Ang unang 200 linya.
خنجر مال کی بود، گالادریل؟
.برادرم .کشته شد، به دست خادمان سائورون
،بعد از شکستِ مورگوت ،اونی که بهش میگی سائورون
،میخواست قدرتی خلق کنه نه از گوشت، بلکه برتر از گوشت
من سائورون رو کشتم
حرفت رو باور نمیکنم
!دیلی، بیا عقب
،ولی علیرغم تمام تلاشهامون زوال ما فقط سرعت گرفته
...این میتریل تنها راه نجات ماست؟
هیچی نورش رو کم نمیکنه
...شاه دورین - !کافیـه -
من جون دورفها رو به خطر نمیندازم که الفها از مرگ فرار کنن
من دارم میرم سرزمین میانه
تنها چیزی که اونجا در انتظارتـه... تاریکی
!پناه بگیرید
پسر من کجاست؟
!آدار! آدار
بیاید از این سرزمین بریم
...وقتی کنارت میجنگیدم، من حس کردم - من هم حسش کردم -
این زخم داروی الفی لازم داره
!زنده باد پادشاه
کجا میری؟
بهش هشدار بدم - تنهایی؟ -
تنها نمیره
« کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما » :. @CinamaSub .:
« ارین گالن » « سبزبیشه »
« ترجمه از آریـن و امـیـرحـسـین » .:: AmirH_Na & Cardinal ::.
تو تهدید نیستی
تو خوبی
نوری؟
،ما اومدیم به شما خدمت کنیم
ارباب سائورون
« ارباب حلقهها » « حلقههای قدرت »
گیلگالاد فردا میرسه و
انتظار داره که راه نجات الفها رو بهش نشون بدیم
ما هم راهش رو پیدا نکردیم
...کاش راهی بود که
میشد با چیز کمتر کار بیشتری کرد
خود خورشید هم اولش بزرگتر از کف دست من نبوده
ما چطور میتونیم با نیروهایی که خورشید رو ساختن، برابری کنیم؟
وقتمون تموم شده، کلبریمبور
باید پادشاه برین رو از شکستمون باخبر کنیم
بعدش هم الفها باید آماده بشن که تا ابد این سواحل رو ترک کنن
گالادریل؟
الروند
چی شده؟
نیزهی دشمن. شش روز پیش
بدون استراحت تا اینجا اومدیم
میتونید کمکش کنید؟
پادشاه سرزمینهای جنوبی؟
چجوری مسیرتون بهم خورد؟
واسه چی اینجایی؟
خودت واسه چی اینجایی؟
بیا. با هم خیلی حرف داریم
هیچوقت نباید با اون کشتی میفرستادمت
.باید بهت اعتماد میکردم .این اشتباهیـه که دیگه مرتکبش نمیشم
...من از اون کشتی پریدم بیرون
چون در اعماق قلبم فکر میکردم هنوز لایقش نیستم
میدونستم که یه جورایی کار من در اینجا هنوز تموم نشده
،وقتی به سطح آب رسیدم فقط میتونستم شنا کنم و
دعا کنم که تصمیمم عاقلانه بوده باشه
...من از اون اقیانوس تلخ عبور نکردم که
الان غرق شم
نمیذارم تو هم غرق شی
دلم برات تنگ شده بود
چیکار کنیم؟
تنها کار ممکن
شنا میکنیم
کیـه؟
کیـه؟ خودت رو معرفی کن
گالادریل اینجاست؟
نه
بهتر نیست استراحت کنی؟
اینجا کجاست؟
اینجا کارگاه کلبریمبور بود
کلبریمبور معروف؟
خود ایشون که اینجا نیستن؟
خب... اتفاقاً هستن
...کلبریمبور
استادی که شاگردیش رو میکردم
از شگفتیهای کار شما میگفت
فکرش رو هم نمیکردم که یه روزی شما رو از نزدیک ببینم
تو هم آهنگری؟
خب... در مقایسه با شما که نه
تا حالا چیزی مثل این جواهرات ندیده بودم
قصد دارید برای چه کاری ازشون استفاده کنید؟
فئانور موفق شد جواهراتش رو سرشار از اسانس والینور کنه
منم امیدوار بودم بتونم همین کار رو برای سرزمین میانه انجام بدم
این چقدر عجیبـه
چیـه؟
کافی نیست
واسه چه کاری؟
خواهش میکنم
با سنگهای دیگه ترکیبش نکردید؟ که مقدارش بیشتر شه؟
اون کار مناسب چنین سنگی نیست
چرا؟ - ،چون با اون مقداری که ما نیاز داریم -
به شدت ویژگیهای بینظیرش رو کمرنگ میکنه
،ببخشید، ولی... میترسم فکر کنید احمقم
ممکن نیست که با آلیاژ درست و مناسب اون ویژگیها رو بشه تقویت کرد؟
آلیاژ؟
،اون جایی که من بزرگ شدم فلزات باارزش به شدت کمیاب بودن
ما هم یاد گرفتیم ترکیبشون کنیم که
قدرتهاشون رو مهار و نقصهاشون رو پنهان کنیم
یه بار ذرهای نیکل به آهن اضافه کردیم و خنجر رو سبکتر و قویتر کرد
احتمالش نیست که همچین آلیاژی هم برای تقویت ویژگیهای سنگ شما وجود داشته باشه؟
...خب، این
پیشنهاد جذابیـه
...اینم از
هدیهی من
به زودی از مسیری سفر میکنه که
،زندگی هرکی که درش قدم میذاره به اتمام میرسه
بندرمون پر از پرچمهای مشکی میشه
وظیفهی ما اینـه که براش یه مقبره بسازیم و
در سنگ، جاودانگیای رو بهش اعطا کنیم
،که هیچ انسانی
حتی هیچ پادشاهی در زندگی بهش نمیرسه
طراحهایی رو از سراسر نومنور احضار کردیم تا چهرهی ایشون رو بکشن و
طرحی رو پیشنهاد بدن
،از بین تمام کارآموزها
شما هم انتخاب شدید که طرحی رو پیشنهاد بدید
،طی روزهای آینده
هرکدومتون میتونید یک ساعت پیش پادشاه باشید
خوب از این وقت استفاده کنید
میدونم در تاریکی شب چیکار میکردی
فکر کردی همه خوابن - ببخشید -
ندیمهتون الان برمیگرده، پادشاه من
پس هنوز وقت هست
وقت چی؟
که بهت هشدار بدم، میریل جوان
...اشتباه گرفتید. من که - هنوز ملکه نیستی؟ آره -
ولی ملکه میشی. پس این رو بدون
اگر مردممون به زودی ،به راه و رسم قدیم برنگردن
جزیرهمون سقوط میکنه
!کمک
!پادشاه چیزیش شده! کمک
بیا. باید بری بالا
.ولی مثل من نباش .من زیادی نگاه کردم
الان دیگه نمیتونم حال رو از گذشته و
گذشته رو از آینده تشخیص بدم
یک شیء. برای تمام سرزمین میانه
میدونم عجیب به نظر میاد، پادشاه برین
ولی ما حتماً باید تمام راهحلهای ممکن رو بررسی کنیم
دقیقاً چجور شیای؟
از چیزی که قبلاً تصور میکردیم، کوچیکتر
...چیزی که بشه حملش کرد
مثل عصای سلطنتی - شمشیر؟ -
یا شاید هم... تاج
چرا تاج؟
شکل دایرهایش ایدئاله
باعث میشه که نور در یک خط قطعنشدهی گرد حرکت کنه و
قدرتی بسازه که تماماً بیکرانـه
تو هم تمام اون قدرت رو روی پیشونی یک موجود قرار میدی؟
هر موجودی که نه، پادشاه برین. شما
این حرفها خطرناکن
بعضی اوقات تنها راه، راه خطرناکـه
وگرنه من الان اینجا نبودم
تو در هر صورت نباید اینجا باشی
پادشاه برین، ما فقط خواستار زمان موردنیاز هستیم
تا الفهای آهنگر رو جمع کنیم و ...و نظریهی کلمبریدور رو امتحان کنیم
وقت ما کمـه
...بله، به همین خاطر - کمتر از چیزی که فکر میکنید -
،از زمان فوران کوهستان آتش برگهای درخت بزرگ همینطوری داره میریزه
به زودی آخرین برگش هم میریزه
،اگر مردم ما از این سواحل نرن ما هم از بین میریم
هیچ الفی در سرزمین میانه نیست که بیشتر از من دنبال راهحل بوده باشه
،ولی اگر هم این سبب نجات ما بشه متأسفانه زودتر باید دست به کار میشدیم
ولی میتونستم زودتر بهش برسم
...موقع صحبت با اون جنوبی بود که فهمیدم
اون حقیر؟ این فکر اون بوده؟
پیشنهاداتش مثل کلیدی بود که در ذهنم رو باز کرد
ما در آستانهی ساخت نوع جدیدی از قدرت هستیم
نه از قوت، بلکه از روح
نه از گوشت، بلکه برتر از گوشت
...این
این قدرت مال دنیای نادیدهست
متأسفم، لرد کلبریمبور
بدینوسیله به شما دستور میدم از شهر خارج شده و
فوراً به لیندون بازگردید
همهتون
«اون حرفها... «قدرتی برتر از گوشت
از کی شنیدی؟
...داشتم با آهنگرهام مشورت میکردم. فکر کنم
فکر کنم حرف خودم بوده باشه - هالبرند پیشت بوده؟ -
مگه مهمـه؟ دیگه تموم شد
!صبر کنید، پادشاه برین
...عذر میخوام - سه ماه زمان میخوام -
در این حد ازتون طلب دارم
تو هیچ طلبی نداری
پس برای جبران این کارو نکنید
برای اینکه ازتون خواهش کردم، وقت بدید
امید واهیـه، الروند
صرفاً همینـه. چیز بیشتری نیست
.امید هیچوقت چیز کمی نیست» «.حتی وقتی یک ذره باشه
نکنه حرف خودتون رو یادتون رفته؟
.من اصل و نسب و شجرهنامه میخوام .هرچی که از سرزمینهای جنوبی هست رو بیار
نوشتههای ما درمورد پادشاهیهای فانیها محدوده
برای چنین چیزی باید در گوردخمهها جستجو کنم
بیا اینجا - ...سه هفته -
سه هفته برای کاری که میتونه سه قرن وقت ببره
محدودیت میتونه مسبب ابتکار باشه
No comments yet. Be the first to leave one.