Ang unang 200 linya.
...آنچه در بیلی کوچیکه گذشت
از کجا گروهی از پولدارا میدونن
،چی درسته و چی غلطه و کی زنده میمونه و کی میمیره؟
این یه خیانت به آمریکاست
به اطلاعمون رسیده
که تانستال میخواد اینجا بانک تأسیس کنه
اگه شما دو نفر جلوی بانک
،و گسترش مغازه آقای تانستال رو نگیرید
آقای کاترون چارهای نداره
جز اینکه شما دو نفر رو از میدون خارج کنه
موجب آبروریزی خودت و این کار هستی
یالا. ماشه رو بکش
عمراً نفر بعد رو بتونی حدس بزنی
برو پیدا کن چون میخوام بدونم
بیلی کوچیکه کدوم خریه؟ چطوری میتونم به دستش بیارم؟
!برو، برو، برو، برو
!بیلی
اون دالسینیاست. کناریش کیه؟
شنیدم واسه ازدواج نامزد کرده
با من میای؟
!آنا - بابا -
تاوانش رو باید پس بدی - اسلحه رو بذار کنار پیرمرد -
اگه بخوام، هر کاری انجام میدم
،نه فقط با دخترت بلکه با کل دنیا، هر کاری بخوام انجام میدم
،کاملاً واضحه که ما کمابیش
با آقای مورفی و انجمن دعوا داریم
آخرین چیزی که میخوام، مسابقه تیراندازیه
ولی اگه ناچار بودیم، باید آماده باشیم
میدونم تانستال یه سری از گلهها و اسباش رو
توی شعبه دیک بروئر نگه میداره
من میگم بهشون حمله کنیم - حمله؟ -
جسی ایوانز و گروهش قاتلای خبرهای هستن
باید فکر کنن ما رو راحت گول میزنن
این چیزی نیست که بخوام از دهن تو بشنوم
این باکشات رابرتزه
به ما ملحق شده. تیرانداز ماهریه
اسمت چیه؟
اسمم تام اُ فولیارده بیلی قهرمان منه
از راه دوری اومدم تا به گروهش ملحق بشم
جسی ایوانز برای ما آدم خیلی خطرناکیه
اومدم بگم دیگه واسه مورفی کار نکن
عین یه شیطان حقهبازه، جسی
تو کی هستی مگه، ها؟ فرشته جبرئیل؟
آره
چی دستگیرت شد؟
آبله گرفته. توی یه بیمارستان توی لاس وگاسه
عالی. شاید بمیره - آره. ولی شاید زنده بمونه -
خب؟
شاید بهتره یکی بهش سر بزنه
و حقایق زندگی رو بهش یادآوری کنه
میفهمم چی میگی
،همیشه وقتی توی بیمارستان بستری هستی
خوبه که آدم ملاقاتی داشته باشه
شاید بهتره یکم گل هم ببری
آبله گرفته
خوشحالم که به توافق رسیدیم
.: ترجمه از زرتـشـت :.
این طرف - چطوری کلانتر؟ -
کمکی از دستم برمیاد؟ - نه واقعاً آقای بروئر -
اومدم در این بانک غیرقانونی رو تخته کنم
!بستهست - اجازه هست؟ -
حق این کارو نداری
اتفاقاً حق همه کارها رو دارم
اینجا قانونی دست منه - کی امضا کرده؟ -
این اقدامات توی دادگاه انجام شدن
توسط دادستان بخش، توماس کاترون در سانتافه
که ظاهراً صاحب بانک و تراست کاترونه
مزخرفه
کلانتر بردی، این رو ثبت میکنم
باور نمیکنم که یا داری عدالت رو اجرا میکنی
یا برای افراد عادی این شهر
انگار فقط برای انجمن کار میکنی
آقای بروئر، سابقه من به عنوان مامور قانون
پاک و بیعیبه
من تبعیض قائل نیستم کارم سادهست
از قانون محافظت و حمایت میکنم
روز خوش. بریم
میخوای به اونا شلیک کنم؟
آره
اصلاً اونا رو نمیبینم - اینطوریه -
چقدر تمرین میکنی؟
باید هرروز تمرین کنی
باید کار کنی تا تفنگ
مثل اشاره با انگشتت، بخشی از دستت بشه
خب، این کار...زمان میبره
تو زیاد وقت نداری تام
یا گند میزنی یا تند و تیز میشی
پس یا تمرین کن و کار کن یا جمع کن و برو
من نمیرم
من پیش شما دوتام
با دست چپت نمیتونی شلیک کنی، میتونی؟
عمراً چنین کاری بکنم
منم همینطور تام
زود باشید همه رو جمعشون کنید
!هی! از زمین من خارج بشید
!آهای
!بیاین بریم! از اینجا بزنید بیرون
!اونا اسبای منن، دزدای لعنتی
ای حرومزاده
سلام بیلی
سلام
...بذار
مرسی
خب، چی شده؟
نمیفهمم. چرا انقدر ساکتی؟
اون روز توی شهر پیش یه مردی دیدمت
انگار دوستش داری
معلومه که دوستش دارم
اون داداشمه
نباید داداشم رو دوست داشته باشم؟
یکی گفت نامزد کردی میخوای ازدواج کنی
درسته
بابام وقتی بچه بودم ترتیب ازدواج رو داد
یه ازدواج خوب با فرزند ارشد یه خانواده پولدار اسپانیایی
سال بعد قراره ازدواج کنیم
تا حالا ندیدمش - احمقانهست -
تو باید با هر کس که دلت بخواد ازدواج کنی
تو متوجه نیستی
ممکنه آینده و شرفم رو
از دست بدم، اگه از پدرم سرپیچی کنم
مگه الان که پیش منی سرپیچی کردن نیست؟
کلانتر بردی
آقای بروئر
میخوام یه جرم گزارش کنم
پس بهتره بیای تو
چی میخوای بگی آقای بروئر؟
متوجه یه سری از حیوانات از آقای تانستال توی مزرعهم شدم
و همین دیروز، گروهی دزد
وارد آغل شدن و چندتا از بهترین اسبها رو دزدیدن
که اینطور. کسی از اعضای گروه رو شناختی؟
جسی ایوانز رو شناختم
و فکر کنم بقیهشون اعضای گروه ۷ ریورز بودن
شاید
پیگیری میکنم
نه
منظورت از «نه» چیه؟
یعنی قانون رو دنبال نمیکنی
،و به عنوان معاون کلانتر حق دارم پافشاری کنم
که یه گروه تشکیل بدی
و حیوانات دزدیده شده رو پس بگیری
همین الان میرم سراغش
برو سراغ کار
!همین الان - باشه -
آقای بروئر
خوشحالم که میخوام بگم» ،دوست خوبمون، خوان پاترون
مکان نگهداری اسبهای
جسی ایوانز و گروهش رو پیدا کرده
اونا توی «پیکوس» چادر زدن
کلانتر بردی یه گروه تشکیل داده
تا اونا رو بیرون و دستگیر کنه
در همین زمان، خواهشاً استراحت کنید
«دوست شما، ویلیام اچ بانی
!بیاین بریم! زود باشید
آقای تانستال
باید برگردم
هیچجا نباید برین
باید برگردم
حالتون اصلاً خوب نیست
خواهش میکنم، تو متوجه نیستی
تو متوجه نیستی
اسبا اونجان
یادتون باشه ما فقط با اسبا کار داریم
باکشات، چه گوهی داری میخوری؟
!پخش بشید
!برید سراغ اسبا
یه نفر تیرانداز حرفهایه
به نظرم باکشات رابرتزه
زیاد شنیدم که به گروه ۷ ریورز ملحق شده
!بریم، بریم، زود باشید
!برین داخل! یالا
!شلیک کنید
یالا
!من کلانتر ویلیام بردی هستم
شما به دلیل دزدی از دارایی محاصره شدین
و این تنها اخطار شماست
!تلاش خوبی بود پیرمرد
!حالا
!برین، برین
!بیا بیرون جسی
!الان بیا بیرون !نباید این تو بمیری
یالا! شما تعدادتون بیشتره! زود باش! منم
!باشه
باشه، باشه. بچهها، تسلیم میشیم
!خیلیخب، شلیک نکنید
اسلحه رو بذارید کنار. داریم میایم
!داریم میایم بیرون
دستا بالا - شلیک نکنید -
دستات رو ببر بالا
میایم بیرون
کدومتون باکشات رابرتزه؟
منم
اون اول شلیک کرد. باید تقاص پس بده
ماجرا تموم نشده بیلی
انگار بردیم
فقط دور اول
شرمنده. نباید بیاید اینجا
آبله خیلی واگیرداره
من این خطر رو به جون میخرم، پرستار
آقای تانستال
بالاخره همو دیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.