Ang unang 200 linya.
...آنچه در «خانم نظافتچی» گذشت
...اگه توی خیابون مواد بفروشیم
من دکترم، نه دلال مواد
نمیشه با این وضع برای کمدار کار کرد
زیر چشمت کبود شده ...اگه کورتز کتک زده باشه
میخوای من رو از دوستپسر خرابکارم نجات بدی؟
برو بابا - مایا کمبل -
اون دوستدختر کورتزه - باهم صحبت میکنیم -
راجع به تحویل دادن پرونده به من
منظورم این نبود - آره -
بزن کنار
واقعاً؟
بذار بریم. دوباره برات خبرچینی میکنم
،اگه کمدار رو دستگیر کنی به کورتز هم میرسی
و میتونی مایا رو نجات بدی
سلام. کجا بودی تونی؟
کجا... این چیه؟
به آرمان کمک کردم توی خیابون مواد جابجا کنه
قصدش رو نداشتم ولی اون توی دردسر بود
و الان تو هم در خطری؟
آره
گرت جلوی ما رو گرفت - لعنتی -
گفت اگه براش خبرچینی نکنم من رو تهدید به دیپورت میکنه
میتونست لوکا رو از چنگ من بگیره
واقعاً فکر کردی گرت همچین کاری با تو میکنه؟
نمیدونم
باهاش یه معامله کردم
ولی اگه از پسش برنیایم چی؟
سلام تونی، فیونا خوشحالم شما رو دوباره میبینم
کارآگاه فلورس، این وقت شب چی شد که اومدین؟
میتونم بیام تو؟
بله. حتماً
میخواستم بهتون اطلاع بدم
که درباره پرونده مارکو اخبار جدیدی داریم
مدیر مسافرخونهای که مارکو توش مُرد
چند هفتهست که خبری ازش نیست
اوه. واقعاً شرمنده
ولی این چه ربطی به مارکو داشت؟
اسمش جان پرایسه و ما اون رو
به عنوان مظنون در قتل مارکو در نظر گرفتیم
یعنی اون مارکو رو کشته؟
خب فکر نمیکنیم غیبشدنش اتفاقی باشه
اگه جان پرایس هر دخالتی توی قتل مارکو داشته باشه
احتمالاً از ترس دستگیری فرار کرده
ما بررسی وسیعتری انجام میدیم
از تمام کسایی که چند هفته اخیر توی مسافرخونه
عبور و مرور داشتن سؤال میپرسیم
چطور این کارو انجام میدین؟
مسافرخونه سوابق افراد ساکن رو همراه داره؟
آره، اونا رو بررسی کردیم
ولی خونه جان پرایس رو هم گشتیم
و چندتا ویدیو شخصی پیدا کردیم
ظاهراً تو مسافرخونه چندتا ویدیو به صورت مخفیانه گرفته
ویدیو؟ واقعاً؟
قبلاً با اون ویدیوها برخورد کرده بودین؟
وقتی اون شب ازش ویدیوهای امنیتی رو خواستیم
جان هیچی تحویلمون نداد
الان دلیلش رو فهمیدیم
باز هم اون ویدیوها رو بررسی میکنیم
ولی چیزی که دیدیم خیلی شوم و نحس بود
احتمالش هست که مارکو اون شب ،با کسی درگیر بوده
ممکنه ضبط شده باشه
میدونم هضمش سخته
میخواستم بهتون اطلاع بدم که ما تسلیم نمیشیم
متوجه میشیم که شوهرتون چطوری فوت شدن
ممنون - مرسی -
خب الان چی شد؟ بهش اجازه بدیم آمار قتل رو دربیاره درحالیکه بهش مربوط نیست؟
این اتفاق نمیفته
شما هیچی نمیدونید
...کریس
،حتی اگه پیداش کنن نمیفهمن کار اون بود
چون واقعاً هم نبود
باشه ولی گفت هنوز میخوان روی ویدیوها تحقیق کنن
اگه قضیه رو ببینن چی؟
!میفهمن کار من بود
صدات رو بلند نکن
چرا الان هیچ ترسی نداری مامان؟
بالاخره پیدام میکنن - ...من -
من نمیذارم این اتفاق بیفته. باشه؟
چطوری؟ میخوای بندازی گردن خودت؟
!نه. نه
!از این خبرا نیست
اگه پلیس جسد رو پیدا کنه چی؟
همهمون میفتیم تو چاه
نه، پیدا نمیشه
آرمان به ما اطمینان داد
چی شده؟
ببین کی به سرش زد بیاد خونه
!وسایلت رو جمع کن و برو
نادیا، چه غلطی داری میکنی؟
تو داری چه غلطی میکنی؟
من باید کاری که همون اول به سرم زد رو میکردم
بار اول تو رو با نظافتچیه دیدم
!هیچ خبری بین من و تونی نیست
خودت هم میدونی
خودم دیدم. سوار موتور بودی
و با دستاش توی قهرمان رو گرفته بود
نادیا، خودت بهم گفتی توی خیابون موادها رو بفروشیم
!الان دقیقاً همین کارو داریم میکنیم
!خفه شو دروغگو - موفق شدیم -
از هر بهونه استفاده میکنی تا پیش اون باشی
!پول خوبی برای خودمون درآوردیم
مثل یه دختر کوچولوی احمق باهام تا نکن
تو بارها و بارها من رو خار و خفیف کردی
کور که نیستم
میفهمم بین تو و اون چه خبره! دیگه تمومه
خب، نادیا. عزیزم، عزیزم
واقعاً؟ این چه کوفتیه؟
نادیا، این حلقه رو برای اتمام بدهیها به کمدار دادیم
بله و اون بهم پس داد
یعنی با اون میخوابی؟ همچین اتفاقی داره میفته؟
یا خدا. این وسط تو بهم خیانت کردی
،کمدار برای ما خطرناکه تو هم خوب میدونی
!دیگه خبری از «ما» نیست
و به خاطر رابرت نیست
به خاطر خودته
صبح بخیر
پس به گمونم دیشب مشغول چیدن نقشه بودین
و اگه اینطور نباشه هر دوتون زندانی میشید
از این خبرا نیست. ما نقشه داریم
خب پس بگو
چطور میشه از طریق رابرت کمدار کورتز رو دستگیر کرد؟
کورتز با جابجایی محصولات لب مرز مشکل داشت
ما مشکل نخواهیم داشت
نمیتونیم کمدار رو متقاعد کنیم
تا ما رو با این فروشنده آشنا کنه و موادهامون رو بفروشه
از همین راه با کورتز آشنا میشیم
،پس اعتمادشون رو جلب کردید
خودتون رو پلیس جا بزنید و دستگیرشون کنید
نه، نه، به این سرعت نه
کمدار باهوشتر از این حرفاست
که خودش رو توی موقعیت خطرناکی قرار بده
هیچوقت سر قرار حضور نداره
اول کورتز رو دستگیر میکنیم و بعد مجبورش میکنیم کمدار رو تحویل بده
،پس هر وقت کورتز به خودش بیاد
در یک چشم به هم زدن کمدار رو لو میده
آره
خیلیخب، پس انجام بدید
وگرنه شما دوتا دستگیر میشید
صبحونهت سرد میشه کریس
من باز میکنم
چیپفی چیزی نمیخوای؟
فکر کنم الان باید روی پرتابت کار کنی
آره
سلام. اینجا چیکار میکنی جیدی؟
دخترمون ممکن بود زانوی غم بغل کنه
اگه توپش رو با خودش نمیبرد
توپ شانس منه
جوراب شانس هم داری که اصلاً شسته نشدن
ربطی به توپ شانس نداره
باشه، خیلیخب
شما رو دور هم جمع کردم چون باهاتون حرف دارم
قضیه کریس رو میدونم
چی؟
و میدونم سعی داشتی از من قایمش کنی
کافیه جز
ولی یه فکری به حالش کردم مامان بلدم حلش کنم
،الان که این بابا به شهر برگشته شما میتونید ازدواج کنید
چی؟
میدونم که عاشق هم نیستین
ولی اینجوری دیگه شما و کریس
در معرض خطر نیستین
فکر کنم دوستدخترم
لازمه راجع به این اتفاق صحبت کنه
تو نگفتی دوستدختر داری
هی، زیاد سرش غر نزن
تازه پنج دقیقهست که برگشته
باشه، باشه
این یکی چطوره؟
چطوره بابا کریس رو به فرزندی قبول کنه؟
اینجوری دیگه خیالپردازی نمیکنه
بس کن... خواهش میکنم
چیه؟ - اون نمیتونه -
چرا؟
اینطوری حل نمیشه
میخوام کمکش کنم شما نمیخواید ازش مراقبت کنید؟
به این راحتیا نیست
مردم همیشه این کارو میکنن
دردی رو دوا نمیکنه
ول کن
این چیه؟
اولین بدهی من
در مقابل اون مبلغ هنگفته
گفتی دیگه سمت اسلحهفروشی نمیرم
آره خب
چهاربار همین مبلغ رو میارم و دیگه تمومه
صبح بخیر
صبح بخیر رابرت
چه کاری از دستم برمیاد؟
وقتی برای یه میلیون و نیم دلار
واسه آزادی شوهرت
،اومده بودی پیش من
من به خاطر پیشینهمون قبول کردم
اون لطف رو برات انجام دادم
بله و خیلی ممنونم
من تحت تأثیر اعتمادی که
بین ما تشکیل شد قرار گرفتم
منظورت چیه رابرت؟
...تو و شوهرت
شغل دومی که ترتیب دادین
No comments yet. Be the first to leave one.