بشيد
.به من نگاه کن. نه به اون
.تقريباً ديگه رسيديم .دو خيابون ديگه
.از پيشِ من جُم نخور
ميدوني، پِري، پيشتر از اين آدمها .خيلي ميترسيدم
.حالا نگاهشون کن
حال داد که همسايههاتون رو به فِدرا فروختيد؟
،اينکه ببينيد به زندان ميافتيم
،ببينيد دارمون ميزنن
تا شما دارو، الکل و سيبهاي زهرماري گيرتون بياد؟
حسِ خوبي بهتون دست داد؟
حسِ امنيت بهتون دست داد؟
الان چه حسي بهتون دست ميده؟
.خب، من عضوِ فِدرا نيستم
،خوش به حالتون
.نيازي نيست کسي اينجا بميره
.آره، ميتونيم شما رو دادرسي کنيم
،همهتون گناهکاريد .پس اينجوري پيش ميره
.و مدتي زنداني ميشيد. آسونه
.اما اول، بايد برام کاري انجام بديد
هِنري کجاست؟
،شما خبرچين هستيد
.خبر بديد ديگه
هِنري کجاست؟
.گمونم نميدونن
.بکُششون - .با اِدِلستينه -
اِدِلستين همدست بود؟
خب، اون از شما کودنهاي خِرِفت .خيلي رازدارتر بود
کجان؟
.گفت با هِنري و سَم ديدار ميکنه
.خب
تو شهر بيدفاع جايي براي پنهان شدن .داشت که مبادا اوضاع بَد بشه
اما اوضاع که خيلي خوبه، نـ... نشنيديد؟
.شهر کانزاس که آزاده
کجا پنهان ميشه؟
.نگـ... نگفت
قسم ميخورم، هر چيزي که .ميدونم رو بهتون گفتم
.البته که گفتي
.دوستِ بيوفايي هستي
.هنوز توي شهره
خيلي خب، ميخوام افرادمون .خونه به خونه رو برن تا پيداش کنيم
الان؟ - .اوه، ببخشيد -
فکر ميکني بايد چقدر ديگه صبر کنيم؟
يکي-دو روز صبر کنيم؟
يه هفته صبر کنيم؟
.اوه، گور پدرش .بهش يه ماه وقت ميديم
.من که نميگم دست رو دست بذاريم
الانش هم دور تا دورِ شهر رو .زير نظر داريم
.ميتونيم صبر کنيم بياد بيرون ،خونه به خونه گشتن که افراد زيادي ميخواد
و موارد ديگهاي هم هست که ...احتمالاً نيازه
.اون اولويتِ هفتمِ من نيست، پِري
براي تو اولويتِ هفتمه؟
.نه
راستي اينها رو دادرسي ميکنيم؟
.نه، راستش قرار نيست دادرسيشون کنيم
.وقتي کارِت تموم شد، جسدها رو بسوزون .سريعتره
.ميريم بالا
مطمئني در اين باره چيزي نميدونن؟
.اينجا رو يه افسر فِدرا بهم گفت
.بيمار بود
.بهم مديون بود
،گفت خودش پيداش کرده
.دربارهش به کسي نگفته بود
و اگه دستشون بهش برسه، چي؟ - .رسيد -
.حرف نزد - .لعنت -
خيلي خب. آب؟ توالت؟
آپارتمانهاي زير به لولهي فاضلابِ .منطقهي قرنطينه وصلاند
ميتونيم از اونها استفاده کنيم، اما .بايد سريع و محتاط باشيم
غذا؟ - .هر چي که خودت آوردي -
.به زور خودم رو رسوندم
پس وضعِ غذامون داغونه؟
مهمات؟ - .خاليه -
.آره، مالِ من هم خاليه
به هر حال، قرار نبود براي فرار .تيراندازي کنيم
.نه، دزدکي فرار ميکنيم
چجوري؟
.تونل - تونل؟ -
چرا به زحمت بيفتي؟
.ميتوني همينجا خودت رو بکُشي
بيست تا کنسرو و سه کيلو .گوشتِ خشکشده براي هر سهتامون
،اگه به کمترين اندازه بچسبيم
فکر کنم بتونيم 11 روز رو سپري کنيم؟
پس همين اندازه زمان داريم .که اين مشکل رو حل کنيم
ترسيده؟
...آره .خب، خيلي چيزها ديد
.الان در اين باره کاري از دستم برنمياد
.ترسيده؛ چون تو ترسيدي
.اَبَر سَم
چي گفت؟
.گفت اينجا جامون امنه .کسي پيدامون نميکنه
مطمئني؟ - .صد در صد -
.هي
چهرهام رو ميبيني؟ بهم مياد ترسيده باشم؟
.اما يه مشکلي هست
.اين جا؟ زشته
ده روز بعد
گرسنهمه؟
.بعداً بازش ميکنيم
چيه؟ - .گرسنهمه -
!بعداً - اون کِي مياد؟ -
.نميدونم - .يه روزِ کامل شد -
.پيدا کردن غذا سخته - اما برميگرده؟ -
.آره، آره
.اون برنميگرده
.متاسفم
.ديگه غذايي نداريم .بايد از اينجا بريم
.داشتم اونها رو ميپاييدم .الگوهاشون رو ميدونم
.با پاي پياده موفق ميشيم
کُشتنش؟
.احتمالاً آره
.چشمهات رو ببند .خيلي سفت نه
.اما باز نکن
.مشکلي نيست
چيزي نميشنوي؟
چه خبره؟ - .دارن تيراندازي ميکنن -
الان چي شده؟ - .نقشهي جديد -
سر و صدا داره؟ - .سر و صدا داره -
يادته چيکار کني؟
.جوئل
!جوئل
.نگاهت به من باشه .نگاهت به من باشه
.نيازي نيست نگرانِ حرفي باشي که ميزني
.نميخوايم بهتون آسيب بزنيم
.ميخوايم کمکتون کنيم
.باشه
...خيلي خب، آم
نميدونم سر اينجور مسئلهاي ،گامِ بعدي چيه
...اما اگه تفنگم رو پايين آوردم
،بهتون آسيب نزديم
،پس بهمون آسيبي نزن
حله؟
.حله
.لحن خيلي عجيبيه، مرد
.صداش همينجوريه
.صداي عوضياي داره
.جوئِل، بهش بگو چيزي نيست
.همه چيز عاليه - .مَشتي -
!لعنت
،خيلي خب، گوش کن
.بهت اعتماد ميکنم
.ميخوام بهش اعتماد کنم
مطمئني؟
.آره
...اما اگه هر کدومتون بخوايد کاري بکنيد
باشه؟
باشه؟
.باشه
ميشه بلند شم؟
.آره
.آروم
.آروم بلند شو
کي هستي؟
.نامَم هِنريه
.اين برادرمه، سَم
.من تحت تعقيبترين مردِ شهر کانزاسام
،اگرچه همين الان
.حدسم اينه که با اختلاف کمي دوم باشي
اينها رو از کجا آوردي؟ - .از بيل -
.مُرده
.ميگه سپاسگزاره
،گمون ميکنم خيلي غذا نداريد
.پس، اين کلي ارزش داره
چند سالشه؟
.هشت سالشه - .چه باحال -
.من اِليام
،من جوئِلام. ببين، غذا خورديد ،همديگه رو نکُشتيم
بيا نامش رو بُرد-بُرد بذاريم .و راه بيفتيم
...خب، مطمئنم که اينجا اومديد
تا يه نما از شهر داشته باشيد... .و نقشهي خروج بِکِشيد
،و وقتي خورشيد بالا بياد
.راه خروجي نشونتون ميدم
.به شهر کيلا خوش اومديد
.خبري از فِدرا نيست
.از 10 روز پيش نيست، نه
...هميشه شنيديم که فِدراي کانزاس - هيولا هستن؟ وحشي هستن؟ -
.آره، درست شنيديد
،بيست ساله به مردم تجاوز کردن .شکنجهشون دادن و کُشتنشون
و ميدوني وقتي با مردم همچين کاري بکني چه اتفاقي ميافته؟
،همينکه فرصتش پيش بياد
.همين کار رو با خودت ميکنن - .اما تو عضوِ فِدرا نيستي -
.نه، بدتر از اون
.من يه همدستام
.من با خبرچينها کار نميکنم - .چرا، کار ميکني -
امروز کار ميکني؛
.چون من اينجا زندگي ميکنم و تو نه
.همينجوري تا اينجا دنبالت کردم
،من اين شهر رو ميشناسم .و اينجوريه که کمکت ميکنم بيرون بري
چرا کمکمون ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.