Ang unang 131 linya.
،همینطور که به حمله ادامه میدادن
لوفی و بقیه داشتن یکی پس از دیگری .وارد اونیگاشیما میشدن
!پروژهی اونیگاشیمای جدیده
...بیست سال پیش، من شاهد مرگ اودن بودم
.ساعت افسانهای رو به چشم دیدم...
.هیچ ساموراییای به بزرگی اون نبود
...کسی که اونو کُشت
...اوروچی و پدرم...
!کایدو بودن...
.حالا که ساموراییهای غلاف قرمز مُردن
!یه نفر باید خواست و اراده اودن رو به ارث ببره
...برای همین من
!مرزهای این کشور رو باز میکنم...
!اجازه بده کنارت مبارزه کنم
.تو که گفتی پسرِ کایدویی
کوزوکی اودن یه مرد بود، درسته؟ .پس منم یه مرد شدم
.تو واقعاً قوی هستی
.منو یاد اِیس میندازی
!انفجار؟ !دستبندهایی که آزادیِ یاماتو رو سلب کرده
m 0 0 l 300 0 300 605 0 605
یه اتاق زیرشیروانی در قلعه
تو اِیس رو میشناسی؟
!آره
.یه بار اومد اینجا که سر کایدو رو ببره
.خیلی دربارهی تو باهام حرف زد
...که اینطور
،وقتی ایس و خدمهش از این جزیره رفتن
!من واقعاً دلم میخواست همراهشون به ماجراجویی برم
خب چرا هنوز اینجا موندی؟
.یه دلیل هست که نمیتونم برم
m 0 0 l 150 0 150 1055 0 1055
ورودی پشتی اونیگاشیما
ها؟
!کاپیتان، قرار نیست همراهشون بجنگیم؟
.من هدف خودم رو دارم
!زودباشین راه بیفتین
!به روی چشم، کاپیتان
!لا-دونو
.بابت همهچیز ازت ممنونم !برات آرزوی موفقیت میکنم
!موفق باشین
بچهها، همگی آمادهاین؟
!معلومه! خوشحالم که به موقع رسیدم
.یه گربه که اونقدرا هم نیروی پشتیبانی محسوب نمیشه
!چی؟
!تو-گارا میتونی بعد از دیدنش اینو بگی؟
اون چیه؟ - خفن نشده؟ -
!با این کایدو رو آبکش میکنم
...باحاله
.کیکو، من داستانهای زیادی دارم که باید برات تعریف کنم
...درسته، منم دارم
...اما
!اول باید ترتیب کایدو رو بدیم...
!چشم
...جونمون به خاطر اودن ساما نجات پیدا کرد
!بیاین امشب روی همون جونها شرط ببندیم
!دارن میان
!آره
...اونا
...اینا
!حتما طراحیهای اونه...
اونم اون بالاست؟
...میدونستم قراره بیاین
،گرچه هیچ علامتی از ورود ساموراییها دریافت نکردیم
.اما باور اینکه شماها هنوز نیومدین سخت بود
من بیشتر از هرکسی میدونم !که شماها چقدر سمجین
!واقعاً اومدین اینجا
!بعد از ۲۰ سال مثل موش قایم شدن از زمان پختن
...کانجورو
!خیانت کردی؟
.اجازه نمیدم که حمله کنین
ایزو، برگشتی... تا توی این نبردِ شکست خورده شرکت کنی؟
جنگجوهایی که حتی با قطع کردن سرشون هم .به شدت مبارزه میکنن... طراحیهای خوبیان
!دقیقا مثل شماهان، مگه نه؟
،حتی بعد از اینکه اودنی که مثل سرتون بود رو از دست دادین .شما ساموراییهای بازنده هنوزم مثل کِرم میلولیدین
...پس واقعاً همچین آدمی هستی
!عجب بازیگری هستی
!ما هنوز سرمون سر جاشه
!اربابمون مومونوسکه ساماست
!مومونوسکه ساما حالش خوبه؟
...خوب بودن یا نبودنش رو دیگه نمیدونم
!چی گفتی؟
.کلی تلاش کرد که از دستم در بره
!چطوری باید برم پیش اوروچی ساما؟
!وایسا
!من قرار نیست که توی دست و پای بقیه باشم
چیکار میکنی؟
،اگه تو فرار کنی
!من نمیتونم نقشم رو کامل کنم
.فقط لازم شد یه دستی به سر و روش بکشم
...ولی یه نمه زیادهروی کردم
،به لطف سماجتی که نسبت به زندگی داشت
.تونستم زنده دست اوروچی ساما برسونمش
!مومونوسکه ساما
!حرومزاده
چطور تونستی همچین کاری رو با کسی که !یه زمانی اربابت بود و فقط یه بچهست بکنی؟
در مقابل اتفاقاتی که کوروزومیها .پشت سر گذاشتن، این کارا هیچی نیست
.تازه، این فقط یه چشمهش بود
،روی طبقهای که داخله
!قراره به زودی حکم مرگ مومونوسکه رو اجرا کنن
.ما فقط لازمه که جلوی شماها رو بگیریم
تاریخ کوزوکی تا چند دقیقه دیگه .به پایان میرسه
!دست کممون نگیر، کانجورو
برای تحقق بخشیدن به رویای دیرینهی ،اودن ساما که بهمون واگذار کرد
.بیست سال سختی رو تحمل کردیم
،بیست سال هویتمون رو مخفی کردیم !و حتی در زمان سفر کردیم
!ما قرار نیست اینجا متوقف بشیم
،اگه بخوای جلومونو بگیری
!توی عوضی رو جرواجر میکنیم و به راهمون ادامه میدیم
...باشه
در این صورت، باید همینجا .باهاتون مبارزه کنیم و قضیه رو ختم کنیم
،نه تنها جلوتون رو میگیریم ...بلکه با شما غلافهای قرمز تشنه به خون میجنگیم
!و تک تکتون رو محو میکنیم
!کانجورو
!به پیش
!به پیش
:سبک کاپا
:کاپا ریو
بُرش مه
!یوریکیری
!شوریکنهای گل
!برید به جهنم
!تو-گارا! چه بلایی سر پات اومده؟
!سبک دو شمشیریه باحاله، مگه نه؟
!جالبه
چی شده، کیکو؟ نمیخوای بهم حمله کنی؟
.قبل از اون، بذارین یه چیزی ازتون بپرسم
...درسته که میدونم گولمون زدین
!ولی تمام اون زمانی که در کنار هم بودیم هم واقعی بود
!یعنی تمام اونا یه دروغ بودن؟
!هیچ حقیقتی توی دوستیمون وجود نداشت؟
...خیلی خوشحالم
No comments yet. Be the first to leave one.