The Lord of the Rings: The Rings of Power

The Lord of the Rings: The Rings of Power

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 WEBRip x264-XEN0N
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 720p x264-FENiX
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 720p x265-T0PAZ
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 720p/1080p HEVC x265-MeGusta mSD
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 720p/1080p/2160p WEB H264-GLHF
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 Partings 1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-CMRG
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 Partings 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-CMRG
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 Partings 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Lord of the Rings The Rings of Power S01E05 Partings 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
Komentaryo ni meisam_t72
►► زیـرنـویـس از مـیـثـم طـطـری ◄◄ - meisam_t72 کانال تلگرام

Mga Tag

webrip
web
x264
brip
720p
720
x265
1080
hevc
web-dl
hd
Na-publish noong: 2022-10-05
Mga Download: 101
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

.مي‌خوام سوگند بخوري

.نخستين رَدهايِ يک کان‌سنگ جديد

...اطمينان‌هاي اِلروند بسيار قانع‌کننده بوده که

گيل‌گالاد نيت بدي نداشته که اون رو... .به اين‌جا فرستاده

.چيز ديگري در کاره

.به ليندون برو .پي ببر چيه

!از نگهباني دريا اخراجي !هر سه‌تون

!بسه

،تازه زندگيِ دوست‌هام رو نابود کردم .نامِ خانواده‌مون رو رسوا کردم

به نزدِ انسان‌ها برو که به درون .برج نگهباني قديمي پناه برده‌اند

.بهشان پيامي برسان

اين‌که اگر مردمت از مالکيتِ اين زمين‌ها ...دست بکشند و باهاش پيمانِ دوستي ببندن

.زنده مي‌مانند...

.يک روزي، شاه راستينِ ما بازمي‌گرده

باور دارم مردي که در سياه‌چال‌هاتون ...نگه داشتيد، ريگمند گمشده و رانده‌شده‌ي

.تاج و تختِ سرزمين‌هاي جنوبه...

...مي‌خوام در کنارم بجنگي

!من خدمت مي‌کنم - !من خدمت مي‌کنم -

پيش از اين‌که سائورون زمين‌هاشون رو... .براي خودش به چنگ بياره

،تو دروغ گفتي .بيگانه‌ي خطرناکي به ميان ما آوردي

.جا مي‌مانيم

.اين‌جوري پا به پاي بقيه مي‌ريم

اون کمک‌مون مي‌کنه .و... و ما هم کمکش مي‌کنيم

زيرنويس از ميثم ططري

« ارباب حلقه‌ها: حلقه‌هاي قدرت » « بخش پنجم: جدايي‌ها »

.من‌ماجرت... من‌ماجرت

.نه. مهـ... مهاجرت

.اين‌جوري: مها-جر-ت

.يک جورايي به معني حرکت کردنه .کاري که ما هارفوت‌ها مي‌کنيم

مي‌داني، ما... زمستان رو ،در جنگل قديمي مي‌گذرانيم

و چله‌ي تابستان، تا زماني‌که گردآوري .حلزون خوبه، به نُرفيلد گلِن مي‌ريم

حلزون، حلزون"؟" - .حلزون، بله -

،و در آغازِ سرخ شدنِ برگ‌هاي بلوط .به بيشه مي‌ريم

،يک باغ کامل

،سرشار از سيب، آلو

،زردآلو، هويچ .عاشـ... عاشقش مي‌شي

البته، تنها مشکل اينه که ميانِ اين‌جا .و اون‌جا 100 تا گزند هست

گزند"؟"

.مانند خطر

،مي‌داني، آدم‌هاي بزرگ، گرگ‌ها، مِه، باران

،ترول‌هاي تپه‌نشين، ترول‌هاي غارنشين .هر چيزي که بکُشدت

بکُشد"؟"

.يعني کاري کني که چيزي بميره

.من گزندم

.نه. نه، نه، نيستي

...بيش‌تر - .نه. کِرم‌هاي شب‌تاب -

...اون اتفاقي بود. ايـ

.تو گزند نيستي

.تو خوبي

من خوبم؟

.خوبي؛ چون براي کمک اين‌جايي

!نوري

.اوه، عاليه .بقيه بايد تاحالا آماده شده باشند

!دست بجنبن

.بيا بريم. زودباش

...مـ... من

.من خوبم

،اگر باز هم با اون چوب‌دستي سيخونکم بزني .موهاي پات رو تو خواب مي‌کَنم

،همين‌که تو مشغول کَندني .من هم گوش‌هام رو مي‌کَنم

.از شنيدن خروپُف‌هات نجاتم مي‌ده

.اوه، چرنده. من که خروپُف نمي‌کنم

.چرا، مي‌کني

.زودباشيد خب .بيشه که خودش به سمتِ ما کوچ نمي‌کنه

اگر ترانه‌ي پياده‌رويِ مامانت رو برامون .بخواني شايد کمک کنه تندتر حرکت کنيم

،آره، بخوان، پاپس .برامون چهچهه بزن

.اوه، زودباش، حالي به حولي‌مون مي‌کنه

نگاه کن به افول دمان اين خورشيد به زير کرسي آتش، درختي از سنگ است

نه نور قصر بلورين دگر مرا خانه است نه ديگرم دل و جان بر غروب، دل‌تنگ است

نگاه کن به دو چشم فسرده‌ي آتش به بستري که ز شن‌هاي تيره خو دارم

هر آن‌چه بود، به بازار توده‌ها بردم که من اميد، به ايام پيش رو دارم

بخوان مرا به صدايي غمين و حزن آلود بخوان مرا تو الا سرزمين دورادور

بخوان که موسم سردرگمي و حيراني‌ست کدام راه بجويم؟ که شب شد و من کور

درون کوزه‌ي خود جرعه‌اي به همراهم کنار توبره‌ام، نان اندکي دارم

مرا توان برون رفتن و جهيدن نيست مسير گفته که اين راه سخت بسپارم

ببين که پاي عليلم چقدر کوتاه است ببين که راه مقابل، چقدر طولاني‌ست

نه راحتي، نه تسلاي خاطري دارم بجز ترانه که در اين وجودِ طوفاني‌ست

براي خسته‌ي رنجور خود بخوان، اي دوست هلا بخوان تو مرا، اي زمين دورادور

هلا بخوان و مرا راه زندگي بنماي در اين زمانه‌ي ظلمت، براي عابر کور

بيا و عهد کن اي سرزمين پر آتش که نور سينه‌ي تاريک و چشم من باشي

مرا به راه بري تا کوير بوسه و عشق و اين غريب جدامانده را وطن باشي

صداي پاسخ او از ميان سَردِستان بگفت خصلت اين روزگار، بيراه است

نه هر که وادي حيرت بديد، گمگشته‌ست نه هر که بنده‌ي آوارگي‌ست، گمراه است

مباش در غم و اندوه خستگان بگذار رحيل دولت پيوستگان تماشا کن

نه هر که وادي حيرت بديد، گمگشته‌ست به قعر چاه، نگاهي به سوي بالا کن

.دالان کامله، سرورم

.دستت. نشانم بده

چه حسي داره؟

.مانند آتشه، پدرسالار

.کاش مي‌توانستي مانند من حسش کني

.به زودي، از ميان مي‌ره

و بخشي از من هم که با گرماش آشنا بود .به همراهش مي‌ره

.دل‌تنگش مي‌شم

.سپاهيان رو فرابخوان. زمانشه

.دشمن‌مون پيمان بسته حمله کنه

،در ازاي رحم

بهمان فرمان داده‌اند که اين برج رو ...ترک کنيم

.و با فرمانده‌شون پيمانِ دوستي ببنديم

،مي‌دانم شاهي نيستم که چشم‌به‌راهشيد

اما اگر تصميم بگيريد که در کنارم بايستيد ،و بجنگيد

،اين برج ديگر يادآورِ سُستيِ ما نخواهد بود

.بلکه نمادِ نيرويِ ما خواهد شد

کي در کنارِ من مي‌ايسته؟

از ميانِ شما کي مي‌ايسته و مي‌جنگه؟

.آره، بيا بجنگيم - .آره -

بايستيم و بجنگيم؟

بايستيم و بجنگيم؟

.شما مي‌ميريد

...من ميگم بهتره ريسک کنيم

.و جلوي دشمن فرضي سر فرود بياريم

.من به چشم اون دشمن نگاه کرده‌ام

.اون رستگاريِ شما نيست

مي‌انديشي هستي؟

اِلف؟

.اين رو به نمايندگي از نياکان‌مون ميگم

!اون‌ها زنده ماندن

.مي‌توانيم باهم‌ديگر از اين ماجرا زنده بمانيم

!دنبالم بيايد، و باهم‌ديگر، زنده مي‌مانيم

.زودباشيد. بريم

!زودباشيد. دنبالم بيايد. زودباشيد

!زودباشيد

!دنبالم بيايد

!تِئو

.اين بختِ ماست. زمانِ ماست. بيا

.به همراه من بيا. زودباش، پسر جان .دنبالم بيا، پسر

.راست. بسيار خب کمکم مي‌کني؟

!بالاتر. بالاتر

.همين اندازه بسه، بچه‌ها

.اکنون بفرستيدش

.پدر - .ايسيلدور -

مي‌شه سخن بگم؟

چرا براي هيئت اعزامي برگزيده نشدم؟

.فکر کردم به باختر مي‌ري - .ديگر نه -

.تا کاري شايسته‌ي نومِه‌نور انجام ندم، نمي‌رم

اون‌وقت چه کاري؟ .از ديدِ خودت

.ديدگاهي ندارم

.براي همينه که مي‌کوشم اين رو بفهمَم

.براي همينه که کمکت رو مي‌خوام

.کاش مي‌توانستم کمکي بکنم

اما شمار داوطلب‌ها بسيار بيش‌تر از اونه .که به جا دادن همه اميدوار باشيم

.نيمي از شهر جايي در اون کِشتي‌ها مي‌خوان

.من رو يواشکي در رَده‌ي جلويي بذار

صلاحيت‌هات چي‌اند؟

صلاحيت‌ها"؟" - عضوِ گارد دريايي هستي؟ -

...مي‌دانم که من دو برابرِ ملوان - عضوِ گارد دريايي هستي؟ -

گاردِ شهبانو چي؟ انجمنِ بازرگان‌ها؟

.سخن بر اونيفُرمه - انجمنِ اسب‌سواران؟ -

.برخوردت بي‌معنيه

زماني‌که تو وانمود مي‌کردي ،به سنت‌هاي اين آبخوست پاي‌بندي

.اين مردان با سنت‌ها زندگي کردن

.در پي يافتنِ راهي براي کمک بودن .براي خدمت

.کاري که گويا براي تو اهميت کمي داره

.برام اهميت داره .من آماده‌ي خدمتم

.هيچي بيش‌تر از اين سربلندم نمي‌کرد

.اما تو بختِ خودت رو داشتي

.و انتخابت رو کردي

جانِ نومِه‌نوري‌ها رو براي يک جنوبي چرکين و يک اِلف جنگ‌خواه به گزند مي‌اندازيد؟

!کنسول فارازون

چرا خويشانِ ما رو مي‌فرستي که بميرن؟

!فارازون! فارازون

!فارازون - .باهام بيا -

.ببخشيد که زودتر از اين خبرت نکردم .هفته‌ي دشواري بود

چرا جلوي اين کار رو نگرفت؟

...به شهبانو وفاداره. به درست يا - .به اشتباه -

.خيلي‌ها هستند که حالِ تو رو دارن

،هنوز اون‌قدر نيستن که منصرفش کنند ...اما فشار درست وا

.پس تو بايد بهش بگي .به سخنِ تو گوش مي‌ده

.وقتي من سخن ميگم، گوش‌هاش بسته مي‌شه

.پس بلندتر سخن بگو

.هي، جنوبي

.ملاقاتي داري

و سپس دشمن به کدام سمت رفت؟

.مي‌انديشم بيش‌تر به جنوب .به سمتِ برج نگهبانيِ اُستيريت

.گارد دريايي رو آگاه مي‌کنم

.سپاس‌گزارم، لُرد هال‌برَند

دل‌استوارم همين‌که به خشکي برسيم .همراهي‌ات به همين اندازه ارزش‌مند خواهد بود

خشکي"؟"

گالادريِل ما رو از اميدت به .يکپارچه کردنِ مردمت باخبر کرد

راستي؟

مطمئن باشم شتاب‌زده نگفته؟

...راستش رو بخوايد، قصدم اين بود که

.همراه من فقط سنگينيِ کارش رو حس مي‌کنه

،شکي ندارم زمانش برسه .نقشِ خودش رو انجام مي‌ده

با توجه به اين‌که آوازه‌ام رو روي اين ماجرا .به خطر انداخته‌ام، اميدوارم چنين باشه

شهبانوي شاه‌يار، پدرتون .خواستار حضورِ شما در برج شدن

."گالادريِل ما رو باخبر کرد"

برام پرسشه که شهبانو از کجا مي‌دانست .بر بالينِ پدرش جلوي من سبز بشه

هيچ‌گاه به ذهنم نرسيد که من رو .به‌خاطر نشان انجمن واگذار مي‌کني

.تو از من سواستفاده کردي .پس از اون همه التماس که ولم کني

تازه نومِه‌نور رو قانع کرده‌ام که براي ...کمک به مردمت

.پنج کِشتي و 500 تن رو بفرسته...

.و روي سرت تاج بذارن

شايد خيلي‌ها بپندارن که تو .از من سواستفاده کردي

.سرِ ديگري رو براي تاج‌گذاري پيدا کن

.من از اين‌جا خوشم نمياد

.اوه، چيزي نيست، ديل .فقط درخت‌اند

چه دايونگي‌اي باعث شده از اين راه برن؟

.گذرگاه راک‌فوت بايد بسته شده باشه

.کوچ در تاريکي آسان‌تر نمي‌شه .ادامه بديد

."در تاريکي آسان‌تر نمي‌شه"

.گرگ‌ها

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left