A Woman of Substance

A Woman of Substance

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

A Woman of Substance S01E03 Episode 3 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-FFG
Komentaryo ni warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 A Woman of Substance 2026 زیرنویس فارسی سریال

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-03-29
Mga Download: 36
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 199 linya.

قراره از جری بخوام یه ناهار با خالت ترتیب بده

مطمئنی مامان‌بزرگ؟

می‌دونی که تو تنها کسی تو خانواده هستی که بهش اعتماد دارم

مگه نه عزیزم؟

می‌دونی، کل خانواده به در و دیوار می‌زنن که

یه مهمونی غافلگیرانه برای تولدت راه بندازن

اوه، خدا بهم رحم کنه

می‌دونم از غافلگیری متنفری

خب، غافلگیر کردن بقیه همیشه خیلی لذت‌بخش‌تره

تا اینکه خودت غافلگیر بشی

می‌ذاری اون رو بردارم؟ تا دیگه بهش گوش ندی

نه، ممنون. برام خوبه که سر در بیارم

از این تکنولوژی‌های جدید

آقای فیرلی، بیشتر مادرها یه عمر وقت می‌ذارن

تا به خانواده‌شون عشق بورزن

اما مادر ما یه عمر رو صرف نفرت از خانواده شما کرده

فکر کردی کی هستی؟ فکر می‌کنم هیچ‌کسی نیستم، قربان

نه

ظاهراً تک‌تک اونا بهش ظلم کردن

حالا هر معنی‌ای که می‌خواد داشته باشه

دارن اخراجم می‌کنن، مگه نه؟

به‌خاطر دیشب، اون لباس

من مرخصم؟ نه، نه. پدر می‌دونه که این هم یکی از بازی‌های مادره

خودم از این بابت مطمئن شدم

اما

داره منو می‌فرسته لندن

کی؟ همین الان

یه کالسکه منتظرمه. نمی‌تونستم برم

بدون اینکه خداحافظی کنم. منتظرمن

خداحافظی؟ مگه قراره چقدر نباشی؟

یک ماه

منم طاقتش رو نداشتم، فکرِ دور بودن از تو

کی؟ ازت می‌خواد چی کار کنی؟

به سرش زده که من یه جوری می‌تونم بهتر کنم

روابط با خانواده چاندرا رو

روابط؟

با دخترشون؟ می‌دونستم این اتفاق می‌افته، می‌دونستم

اونا می‌خوان تو با اون باشی. برام مهم نیست! من تو رو می‌خوام

باید برم قبل از اینکه کسی بیاد دنبالم

اما... بیا، تاریخ رو علامت زدم

تا بتونی روزشماری کنی

فقط بدون که متنفرم... ادوین! ...از تک‌تک ثانیه‌هایی که با اونام

تا وقتی که برگردم پیش تو

ادوین

دوستت دارم

منم دوستت دارم. ادوین

بهتره برم. دوباره اوضاع بد به نظر می‌رسه

مجبور بودم. هیچ‌کس به حرفم گوش نمی‌ده

وای خدا. باز چی کار کردی؟

کجا زخمی شدی؟ فقط دستش یه خراش کوچیک برداشته

مطمئنی؟ داره خون میاد. مطمئنم

بدتر از اونی که هست به نظر میاد. فکر کنم دارم می‌میرم

نه، نمی‌میری. نمی‌میری. موهام

کاملاً طبیعیه عزیزم

فقط داری خودت رو الکی نگران می‌کنی

برو آدام رو بیار. من آدام رو می‌خوام

مطمئن نیستم کجاست

داری اون رو از من دور نگه می‌داری، مگه نه؟ نه، نه. اصلاً

نمی‌ذاری منو ببینه! آروم باش. خودت رو کنترل کن

اون هیچ‌وقت منو این‌طوری رها نمی‌کرد

اما

بیا دیگه. برو توی تخت

وقتی استراحت کردی، تمیزت می‌کنم

به ارباب فیرلی می‌گی؟

بهش بگو که باید بیاد

اون شوهر منه

حالش خوبه؟

نه. حالش اصلاً خوب نیست

و این تقصیر ماست

اون خیلی قبل‌تر از اینکه «ما»یی وجود داشته باشه، حالش بد بود

نه این‌طوری. اگه این چند هفته‌ی اخیر

به دیدنش رفته بودی، می‌فهمیدی

فکر نمی‌کردم بخوای که برم

الان بیشتر از همیشه باید مراقبش باشیم

چند روزه لب به غذا یا نوشیدنی نزده

حتی یه ذره شری

خیلی مشتاقه که ببیندت

می‌دونم تو هم مثل من احساس گناه می‌کنی

با اینکه من و تو هیچ

منظورم اینه که

از اون موقع به بعد

ولی با این حال هر شب کنار هم می‌خوابیم

خیلی جلوی خودمون رو گرفتیم

یه فنجون چای، یه گپ کوتاه باهاش، همین

مسئله اینه که وقتی حالش اون‌قدر بده، دیدنش

از طاقتم خارجه

بسیار خب

سر صبحونه می‌بینمت

ارباب فیرلی فقط داشت

من امروز صبح ارباب فیرلی رو ندیدم، دوشیزه وین‌رایت

احتمالاً هنوز توی رختخوابه

من خواهرم رو دوست دارم

البته. و شما خیلی باهاش خوب رفتار می‌کنید، دوشیزه وین‌رایت

دوست داشتن کسی که این‌قدر مریضه کار راحتی نیست

برای ارباب فیرلی هم خیلی سخت بوده

اما از وقتی شما برای کمک اومدید، به نظر می‌رسه حالش خیلی بهتر شده

این‌طور فکر می‌کنی؟

جرئت می‌کنم بگم که بدون شما واقعاً کلافه می‌شد

همه‌مون همین‌طور

امیدوارم همون‌قدر که به نظر میای قابل اعتماد باشی، اما

هستم، دوشیزه وین‌رایت

بهتون قول می‌دم

راستش می‌خواستم باهاتون صحبت کنم، دوشیزه وین‌رایت

چون الان شما هستید که خونه رو اداره می‌کنید، مگه نه؟

شمایید که تصمیم می‌گیرید؟

چرا؟ مشکلی پیش اومده؟

دنبال راه حلم

این مدلی که مورگاتروید کارهای خونه رو به ما می‌سپره

یه راه بهتر هم هست که بشه سریع‌تر انجامشون داد

منظورت اینه که پربازده‌تر باشه؟

پربازده؟ بله خانم، دقیقاً. پربازده

اگه کارها رو جور دیگه‌ای تقسیم کنیم

و ترتیبشون رو عوض کنیم

همه‌ش رو نوشتم که چه‌جوری به نظرم بهتر جواب می‌ده

اما مورگاتروید حتی حاضر نیست بخوندش

اون... اون روی روش‌های خودش تعصب داره

چون مَرده فکر می‌کنه بهتر می‌دونه

ولی دست اون نیست، هست؟

معلومه که این روزها مدیریت با شماست

خب، این جدول زمان‌بندی رو همراهت داری؟

خیلی روی این موضوع فکر کردی

تحسین‌برانگیزه

واقعاً

واقعاً خیلی چشمگیره

مطمئن می‌شم که از همین امروز اجرا بشه

اوه، و می‌شه مطمئن بشی که شامپاین روی یخ آماده باشه؟

بله، دوشیزه وین‌رایت

منتظر جشنی هستید؟

امیدواریم امروز خبری از ادوین بشه

سه ماه گذشته

حتماً بالاخره فرصت کرده که پیشنهاد ازدواج بده

پس، ممکنه یه عروسی در پیش داشته باشیم

من عاشق عروسی‌ام. تو چی؟

من... تا حالا عروسی نرفتم، خانم

اما هارت

کار من تموم شد

همه‌ی دودکش‌ها رو ردیف کردم

چی، امروز داری می‌ری؟

فردا اول وقت. من یه آدم سرگردانم

گریه که نمی‌کردی، می‌کردی؟

نه. فقط یه ذره دوده رفته توی چشمم، همین

اوه، احتمالاً تقصیر منه. بذار ببینم

الان دیگه خوبه

من... چیزی نمی‌بینم

حتی یه دونه چشم؟

از اونی که فکر می‌کردم بدتره

حالت خوب می‌شه؟

خوبی، اما؟

خب، تا قبل از اینکه بگی داری منو تنها می‌ذاری، خوب بودم

توی این خراب‌شده‌ی لعنتی

از اینجا متنفرم

بیا

چی؟ با من بیا. چرا که نه؟

توی یه خونه‌ی بزرگ توی جنوب کار پیدا کردم

برای تو هم کار هست. مطمئنم

قطار ساعت ۶ راه می‌افته

پول قطار رو ندارم. آه، خب

می‌تونم پول بلیط تو رو هم بدم

نه، نمی‌تونم ازت بخوام. حتماً، بعداً که پولدار شدی بهم پس می‌دی

وقتی که به اون ثروت بزرگت رسیدی

چی پایبندت کرده اینجا؟ منتظر چی هستی؟

چی شد پس...؟ اون نقشه‌ی بزرگت؟

اما، مگه این دقیقاً همون چیزی نبود که می‌خواستی؟

مگه این همون کاری نبود که مادرت می‌خواست انجام بدی؟

اینجا یه بن‌بسته، عزیز من

از اونایی که توش گیر می‌افتی

و نمی‌تونم تحمل کنم که ببینم این اتفاق برای تو می‌افته

نه برای تو. نمی‌تونم

فردا؟ نمی‌دونم بتونم فردا برم یا نه

مهم نیست چقدر سخت کار کنی یا چقدر بااستعداد باشی

آدم‌های اون خونه هیچ‌وقت تو رو

چیزی فراتر از یه خدمتکار نمی‌بینن

و من رو هم فقط یه جفت دست برای کار کردن

اما یه جای دیگه، یه شهری که هیچ‌کی ما رو نمی‌شناسه

خب، می‌تونیم هر چی که می‌خوایم باشیم

دل رو بزن به دریا، اما

بهت قول می‌دم پشیمون نمی‌شی

ادوین، خیلی منتظر موندم تا برگردی خونه

اما نمی‌مونم تا ببینم با پای خودت از در میای تو

در حالی که نامزدِ یکی دیگه شدی

گذاشتم یه رویا حواسم رو پرت کنه

رویایی که هیچ‌وقت قرار نبود واقعی بشه

اما هنوزم می‌تونم برای خودم کسی بشم

نقشه‌م همیشه همین بوده

و برای همینه که دارم می‌رم

با اینکه قلبم می‌شکنه وقتی می‌دونم

دیگه هیچ‌وقت

نمی‌بینمت

تو واقعی هستی؟

سوال خوبیه

حسش می‌کنی؟

نامزد کردی؟

با تو

فقط و فقط با تو

خیلی دلم برات تنگ شده بود

داشتی چی می‌نوشتی؟

اما هارت

باید برم. بیا همو ببینیم. توی باغ گل رز

هر وقت تونستی بیا. منتظرت می‌مونم

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left