Ang unang 200 linya.
در تلگرام با ما همراه باشيد .::@MyWarnermovie::.
محاصره شدیم! منطقه دنی بوی..
تعدادمون خیلی کمه، دو نفر مردن، درخواست نیروی پشتیبانی داریم !
دریافت شد، نیروی پشتیبانی مستقر شده
سه تا سرباز..
نیرو های دشمن! - ویسکی دو دو
پنج دقیقه دیگه!
ویسکی دو دو به گوشم
داریم به نقطه دنی بوی نزدیک میشیم
آر پی جیه دشمن!
ازش خوشم نمیاد - رفیق، فقط محکم بشین باشه؟
تو حالت خوب میشه
وودی، گوش کن، دشمن داره نزدیک میشه
شما باید از ماشینا دور بشید
متوجه نشدم، منظورتون اینه از ماشینا پیاده بشیم؟
اونا دوتا از افرادشونو از دست دادن، به کمک نیاز دارن
خب بچه هارو برای پیاده شدن آماده کنید
اون داره چی میگه؟
میخوایم از ماشینا پیاده شیمو به دشمن نزدیک شیم
چی؟ اینجا؟ فقط ما؟
بعد از من سریع حرکت کنید، باشه؟
چه حسی داره وقتی متهم جنگ های مجرمانه میشی؟
من بریان وود هستم
یه پسری تو مدرسه میگفت که تویه قاتلی
و چی در مورد این ناراحتت میکنه؟
خب ناراحت کنندست
بیا اینجا مرد کوچولو
بگو که تو نیستی - چی نیستم؟
پدر
بیلی
به نظرت من مثل یه قاتلم؟
اطلاعیه از نظر کلی به این صورته و من هم اعلام میکنم که
تحقیق و گزارش در مورد ادعای مطرح شده
توسط دشمنان سربازای انگلیسی در
چهاردهم و پانزدهم ماه می سال 2004 ادامه داره....
سرجوخه وود، میفهمی مسائل چطوری پیش میره؟
بله قربان فهمیدم
خب بچه ها، نوبت شماست
برای این کار آماده اید؟
راشی، آماده ای؟ - بله!
خب، بریم بریم بریم
اه یا حضرت عیسی، عزیزم
تا حالا شده از خواب بلند شیو
نفهمی کجایی؟
نه
میخوای بهت بگم کجایی؟
خودم میدونم
میخوای من بهت بگم؟
اره، بگو
تو الان تو لندنی - لندن؟
تا ملکه رو ملاقات کنی
اونوقت چرا؟
چون تویه قهرمانی و ایشون میخواد یه چیزی بهت تقدیم کنه
یالا مرد، بریم پیش مادرت، عجله کن
اینطرف، عجله کن
اونجاست بیا برو ببینش
هو هو این پسر کوچولو رو ببین
وای پسر بیلی!
دیشب با مامان بزرگو بابا بزرگ چجوری بود؟
سلام! - اون میخواد مامانشو ببینه
چیزیو فراموش کردی؟ - مشکلی هست؟
به پسر نازنینم نگاه کن، چه پاهای قشنگی داره!
اون پسر نازنین جفتمونه - تو پسر نازنین مایی دیگه اره؟
اره؟ پسر نازنین مایی؟ - شما دوتا هنوز آماده نشدید؟
میدونی ساعت چنده؟ - آرامش....
بابا، راستشو بگو، کراواتم صافه؟
اره صافه. بزن بریم عجله کن
انقدر محکم بغلش نکن، تو همیشه ازم میخواستی لباساشو بپوشونم
باید برای بریانم همون کارو میکردی
تازه این اولین بارتم نیست
شلوارتم بپوش - همینه خیلی اروم
ده دقیقه دیگه موتده، میخوام سر وقت اونجا باشید
من بیست و سه سال توی ارتش بودم پسر
اما هیچ وقت همچین جایی نبودم
تو چهارده می سال 2004 ،
سرجوخه برایان وود برای کمک به نیروهایی که
تحت محاصره دشمن تو منطقه دنی بوی ، فرستاده شد
به خاطر رهبری شجاعانه و
فداکارانه سرجوخه وود در طی شدید ترین نبرد ها در عراق،
وی نماد نظامی صلیب شجاعت را
با افتخار دریافت میکند.
یالا برایان ، ادامه بده
اون یه چیزایی میدونه ولی در اصل یه دروازبانه
همیه مربیا فقط به دروازه بانا اهمیت نمیدن
بگذریم، اون همیشه از من میخواست که پنالتیارو بزنم
برای تمرین پنالتی دروازه بانا ، اون هیچ وقت اجازه نمیداد که ،
بهشون بگم میخوام کجا شوت بزنم
منم همیشه هرجایی که میتونستم شوت میزدم
یه جوری شوت میزدم که بچه ها برق از سرشون میپرید
موقع پنالتی زدن وقتی به دروازه بانان نگاه میکردم
همشون تمرکزشونو از دست داد بودنو
برایان باشه باشه - "بهشون سخت نگیر"
بهشون سخت نگیر
بعدش بهم میگفت میخوای دور زمین بدویی
و نشونم بدی چقدر توانایی داری؟ - اره؟
اره
باشه اره!
باشه!
برایان، این با حرف آر شروع میشه
"انعطاف پذیری"
بابا!
خب وودی، مدالت کجاست؟
قربان ،
یه سرباز چطوری میتونه مثل یه آتش عمل کنه؟
سوال خوبیه
اون اسمش جونو عه اره؟ - قربان،
جونو، من امروز اینجام تا
تمام واقعیت هارو درباره جنگ بهت بگم
اما صحبت در مورد یکی از این وقایع
یکم سخت تره
یه سری افرادو اون بیرون میبینی
که دارن اهنگ میسازنو میرقصن
اونم به خاطر اینه که اسم هاشون تو لیست اصلیه
به هر حال موفق باشن
منم میزارم که خودت دربارشون قضاوت کنی
هیچی راجع بهشون نمیتونم بگم
میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟
کسی نمیدونه؟
من راجع به شجاع بودن
قهرمان بودن یا بردن مدال فکر نمیکردم
من فقط به نابودی دشمن و
زنده نگه داشتن خودمو افرادم فکر میکردم
فقط سرم تو جنگ خودم بود
نگران بقیه نبودم که دارن چیکار میکنن...
درسته، انگار خیلی از کارت مطمعن بودی....
سرجوخه وود؟
بله؟
من دارم درس میدم، مشکلی هست؟
فقط میخواستیم یه گفت و گوی مختصر داشته باشیم
گفت و گوی مختصر؟
بابت مدال بهتون تبریک میکم سرجوخه،
بهم میگید مشکل چیه؟
بله میگیم
سرجوخه وود، لطفا اینجا بشینید
میخوایم یه سری عکس از
مناطق جنگ زده دنی بوی بهتون نشون بدیم
بهمون بگید کدوم یکی از این افراد رو میشناسید
باشه؟
و این یکی
خب برای چی؟
فقط بهمون بگید که این اشخاص کی هستن؟
نه
این عکس جوخه منه
این؟
این کسی که بازداشت شده رو میشناسید؟
اره.. من...
من اونو زندانی کردم
به چه علت؟
سرجوخه وود، شما قوانین درگیری با افراد رو یادتونه؟
بله - پس شما اونو زندانی کردید،
خب درباره اجبار این کار بهم بگو - اون خودشو تسلیم کرد
مسلح بود؟
یا فقط توی میدون پایگاه فعالیت میکرد؟
نه اون مسلح بود
فرمانده داد زد" اسلحتو بنداز!" اونم انداخت
اون بازم داد زد
"اون اسلحه لعنتیتو بنداز زمین" اره
خودتم اگه جاش بودی همون کارو میکردی
پس شما فرمانده رو دیدید
زمانی که داشتید طرف رو میبردید، پابرهنه بود؟
بله - بهش دست بند زدید؟
نه، نه ، اون زمان نه - بهش آب دادین؟
یادم نیست...،
تاریخ اون روز دقیقا توی ذهنم گنجونده شده
اره ....
خب بهش ابی چیزی دادی بخوره؟
سرجوخه وود؟
این کارو کردی؟
بهش آب دادی...؟ - سرجوخه وود؟
یا که اصلا اونجا نبودی؟
از ما میخواید که از ماشین پیاده شیم؟
اونا دوتا از افرادشون رو از دست دادن، به کمک نیاز دارن
پسرارو برای پیاده شدن اماده کنید
خب بچه ها، دیگه نوبت شماست
برای این کار آماده اید؟
راشی آماده ای؟ - بله
خب بریم بریم بریم!
دشمن روی پل مستقر شده
موقعیت یکو گرفتیم اره؟
اما اون صدوبیست متر اونور تره!
اره، ولی دارن تیراندازی میکنن!
پنج ، چهار، سه
دو، یک!
با حرکت من!
50 متر!
برید برید برید!
دستاتونو بیارید بالا، حالا!
بخوابید رو زمین
لعنتیا ، بخوابید رو زمین! تو اون دهن لعنتیتو ببند
بقیشون کجا رفتن؟
اونا چند دقیقه دیگه برمیگردن اماده باشید
اینم از موقعیت یک، حتی یه خراشم رومون نیقتاده پسرا!
رفیق ، روحیه جنگندگی انگلیسی تو وجود ماست
بچه ها میریم اینجا ، سوار شید
همونجا صبر کنید ، من الان میام
صبح بخیر
این مخابره امنیتی به خاطر
مشکلاتی که وجود داره
به طور کامل کار نمیکنه
به خاطر همین کل شبو از پله ها بالا و پایین میرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.