Ang unang 200 linya.
...آنچه در «خانم نظافتچی» گذشت
نمیدونم شنیدی یا نه ولی بعد از ملاقات شما، افبیآی اومد
و کورتز رو کشتن
یه آشنای دیگه برای خرید داروها دارم
ولی این دفعه، معامله با شرایط من پیش میره
شما و کریس برای بازجویی تشریف بیارید پاسگاه
شواهد جدیدی از قتل مارکو دلا رزا پیدا کردیم
وقتی کورتز رو کشتی من ازت دفاع کردم
حالا وقتشه که تو از من دفاع کنی
تونی دلا رزا باید آزاد بشه
نقش بزرگی توی پروندههای فدرال داره
،طبق چیزی که تعریف کردی تقصیر تو نبود کریس
تصادفی بود. تو رو تحویل پلیس نمیدم
تونی، آرمان، این شما و این مایا کمبل
یا شما هم خبرچین هستین .یا مورد اعتماد
وفاداریتون رو ثابت کنید
به این دختر شلیک نمیکنم
وگرنه تنها راهیه که میتونید از اینجا برید بیرون
!این کارو نکن! خواهش میکنم
خودشه؟ مایاست؟ مایاست؟
واقعاً متأسفم گرت
فی بیدار شو
فی
چیه؟ چی شده؟
تو و بچهها باید برید
ها؟ - وسایل لوکا رو جمع کردم -
ولی واسه داروهاش باید تو هم باشی
...چی - بیا دیگه -
این آدرس داروهای لوکاست
،به محض اینکه رسیدی اونجا اینو میذاری توی یخچال
چی؟ کجا باید بریم تونی؟
گفتم بریم پیش جیدی اون تازه نقل مکان کرده
آره ولی نمیتونم بیخبر برم پیشش
ولی تو گفتی قراره قضیه رو توضیح بدی
پس... دیشب چه خبر بود؟
از چی داریم فرار میکنیم؟
به گرت واسه پیدا کردن شواهد یه نفر کمک کردم
یه آدم خیلی خطرناک
و میخوام مطمئن بشم
که اتفاقی واسه تو و بچهها نیفته
،نمیتونم راجع بهش صحبت کنم
ولی بهم اعتماد کن
واسه همین کل شب توی پذیرایی ما بود؟
آره. ازش خواستم تا پایان معامله همین جا باشه
چی... هنوز تموم نشده؟
نه، فی
،به محض اینکه امن و امان باشیم
تو و بچهها برمیگردین خونه
!وایسا. وایسا ببینم
تو با ما نمیای؟ نه
اگه ما بریم، تو هم میای
افبیآی بدون تو هم از پسش برمیاد
!کار تو نیست
نمیتونم. شرمنده
باید با آرمان تمومش کنم
پس همهش زیر سر اونه؟
!نه، به خاطر توئه، به خاطر خانوادهمون
یارو تهدیدمون کرده اسم کامل لوکا رو میدونه
تو و بچهها و خونهمون رو میشناسه
امن نیست. باید الان بری
کریس
کریس
بیدار شو - کریس -
کریس - مامان، امروز شنبهست -
میدونم
باید الان بریم و وسایلت رو جمع کنی
یالا - چی؟ -
کجا بریم؟ - بیا حالا -
چی شده؟
بعداً راجع بهش حرف میزنیم
یالا
پلیسا برگشتن؟
نه... فقط جز و لوکا هستن
گرت گفت هیچی به پلیس نمیگه
و پای حرفش هم هست
...فقط
یه مدت پیش جیدی زندگی میکنیم
چرا؟ مگه چه خبره؟
خاله تی حالش خوبه؟
نه اون خوبه. محض احتیاط میریم
خب؟ - ولی قضیه درباره اونه؟ -
واسه همین دیشب مأموره اینجا بود؟
وایسا ببینم. چیزی شده؟
نمیتونم برات تعریف کنم
هی... چون من اطلاع ندارم
تونی با گرت واسه تجسس پلیس داره همکاری میکنه
و ما باید در همین حد بدونیم
،ولی گفتن اینجا امن نیست
نه تا وقتی که کارش تموم بشه
من ازت میخوام که به من
و جز و لوکا کمک کنی بدون اینکه اونا رو بترسونی
نباید از اوضاع ناامن خبردار بشن
این کارو برام انجام میدی؟
باشه - آره؟ -
من هواتون رو دارم مامان
باشه. مرسی
به نظرم باید با ما بیای
همه باید پشت همدیگه باشیم
میدونم فی. ای کاش میتونستم
بهم اعتماد کن - شارژر گوشیم نیست. تو برش داشتی؟ -
نه، ولی بابام داره میتونم قرض بدم
باشه
من نمیخوام برم
بیخیال لوکا
بریم خونه جیدی عشق و حال کنیم؟
خیلی خوش میگذرهها - باشه -
خاله تی نمیتونی بیای؟
نه، صاحبخونه یه لولهکش فرستاده
تونی باید توی خونه باشه
آره
خب، همگی بیاید بریم
خب، یالا - برو، برو، برو -
خب، اگه نشونهای از پسزدگی دیدی بهم زنگ بزن
،و اگه نشد باهام تماس بگیری
داروی پرد نیزون بده بهش
میدونم تونی. حلش میکنم
خودم ردیفش میکنم
ولی خواهشاً مراقب باش
باشه - خب؟ -
خیلیخب
بهت زنگ میزنم دوستت دارم
دوستت دارم
جات کنار جیدی و فیونا امنه
ای کاش تو هم میومدی مامان
کاش میومدم ولی میدونی چیه؟
خیلی زود برمیگردی خونه
دوستت دارم
منم دوستت دارم مامان
خیلیخب
!خوش بگذره بچهها
فی، ممنون
گرت
من تمام موارد رو احتیاط کردم
تمام پروتکلها رو دنبال کردم
چطوری توی اون خونه امن پیداش کردن؟
گرت، اون تقصیر تو نیست
...اون
وسایل مایاست
با خانوادهش صحبت کردم
قبل از اینکه بیان یه چند روزی طول میکشه
بهت گفتم خودم بهشون زنگ میزنم
خواهش میکنم گرت. چند روز استراحت کن
مایا رو زنده گرفته بودن
صندلی شکسته بود و روی زمین خون ریخته بود
درگیر دعوا شد
من باعث ناکامی اون بودم
و الان مُرده
پس تا وقتی نفهمم ،چطوری توی خونه امن پیداش کردن
!من یه روز هم استراحت نمیکنم
دیگه کی مایا رو میشناخت؟
بجز تو، من و جفرسون؟
بحث رو به اونجا نبر
تقصیر هیچکدوم از مأمورها نبود
!تنها بحثیه که با عقل جور در میاد
یه جاسوس. هیچکس من رو دنبال نکرد
پس یکی از مأمورها به کمدار خبر داده
دیگه بسه. وقتشه بری خونه
!حتماً، بشین تا برم
میفهمم چه حسی داری
همه حسش کردیم
،ولی اگه خونسردیت رو حفظ نکنی
من میفرستمت خونه
تا کمدارو دستگیر نکنیم من جایی نمیرم
خوبه
امروز با کارشناسهای جرائم مالی صحبت کردم
و گفتن میتونیم کمدار رو به خاطر سودجویی جنایی
دستگیر کنیم
نه روسو. اون قاتله
الان مثلاً به جرم فساد اداری چند سال بندازیمش زندان؟
خودتم میدونی که غیرممکنه
به کمدار برچسب قاتلی بزنیم
اونا مستقیم آدم نمیکشن
پس باید روی پیدا کردن مدارک تمرکز کنیم
نه
اون تخم سگ دیگه رنگ زندگی رو نمیبینه
تونی؟
خانوادهت رفتن؟
آره
تو هم باید باهاشون میرفتی
،اگه کمدار من رو زیر نظر داشته باشه نمیتونم فرار کنم
پس من اینجا میمونم. نباید تنها باشی
...همش تو ذهنم داره تکرار میشه
که تو رو وادار به انجام چه کاری کرده
شاید میتونستیم یه کار دیگه بکنیم
نمیدونم
آخرین بار که با گرت صحبت کردی
چیزی از مایا نگفت؟
نه
ولی از صداش مشخص بود
اون از قتلش خبر داره
و حالا باید بهش دروغ بگم
بیا بریم. بریم سراغش
!یه لحظه وایسا تا برسم به در
سلام بابا - سلام دخترم -
!همه اومدین
چه خوب
تونی کو؟
یکی باید منتظر صاحبخونه باشه
خوشحالم که من نبودم. ازش متنفرم
ببخشید خونه شلختهست
No comments yet. Be the first to leave one.