Ang unang 200 linya.
.:: Movie98:Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
| دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم | | Movie98 . LINK |
:متـــــــــرجمــــــــــین علی خزایی و راهی
.اسم من "کوین پورتر"ـه
.من مشاور راهنمای دبیرستان "لیبرتی" هستم
من قول دادم که تا حد توانم .به بچهها کمک کنم
.واسه همینم وارد آموزش و پرورش شدم
.ولی موفق نبودم که به سراغ همه بچهها برم
...سعی کردم حواسمو جمع کنم
ولی دراصل این وظیفه بچههاست .که به سراغ شما بیان
و در ضمن هر بچهای که پیشتون میاد .نمیتونه خواستهاش رو بیان کنه
هر بچهای حقیقت رو بطور کامل .بهتون نمیگه
...همهمون نیازمندیم
.که ارتباطات انسانی داشته باشیم
و روابط توی کلاس، با وجود مسخره بودناش .برای من نوعی رابطه محسوب میشد
تا اینکه یه نفر زندگی منو .از روال عادیاش خارج گرد
.کسی که مهربونیاش زبانزد همه بود
،بهتون میگم کیه .ولی باید حوصله کنین
.همونطوری که من حوصله کردم - سلام -
!اوه
کوین
امروز یکشنبهاس، اینجا چیکار میکنی؟
.من باید این سوالو ازت بپرسم
.با خودم گفتم اینجا میتونم تنها باشم
.خب، بهم ترفیع رتبه دادن
.امروز صبح هم شهادت دادم
.عه، منم همینطور
.خب، به گمونم شما اول شهادت دادین
خب، قضیه از چه قراره؟
اول که بدستم رسید .نمیتونستم بهشون گوش کنم
...اما الان
.نمیتونم دست از گوش دادن بردارم
آها
خب پس اینجا داری خودتو آماده میکنی؟ - آره -
تو هم واسه همین اومدی اینجا؟
...من با وکلا مصاحبه کردم
.ما مراحل اداری رو طی کردیم
با اطلاعاتی که داشتیم هرکاری از دستمون .برمیاومد برای "هانا" انجام دادیم
،منم باهاشون مصاحبه کردم .و بنظرم حرفاشون درسته
خب...ولی مردم دنیا به نوارهای .ظبط شده از کلاس ـت اعتنایی نمیکنن
و توی دادگاه هم قرار نیست .نواری پخش بشه
.این حرف وکلاـه
،ولی خودشون میدونن تو نوارها چی هست .و خودشونم میدونن چه اتفاقی افتاده
.ولی تو میدونی تو دلت چی میگذره
.اون نتونست حرف دلش رو بهت بگه
.تو تمام تلاشات رو کردی
جدا؟
هر بچهای که بابت دردش میاد پیشت .نمیتونه مایهی عذاباش رو بهت بگه
.میخام این قائله تموم بشه
چی تموم بشه؟
.میخام همهچی تموم بشه
،نمیدونم ...مردم، زندگی
"گفتی که "میخای زندگی تموم بشه منظورت ازون حرف چی بود؟
نمیدونم
چون به نظر میاد که قضیه .خیلی جدی باشه
...میدونم
.عذر میخام. منظوری نداشتم
.خودش گفت که منظور خاصی نداشته
.منم گول خوردم و باورم شد
هانا بهم گفت که داره .با خودش کلنجار میره
.ولی دقیقا اشارهای به "خودکشی" نکرد
.فقط میخام همهچی تموم بشه
میخای چی تموم بشه، هانا؟
واقعا نیازه که کامل برات توضیح بدم؟
.تو فکرمه که خودکشی کنم
...اگه همچین حرفی زده بود
.صد درصد یه حرکتی میزدم
توی مهمونی با فرد خاصی مواجه شدی؟
فرد خاص؟
.آره یجورایی
اونوقت اونو به خودت تحمیل کردی؟
.آره به گمونم
گمون میکنی، اما مطمئن نیستی؟
بهش گفتی که دست از کارش برداره؟
نه
بهش گفتی "نه"؟
نه
،شاید اولش راضی بودی .ولی بعد نظرتو تغییر دادی
.نه خیرم اینطوری نبود
نیازه که پدرمادرت یا پلیس رو در جریان بزاریم؟
!نه
هانا، اون پسره کیه؟
به نظرم همه از خدامونه .که اوضاع طور دیگهای پیش میرفت
چه اتفاقی افتاد هانا؟
...با "برایس واکر" رفتم توی جکوزی
.و بعدش اون بهم تجاوز کرد
،ممکنه اهداف بزرگی داشته باشیم .اما در رسیدن بهشون ناکام بمونیم
جاستین کو؟ .معمولا اون اول بیدار میشد
...اون
.دیگه مزاحممون نیست
منظورت چیه که دیگه مزاحممون نیست"؟"
.یعنی اون رفته
.غیبش زده
بهش زنگ زدی؟ - .اون گوشی نداره -
مادرت برای تحکیم خانواده .یکی بهش داد
.آره خب بهش گوشی داد - .پس باید بهش زنگ بزنیم -
شمارهشو ندارم. خیال کردم شرکت .مخابرات داره
اصن چرا باید برات مهم باشه؟
،هم تخت در اختیارش بود ...هم غذاشو میخورد
لباس نو و ظاهرا گوشی نو هم .گیرش اومده بود
.ولی اون به هیچکدوم میلی نداشت
پس چرا نمیزاری به حال خودش باشه؟ - کلی"، چه اتفاقی افتاده؟" -
برنامه ریخته بود که .دوشنبه بره شهادت بده
و این موضوع هم خیلی برای تو اهمیت داشت .نشون به اون نشون که قایمکی اوردی ـش اینجا
مامان کجاست؟
دیشب بین من و مادرت .اختلاف نظر پیش اومد
.آره، منم اونجا بودم
و حالا اون برای چند روز .رفته پیش خواهرش
چرا؟
واسه اینکه بهمون وقت بده .تا با موضوع کنار بیایم
هفتههای پیشین برای همهمون .پر تنش بوده
.بیا از اینجا بریم
باهم بریم یجایی و .از نو شروع کنیم
.کلی، این وضع دائمی نیست
.من و مامانت فقط میخایم کدورتها برطرف شه - ...من اهمیت نمیدم -
.دیگه هم نمیخام پام ـو تو اون مدرسه بزارم
.ببین، اونجا همه از من بدشون میاد
،تو اینترنت یه نفر منو "قاتل" خطاب کرده بود .واسه اینکه اسمم تو نوارهای هانا بود
چرا اصن حرفی که مردم تو اینترنت میزنن رو میخونی؟
.بیا از اینجا بریم
.هرجا که بشه - کلی -
.اینجا خونهمونه .خیلهخب؟ ما یه خانوادهایم
.یکم گند بالا اوردیم
ولی اتفاقی نیوفتاده که نشه .برطرفش کرد
.اتفاقا همهچیز داغون شده
.و گمون نمیکنم هیچکدومشون درست بشه
.یسری بچهها نمیتونن حقیقتو بیان کنن
.بعضیها هم نمیخان که بیان کنن
...به ما، به خانوادههاشون
.میتونیم دیگه شروع به خوردن کنیم
.الان صبح یکشنبهس، عجلهای نیست .منتظر مهمونمون میمونیم
،اون گفت ساعت ۱۰ خوبه .حالا معلوم نیست چی شده
قبل از مراسم بریدن روبان دعوتش کردی یا بعدش؟
.من دیروز تو مدرسه دعوتش کردم
خب موافقت کرد؟ .شاید اصن ندونه موافقت کردن چیه
همه که مثه شما مادربزرگی ندارن .که ادارهی پست "امیلی" رو مثه دستهی گل بگردونه
.اون همچین چیزایی رو بلده - .خب، پس، موندم چی مانعش شده -
شما دو نفر اصن یحثی در مورد مراسم نکردین؟
نه مامان. "کلویی" از این مسائل .خوشش نمیاد
.خب...برم ببینم چیکار میکنم
چیکار میکنی؟
.نمیفهمم منظورت چیه - .خودت میدونی منظورم چیه -
.دست از سر پسره بردار
نکنه میخای بگی که صدای صدای اون طرف توی نوار رو نشناختی؟
تابحال تو عمرت شده حرفی بزنی ...که حتی کوچکترین شباهتی
به چرت و پرتایی که از دهن برایس اومد بیرون داشته باشه؟
.اون برنامهریزی شده بوده، برایس مست بوده
.اونی هم که حرف میزد پسر ما نبود
.خیر سرت مادرشی، تو اونو بزرگ کردی
.هنوزم جواب نمیده .به نظرم بهتره غذامونو بخوریم
ماریسا"؟"
.غذارو بیار، لطفا
پسرم، اگه مشکلی برای کلویی پیش اومده .باید حل و فصلش کنی
متوجهای چی میگم؟
.باشه، بابا
،وقتی زنی دوستت داره ...باید بهش احترام بذاری
.نه اینکه بهش بیمحلی کنی
و بعضی بچهها هم رازهایی دارن ...که فک میکنن بهتره مخفینگهش دارن
.تا زنده بمونن
با وجود اون ماشین نمیتونی .تو این شهر قایم بشی
.سلام - سلام؟ این شد جواب؟ -
.الان که باید بوکس کار کنی، گرفتی نشستی
میدونی، همیشه که نمیتونم تو آخرین لحظه .یکی رو برای جلسهی شنبهها پیدا کنم
باشه، من عذر میخام، خیلیخب؟ .اوضاع خیلی بهم ریختهس
.باشه، باشه، معلومه
میخای راجب "لوکاس" چیزی بهم بگی؟
کی؟ - لوکاس -
،دیشب چشمت بهش افتاد، یهو رفتارت عجیب شد .بعدش غیبت زد
.بعدشم امروز صبح، سر و کلهت پیدا نشد - این قضیه ربطی به لوکاس نداره، خب؟ -
.بخاطر محاکمه بود
.حالا هم این نوارا پیدا شدن
.آره، سر و صدا کرده
،و تابحال هیچکدوم از رفیقامو اینطوری از دست ندادم ...ولی اگه دلت میخاد راجبش حرف بزنی
من تا وقتی شهادت ندم .حالم سر جاش نمیاد
.نباید تو رو منتظر جوابم میذاشتم
.نمیخام عواطفم رو با تو در میون بذارم
...و
.متاسفم
خب انقد سخت بود؟
.اوه، گمشو بابا .آره، اتفاقا
...چطوره دیگه فکرشو نکنی
و دوشنبه شب بیای ببینی چطور رئال مادرید"، "بارسلونا" رو پاره پوره میکنه؟"
چی شد فک کردی از فوتبال خوشم میاد؟
.تو مکزیکی و همجنسگرا هستی اونوقت چطور از فوتبال خوشت نمیاد؟
.باشه، حله
.اینم یجور قراره دیگه
ممکنه خیال کنیم از .اوضاعی که در جریانه با خبریم
...اما هر بچهای با مشکلات مقابله میکنه
.اونم به سبک خودش
...سلام، لطفا یه نوشابهی کوکا بزرگ
و یه پاپ-کرن متوسط بدین .که نصفش کَرهای باشه
...نه که نصفهی پایینیاش کرهای باشه
...مثلا، مثل همیشه پرش کن
بعدش بادقت یه تیکه کره روی .نصفهی باقیمونده بزار
.خیلی مهمهها، فقط نصفش
.منم همینو میخام لطفا
چی شد؟
.ببخشید، گلاب به روت - ."وایسا، "تایلر -
!عه وامونده
.گندش بزنن
No comments yet. Be the first to leave one.