Ang unang 200 linya.
...آنچه در «بیلی د کید» گذشت
میای تمرین کنیم؟ من وینچستر میارم
یالا، بیا بریم بیرون، جسی
،تو فکر این بودم که برگردم به تگزاس
تا کار کنم شاید بهتره که... تو هم با من بیای؟
،اگه اهل سفر و سوارکاری باشی
برای گلهدارها دیگه چیزی مهم نیست
تو یه فراری هستی، پسرجان راههای زیادی نداری
شنیدم توی کمپ گرنت چندتا اسب دزدیدن
تو از اونجا دزدیدیش؟
من آدم کشتم
از قصد نبود
چارۀ دیگهای نداشتم
باید برگردم
تا حقیقت رو بگم
به خاطر قتل اشتباه ویندی کهیل بازداشتی
دستور میدم که تا زمان دادرسی
به زندان بری
اینجا دارم چیکار میکنم؟ زیاد چیزی یادم نیست
با یه گروهی هستم به اسم گروه سون ریور
،یکیشون تو رو شناخت و آوردت اینجا
پوسترهای «تحتتعقیب» ازت توی کل شهر پخشه
دوستات تا کِی پیشت نیستن؟
تا هفتۀ دیگه، شایدم بیشتر
برگشتن
بیلی - سلام بچهها -
خیلی وقت بود ندیدمتون
زندهای
آره به گمونم
دلم برات تنگ شده بود
خداروشکر که پیدات کردیم
...بچهها، این پسر
دوست خیلی قدیمی من، بچه آنتریمه
،بیلی باب آلینجر، جان بکویث
از آشناییتون خوشبختم
باربارا ازت خوب مراقبت میکرد؟
مثل یه پرستار ازم مراقبت میکرد، جسی
خیلی مهربون بود
اجازه بدید - اون کلاه رو دربیار -
چندتا از پوستر ازت دیدیم
!هی! مواظب باش - آره. ممکنه -
مشکلساز بشه، اگه میخوای با ما بیای
تحت تعقیب هستی و عکست همهجا هست
اون عکس هیچ شباهتی به بیلی نداره
فقط دارم نظرم رو میگم، جسی
...اگه بخوام بیلی با ما بیاد
پس با ما میاد
مفهومه؟ - آره -
حرفهامون رو زدیم
بازم میخواین؟
میخوایم بریم به ال پاسو
میخوای با ما بیای، بیلی؟
شاید
چی تو رو ازش منصرف میکنه؟
هنوزم دوست دارم آزادانه برم، جسی
توی دو کشور تحت تعقیبی
چطور ممکنه؟
دوست داری پیش ما بمونه، نه؟
آره، دوست دارم
میخوام همینجا بمونه
چقدر دوستش داری؟
همونقدر که دلم بخواد
آره، یالا
،من اومدم پیشت تا بتونم آزاد باشم
نه پیش اون کالوینیستهایی که هیچ فرصتی بهم ندادن
و به خاطر احساساتی بودن بهم شلاق میزدن
و جلوی فهمیدن هویت اصلیم رو میگرفتن
اینو خودت هم میدونی، جسی
من همه رو میدونم
برنامۀ خوبی میشه
قراره هیجانانگیز باشه
بلند شو! یالا
!باربارا
اینجوری پیش نمیره
اون باید همین وضعیت رو قبول کنه
دارم خودم رو میگم
مطمئن نیستم که بتونم باهات همراه باشم
باید بزرگ بشی، بیلی
من دوستت دارم
دیدی؟
من متعلق به هیچکدومتون نیستم، بیلی
وایسا
یه اسب میخوام
برای چی؟
به خاطر حرفی که آلنجر زد
سفر رفتن با تو فکر خوبی نیست
واقعاً دلیلش اینه؟
منظورت چیه؟
منظورم قضیۀ بین تو و بارباراست
بگو ببینم، توی تخت خودت انجامش میدی یا توی تخت من؟
بهم اسب میدی یا نه؟
هر وقت تونستی برش گردون
ممنون
چرا تا آخر روز با ما نمیمونی؟
میخوام قبل از رفتنت بچهها مهارتهات رو ببینن
همه رو شرمنده میکنی
بزنیم! بزنیم
!اینطوری شلیک میکنی
!اینم از این، رئیس
من بهترش رو دیدم
عجب شلیکی، پسر
عالیه - شلیک خوبی بود، پسر -
چقدر سریع هستی، پسرجون؟
...باید تفنگ رو سریع دربیاری، بیلی
وگرنه فاتحهت خوندهست
جسی، ول کن
چرا؟
هیچ دلیلی برای شلیک کردنش نداری - ندارم؟ -
،اون هیچوقت دست از پا خطا نکرده خودت هم خوب میدونی
این حرف توئه
میدونی چیه؟ اصلاً نمیتونی بهش شلیک کنی
چرا؟
چون دوستش داری
چیواوا اینجاست؟
سلام، آقا
سلام
میخواید چکمههاتون رو تمیز کنم؟
حتماً
تمیزشون کن
بیا
فعلاً اینو داشته باش
بقیهش رو وقتی تمیزشون کردی بهت میدم
تا یک ساعت آینده میخوامشون
فهمیدی؟
بله
میذارمشون اینجا
باشه
کنار در خونهتون
ممنون، آقا
مرسی
گندش بزنن
صبح بخیر
ممنون
صبحتون بخیر، پدر
!آهای
!ای دزد کوچولو
!وایسا !وایسا
خارجیِ عوضی
پسر سرسختی هستی به کارم میای
اسمت چیه؟
مالکیاس سئورا
تو چی؟
ویلیام بانی
فکر کنم اولین بارته که میای چیواوا درست میگم، ویلیام؟
اولین بارمه که به مکزیک میام
خیلیخب. میتونم کمکت کنم
و همینطور اون دزدها
اونا که فقط نمیخواستن ازم دزدی کنن، نه؟
میخواستن منو بکشن
خودت باید متوجه بشی
...خیلی از آدمایی که اینجا هستن
!با توئم
دل خوشی از خارجیها ندارن
اخیراً مشکلات زیادی با آمریکاییها داشتیم
که میخواستن زمینها رو ازمون بگیرن
اینجا همیشه خاک خودمونه
الان دارن میدزدنش
...خیلی تیراندازی و قتل اتفاق افتاده
مردم دیگه اوقاتشون تلخ شده
بابای خودم همینجوری کشته شد
چرا اینجایی؟
از یه چیزی دارم فرار میکنم
خرج زندگیت رو از کجا درمیاری؟
هرکاری که بتونم انجام بدم
تو چی؟
من؟ من قماربازم
پوکر میزنی؟
آره
پولی توی جیبت داری؟
یکم دارم
اولین چیزی که توی این شهر نیازت میشه یه تفنگه
میتونی ماشهش رو شلتر کنی؟
معمولاً مشتریها همچین چیزی رو نمیخوان
...بیشتر برای
حرفهایهاست
،خب
من ازتون همین رو میخوام
ریدم توش
حالا بندازش گردن تفنگ برو اونور
خیلیخب
من دو پزو شرط میبندم که تو نمیتونی به اون قوطی بزنی
حیف شد
دستت درد نکنه
متشکرم، پیرمرد
هی، بهم گفتی که پوکر میزنی
چقدر پوکر بارته؟
خیلی خوب - مثل تیراندازیت؟ -
ببین، یه بازی بزرگ توی شهره
یه کارتپخشکن هست به اسم دُن اورتیز
خب
،من بازیکن خیلی خوبیام ولی پول زیادی از دست دادم
پس شاید اونقدر که فکر میکنی حرفهای نیستی
!نه، نه، نه! وایسا اون تقلب میکنه
،نمیدونم چقدر تقلب میکنه ولی مطمئنم یه متقلبه
...میخوام پولم رو پس بگیرم
و دُن اورتیز رو هم شکست بدم
درخواست بزرگیه
تا حالا همبازیکن حرفهای توی پوکر با خودم نداشتم
پس میخوای دوتایی ببریمش؟
به نظرم از پسش برمیای تو نترسیدی
No comments yet. Be the first to leave one.