Ang unang 200 linya.
کانال تلگرام MyCoverCity
الان دیگه میتونید برقارو روشن کنید
مطمعنی کسی اینجا زندگی نمیکنه؟
انگار کسی اینجا نیومده
فکر نمیکنی شبیه کندیس شده؟
نه
کارولینو یادته؟
کارولینو یادمه؟
سوال اصلی اینه، کارولین منو یادشه؟
خب، چقدر باید اینجا بمونیم؟
نمیدونم
روز ها؟
هفته ها؟
یا بعد ازاینکه برامون اتفاقی بیفته؟
اگه اونا میخواستن برگردن،
تا الان دیگه اومده بودنو دیگه براشون مهم نبود کی صاحب اینجاست.
صبر کن، نمیفهمم چی میگی
چرا اینجا اینجوریه؟
منم زیاد نمیدونم
اما حدود ده ها سال پیش،
این اطراف آلودگی هسته ای وجود داشته
پس همه خونه زندگیشونو جمع کردنو رفتن؟
اره، خیلیاشون
منظورم اینه تو هم نمیتونستی اینجا بمونی
اونا گفتن به اندازه کافی وقت نداشتن تا
چیزایی که از قبل نبرده بودنو، برگردن و ببرن
یا مسیح
مردم باید یه جای دیگه زندگی میکردن
خب تو نمیتونستی اینجا بمونی
بحث ما این نیست
اما حدود یه سالی هست که
مردم مجاز شدن که برگردن
خب ، فکر کنم اگه بخوای یه جایی یه زندگی جدیدو شروع کنی،
دیگه اینجا بر نمیگردی
درسته جک؟
اره
سلام
فکر میکنی چقدر طول میکشه تا
مامانت بفهمه توی رخت خوابت نیستی؟
یه ساعت ازش وقت گرفتم
چشاش مثل شاهین میمونه
اگه بفمه اینجا بودی ،
فکر میکنی چی بگه؟
خیلی عصبانی میشه
اگه بفهمه الکل میخوردی چی؟
اگه ببینه من الکل میخورم چی؟
تو افتضاح شدی
اگه ببینه من این کارو میکنم؟
خب، فکر کنم کاری نمیکنه چون تا الانم شورشو در اوردی
ممم
میخوای بری طبقه بالایی؟
اره
باشه
شیرینه
میرم یه چیزی بیارم بخوریم، حسابی حال کنید....!
اوه لعنتی
هووووو!
سلام
انگار یکم کارت گره خورده نه؟
بار اول بازیو به دوتا اسکل ببازی یه جوریه
اره
اره؟
اون قدرایی هم که فکر میکردم بد نبود
مم
باشه
تازه زیادم ترسناک نبود
هی ،فکر کن مامانت بفهمه باختی....
خیلی دلت میخواد راجع به مامانم حرف بزنی
اره
خب....
میدونی، تو مدرسه همیشه روش کراش داشتم
اون به من اینگیلیسی یاد میداد
هی بهم بگو من به خاطر این چرتو پرتا اینجا نیستم
میرم بیرون یه هوایی بخورم
چه اتفاقی داره اونجا میفته؟
اه، سلام
درو، میخوام سرمو بر گردونم
سلام
سلام، داری چیکار می کنی؟
سلام
یه ساعت دیگه بر میگردم به شهر
دیگه داری اذیت میکنی
، ما دوس داشتیم اگه بشه،
تو وقت بیشتریو با خانوادت بگذرونی
خواهرت از پیش دوستاش برگشته و ،
مادر بزرگم بهمون نیاز داره
منم دوست ندارم خیلی زود دوباره به اون شهر بزرگ برگردی
نه بری پیش اون.....
مامان، اون اسم داره
اون پیشم بوده
متی
من با دانشگاهت صحبت کردم
اونا هم گفتن مشکلی نداره اگه امسال درس نخونیو
سال بعدی دوباره شروع کنی
سلام
ببینه این کیه
سلام عزیزم
سلام مامان بزرگ
زمانی که میرم وسایلو جمع کنم ،شما دوتا همینجا میمونید
باشه؟
کجا میریم؟
مزرعه قدیمی خودم
ظاهرا یه سریا زدن خرابش کردن
همونجاهم میخوابیم
اونجایی که بابا ، بزرگ شده؟
چند وقت پیش میتونستم برگردم اونجا،
اما انگار هنوز وقتش نرسیده بود
بعدش میدونی چی زد به سرم؟
پدر بزرگ شاید دیگه خیلی زنده نمونه، ولی اینجا جاش خوبه
خاطراتی که من ازش دارم هنوز زنده نگش میداره
پس با وجود این باید برم یه جایی که
پر از خاطرات موندگار باشه
همچین جایی بی نظیره
چون میتونم تموم خاطرات خوبو به یادم بیارم
و اصلا به پایانش فکر نکنم
تو هم میتونی همین کار رو بکنی
جیمی، خیلی متاسفم که اینو راجع به متی شنیدم
واقعا میگم
اما حتی برای یه مدت خیلی کوتاه هم
باید یادت باشه که خیلی خوش شانسی
تو عشقی رو تجربه کردی
که هیچ کس تو کل زندگیش تجربه نکرده
بالاخره امروز پیدات کردم، صدامو داری؟
هر وقتم که کارم به مشکل خورد، میخوام که پیشم باشی
سال ها میگذره که اینجا نیومده بودم
همونقدری که تو به من نیاز داری ، منم به تو نیاز دارم
اره میفهمم
خیلی متاسفم
سلام. عزیزم، برگرد اینجا
باشه
حالت خوبه؟
اره خوبم
اینجا یه حالو هوای عجیبی داره....
انگار یه نفر مرده
املیا، از زمانی که برگشتی، یه کلمه هم باهاش حرف نزدی
این درست نیست
بهش سلام کردم
مامان!
من الان نمیدونم باید با اون چجوری حرف بزنم
اون خواهرته!
باهاش همونجوری که قبلا حرف میزدی حرف بزن
باشه، ولی یکم این کار زشته
اون به ما نیاز داره
برو دیگه
باشه
خدا لعنتت کنه
یکم عجیبه من اینجام ، ها؟
معلومه
بریم پیاده روی؟
اوکی
باشه
اگه خسته شدیم ببا ماشین بریم
تو حتی گواهینامه هم نداری
خب که چی؟
من قبلا با کامیون بابا رانندگی کردم
یه ماشین کوچیک که دیگه کاری نداره
بیا بعد این همه مدت یه قهوه ای بخوریم
اها
نمیتونی اونو بخوری
خب چرا، ؟ قهوه به هر حال کپک زده
این یه واقعیته،...که کپک از داخل هسته قهوه رشد میکنه
خب دیگه خودتم کپکی شدی
بهت میگم بوی کپک چجوریه!
خونه همینه!
یه حس بدی داره!
باید یه چیزیو اینجا بپاشم
میدونی چیه، احساس میکنم ما خیلی کم باهم حرف میزنیم
اره منم
لااقل بلدی تلفنو برداری و
هر زمانی که دلت خواست بهم زنگ بزنی، مگه نه؟
اره
خب، چطوری چخبرا؟
من خوبم
به هر حال زندگی میگذره
خب، اره، اما....
میدونی ، بعضی وقتا باید به اطرافت یه نگاهی بندازی
این چیزا تو زندگی زمان میبره
هر چیزی یه شبه اتفاق نمیفته
تو باید بزاری اون هر جا میخواد بره، باشه؟
اره، همین کارو میکنم
باشه
اون چیه؟
یالا!
خب!
میخوای اتاق خواب قدیمیتو بهم نشون بدی؟
اوه خدا
باشه، این سمت
اوه ، خدا
وای
میدونم، اره؟
اوه خدای من
خب، دکور اتاق قطعا انتخاب مامانته
اینجوری فکر میکنی؟
عزیزم، یکم زیادی دخترونست
خب، فکر کنم همیشه دوست داشته بچش دختر باشه
شکلو قیافه اتاقمم به خاطر همینه
- اوه خدای من! - اوه، نه
من میدونم اره؟
تویه بدبختی...
موهاشو ببین!
No comments yet. Be the first to leave one.