Ang unang 136 linya.
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم Movie98 . LINK
:متـــــــــرجم علی خزایی
.خیلی بزرگه - .اشکالی نداره "وینگ من" تو سعیتو کردی -
خیلیم اشکال داره، ما دقیقا سمت .اشتباهی غار هستیم، سمتی که داره متلاشی میشه
.قبر "مرلین" برای ما میشه
یا ما میتونیم از اون راه بریم .اونجا بازه
شاید این یه فرصتی باشه تا .ما یه جای دیگه گیر بیوفتیم
.یا یه راه به بیرونه، آره؟ باید مثبتنگر باشی
.مطمئن نیستم که چطور میتونم مثبتنگر باشم
.نمیتونیم اینطوری پشت سرمون بزاریمش - .درال" ازمون میخواد که ادامه بدیم" -
.این راه خروج نیست
.باید یه راهی پیدا کنیم که بریم بالا
درسته، آره، دنبال پله یا یچیز .بهتر مثل آسانسور بگرد
از اونطرف
.گلوباس" کبیر، خودشه"
این واقعیه؟ - .باید باشه -
."مرلین"
تو "ترولهانتر" هستی؟
.فک میکردم قد بلندتر باشی
.آره، من انتظار قد بلندتر و سن بیشتر داشتم
چند سالته؟ 10؟ - - 16.
...به نظرم به مدت ...شش به علاوه 4 با یک
.چهارده سال
.خدایا "مرلین"، واقعا خودتی
تو دیگه چجور "ترول" ـی هستی؟ - .من "ترول" نیستم، من یه "توبی" ام -
و این مخلوق دوست داشتنی کیه؟
...بلینکس گالادریگال" در خدم"
...تو نه، تو
.کلیر نویز" هستم قربان" - .باعث افتخارمه عزیزم -
."حالا اون شد "عزیزم
...سرورم
.یکی دیگه... آره، بهتر شد - .خب، اون مدت درازی خواب بوده -
...اون فقط خوابیده؟ نباید دیگه - به اندازه کافی استراحت کرده باشه؟ -
مرده باشه؟ - .درسته، اما اون یه جادوگره -
.میشه بلندم کنی، گندهبک
.اصن دلم نمیخاد پیر شم - .خوبه -
.خیلیخب، اول اولویت ها وسایل من کجا میتونن باشن؟
.عصای "آوالون". بلندیاش حدودا انقده .نوکشم یه زمرد سبزه. یجورایی تخریبگره
.احتمالا...گم ـش کردیم
گم ـش کردین؟ - .گانمار" بردش" -
فقط همین؟ خب، پس عصارو .از دست ندادین، بلکه امیدتونو از دست دادین
از کجا مطمئن بودی که میایم دنبالت؟ .منظورم...دنبال سلاحته
..."چون "جیم .من پدرت هستم
!شوخی کردم
.من نیمنگاهی از آینده دارم .البته، استعداد بینقصی نیست
.تو انتظار داشتی من بزرگتر باشم - و قدبلندتر -
،درواقع، اون سفرمون به اینجا .برای بیدار کردناش رو پیشبینی کرده بود
اصلا چرا خوابیده بودی؟ - .بهای جنگ بود، عزیزم -
کدوم جنگ؟ - "خب جنگ "کیلهد -
...ببخشید، عالیجناب
...ولی من و "آرگ" توی جنگ "کیلهد" بودیم
و هیچکدوم خاطرمون نیست شمارو .اونجا دیده باشیم
و من بند بند کتابهای تاریخو .خوندم، بازم چیزی پیدا نکردم
تاریخ، فقط شرح چیزاییه ...که ظاهر رخ داده
.اما کم پیش میاد تموم واقعیتو داشته باشه
این دیگه چیه؟ - .دارم یه دریچهای به گذشته باز میکنم -
.چیز جالبی میشه البته درصورتی که نمیریم
جالبه
کجاییم؟ - .هنوز تو غار غولپیکریم -
.تموم اینها توهم ـه - .من قبلا اینجا بودم -
.گورکای کبیر، اینجا جنگل "کیلهد" ـه
...لاقل تا اونجایی که من یادمه
.اینم "دیا" ـه
در همون لحظه، اون برای جلوگیری از .وقوع جنگ، دست به کار شد
"دیا" ـی انتقالدهنده، مقتدرترین "ترولهانتر" .در تمام ادوار بود
!شگفت انگیزه
،اینجارو دقیقا به خاطرم مونده .انگار که همین دیروز بود
،لحظهی باشکوهی بود .بهگونهای جنگیدیم انگار فردایی در کار نبود
!نگاه کن، اون تویی
.نه، این یه نفر دیگهس ...حالا اگه توجه ـتونو درگیر اینجا کنین
!هی، هی کلیر اینجارو باش !یالا، یه عکس بگیر
"وندل"
"درال"
واقعا شرمندهام
.بیا بریم. چیزای دیدنی بازم هست .جنگ اصلی، اینطرف اتفاق افتاده
کجاست؟
گانمار
گانمار...گانمار...گانمار
.این قائله به پیروزی ختم میشه
،اسباب تعالیمون رو مشاهده کنین ...عصای آوالون
وسیلهی مرلین، کلید کسب .پیروزی مورد انتظارمونه
بزودی، تاریکی فرا خواهد رسید .و به دنبال اون، جهان رو به زوال خواهد رفت
گانمار...گانمار...گانمار
::: مـــــــــــووی 98 :::
!همهشون مُردن !بچههامون مُردن
.چیزی نشده - .بزارین الکی قضاوت نکنیم -
.فقط یادشون رفته بهمون پیام بدن - !دقیقا! جوونن دیگه -
.هیچی نمیتونه مانع پیام دادنـشون بشه - .مگه اینکه گانمار، دستاشونو قطع کرده باشه -
یا اینکه انگشتای کوچولوشون رو خورده بودن !واسه همینم نمیتونستن بهمون پیام بدن یا زنگ بزنن
.نباید وحشت کنیم - .عه، منو ببین -
،من پسرمو خوب میشناسم .باور کن، جاشون امنه
.کیک "توبی" من جاندار شده بود
!بچههامون مُردن - ...یلحظه ببخشید -
خبری نیست
"باربارا"
تو آخرین نفری هستی که دلم میخاد .باهاش حرف بزنم
کار خیلی خوبی میکنی .آرامش ـتو حفظ میکنی
اگه یه نفر بتونه از ناکجاآباد ...جون سالم به در ببره
.اونم "جیم" ـه
!وضعیت قرمز
چی شده؟ - !پلیس -
.وای، نه، خیلی بد شد - !وای خدا -
اینجا اومدن واسه چی؟ - به چی زُل زدین؟ -
.ببرش طبقهی بالا - عه، چیکار میکنی؟ -
خیلهخب، درو باز کن .و عادی رفتار کن
سلام - سلووم -
.سلام دوستان، جالبه .فک میکردم کسی خونه نیست
.ولی دیدم بیرون خونه ماشین پارک شده
خب، حالا چی شنیدی؟
.میدونی، از سر کنجکاوی بود
هی، اون آگهی مسابقهی بین گروههای موسیقیه؟
آره، شهردار از پلیس خواسته تا .تو این مراسم نظارت داشته باشن
.قراره برای شهر درآمدزایی کنه - .خیلی خیلی ممنونم -
مطمئن میشیم که بچهها .برای اونروز بیکار باشن
روز خوش - وایسا ببینم، اون چیه؟ -
چی چیه؟ - اون بالا -
احیانا نباید مجوزی چیزی برای داخل اومدن داشته باشی؟
...کارآگاه "اسکات" هستم
اووه
...عین هویج اونجا واینستین .کمک کنین جابجاش کنیم
آخه چه فکری با خودت کردی؟ - .خب قاطعانه عمل کردم، از کارمم پشیمون نیستم -
.با تو نبودم - .ولی خب به افسر پلیس حمله که کردی -
.قرار بود همون طبقه بالا بمونی - .دهن ـمون سرویسه -
،باید تمرکز کنیم ...یه موقع دیدی پا شد
بعدش باید براش توضیح بدیم .که چی دیده
.من یه فکری دارم - .قرار نیست اونو بکشیم -
،خب اگه اینجوریه .پس فکرم به جایی نمیرسه
چطوره وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیوفتاده؟
.مثلا، اون هیچ چیز خاصی ندیده
خب، من که فک نمیکنم ."هیچکدوممون بتونیم خوب ادا دربیاریم، "نانا
فهمیدم... یالا، یه کاغذ .و یه چیزی میخام تا باهاش بنویسم
...وقتی سرگرم جنگها بودین
رویدادهایی آغاز شدن که .ازشون بیخبرین
فک کنم جنگیدن برای زندگیمون .یکم حواسمونو پرت کنه
...چی؟ خودشه! اون - .مورگانا"، بله، بانوی رنگپریده" -
No comments yet. Be the first to leave one.