Ang unang 177 linya.
...شماها
!از سر کردن با شما احمقا خسته شدم
!کایدو
!خودم از پا درت میارم
لوفی درحال دویدن به سمت .کینمون و رفقاشه
در این حین، اعضای خدمهش .دارن در نبردی ناامیدانه مبارزه میکنن
!همه بهم گوش بدین
!من یه دکترم !دوست و دشمن رو باهم نجات میدم
!پس طاقت بیارین !نذارین اون مردک شرور شما رو به کُشتن بده
!خوب بود، تانوکی
این چیه...؟
...چقدر عجوله
!مومونوسکه کون !زنده موندنت بیشترین اولویت رو داره
!بیا با کشتی از جزیره بریم
!باید عجله کنیم
!یه حس بدی دارم
!اینجا چه خبر شده، یاماتو؟
اژدهایان با استفاده از ابرهای شعلهای !میتونن روی هوا پرواز کنن
...که یعنی الان
!کایدو داره اونیگاشیما رو بلند میکنه...
!میخواد اینجا رو به پایتخت گل منتقل کنه
...ا-امکان نداره
حالا راضی شدین؟
.کار کوزوکی تموم شد
...سرزمین وانو، یعنی اونیگاشیمای جدید
.به دژی برای دزدای دریایی تبدیل میشه...
!بیاین دنیای خشونت رو آغاز کنیم
!پاتک زدن !شعلههای مارکوی ققنوس
!جزیره داره پرواز میکنه؟
!همچین چیزی واقعیه؟
!مگه این کایدو چقدر قدرت داره؟
!بابای کثافت
!بابای کثافت
!بابای کثافت
!عـــــــــــــه؟
!چرا؟
!چطوری؟
!مارکوی ققنوس؟
m 63 70 b 63 101 63 165 64 195 76 199 86 211 89 222 106 222 140 222 157 223 158 210 169 200 179 194 180 162 181 99 181 69 168 70 159 48 157 41 139 40 105 39 90 40 87 50 71 68 67 69
m 47 132 l 47 266 255 266 256 133
m 47 132 l 47 266 255 266 256 133
عضو سابق دزدان دریایی سبیل سفید مارکوی ققنوس
!اوهماسا
!همگی، خوب گوش کنین
!برای دیو یخی از آتیش استفاده کنین
گرم کردن بدنتون، باعث توقف !پیشروی بیشتر ویروس میشه
تانوکی: یه نوع سگ-راکون ژاپنی
!اوه، ممنون !فقط از تو همچین چیزی برمیاومد، تانوکی سان
،ولی چون ویروس دیگه خیلی پخش شده ...سخته که به همه آتیش برسونیم
!برای زیاد درست کردن پادتن به زمان نیاز دارم
در حالی که، ویروس داره همینطور !بیشتر پخش میشه و آدمای بیشتری رو مبتلا میکنه
!خواهش میکنم یه فکری به حالش بکنین
!آتش! شعله
!زمان کافی برای زنده موندن
!پس بهتره این کارو کنیم-یویی
!وای! آی، آی، آی
!چوپر سان
!داغه! خیلی داغه !بدجور دارم میسوزم
...سوختم، سوختم، سوختم، سوختم !انقدر میسوزم تا بمیرم
،همون چیزی که خواستی رو دادم ...آتیش و شعله-یویی
!هوی! داری میسوزونیش
!فکر میکردم طرف مایی
!مارکو سان - !مارکو -
...چه آدمای بی اعصابی هستن ها-یویی
...آی، آی، آی، آی
!چوپر سان !الان خاموشش میکنم
!دستم !داره میسوزه
...الان منم میسوزم
!شایدم نه؟...
...این آتیش
...آخ! آی، آی، آی - !چوپر سان، آروم باش -
...آخ، آخ
!نمیسوزم؟
!آتیش گرفتم ولی منو نمیسوزونه
...نه خیلی داغه و نه خیلی سرد
...این آتیش خیلی خوبه
...گرما داره...
!دکتر چوپر
.مترجم: کلمهی «سنسه/سنسِی» برای دکترها هم استفاده میشه
!برای تولید پادتن آمادهایم !زودباش بیا این طرف
مینک پرستار تریستان
مینک دکتر میاگی
!دیوهای یخی اومدن
!میاگی! تریستان !جفتتون، فرار کنین
!باید همه رو گرم کنم
!تودهی گلابی ققنوس
.کلمهی «ناشی» اینجا هم به معنی نوعی میوهست و هم به معنی چیزی که آسیب نمیزنه
!ناشی نو تسوبوته
!سوختم
...آی، آی، آی، آی
...اونقدرا هم داغ نیست
!سرمای بدنم داره از بین میره
...آی، آی، آی
!اه؟
...مـ-من
!اوهماسا
!خیالم راحت شد !بالاخره هوشیاریت برگشت
!اوهماسا
!میتونم گرمای قلبی مارکو سان رو از این آتش حس کنم
!ولی من که پوستی برای احساس گرما ندارم
!ممنونم، مارکو
!شعلههات دارن جلوی پخش شدن ویروس رو میگیرن
.خب، کار خاصی هم نمیکنم-یویی
.همونطور که گفتی، داره گرمای بدن رو زیاد میکنه
،اگه بدنت دیگه نتونه طاقت بیاره !بازم به دیو تبدیل میشی
.فقط یه خرده برات وقت خریدم-یویی
!دستت درد نکنه
!همین یه خرده وقت رو میخواستم
!میاگی! تریستان
!حالتون خوبه؟
!بـ-بله
!طوریمون نشده
!زودباش که باید دست به کار بشیم
!ما هم کمکت میکنیم
!ممنون
!میتونم داخل اون برج، روی ساختن تمرکز کنم
!بروبچ
خیلی زود برای دوست و دشمن !پادتن درست میکنم
!پس خواهشاً دیگه بیخیال جنگیدن بشین
...قول میدم
...قول میدم
!که همهتون رو نجات میدم...
...ما بهت باور داریم
!تانوکی سان...
...اون تانوکی گفت که ما رو هم نجات میده
آره... حرفاشو باور کنیم؟
!تانوکی سان
!تانوکی سان
!مارکو
اون مردک حرومزاده و اون تانوکیِ کثافت !حسابی رفتن رو مخم
!آهای، نفلهها !زودباشین تانوکی رو بگیرین
نکنه گول حرفای تانوکی که گفت !همهتونو نجات میدم رو خوردین؟
!داشت دروغ میگفت
!برای چی شماها رو نجات بده؟
اون تانوکیِ کثافت، فقط میخواد گولمون بزنه !و همهمون رو از بین ببره
...ولی اون تانوکی
!شک نکنین
اگه نمیخواین بمیرین، از شرّ تانوکی !خلاص بشین و پادتن رو برگردونین
!خیلی سریع !بجنبین
...وگرنه
!خودم ترتیب همهتون رو میدم...
.چوپر سان، ازت میخوایم روی ساخت پادتن تمرکز کنی
!ما جلوی اون کله شقها رو میگیریم
...بیماری، پادتن و یه سلاح بیولوژیکی
...فهمیدم !دیگه دارم میفهمم اینجا چه خبره-یویی
!هوی، رورونوآ
!مگه نباید بری و کایدو رو بِبُری-یویی؟
...اگه میخوای بری پشتبوم
!تا اونجا پرواز میکنم
.شماها ارزشتون بیشتر از این سیاهی لشکراست
...ولی ما باید به چوپر سان کمک کنیم
!نگران نباشین
!استخون سان
!ما از تانوکی سان محافظت میکنیم
!ساموراییهای سرزمین وانو
!حمله
...بچهها
!بیا ما هم کار خودمون رو بکنیم
!باشه
!رئیس و بروبچ !روتون حساب میکنم
!وایسا، حرومزاده
!آپو
!پادتن رو پس بده
...اگه از دستش بدم
!زندگیم به آخر میرسه
!چه سمجه
!شکست دادنش سخته
!بیا یه کار دیگه رو هم تموم کنیم
!تانوکی سان، زودباش برو داخل برج
!آپو سان
عضوی از توبیروپّو ایکس-دریک میوهی اژدها-اژدهای باستانی مدل آلوسور
...اون یارو
!دریک! بازم توـه کثافت پیدات شد؟
!دریک سان؟
!پس واقعاً جناحش رو عوض کرده
!دکتر چوپر
!بیاین شروع کنیم !زودباشین
No comments yet. Be the first to leave one.