Ang unang 200 linya.
عالیه
بیشتر روی حرکت بازو تمرکز کن تا چرخش مچ، باشه؟
سرعتت رو بیشتر میکنه
امروز صبح با مامان حسابی صحبت کردم
گفت کابوسهات داره بدتر میشه
همچنین گفت
یه چیزی هست که باید بهم بگی
یادته... یادته اون روزی که
اجازه دادی با دوچرخهم برم تمرین؟
از کانال فاضلاب رد شدی، مگه نه؟
کنار معدن قدیمی
چرا؟ اتفاقی اُفتاد؟
نه بابا. هیچی نشد
فقط یکم خودم رو ترسوندم. همین
به خاطر همینه که دوباره خرس عروسکیت رو همه جا با خودت میبری؟
قبل از اینکه بگی نه،
مامان فکر میکنه یه راه حل این مشکل اینه که
بعضی چیزهایی رو که وقتی کوچیک بودی
و بهشون نیاز داشتی رو کنار بذاری
منم موافقم
ولی هر دومون قبول داریم که وقتی این اتفاق میافته،
کاملاً به خودت بستگی داره
بذار وسایل رو بندازم تو انباری،
بعد میریم پیتزا میخوریم
بابا؟
بابا؟
بابا، اونجایی؟
بابا؟
بابا؟
بابا، چی شده؟
بابا!
فرار کن!
نه!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«مترجمان: علی مستر و علیرضا نورزاده» ::. Ali_Master & Mr.Lightborn11 .::
«مرد کیسهدار»
پنج دقیقه دیگه. باشه، رفیق؟
فکر کردم قرار شد دیگه «بپر بپر خرگوشی» نبینی
از «نی نی کوچولو» که بهتره
هی
سلام عزیزم. قیافهت داغونه
تو هم شبیه وافل شدی
آره، خب، اصلاً نخوابیدم
فکر کردم گفتی دیگه تا دیروقت کار نمیکنی
به خاطر اون نبود
گوزن یا یه چیزی
- دوباره حیاط پشتی اومده بودش. - هوم
ساعت چنده؟
10:17
چطور؟
اوه، چهبدونم
خواهرم؟
لیام و دخترها؟
صبحانه ساعت 11؟
صبحانه خانوادگی
باشه. من میرم دوش بگیرم
بیا اینجا
تو یه زامبیای. تو یه زامبیای
من میخوام... بیا. میخوام بخورمت
باعث میشی کابوس ببینه ها
تو یه زامبیای! نه بابا، عاشقشه
مگه نه، عزیزم؟
آره، بذار خاله بخورتت!
دیشب برق قطع شد؟
اوم، نه، تا جایی که میدونم. چطور مگه؟
ساعتها همه قاطی کردن، و یخچال هم یخش آب شده
اوه!
وای، چه خوب
آره، خونه عالی شده کارینا
ممنون آرلین
آره، داره کم کم درست میشه
آره، خیلی خوبه
اصلاً هم درست نشده
هوم
احتمالاً فقط یه صاریغ بوده
چند شب پیش یکی رو زیر کبابپز گرفتم
نزدیک بود برینم به خودم
به نظرم صداش شبیه یه آدم بود
پس حتماً بچهها بودن که داشتن
تو جنگل مشروب میخوردن، مثل خودمون قدیما
به نظرم که صدای یه نفر بودش
تو خونه اسلحه داری؟
مگه خل شدی؟
واسه بابا که همیشه فقط چوب بیسبالش کافی بود
رفیق، اون دوره گذشته
هی، اینو ببین
بالاخره مکانیسمش رو درست کردم، عالی کار میکنه
وامدهندهم شاید حاضر باشه مهلت بیشتری بهم بده
ولی فقط اگه هزینههای تولید رو نصف کنم
من، اوم...
میدونی، فکر کردم توافق کردیم که بیخیالش بشی
که وامهات رو تسویه کنی
هر چی تو بگی، رئیس
خب پت با برگشتن به نیوجرسی چطور کنار اومده؟
استرس داره
- هوم. - به زور میخوابه
برگشتن به اینجا
و قبول کردن کار با لیام، براش سخت بود
ولی واقعیت اینه که هیچکس رو پیدا نکرد
که طرحهاش رو تأمین مالی کنه
بیمه درمانیمون هم داره تموم میشه
اگه مامانش نرفته بود آریزونا،
الان تو انجمن مردان جوان مسیحی بودیم
آه!
هی، عزیزم
لطفاً، لطفاً فلوت رو انقدر بلند نزن. باشه؟
به درک
هی، گوش کنید
من مشکلی ندارم اگه دارید اینجا پارتی میگیرید
ولی اگه نمیخواید گیر بیاُفتید،
منو سرزنش نکنید وقتی صورت یکی رو داغون کردم
لعنتی
وای خدای من
ببین، پتی
میدونم هنوز از اینکه اوضاع چطور پیش رفت ناراحتی،
ولی باید به خودت افتخار کنی که جرأت کردی امتحانش کنی
مواظب باش چی آرزو میکنی
یادته وقتی بعد مرگ بابا کارگاه رو تحویل گرفتم؟
هر شب کابوس میدیدم
که ماشینمون رو مصادره میکنن
یا خونه رو از دست میدیم
الان اینا خوابهای خوبه من، لیام
از وقتی برگشتیم خونه،
همش کابوس میبینم که جیک رو میدزدن
تو حیاط پشتی هستیم
یا شاید تو یه پارک یا زمین بازی
فقط یه حس بد دارم، میفهمی؟
میدونی مقصر این چرت و پرتا کیه؟
آره، الان واقعاً بهش نیاز دارم
آره
تو و من هر دو، داداش
20 دقیقه دیگه پیش کوره ببینمت
باشه
میشه لطفاً سه ثانیه این کارو نکنی؟
این گردوی ایرلندیه
اگه زیاد ولش کنم، گچی میشه
برام مهم نیست اگه بیضه اسکاتلندی هم باشه
ما اینجا یه مأموریت داریم
بابا همیشه میگه نباید بیایم اینجا
«بابا همیشه میگفت نباید بیایم اینجا»
تو فقط از چیزی که ممکنه اون تو باشه میترسی
لیام، تا حالا فکر کردی...
اگه چیزایی که میگن راست باشه چی؟
خنگ نباش
متأسفم که باید من بهت بگم، ولی...
بینگو!
باشه، دیدیمش. حالا میتونیم بریم خونه؟
جرأتش داری برو اونجا
دو برابر ازت جرأت میخوام
وگرنه به همه میگم چه ترسویی بودی
من سه برابر ازت جرأت میخوام خودت بری (یه نوع بازیه)
من همین الانشم ده باری رفتم
پس نباید از دوباره رفتن بترسی
مگه نه؟
میخوام برم خونه
آره
آره، منم همینطور
وای خدا
- اون یه درخت آلوی وحشیه. - خب که چی؟
پدربزرگ میگفت نرمترین چوب تو کل دنیاست
پتی
پت
پت!
از اونجا دور شو، پتی
اول کمکم کن این درخت رو بکنیم
عمراً
تا یه تیکه نکنم از اینجا نمیرم!
اگه همین الان ولش نکنی،
به بابا میگم اومدیم اینجا
- داداش. عجب بزدلی هستی. - کون لقت بابا
اگه دور نشی من میرم...
ایول
خیلی نزدیکی
جدی میگم، پتی
تقریباً بریدمش
- محکم گرفتی؟ - آره، گرفتم
باشه، خوبه
چند بار دیگه میخوای بری؟
هزار بار
- باید وایسم، باشه؟ - دوباره
نه. میدونم میخوای دوباره بری عزیزم،
ولی باید برم کار کنم، باشه؟
بسه
باشه. میدونم
بیا پس بریم اینور
شاید بتونیم وقتی بابا از سر کار برگشت دوباره بیاییم، باشه؟
باشه
جیکی
جیکی، بسه
گفتم بسه!
ببخشید
مامان فقط یکم به سکوت نیاز داره. باشه؟
میتونی این کارو برام بکنی، لطفاً؟
باشه
ممنون
جیک؟
جیک؟
جیکی، کجایی؟
جیک؟
No comments yet. Be the first to leave one.