Ang unang 200 linya.
.همه اینها
،هرچیزی داخل سوراخی بزرگ مکیده میشه
...و بعدش
.همهجا مه میشه
اون چیه؟
بازم هست؟
آره، میخوای؟
.آره
.میدونی، خوابش رو دیدم
خواب چی رو؟
.خودم رو، داخل صندوق عقب
میدونی که منم بعضی اوقات خواب میبینم؟
خواب چی؟
،اون زمان من داخل خیابونم
،و اونا شبیه اون چوبهای بلنده
،هر دو طرفش داره
.با سر یه آدمی بالاش
،و وقتی قدم میزنم
یکی از کلههای حرومزادهها .سرم داد زد
میدونی، منم یکی از اون رویاها دارم
چندین و چند بار
چیزی که من میبینم ،شبیه این اتاقه
...شبیه یه اتاقی تمیز
.و یه روح داخلش...
.روحی که تکون میخوره، راه مییره
.یه چیز ترسناکیه
و میدونم که این مکان
از اینجا ،خیلی خیلی فاصله داره
،میتونم حتی بهت بگم .خیلی دورتر از این آشغالدونی اینجا
چیه؟
ببخشید که این ساعت از شب ،مزاحمتون شدم
.من خودم رو قفل کردم
اینجا زندگی میکنی؟
.من طبقه یازدهم هستم
بهم گفتن یه زوج داخل آپارتمانه ...پس گفتم
.بیا داخل
.ممنون
.بیرون یه کم ترسناکه
،خوشبختانه .کارِشون با پارک تموم شده
.آره، منم امیدوارم
.اینجا یه مکان افتضاحیه
.خوبه
هنوز داری تنظیم میکنی؟
،باید این کار تموم شه
ولی مطمئنم .که قراره درست پیش بره
اوه...میشه بعضی اوقات ،موبایلت رو قرض بگیرم، شاید
و بتونم کارهام رو کنترل کنم؟
.حتما... آره حتما
.بیا، داره زنگ میخوره
!لعنتی
.کسی پشت خط نیست
فکرکنم تا دوشنبه نیستن
میتونیم .روی مبل تخت درست کنیم
مطمئنی؟
.این محبتتون رو میرسونه
.ممنون
روث؟
...باز کن !در وامونده رو باز کن
!تو زندگی من رو نابود کردی
،تو زندگیم رو ازم گرفتی ،خوک صفت
!خوک کثیف و نادون
!تو من رو زشت کردی
!ای کاش مُرده بودی
،و یه ذره از اینا
.یه پیچش کوچولو مثل این
.خودشه
.کلیک - .آره -
.صبح بخیر
...و
.اون حمام رو هم درست کرده
.نگران نباش
.من اینجام که کمک کنم
.مرسی ران
.مرسی از اینکه گذاشتی بمونم
.خب، تو همسایه منی
،تو و روث .زوج خوبی هستین
.تو یه شخص خاصی رو گرفتی
...یه زندگی جدید، این
،بعضی اوقات، این چیزها ...میتونن
...خب، میتونن
.میتونن خرد بشن
،جانی کوچیک وقتی هفت ساله بود، اومد داخل
،مامان و بابا ،روز یکشنبه
،دارن میرن سمتش
و مدام دورش میگشتن
،بابا گفت «داری چه غلطی میکنی؟»
داری چیکار میکنی؟
،جانی کوچولو وایمیسه ،بالا رو نگاه میکنه
.«و بعد میگه «آره
وقتی بحث مامان توعه .زیاد خندهدار نیست
میشه کنترل رو بدی؟ - .آره -
باید بریم؟
دارم هری رو میبرم به مغازه
چی؟ - .اون میخواد اسنک بگیره -
اسنک؟ - .اسنک -
چه اسنکی؟
.میرم چندتا اسنک بگیرم
نمیخوای که .شبیه انگل باشی
.من میبرمش
.تو بمون
اوه، روی هم تکیه دادن
دارن راهشون رو مستقیم برمیگردن
یه جای شلوغ دیوانهوار که انتها میرسه به زنگوله
...یکی دیگه و یگی دیگه
!و تمام شد
،اون احساس، میدونی ...یکی رو بگیری
کجا بودی؟
.مدام داشتم به تو تماس میگرفتم
.باتریم خراب شده بود - .آره ولی موبایلت روشن بود -
واقعا؟
چرا انقدر طولش دادین؟
مشروب هم هست؟
.یه ذره داخل قفسه هست
.عالیه - !نه -
چرا - !هی -
چیه؟
...ران
بطریها کجاست؟
.مال من هستن
.بیخیال ران. بده اونارو - !نه -
!آخر هفتهـس
و اینکه چرا انقدر خسیس هستی؟
چرا انقدر خسیسی؟ - !برو بیرون -
!از خونه برو بیرون
.اینجا خونه من هم هست
،خفه شو !جنده حرومی
،میدونی، ران
همیشه توی زندگیم ،سه چیز مهم رو میگم
،شماره یک
مهربون باش
،شماره دو
.مهربون باش
...شماره سه
.آره
،خب، بیا جشن بگیریم همگی
،خوک صفت !خوک زشت حرومی
،آقای پین، رونالد پین من رو یادتونه؟
،رید لوتر، والتر هیل .داخل بار دیدمتون
خبر خوبی برای شما و همسرتون دارم
.دیگه تنها نیستید
ببخشید، تنها؟
،بعد از آخرین بازدید .جوابهای بینظیری داشتیم
،ما...ما تنها نیستیم
.یه آدمی هم هست
یه آدمی هست ...داخل طبقه یازدهم، اون
،اون طبقه هنوز تموم نشده ...ولی
،نه، نه، یه نفری هست ...هری
هری؟ - هری. داخل -
.طبقه یازدهم میشینه
،کسی داخل آپارتمانتون نیست
.که شما و همسرتون رو از هم جدا بکنه
.بالا
.بیدار شو
.ران، من بیدارم
.و از چیزی که میبینم خوشم نمیاد
.وقت رفتنه
.بازم داشتم میرفتم
میدونی چرا؟
.چون اصلا خندهدار نیستی
.هیچ خندهای، ران
.هری
.سلام، روث
میدونی چیه؟
کردن تو .مثل کردن لاشهس
.یه لاشه لعنتی
!یه لاشه لعنتی بدون مغز
،اینجا داخل دوارت هیلز
داریم انقلابی در مسکن رو ،شروع میکنیم
و از تو میخوایم که جزئی از .این سبک انقلاب باشی
پس، با سبک زندگی جدیدی .با من همراه باشید
.طبقه همکف
بابا؟
مرد داخل آسانسور شبیه یه غول زشت بود
شاید توسط ساحره یه وردی بهش گفتهشده بود
بهم گفتی که ساحرهها واقعی نیستن
چونکه اصلا مدرکی نداشتم برای خودم
.مدرکش رو امروز دیدیم
خب.. بابا من نگفتم که اون غوله
.گفتم شبیه غول هست
.من... من دوست ندارم
باشه، نیازی نیست .همهش رو بخوری، مشکلی نیست
بابا؟ - بله؟ -
برام داستان میخونی؟
.حتما
برو تو تخت .میام پیشت
احتمال هست اون تو هیولا باشه؟
.آره- خودش رو تغییر داده باشه؟ -
.آره، همه چی - .!ایول -
روزی یه روستای کوچکی بود
زیر دماغه کوه
جایی که کسی زندگی نمیکرد ،بجز سنجابها، موشها
.و یه خانم پیر
خسته کنندهس
این داستان رو قبلا بهم گفتهبودی
خیلیخب باشه .یه دونه جدید میگم
میتونم اولش سیگار بکشم؟
،سیگار بده
،ولی اگه میخوای .بعدا انجام بده
.باشه، خیلیخب
قول میدی که هیولاها یادت میمونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.