Avatar

Avatar

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Impormasyon ng release

Avatar 2009 2160p DSNP WEB-DL TrueHD Atmos 7 1 DV HDR H 265-FLUX
Komentaryo ni warez
Translated subtitle from English to Persian Avatar 2009 زیرنویس فارسی فیلم

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-03-15
Mga Download: 125
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

وقتی اونجا توی بیمارستان کهنه‌سربازها رو تخت افتاده بودم

در حالی که یه حفره بزرگ وسط زندگیم دهن باز کرده بود

رویاهای پرواز می‌دیدم

آزاد بودم

اما دیر یا زود

همیشه باید بیدار بشی

توی حالت انجماد، اصلاً خواب نمی‌بینی

اصلاً شبیه شش سال نمی‌گذره

بیشتر شبیه خوردن یه بطری تکیلا و کتک خوردنه

تامی دانشمند بود، نه من

اون بود که می‌خواست پرتاب بشه

سال‌های نوری اون‌ورتر توی فضا تا جواب‌ها رو پیدا کنه

بالاخره رسیدیم؟

آره، رسیدیم خوشگله

رسیدیم

در مورد برادرته

خلاصه، یه هفته قبل از اینکه تامی اعزام بشه

یه یارو با اسلحه به سفرش پایان داد

واسه پول‌های توی کیفش

شما پنج سال و نه ماه و بیست و دو روز توی حالت انجماد بودید

گرسنه می‌شید، ضعیف می‌شید

اگه حالت تهوع دارید، لطفاً از کیسه‌ها استفاده کنید

آره، تامی دانشمند بود

من؟ من فقط یه سرباز احمق دیگه‌م که داره می‌ره جایی که قراره پشیمون بشه

اون روبرو پاندورا بود

با شنیدن اسمش بزرگ شده بودی

ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خودم برم اونجا

روی برادر شما سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی شده بود

می‌خوایم در مورد جایگزینی شما توی قراردادش صحبت کنیم

و از اونجایی که ژنوم شما دقیقاً مثل اونه

می‌تونی بیای جای اون

به اصطلاح

یه شروع تازه است

توی یه دنیای جدید

حقوقش هم خوبه

خیلی خوب

ماسک‌ها رو بزنید! زود باشید! ماسک‌ها رو بزنید

ماسک‌ها رو بزنید! بجنبید

یادتون باشه بچه‌ها، اگه ماسک‌تون رو از دست بدید، در عرض بیست ثانیه بیهوش می‌شید

و در عرض چهار دقیقه می‌میرید

بیاید امروز کسی رو به کشتن ندیم

توی گزارشم خیلی بد میشه

برج مراقبت دروازه جهنم، اینجا TAV 1-6 در حال نزدیک شدنه

عبور از نشانه بیرونی. معدن تو دیدرسه

یه زندگی تموم میشه

یکی دیگه شروع میشه

کمربندها باز! کوله‌هاتون رو بردارید

جمع و جور کنید، بجنبید! کمربندها باز

یک دقیقه وقت دارید! بدواید

وقتی سطح شیب‌دار میاد پایین، مستقیم برید داخل پایگاه

توقف نکنید

مستقیم برید داخل. منتظر علامت من باشید

بدو، بدو، بدو، بدو! از اون‌جا بزنید بیرون

به حرکت ادامه بدید! بجنبید، بجنبید

چیزی به اسم تفنگدار سابق وجود نداره

شاید از خدمت خارج شده باشی

اما اون روحیه‌ات رو هیچ‌وقت از دست نمی‌دی

به خودم گفتم از پس هر امتحانی که یه مَرد می‌تونه پس بده، برمی‌آم

اگه پول داشته باشی، می‌تونن ضایعه نخاعی رو درمان کنن

اما نه با حقوق بازنشستگی نظامی، اونم تو این اوضاع اقتصادی

بجنب، مورد خاص! منو منتظر خودت نذار

خب، خب، خانم‌ها

این همه گوشت تازه رو ببینید

اووو

توی زمین، اینا سگ‌های ارتش و تفنگدار بودن

که برای آزادی می‌جنگیدن

مواظب باش، عشق سرعت

اما این‌جا، فقط مزدورهای مسلح‌ان

که پول می‌گیرن و برای کمپانی کار می‌کنن

این رو ببین پسر

غذا روی چرخ

اوه پسر، این واقعاً حرکت زشتیه

تا ۲۰ دقیقه‌ی دیگه دو نفر رو آزاد می‌کنم

فهمیدم! بهشون نیاز دارم

دیگه توی کانزاس نیستید

خانم‌ها و آقایان، شما روی سیاره پاندورا هستید

به این واقعیت احترام بگذارید

هر ثانیه از هر روز

اگه جهنمی وجود داشته باشه

بعد از یه دوره خدمت توی پاندورا، دلتون می‌خواد برای استراحت برید اون‌جا

اون بیرون، پشت اون حصار

هر موجود زنده‌ای که می‌خزه، پرواز می‌کنه یا توی لجن چمباتمه می‌زنه

می‌خواد شما رو بکشه و چشماتون رو مثل شکلات قورت بده

ما یه جمعیت بومی از موجودات انسان‌نما به اسم «ناوی» داریم

اونا عاشق تیرهایی هستن که به سم اعصاب آغشته شده

که توی یه دقیقه قلبتون رو از کار می‌ندازه

و استخون‌هایی دارن که با فیبر کربن طبیعی تقویت شده

کشتنشون خیلی سخته

به عنوان رئیس امنیت

وظیفه منه که شما رو زنده نگه دارم

من موفق نخواهم شد

نه در مورد همه‌تون

اگه می‌خواید زنده بمونید

باید یه اراده و ذهنیت قوی در خودتون بسازید

باید از قوانین اطاعت کنید

قوانین پاندورا

قانون شماره یک

هیچ‌چی مثل یه جلسه توجیهی ایمنیِ سنتی نیست

تا خیالتون رو راحت کنه

ببخشید. ببخشید. جیک

تو جیکی، درسته؟

برادرِ تام

وای! کپِ خودشی

ببخشید، من نورم هستم. اسپل‌من

من با اون دوره‌ی آموزشی آواتار رو گذروندم

بریم توی آزمایشگاه زیست‌شناسی

قراره کلی وقت این‌جا بگذرونیم

هی! چطوری؟ نورم، هدایت‌گر آواتار

سلام. هی

آه، اتصال... اتاق اتصال دقیقاً همین‌جاست

این‌جا جاییه که به آواتار وصل می‌شیم

من و نورم این‌جاییم تا هدایت کنیم

این بدن‌های کنترل از راه دور رو که بهشون می‌گن آواتار

این‌ها از ترکیب دی‌ان‌ای انسان و دی‌ان‌ای بومی‌ها ساخته شدن

هی. خوش اومدین. سلام

به پاندورا خوش اومدین. از دیدنتون خوشحالم

لعنتی! چقدر گنده شدن

آره، توی طول مسیر کاملاً رشد کردن

انگار شبیه‌سازهای حسِ عمقی خیلی خوب جواب دادن

آره، بافتِ عضلانی‌شون عالیه

چند ساعتی طول می‌کشه تا از محفظه درشون بیاریم

ولی شماها می‌تونید فردا ببرینشون بیرون

این مالِ توئه

هی. دکتر نورم اسپل‌من. دکتر مکس پاتل

از دیدنت خوشبختم. منم همین‌طور، آره

شبیه خودشه

نه، شبیه توئه

جیک، از این به بعد این آواتارِ توئه

و ایده اینه که هر هدایت‌گر با آواتار مخصوص خودش هماهنگ بشه

تا سیستم‌های عصبی‌شون با هم مچ بشن

یا یه همچین چیزی

واسه همین این کار رو به من پیشنهاد دادن، چون من می‌تونم به آواتارِ تامی وصل بشم

که قیمتش سرسام‌آوره

درسته؟ هر چی دلم خواست به این گزارشِ ویدیویی بگم؟

آره، باید عادت کنیم همه‌چیز رو ثبت کنیم

چیزهایی که می‌بینیم، چیزهایی که حس می‌کنیم

همه‌اش بخشی از علمه. و علمِ خوب یعنی مشاهده‌ی خوب

تازه، کمک می‌کنه توی شش سالِ آینده عقلت رو از دست ندی

بسیار خب

هر چی تو بگی

خب، اه

خب، من این‌جام

در حالِ انجامِ کارهای علمی

دارن میان بیرون

توجه. هدایت‌گرها دارن از اتصال خارج می‌شن

اوه، خدای من

روپوشِ آزمایشگاه کجاست؟ روپوشِ من کجاست؟

اون سیگارِ کوفتیِ من دستِ کیه؟

بچه‌ها

این چه وضعیه؟

ممنون

گریس آگوستین واسه خودش اسطوره‌ایه

اون رئیس پروژه آواتاره. کتاب مرجع این رشته رو خودش نوشته

منظورم اینه که واقعاً کتاب گیاه‌شناسی پاندورا رو خودش نوشته

خب، واسه اینه که گیاها رو بیشتر از آدما دوست داره

بفرما، سیندرلا از مهمونی برگشت

گریس، می‌خوام با نورم اسپلمن و جیک سالی آشنات کنم

نورم. تعریفات رو شنیدم. زبون ناوی‌ت چطوره؟

گریس؟

این جیک سالیه

سلام خانم

آره، آره. می‌دونم کی هستی و بهت نیازی ندارم

من برادرت رو لازم دارم

همون دکترایی که سه سال واسه این ماموریت آموزش دیده بود، یادت میاد؟

اون مرده

می‌دونم واسه همه دردسر بزرگی شده

چقدر آموزش آزمایشگاهی دیدی؟

یه بار یه قورباغه رو تشریح کردم

می‌بینی؟ می‌بینی؟ قشنگ دارن بهمون توهین می‌کنن

بدون این‌که حتی اون‌قدر مرام داشته باشن که بهش بگن بارونه

می‌رم سراغ سلفریج. نه، گریس

فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه. نه بابا، این دیگه خیلی مسخره‌ است

می‌رم حال این مدیرهای از خود راضی رو بگیرم

اون حق نداره دماغش رو تو بخش من فرو کنه

فردا همین‌جا، ساعت ۰۸:۰۰

سعی کن از کلمات قلمبه‌سلمبه استفاده کنی

اسکورپیون ۲-هتل، برج دروازه‌ی جهنم. اجازه پرواز به سمت جنوب صادر شد

تاکسی هوایی، باند دلتا. کد شناسایی رو بفرست

ام‌م‌م

اون رو دیدی؟ بله قربان

نه، ندیدی. داشتی به مانیتور نگاه می‌کردی

عاشق این چوب گلفم، رانی

عاشق این چوبم

پارکر

می‌دونی، قبلاً فکر می‌کردم فقط از سر بی‌توجهی و نادونیه

ولی الان می‌بینم که از قصد داری چوب لای چرخ من می‌ذاری

گریس، خودت که می‌دونی

من از این گپ‌های کوتاهمون لذت می‌برم

ای وای

من یه محقق لازم دارم

نه یه تفنگدار دریاییِ اخراجی رو

خب، راستش فکر می‌کردم با آوردنش شانس آوردیم

شانس؟ آره

این کجاش شانس آوردنه آخه؟

شانس این‌که آدمت یه برادر دوقلو داشت

و شانس این‌که اون برادر، بهداشت‌کار دهان و دندونی چیزی نبود

یه تفنگدار دریایی که به دردمون می‌خوره

من اون رو به عنوان اسکورت امنیتی به تیمت ملحق می‌کنم

آخرین چیزی که لازم دارم، یه احمقِ دست‌به‌ماشه‌ی دیگه اون بیرونه

ببین، قرار شده که تو دل و ذهن بومی‌ها رو به دست بیاری

More Farsi Persian subtitles for Avatar

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left