Ang unang 200 linya.
نباید هیچ حمل و نقلی رو از هیچ کسی
بدون هماهنگی قبول کنین
عزیزم ، تو اینجایی- همسر عزیزم-
سیلویا
نگاش کن ، نگاش کن
بچرخ ببینم ، بذار ببینمت
وای سیلویا
نظرت راجع به نیویورک چیه؟
فوق العادست
دوست داریم تمرین کنیم که بیشتر انگلیسی صحبت کنیم
حالت خوبه؟
سیلویا ، هیجان زده نیستی؟
اینم از خونه ، خوش اومدین
من باید برم حموم
آها باشه
بذار نشونت بدم
استر منو تو اونجا میخوابیم
تو هم اون طرف
سیلیویا من اتاق هال رو برات درست میکنم
میتونی راحت باشی
دنبال یه جای بزرگترم
که بیشتر مناسب باشه
و مثل بقیه جاها باشه
خیلی خب حالا به عنوان یه امریکایی میتونین اینجا بمونین
نه هنوز
اول باید به عنوان یه خانواده دور هم جمع شیم ، همونطور که خدا خواسته
بله حتما
حموم اون پایینه
کلید چراغا رو دیوار سمت چپته
کاش مادرت بود و میتونست ببینه
که پسرش آشپزی یاد گرفته
امیدوارم خوشتون بیاد
کی بهت یاد داد؟
چند تا چیز از اینور اونور برداشتم درست کردم
قبل اینکه سرد بشه بخورینش
اول دعا کنیم
خیلی چیزا هست که بابتشون بخوایم خدارو شکر کنیم
درسته، ببخشید
مسیح مقدس ، نامت را ستایش میکنیم
از تو ممنونیم که ما رو بعد از 17 سال فاصله
کنار هم جمع کردی
از تو بخاطر نعمت های بی شمارت و عشقی که بهمون میدی ممنونیم
ازت بخاطر داشتن خونه و خونواده ممنونیم
شکر گذارتوییم ، چون شیطان همیشه خوار و شکست خورده ست
با نام مقدس مسیح دعا میکنیم
آمین
آمین- آمین-
آره
خیلی نرم شده
ترد
آمریکاییا از خورشت خوششون نمیاد
دکتر بهم گفته که اصلا غذای چرب نخورم
سالها تنها غذایی که میتونستم بخورم کلوچه های مادرم بود
وقتی ازدواج کردیم
من مادر بیچارت رو مجبور کردم که هم آشپزی یاد بگیره
هم کل غذاهای مادرم رو
بیچاره
هیچوقت نباید منو تحمل میکرد
کشیشم گفت که باید رو شناختن خودمون تمرکز کنیم
شناخت روح و جسممون برای اینکه بتونیم خونوادمون رو بسازیم
صبر کن
چی شده؟دیگه جذاب نیستم؟
نه معلومه که هستی
دروغ گفتن گناه داره میدونی که
منظورم این نبود
از وقتی تو رفتی با هیچ مردی نبودم
ممنونم، منظورم اینه که متاسفم که پیشت نبودم
امیدوارم همه چی خوب پیش بره
واقعا
شاید بهتر باشه یه کم استراحت کنیم ، ممنون
برای رفتن به مدرسه ی آمریکایی ها اماده ای؟
البته که آمادست
اون خیلی درس خونه
واسه همین میتونه با بورسیه وارد دانشکده پزشکی بشه
میشه اولین پزشک خونوادمون
به خواست و کمک خدا
به چه شاخه ای از پزشکی علاقه داری؟
سه تا هم بچه میخواد
من ریاضیات رو دوست دارم
دقیقا مثل پدرت
همیشه بهت گفتم
پدرت همش مشغول مطالعه کردن بود
باید کیفتو ببینم
آقا ، ببخشید
لطفا عقب وایسین ، باید بگردمش
این نامه رو از مدرسه دارم
تغییری تو شهر دیدی؟
میبینم که اون عکس رو عوضش کردی
آره
چیزی گفتن؟
یه چیزایی
فقط اینو میدونم که سکس باید خوب باشه
هر وقت برمیگردم خونه
همسرم یه جوریه که میخواد یه چیزی رو ثابت کنه
...میتونم تصورش کنم ، بعد
نُه سال؟
هفده
اوه ف پس باید شانس بیاره
که کارش به دکتر پرستار نکشه تو هم به جرم قتل نیفتی زندان
چیه؟میدونی که حقیقته رفیق
نمیخوام در موردش صحبت کنم
داداش من فقط دارم میگم
تو تنها کسی نیستی که
تو این موقعیت بودی
این اتفاقا میفته ، خودتو ناراحت نکن
نمیکنم ، همه چی خوبه
خب ، فکر کنم بهتره برم شیفتم رو شروع کنم
روز خوبی داشته باشی
تو هم همینطور
چرا اومدی اینجا؟
چی شد؟
نمیتونم زیاد ببینمت
منم به عشق نیاز دارم
آره ، ممنونم
سلام ، چه خبر دی جی پاشو
نمیتونم
مطمئنی که نمیتونی؟
امروز زود اومدی
اره
شیفتم رو عوض کردم
واسه همین حد اقل یک بار تو این هفته
میتونم شام رو با خونوادم باشم
عالیه
خب دخترم کتابهات رو ول کن ، برو میز رو بچین
خب ، امروز مدرسه چطور بود؟
خوب
اینجوری جواب میدن؟
خوب بود ممنون
خیلی هیجان زدست که اینجا پیش توئه
من خیلی مطمئن نیستم
اشتباه میکنی ،معلومه که همینطوره
داشتم فکر میکردم که واسه بعضی چیزها برنامه بریزیم
...به عنوان یه خونواده تا بتونیم همدیگرو بیشتر بشناسیم
منم همش همین رو دعا میکردم
آره- آره-
خب این یک شنبه با ماشین بریم یه جایی
خارج شهر شاید یه نمایش خوب باشه
مگه هممون نمیخوایم بریم کلیسا؟
فکر کردم شاید بهتر باشه از شهر زودتر بریم بیرون
که به ترافیک نخوریم
اوه ،خیلی خوبه
خیلی خوبه ، شاید صبح زودم برنامه داشته باشن
میتونیم توش شرکت کنیم
البته چک میکنم
من یه کم شراب با خودم اوردم میتونیم با هم بخوریم
الکل؟
شرابه
میدونی که ما نباید مشروب بخوریم
ولی فقط یه شراب سادست
برای یه موقع خاص
خوشحالم که این انتخاب منه
با تمام وجودم ناجیم رو صدا میکنم
خوشحالم
روز مبارک روز مبارک
روزی که مسیح ناجی من شد
شکر گذارم مسیح
هر جایی که میرم
به محض نهایی شدن مدارک مهاجرتم
یه کار گیر میارم ، بعدش میتونم تو پرداخت قبض ها کمکت کنم
فعلا میتونم از پس این چیزا بر بیام
تو خیلی چیزای دیگه داری که نگرانشون باشی
خیلی ازت ممنونم
برای چی؟
اینکه ازمون دست نکشیدی
خودتو خسته نکن
نامه ای که اون روز
همسایه اورد رو دیدی؟
نمیدونم چرا پستچی سختشه
که نامه ها رو بندازه تو جعبه درستش
سیلویا
سیلویا ، حالت خوبه؟
من خوبم
چرا نمیتونی تکونش بدی؟
میتونم ،باور کن
نمیتونم بذارم اینجوری بری مدرسه
استخونش شکسته
جدی میگم سیلویا
میخوای به مامان بگی؟
الان نمیخواد نگران مامانت باشی
پس تو اونجا تمرین رقص میکنی
یکی از هم مدرسه ای هات بهم گفت
وقتی دیگه منتظر تماسای اخر هفته ی من نبودی
مامانت گفت بخاطر اینه که دزدکی میرقصی
واسه همین ترسیده بود
فکر میکنی واسه این ترسیده بود؟
اون خیلی دعا میکنه
میدونی که منم قبلا خیلی خوب میرقصیدم
وقتی کوچیکتر بودم
باور کن
حالا شاید تو اون سبک رقصیدن نباشه
مامانت قراره یه دست لباس سِت برای جفتمون درست کنه
بعدش قراره با هم بریم به مهمونی های شبانه و کل شب رو برقصیم
شب؟
آره
ما قبل به دنیا اومدن تو خیلی میرقصیدیم
حتی بعد از به دنیا اومدنت
اما تو خیلی کوچیک بودی برای همین یادت نمیاد
بعدش چی شد؟
جنگ تموم شد
دکتر بیل به بخش 3 بی
No comments yet. Be the first to leave one.