INVINCIBLE

INVINCIBLE

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 2

Impormasyon ng release

Invincible S02E08 XviD-AFG
Komentaryo ni Hitman007

Mga Tag

XviD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
HD
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
Na-publish noong: 2024-04-04
Mga Download: 139
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

« ...آنچه گذشت »

‫یه بار دیگه به این دنیا یاد میدی

‫که عذاب واقعی یعنی چی

‫شایعاتی از یه زندان ویلترومایتی

‫یه جایی توی فضا شنیدم

‫شاید بردنش اونجا

‫- اصلاً کجا داری میری؟ ‫- خونه

‫بذار حدس بزنم، می‌تونی بین ابعاد

‫درگاه باز کنی

‫شکست‌ناپذیر، متوجه نیستی!

‫باید تاوان کارش رو پس بده!

‫اسم من انیسائـه

‫و مأمور امپراتوری ویلتروم هستم

‫کُشتن تو وظیفۀ من نیست

‫نمی‌تونم توی دنیای تو زندگی کنم

‫متأسفم

‫من هم همینطور

‫سلام، مامان

‫سلام، مارک. ‫کِی میای خونه؟

‫« ترجمه از علی محمدخانی و امیر ستارزاده » ‫.:: H1tmaN & AliMK_Sub ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫اونا بهت نگفتن من کی‌ام، مگه نه؟

‫کافیه

‫کریگ

‫این همه راه رو به خاطر من اومدی؟

‫تحسین‌برانگیزه

‫می‌دونی که محاله این فرصت رو از دست بدم

‫هندونه نده زیر بغلم

‫انگار توی امتحان قبول شدی

‫بالأخره واسه اعدامت آماده شدی

‫تبریک میگم

‫وای خدا. وای خدا

‫این...

‫داره منو می‌کُشه

‫خدایا

‫یالا. از پسش برمیای

‫از پسش برمیای، تیلور

‫ادامه بده...

‫قراره... قراره حس کنی...

‫حس می‌کنی...

‫حس می‌کنی...

‫«شکست‌ناپذیر»

‫توپ ِتوپ هستی.

‫از این جلوتر نیا

‫احتمالش هست بتونی

‫قبل اینکه گردنش رو بشکنم، ‫منو بکُشی. مطمئن نیستم.

‫اگه بخوای می‌تونی امتحان کنی

‫می‌خوای این ریسک رو بکنی؟

‫مارک گریسونِ این دنیا

‫اهل ریسک کردنـه؟

‫ظاهراً که نیست

‫واسه ارجاعاتِ آینده یادم می‌مونه

‫اوه، تا یادم نرفته...

‫همۀ سیگنال‌های

‫داخل این چهاردیواری رو مسدود می‌کنم

‫نمی‌خوام کسی

‫مزاحم‌مون بشه

‫کی هستی و چی می‌خوای؟

‫مجبورم کرد بهت زنگ بزنم

‫گفت اگه زنگ نزنیم بهمون ‫صدمه می‌زنه. مارک...

‫داشت با من حرف می‌زد

‫ولشون کن. همین الان

‫می‌دونستی توی نصف دنیاهای موازی

‫هویتت واسه همه آشکاره؟

‫خیلی بی‌احتیاطی

‫نمی‌دونم چرا اینجایی

‫ولی بهت هشدار میدم...

‫تو... واقعاً یادت نمیاد که من کی‌ام

‫بذار کمکت کنم

دقعۀ قبلی که هم‌دیگه رو دیدیم

‫این بلا رو سرم نیاورده بودی

‫وای خدا. تو همون یارویی

‫«اون یارو»؟ ‫از من فقط همین رو یادتـه؟

‫که من اون یارو بودم؟!

‫من انگستروم لیوی‌ام

‫و تو منو تبدیل به یه هیولا کردی

‫من هیچ کاری به کارت نداشتم

‫دستگاهت منفجر شد

‫تو این کار رو کردی!

‫من قرار بود دنیا رو نجات بدم

‫همه‌شون رو!

‫تو کمک لازم داری. بذار من...

‫من کمک داشتم!

‫بهترین دکترهای همۀ دنیاها رو داشتم

‫اونا جونم رو نجات دادن، ‫بدنم رو از نو ساختن

‫ولی حتی اونا هم نتونستن ‫این ظاهر افتضاح رو درستش کنن!

‫پس حالا، تا ابد یه یادگاری از تو و

‫کاری که کردی دارم

‫موافقم. بیا سراغم

‫چه غلطا؟

‫وای لعنتی

‫وای خدا! چطور ممکنه؟

‫مگه از این باحال‌تر هم داریم؟

...اگه با چشمای خودم نمی‌دیدم

‫فکر می‌کردم انسان‌های دو پا منقرض شدن

‫تازه از تخم بیرون اومده بودم

‫که طعم گوشت لذیذشون رو چشیدم

‫یه لقمه می‌خوام

‫می‌تونیم تقسیم کنیم

‫من اول بوش رو حس کردم. ‫مال خودمـه.

‫عقب بایستید. هیچکس منو نمی‌خوره

‫یا خدا، حرف می‌زنه!

‫نشنیده بودم که آدمیزادِ دو پا حرف بزنه

‫آواز هم بخونه واسم مهم نیست

‫فقط مزه‌اش واسم مهمـه

‫عقب بایست، موذی

‫اگه حرف بزنه، فکر هم می‌کنه

‫آهای!

‫پرواز هم می‌کنه

‫لابد بال‌هاش نامرئی هستن

‫یعنی غذای بیشتر

‫سهم خودم رو می‌خوام

‫خوش برگشتی

‫از رنگِ برادرت خوشم میاد

‫اوه...

‫خیلی منحصر به فرده

‫توی مهمونی‌ها با همین می‌تونه ‫سر بحث رو باز کنه

‫اگه اونقدر زنده بمونه که پاش به مهمونی برسه

‫می‌دونی، توی هیچ جهانِ دیگه‌ای ‫باهاش روبرو نشده بودم

‫جالب نیست؟

‫اگه یه مو از سرش کم بشه، قسم می‌خورم...

‫چیکار می‌کنی؟ منو می‌کُشی؟

‫البته که می‌کُشی

‫ولی نگران نباش

‫نمی‌خوام به برادرت یا مادرت

‫صدمه‌ای بزنم

‫نه

‫خانوادۀ کوچیکت در امان هستن

‫تا وقتی که به این نتیجه نرسم که تنها ‫راه صدمه زدن به تو اینه که به اونا

‫صدمه بزنم

‫پس یه لطفی بهشون بکن و

‫بمیر

‫- اولیور! ‫- نه!

‫واو! چقدر تو بدشانسی

‫- پروفسور آک ‫- وای لعنتی

‫حالت خوبه؟ نمی‌خواستم...

‫آهای، ممنون رفیق

‫بریم که این یارو رو با تار بپوشونیم

‫چی؟ نه. تو...

‫وایسا، می‌خوای به این پیرمرد صدمه بزنه؟

‫ببین، درگاه رو دیدم

‫می‌دونم از دنیای دیگه اومدی

‫تجربۀ زیادی در این زمینه دارم

‫مخصوصاً این اواخر

‫پس، باور کن، ‫اینجا آدم خوبه منم

‫و آقای بازو مکانیکی آدم بده‌ست

‫ببین، چشمات قرمز و درخشان هستن، رفیق

‫چطوری قراره...

‫بهت که گفتم

‫حالت خوبه، اولیور

‫- همه چی درست میشه ‫- اصلاً نمیشه

‫با اطمینان گفت

‫آخه کدوم مادری اینطوری به پسرش دروغ میگه؟

‫گفتی بهمون صدمه‌ای نمی‌زنی

‫نه، گفتم در امان هستید

‫مادامی که پسرت همونطور که حقشـه ‫عذاب بکشه و بمیره

‫راستی حرف از این شد...

‫نکن

‫یه حرکت اشتباه بزنی پرت میشن

‫دنیایی رو انتخاب کردم که

‫زمین هشت طبقه پایین‌تر از اینجاست

‫تو بهشون صدمه نمی‌زنی

‫به من هم صدمه نمی‌زنی

‫نمی‌دونم داری چه بازی‌ای می‌کنی

‫ولی... تو قاتل نیستی

‫شرمنده که به جا نیاوردمت

‫ولی اون شب رو یادمه

‫سعی داشتی نجاتم بدی

‫شاید اون حادثه تغییرت داده

‫ولی تو آدم خوبی هستی

‫که سعی داره کار خوبی انجام بده

‫سعی داشتم نجاتت بدم؟

‫بعد از اون همه درد و عذابی که باعثش شدی؟

‫جون‌هایی که گرفتی؟

‫هرگز!

‫نه

‫نه، نه، نه، نه

‫نه، نه، نه، نه

‫محاله نجاتش بدم. عمراً

‫شدنی نیست

‫محاله!

‫من آرمان‌شهرم رو با خون نمی‌سازم

‫عدالت

‫عدالت در حقت اجرا میشه

‫همۀ دوستانی که به خاطر ‫ظلم بیهوده‌ات از دست دادیم،

‫همۀ خانواده‌هایی که متلاشی کردی

‫- تاوانش رو پس میدی... ‫- بیا تمومش کنیم، مارک

‫به خاطر اون شورش توی بانکوک ‫نتونستم ناهار بخورم

‫آره. لازم به گفتن نبود

‫بابایی، دلم واسه مامانی تنگ شده

‫من هم همینطور، رفیق

‫چین‌ساو ترسیده

‫خب، به چین‌ساو بگو...

‫همه چی درست...

‫اوه، انگستورم بیچاره

‫واقعاً خیال کردی می‌تونی از دستم قایم شی؟

‫وای خدا

‫نگاهت کن

‫رقت‌انگیزی

‫داری حالم رو به هم می‌زنی، رفیق

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left