Ang unang 200 linya.
« ۱۷ ژوئـن ۱۹۷۲ » « ساعت ۳:۵۳ صبح »
سینت؟ سینت جان؟
پاشو، سینت. میتونم بهت اعتماد کنم؟
- چی شده؟ - میتونم بهت اعتماد کنم؟
- اِ، من... - جوابِ منو بده!
میتونی بهم اعتماد کنی، بابا
گند زدم
بدجور هم گند زدم
- مامان حالش خوبه؟ - گوش کن ببین چی میگم
یادته وقتی مکزیک بودیم بهت گفتم
- برای وزارت امور خارجه کار میکنم - اوهوم
مأمور سیآیای بودم. رئیسِ ادارۀ شهر مکزیکوسیتی بودم
- چی؟ - من یه جاسوسم
مأموریتمون شکست خورد. یه مأموریت فوقِ محرمانه برای کاخ سفید بود
- و افرادم رو دستگیر کردم - چطور تونستی بهمون نگی؟
به کمکت نیاز دارم
توی یه چشم بههم زدن ممکنه توی دردسر بیفتم
ازت میخوام هر کاری که گفتم رو بدونِ هیچ سوالی انجام بدی
میتونم بهت اعتماد کنم؟
البته، بابا
آفرین پسر خوب
برو شیشه پاککن و دستکش بیار
باشه
کار چطور بود؟
اوه! نه خوب نه بد
احتمال داره بیفتم زندون
وایسا ببینم، چی؟
نگران نباش
بگیر بخواب. بچهها به زودی بیدار میشن
اون صابونهای کوچولویی که از واترگیت برات آوردم کجان؟
ممکنه ازشون به عنوان مدرک استفاده بشه
یالا!
لعنتی! بشین روی زمین
وانمود کن داریم پنچرگیری میکنیم
ممنون!
کنارهها و زیرشون رو تمیز کن
- همهچی رو تمیز کن - باشه، بابا
همهجاشون رو. هیچ اثر انگشتی نمونه. همینجور بمال
خوبه. همه رو پاک کن
- ماشین تحریر دیگه چرا؟ - هر چی کمتر بدونی به نفعته
خیلیخب. همهچی رو جمع کن. یالا
هیچوقت به کسی نگو این کار رو کردی
وگرنه جفتمون توی بد دردسری میفتیم
پسر خودمی. پسر خودمی. پسر خودمی
وای. کلید هتل. همین چیزهای کوچیک سر آدم رو به باد میدن
وای! پاکش نکردیم که!
« لولهکشهای کاخ سفید »
« ترجمه از سحر و فائزه » .:: Faeze.K & Sahar frb ::.
بچرخ سمتِ راست
بچرخ سمت راست
- متوجه نمیشم - سمت راست
سمت راست
بچرخ سمت راست، لطفاً
متوجه نمیشم، آقا (به اسپانیایی)
گفتم بچرخ سمت راست
- انگلیسی بلدی؟ - بله
بچرخ سمتِ راست
- ممنون (به اسپانیایی) - خواهش میکنم! (به انگلیسی)
توپ داره میاد!
خدا لعنتش کنه
آقای کلایندینست؟
سلام؟
« ریچارد کلایندینست، دادستان کل»
پشت درختِ سمت راستِ شما هستم
من گوردون لیدی هستم
مشاور ارشد کمیتۀ انتخاب مجدد رئیسجمهور هستم
توی زمینِ گلفِ من چه غلطی میکنی؟
پنج نفر دیشب توی کمیتۀ ملی دموکرات دستگیر شدن
داشتن یه عملیات جمعآوری اطلاعات محرمانه انجام میدادن
شنیدم
مکگاورن واقعاً گیج شده
آخه کدوم احمقی دزدکی میره توی کمیتۀ ملی دموکرات؟
اون آدما برای من کار میکردن
وای لعنتی
یکی از اون آدما جیم مککورده که
- مسئولِ حراست کمیتهست - ای تو روحش
میچل خبر داره؟
من جانشینش نشدم که کثافتکاریهاش رو جمع کنم
بله
در واقع، آقای میچل یه درخواستی دارن
اگه بتونی فوراً مککورد رو آزاد کنی
- ما... - رو چه حسابی؟
نکنه زده به سرتون؟
اصلاً میدونین همچین چیزی میتونه چه تأثیری روی رئیسجمهور داشته باشه؟
قربان، اگه مردم دنیا بفهمن مسئولِ حراستِ کمیته دستگیر شده
فکر کنید همچین چیزی دیگه میتونه چه تأثیری روی رئیسجمهور داشته باشه
وای خدایا
مککورد کارتِ شناسایی جعلی داره
ولی به عنوان یه مأمور سابقِ افبیآی اثر انگشتش ثبت شده
پس دیر یا زود میفهمن کیه و کجا کار میکنه
به خیالِ خودتون اون تو چه گُهی میخوردین؟
کشور رو از شرِ کمونیسم نجات میدادیم، قربان
وقت داره میگذره
طبقِ محاسبات من، ۴۸ ساعت وقت داریم وگرنه میفهمن کیه
حاضرم آبرو و حیثتم رو سرش گرو بذار
نوبتِ توئه
یالا. اوه، آره. آره
چه جالب
- نام؟ - گُه بخور
- آدرس؟ - میخوام با وکیلم حرف بزنم
شماره تلفن؟
میخوام با وکیلم حرف بزنم
خیلیخب، بیا از اول شروع کنیم. نام؟
ببین آقای مارتین، من میخوام کمکت کنم
فقط اسمِ واقعیت رو بگو وگرنه وثیقهت حداقل باید ۱۰۰ هزارتا باشه
میخوام وکیلم اینجا حضور داشته باشه
جیم؟
جیمی؟
- وایسا ببینم، این بابا رو میشناسی؟ - آره. جیم مککورده
محافظِ جان میچله
- نه. دیگه نیستم - عجب! واقعاً؟
- سلام، تد - سلام
جیم مککورد. مرسی تد
آره، واقعاً زحمت کشیدی، تد!
میشه فامیلیت رو برام هجی کنی؟
بله. و-ک-ی-ل
یه املتِ فرانسویِ عالی باید نیمپز باشه
حالا پیازچهها کجان؟
خب پرتقال، خیارشور، خوراک صدف و زیتون داریم
ولی پیازچه نداریم
آخه ما کیِ خوراکِ صدف خوردیم؟
همهچی داریم. آبِ گوجه فرنگی هم داریم
ولی پیازچۀ کوفتی نداریم
- اشکالی نداره، بابا - خیلی احمقانهست
نگران نباش. من...
- من پیازچه نمیخورم - خیلیخب. باشه. باشه
چیزی نمیشه که. بدونِ پیازچه هم میشه
- اشکالی نداره - آم...
- خیلیخب - معلمم رو یادته؟
توی مدرسۀ قدیمیم، همون که...
آره یادمه
خب من قضیهش رو به مامان گفتم و روز بعدش طرف ناپدید شد
مامانت بهم گفت چی شده
و منم همون شب دو، سهتا تفنگ انداختم توی ماشین
مادرت هم ترسید و به مدرسه زنگ زد و بهشون هشدار داد
و اون مرتیکۀ منحرف شبونه فرار کرد
- میخواستی بُکشیش؟ - کی رو بکشه؟
اینجا چی کار میکنی؟
چرا لباس نپوشیدی و دوش نگرفتی؟
امروز شنبهست. تا ساعت ۳ نمیرم
پس شنبهست
صحیح! شنبه
برات املت درست میکنم
- منزل هانت - البته بدونِ پیازچه
- گوشی رو بدین به هاوارد هانت، لطفا - اوهوم
باشه. یه لحظه. با تو کار دارن
هاوارد هانت هستم
باب وودوارد هستم از واشینگتن پست
بله، بله. چی شده؟
فقط میخواستم بدونم
چرا اسمتون روی پاکت نامهای توی جیبِ یکی از افرادِ دستگیر شده در واترگیت بوده؟
وای خدایا
نظری دارین؟
با توجه به این که موضوع در حال رسیدگیه
پس نظری ندارم
- اشتباه گرفته بودن - چی؟ تو رو میخواستن
من کل روز میرم توی دفترم
جواب ندین
و اگه کسی اومد دمِ در، بگین من نیستم
عصر بخیر. داستانِ مرموزی از واشینگتن به دستمون رسیده
پنج نفر به اتهام نفوذ به دفتر مرکزی کمیتۀ ملی دموکرات در نیمه شب دستگیر شدند
این مرد نیز جزو پنج نفری بود که در واترگیت دستگیر شدند
جیمز دابلیو. مککورد، کارمند سابقِ سیآیای
که در حال حاضر شرکت امنیتیِ خصوصیِ خودش رو راهاندازی کرده
و حدس بزنید دیگه چی کارهست؟
مشاور کمیتۀ انتخاب مجدد رئیسجمهور نیکسون
گوردون!
صبح بخیر، جِب
چه خبرا؟
گوردون، اوضاع داره بیریخت میشه
از افبیآی دارن بهم زنگ میزنن
چرا پولها رو میریزی تو کاغذ خردکن؟
پلیسها پول نقد با شماره سریال متوالی توی وسایلِ افرادمون پیدا کردن
واسه همین میتونن از طریق بانک پیگیری کنن و پیدامون کنن
اون احمقهای کوبایی قرار بود به عنوانِ رشوه ازشون استفاده کنن
ببخشید، الان داری صابون خرد میکنی؟
سهمیۀ روزانۀ سوالاتِ احمقانهت تموم شد، خنگول
و تازه ساعت ۹:۱۷ صبحه
تو مشاور ارشدمونی. باید بدونم توی این وضعیت چی کار کنم
گمشو بیرون!
توصیۀ حقوقیم بهت اینه که واسه خودت وکیل بگیری
بعد اونوقت واسه چی به تو حقوق میدیم؟
جِب...
میخوام یه چیزی رو بدونی
این اوضاعِ ناجوری که الان توشیم
همهش تقصیر توئه
باید با یه وکیل تماس بگیرم
حالا گرفتی چی میگم، نادون
وای خدایا
آقای هانت. از افبیآی اومدیم
آقای هانت
بیا برگردیم
امروز صبح
سخنگوی کاخ سفید، ران زیگلر این سخنان را در رابطه با نفوذ به واترگیت بیان کرد
اظهاراتِ دیروزِ من
در رابطه با تلاش برای سرقتِ درجه سه مربوط به این بود که
قرار نیست هر بار که شخصی سعی میکنه
به جایی نفوذ کنه اظهار نظری کنم، و من
هرگونه اقدامی برای ربط دادنِ این موضوع به کاخ سفید رو رد میکنم
[پنج نفر در توطئهای برای شنود گذاشتن در دفتر مرکزی حزب دموکرات دستگیر شدند]
No comments yet. Be the first to leave one.