Ang unang 135 linya.
Sabzchidori & Sfmking کاری از
بجنگ، نابود کن، بهترین باش
اینا روزای سختیمونه
با روزای معمولی حال نمی کنیم
شروع می کنیم، مثل همیشه، پشت به میدون نکن
زندگیمون با جنگیدن با طوفان می چرخه
هنوز خیلی با هدفمون فاصله داریم
باید این روزای سخت رو ادامه بدیم
بیا یه بار دیگه امتحان کنیم، آره، هر چقدر لازم باشه عزیزم
باید بایستم تا به رویام برسم
حس می کنم قدرتِ تصمیمم
رو هر روز محک می زنم
هی بزن بریم
دلم پیروزی های کوچیک نمی خواد، دلم بهونه نمی خواد
بزن بریم
دنیای که پا توش گذاشتم وحشی و بی قانونه
توی طوفان، بی محابا حقیقت بهم حمله می کنه
با بی رحمی حمله می کنه و بهم ضربه می زنه، اما حتی اگه بیوفتم
اوه
فقط اونایی که پا می شن و می ایستن و به جلو نگاه می کنن
برندن و می تونن آخر مبارزه بخندن
باید بریم، تا به مسیر افتخار نرسیدیم باید بریم
بجنگ، نابود کن، بهترین باش
اینا روزای سختیمونه
با روزای معمولی حال نمی کنیم
شروع می کنیم، مثل همیشه، پشت به میدون نکن
زندگیمون با جنگیدن با طوفان می چرخه
هنوز خیلی با هدفمون فاصله داریم، باید همینطور ادامه بدیم
بجنگ، گرد و خاکت رو بریز و نشون بده قوی هستی
اینا روزای سختیمون هستن
برد ساده؟ همچین چیزی هست مگه اصلا؟
شروع می کنیم، مثل همیشه بهترینیم
همینطور ادامه می دیم، بدون اینکه از عواقبش بترسیم
همه ی آرزوهامون رو رو هم می ذاریم
باید این روزای سخت رو ادامه بدیم
به اون طرف نور می رسیم، آیندمون رو می سازیم
...همه ی دزدای دریایی که به دنبال وان پیس هستند
.به نیمه ی دوم گرند لاین پا می ذارن، جایی که مردم بهش می گن... دنیای جدید ...
اما تا به حال هیچ کس به جز پادشاه دزدان دریایی . گلد راجر این دریا رو آزادانه نگشته
اما تا به حال هیچ کس به جز پادشاه دزدان دریایی . گلد راجر این دریا رو آزادانه نگشته
. دنیای جدید امید و آرزوهای دزدای دریایی زیادی رو نقش بر آب کرده
حالا پسری که با خوردن میوه ی گومو گومو ، تبدیل به لاستیک شده، مانکی دی لوفی
حالا پسری که با خوردن میوه ی گومو گومو ، تبدیل به لاستیک شده، مانکی دی لوفی
. و دوستاش، وارد این دریا می شن
! من پادشاه دزدای دریایی میشم
لوفی و بقیه با ترافالگار لا متحد شدن و
. به درسروزا اومدن
اما لوفی و بقیه درگیر نقشه های دوفلامینگو شدن
. و همراه کل مردم جزیره توی قفس پرنده گیر افتادن
، اما با کارهایی که کلاه حصیرری ها کردن
مقامات خاندان دون کیشوت یکی یکی به زیر کشیده شدن
. و حالا فقط دوفلامینگو مونده
. با اشتباهات دوستام مشکلی ندارم
. اما خیانت رو نمی بخشم
! ربکا
! ویولا - سان ... بدنم بی اختیار داره حرکت می کنه
دوفلامینگو قفس پرنده رو به حرکت انداخته
. تا همه ی آدم های کشور رو بکشه
، وقتی لحظه ی نابودی کشور داره سر می رسه
. لوفی از همه ی انرژیش استفاده کرده و دیگه نمی تونه حرکت کنه
... ده دقیقه وقت می خوام
ده دقیقه ؟
! اگه هاکیم برگرده ، مطمئنم با یه ضربه می تونم کارشو تموم کنم
هی ، اگه ده دقیقه وقت جور کنیم ، ما رو از این قفس نجات می دی !؟
! قول می دم
! زنده یا مرده ! شمارش معکوس نفسگیر
! عقب نیوفتید ! عجله کنید
! دست منو بگیر
! بیاید بالا توی دشت
! یه دفعه وایساد ! دوباره هم می تونیم جلوشو بگیریم
! از جون مایه بذارید
! الانه که می تونیم اینهمه زحمت لوفی - دونو رو جبران کنیم
! ما سامورایی های سرزمین وانو هستیم
! نشون بدید نیرودریایی چند مرده حلاجه
! قفس رو متوقف کنید
. هر دفعه این دست و پاها کم میاره
! شکستمون توی این مبارزه و مرگ حتمیمون نزدیک تر می شه
! آماده باشید و با تمام توان مقاومت کنید
! خفه بابا ! فقط حواسمونو پرت می کنی
! دیگه گفتن نداره ! خودمون می دونیم الان وقت تا پای جون جنگیدنه
! همینه بچه ها ! با همه ی قدرت هل بدید
! باشه آقامون
! به من نچسب
... آره
! منم خوش ندارم اینجا جایی باشه که می میرم
! باید به هدفی که می خوام برسم
، اگه اینجوریه
، تا وقتی بدن هامون نابود بشن
! خفن ترین تلاش عمرمون رو نشون می دیم
... خواهش می کنم ... سالم باشید
... هر چند نفر هم که شده
حالت خوبه؟
! مقاومت کن
! بسه ! ربکا رو درگیر نکن
دارم ... چیکار می کنم !؟
! ویولا - سان
! ربکا
... حالا ، بکشش
ویولا - سان ! من چرا دارم اینکارو می کنم !؟
! ربکا
! نه
! نه ! نمی خوام به ویولا - سان صدمه بزنم
! نه
! دوفلامینگو
! نمی خوام
! خیلی خب مردم
! دیگه چیزی نمونده
صـ - صدای کیه !؟
! صدای کیه !؟ الان وقت این چیزا نیست - از کجا داره حرف می زنه !؟ -
! ستاره ی ما برمی گرده
! نگا کنید ! اونجاس
! تو مجری کلزیوم، گیاتسی
از کی اونجایی !؟ - چکار می خوای بکنی !؟ -
مردم ، یادتونه !؟
! الان وقت مسخره بازی نیست
! کشورمون چیزی نمونده نابود بشه
! تو که شاه ریکو - ساما نیستی
! آره ، می دونم یادتونه
چی !؟
... اون ستاره ی خنده دار و شجاعی که امروز
! خودشو توی کوریدا کلزیوم نشون داد ...
ستاره !؟
... نگو که منظورش
! منم ...
می دونم گفتم کنارت می مونم ، اما عیبی نداره یه لحظه برم ؟
... ترافال
! اه ! لا ! نیست که
چی !؟ کجا رفت !؟
! من که یادم نمی ره
یادمه گاو وحشی ای که همه ازش می ترسیدن رو رام کرد
! و غول بزرگ رو به زانو در آورد
! حتی افسانه ی زنده، دون چین جائو رو هم شکست داد
... اون همون گلادیاتور کوچیکیه که کلزیوم رو
! نه اصلا کل درسروزا رو به وجد آورد
تا حالا ندیده بودم کسی به این آزادی مبارزه کنه
No comments yet. Be the first to leave one.