Ang unang 200 linya.
...آنچه در «خانم نظافتچی» گذشت
!وسایلت رو جمع کن و برو
خودم دیدم
سوار موتور بودی و با دستاش توی قهرمان رو گرفته بود
نادیا، ،کمدار برای ما خطرناکه تو هم خوب میدونی
!دیگه خبری از «ما» نیست
چندتا ویدیو پیدا کردیم
،اگه مارکو اون شب با کسی درگیر بوده
ممکنه ضبط شده باشه
میتونم با کارآگاه فلورس صحبت کنم؟
بیا اینجا اسمت رو بنویس
هر وقت تموم کرد بهش میگم
اتفاقی بود. باید خودت رو ببخشی
اگه نتونم چی؟
گفتی یه نفر میخواست من رو ببینه؟
کریس دلا رزا؟
رابرت کمدار رو بهت تحویل میدیم
اون یه نزولخواره که چند سازمان جنایی توی وگاس تأسیس کرده
و با کورتز همکاره
آشنام خارج از وگاسه
به محض خرید داروها بهت زنگ میزنم
اون میمونه
تو برو دنبال داروها
،هر وقت رفیقم رسید خریدت رو تأیید کرد
ایشون رو میفرستم پی کارش
نمیدونم چه بازیای داری میکنی
ولی وقتی جولیان ماجرای تو رو بفهمه تموم میشه
انگار شما از قبل همدیگه رو میشناسید
میتونیم کمدار رو قانع کنیم تا ما رو
با اون فروشنده آشنا کنه و داروها رو بفروشیم
تو برو. بهش میگم تفنگ رو از دستم گرفت
مایا؟ قضیه چیه؟
پس نقشه کشیدی که هردوشون رو ناکار کنی
تموم شد جولیان. بذار برم
اون اسلحه نداشت
نمیتونستم بذارم بهت صدمه بزنه
گرت جون ما رو نجات داد
داروهای ما رو نیاوردی؟
این داروها در راستای همکاری با کورتز
خریداری شدن
،پس تا وقتی به نتیجه برسیم
متعلق به افبیآی هستن
الان دستمون خالیه
هیچی برای کمدار نداریم
الان فکر میکنه ما توی
قتل کورتز دست داریم
میدونم تونی
دیگه تحمل ندارم. میکشم کنار
میدونم تونی ولی راه خروجی نیست فعلاً نه
باید تا آخرش ادامه بدیم
باهم از پسش برمیایم
یادت باشه، شتر دیدی ندیدی
آره، بعد از قتل کروتز، ملاقات با باسکو ،خرید داروها
ولی برای پایان معامله پیشقدم نشد
و الان یه خریدار جدید نیاز داریم
تونی، آرمان
بفرمایید
به شما مربوط میشه
ایشون نیک هست
دست راست کورتز بود
،نمیدونم شنیدید یا نه
،ولی بعد از ملاقات شما سر و کلۀ افبیآی پیدا شد
کورتز رو کشتن ولی هیچ دارویی پیدا نکردن
درسته؟
نه، نه، داروها دست ماست
هر اتفاقی که افتاد حتماً بعد از رفتن ما بود
خوشبختانه تو هم اونجا بودی، درسته؟
نه. نبودم
:یه ضربالمثل معروف هست که میگن «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها»
،و وقتی چیزی وجود داشته باشه
خیانتکارها به جای بیخطر حرکت میکنن
تو که محموله رو لو ندادی، نه؟
رابرت بیخیال
تیم ما چند ساله مشغول به این کاره
ممکنه فقط تقصیر مایا باشه
یا این دوتا
آره، شریکهای جدید کاری اون
احتمالش هست
از کجا معلوم واسه ما پاپوش درست نکردی؟
تو ما رو با کورتز آشنا کردی
محض اطلاعت، پلیسها هم اومدن
کاری که خواستی رو برات کردیم
چند ساله من و نادیا رو میشناسی
من فقط نادیا رو چند ساله میشناسم
من و تو تازه باهم آشنا شدیم
ولی هیچ اطلاعاتی از اون ندارم
شاید یه سری چیزها یادم باشه
تونی با خواهرشوهرش زندگی میکنه
با بچههای خواهرشوهرش و پسر کوچیکش، لوکا
همه گرم و نرم توی خونه کوچیکشون هستن
که چند کیلومتر از اینجا فاصله داره
ببین، ما با افبیآی همکاری نمیکنیم
و من با کسی که خانوادهم رو تهدید کنه کار نمیکنم
ما مجبور به همکاری با تو نیستیم
به نکات بسیار خوبی اشاره کردی
!رابرت! رابرت، من خبرچین نیستم
قسم میخورم رابرت - نیک، آروم باش -
آروم باش
با این همه سروصدا نمیتونم فکر کنم
یکی دیگه رو میشناسم که از شما داروها رو بخره
ولی این دفعه، معامله با شرایط من پیش میره
بهم ثابت کنید که شک و تردیدم درست نیستن
وگرنه مثل این به درد من نمیخورید
نه، نه، نه
نه رابرت. رابرت
!رابرت، خواهش میکنم
!رابرت! رابرت
!رابرت
برید دیگه
یه کاری باید انجام بدید و بدهی رو صاف کنید
بیا بریم خونه ...باید
باید برم خونه - تونی -
اون خانوادهم رو تهدید کرد آرمان
تونی، ازت میخوام
که دقیق بگی توی حیاط کورتز چه اتفاقی افتاد
بهت گفتم
گرت به کورتز شلیک کرد
چون میخواست ما رو بکشه
چی؟ ما یعنی کی؟ تو و دوستدختر کورتز؟
چرا گرت انقدر سنگ دختره رو به سینه میزنه؟
تونی
تونی، هر چیزی رو که مخفی کردی برای ما خطرناکه
ببین، اون مخبر گرت بود
نمیدونم. اونا رابطه داشتن
میخواست اون رو نجات بده
با استفاده از ما؟
تونی، چرا بهم نگفتی
که این موضوع برای گرت شخصی بوده؟
میدونی یعنی چی؟
ما هیچی راجع به مایا نمیدونیم
ممکن بود ما رو به کمدار لو بده
اون هیچی به کورتز نگفت
این کارو نمیکنه
باید مکانهامون رو مخفی کنیم و از شرش خلاص شیم
بیا بریم. من با گرت حرف میزنم. باشه؟
بدون من اصلاً
خودش ما رو تو هچل انداخت و خودش ما رو نجات میده
فکر کنم از این طرفه
به نظرت اینجا جام امنه؟
اگه به نظر کمدار من کورتز رو کشته باشم
اون میاد سراغم
مشخصاً کار افبیآی بود
آره ولی فکر میکنه من پاپوش درست کردم
به خیالش من خبرچینم
نمیفهمی؟
اون همین جوری ولم نمیکنه
واسه همین اینجایی
این خونه کاملاً امن و امانه
یه مأمور میاد بهت سر میزنه
پیشت هم میمونه
موقتیه
واقعاً؟
چون من دیگه مایا کمبل نیستم
دیگه قرار نیست خانواده و دوستام رو ببینم
مگه پلیس برای شواهد این کارو نمیکنه؟
دیگه خود واقعیم نیستم
...دیگه - آره -
میدونم - احمقانهست -
دائمی نیست
خب؟ بهت قول میدم
میخوام خیالم راحت باشه که جات امنه
نریها
اگه چیزی خواستی بهم زنگ بزن
باشه؟
مرسی
خواهش
از مایا چه خبر؟ حالش خوبه
آره جاش امنه
به خاطر کاری که کردی ازت تشکر نکردم
ممکن بود به خاطرش تو باتلاق گیر کنم
کورتز ما رو میکشت
همه این رو میدونن
باید راجع به مایا به آرمان بگم
اون قبلاً مخبر تو بود
لعنتی تونی
مجبور بودم
،آرمان، آرمان، آرمان بسه، بسه، بسه، بسه
!آرمان بسه
میفهمی ما رو تو چه مخمصهای قرار دادی؟
ایدۀ کی بود که یهویی وارد بشی و کورتز رو بکشی
اونم وسط معامله؟ - ،یه بار دیگه به من دست بزن -
میزنم صورتت رو خورد و خاکشیر میکنم
خب بچهها، بس کنید! هر دوتون
،به خاطر گندی که زدی
فاتحۀ ما خوندهست
کمدار نیک چمبرز رو کشت
الان دنبال اینه کسایی رو لو بده
که با افبیآی دست داشتن
و الان فقط ما هستیم و مایای جنابعالی
خب
یه راه چاره هست
میتونیم یه معامله داروی دیگه داشته باشیم
با خریداری که کمدار ترتیب داده
اگه کار درخوری انجام بدیم میتونیم زمان بخریم
ولی برای معامله داروهامون رو میخوایم
نه نه
از کنترل من خارجه
نه، تقصیر خودت بود
الان برشون میگردونی
وگرنه ما رو هم میکشه
No comments yet. Be the first to leave one.