Ang unang 200 linya.
همانا که هر انسان آزموده شد هنگامي که به وسيله شهوتش گمراه و وسوسه گرديد
تقديم به تمامي پارسي زبانان دنيا
.:. تيم ترجمه پارس مووي تقديم ميکند .:.
من عقيده دارم شيطان هاي مختلفي در دنيا وجود دارن
نه آيين پرستشي ، نه جادويي
اون قبلا در درون همه ما جاي گرفته ...خودشه
به شکل نبرد ـه
به شکل جنگ ـه
زمين بيطرفي وجود نداره
هرگز پيش نمياد ...
بيا
اوي - کُس کش -
نه ، آخ بکير رفيق
ميخواي آروم شي؟ بيا
من از اينجا بودن خوشم نمياد احساس بدي بهم دست ميده
کسي دعوتت نکرده
ما داريم گناه ميکنم - فهميدي چه گُهي خورد عزيزم؟ -
اصلا از چي ميترسي؟
جنت هابس" 5 سال پيش از اينجا بيرون اومد"
گُم و گور شد و هرگز برنگشت
آره درسته ، "جنت هابس" يه ديوونه بود
فقط اون نبود - من که تخمم حسابش نميکنم -
اينجا فقط يه خونه قديمي ـه - من فکر ميکنم تو همين الانشم ترسيدي -
و فکر ميکنم ميخواي همه چي رو امشب به تنهايي تموم کني
جدي ميگي؟
گرانويل" جن زده شد"
شماها در مورد چي صحبت ميکنين بچه ها ؟ مرتاه مي" ؟" -
دخترک ديووانه دهه 80 يي که به وسيله شيطون جن زده شد
اس - يو - ايي - دي - اُ - اِم - اِس - اِي
اون هربلايي که دلش خواست سر اون اورد
خيلي گُه اضافي ميخوري
مادرم با اون خانم به دبيرستان رفت
اون با مرد هاي سراسر شهر رابطه نامشروع داشت
اون نتونست گناهش رو به گردن بگيرـه
ديوونه ـش کرده بود
من شنيدم تصميم گرفته بود بيرون از اينجا خودکشي کنه
دروغ ـه - خب پس واقعا چه اتفاقي افتاده کُس خل؟ -
سوال اصلي اينه که :
شهر داره چي رو از ما مخفي ميکنه؟
ميخوام بفهمم
نه ، بيخيالش شو
عقلت رو از دست دادي؟
ميخوام بفهمم اون بيرون چيه
سوزي" نه"
ما همه عمرمون رو با اين داستان ها بزرگ شديم
کنجکاو نيستي بدوني اون بيرون چه خبره؟
چيزي نيست ، اينا فقط داستان ـه
چيزي اونجا وجود نداره - به نظر ميرسه ... -
شبيه يه مکان بد پسر
بنظر ميرسه ...
خيلي بد
سوزي - تا صبح بشه کشته ميشه-
سلام؟
اينجا خيلي وحشتناک ـه
اينجا ديگه کدوم جهنميه؟
شوخي ميکني؟ منظورم اينه که --
فوق العاده وحشتناک ـه
کدوم لعنتي ي ميتونسته اينجا زندگي کنه؟ - آهاي -
منظورم اينه که ... - هي هي هي -
بالاخره حالا تنها شديم
تو قول دادي
واسه من که خيلي سخت ـه
واسه من خيلي خشن ـه
چيزي که احساس خوبي نداشته باشه
نِيسن؟
نِيسن
نِيسن؟
نِيسن؟
نِيسن
" ظهور "
کلانتر "هندريکس" ، درسته؟ - بله ، ما تلفني صحبت کرديم -
من "مايکل برودي" هستم و ايشونم همسرم "راشل" ـه
از ديدنتون خوشحالم - سلام ، منم همينطور -
مشکلي پيش اومده که اومدين سراغ ما ؟ - شهر شما روي بيشتر نقشه ها نمايان نيست -
هميشه ديدن چيزي قبل از رويايي باهاش سخته
من ...
من فقط دارم سر به سرتون ميذارم ، چيزي که حتي توي بيشتر نقشه ها نيست
گوش کن ، من ... واقعا سپاسگذارم --
-به خاطر کاري که شما اينجا ميکنين
اره ، خوشحالم تونستم کمک کنم
نه اينکه ما هرروز يه کارآگاه دماغ گُنده اينجا استخدام ميکنيم
راستش وکيل من دقايقي پيش با گلوله کشته شد
من مجبور شدم اولين شخصي که تماس گرفت رو استخدام کنم
خيلي از مردمي که به اينجا ميان --
--معمولا يا دارن از چيزي فرار ميکنن
يا اينکه مکان ديگه ايي ندارن که برن --
من از چيزي فرار نميکنم . ما فقط داريم دنبال چيز جديدي ميگرديم
ما نميگرديم؟ ما نميگرديم؟
به هرحال ، ماه هاي زمستاني معمولا اينجا خيلي آروم ـه
جمعيتش دقيق زير 1000 نفره
ما واقعا آدماي ساده ايي هستيم ، فقط ـم ...
به همين خاطر که من دوس دارم نگهش دارم
خيلي خب
واقعا شگفت انگيزه
بسيار خب ، اينجاست
بفرمايين
ممنونم
قابلي نداشت - واي ، خوشگل ـه -
اره ، اين يکي از مکان هاي اجاره ايي ـه تابستوني ماست
خانواده از ماه جون تا الان اينجا نيومده
پس بچه ها ميتونين تا وقتي که دنبال جا ميگردين ازش استفاده کنين
باشه ، ممنون
يونيفرم ، تفنگ ، درجه
بسيار خب ، فکر ميکنم بايد شما جوون ها رو تنها بذارم
اجازه بدم مستقر بشين - ممنون -
ممنون - قابلي نداره ، خوش اومدين -
اووم ، من تورو صبح سوارت کنم؟
آره - به خليج "گلنوود" خوش اومدي -
خب رسيديم
از الان شروع ميکنيم
من براي خودمون صبحونه درست کردم - آره -
مايک صحبت ميکنه
آهان درسته
تو معمولا چيکار ميکني؟
واقعا؟
نه ، مشکلي نيست ، ميام اونجا
همين الان ميزنم بيرون
چي ميگفت؟
هندريکس" بود"
اولين روز کاري ، فعلا يه نفر گم شده
فکر کردم شايد بتونيم باهم صبحونه بخوريم
ببخشيد راشل ،ميدوني که يه نفر گم شده
تا الانم ديرم شده
ممممم
روز خوبي داشته باشي
سلام؟
سلام
حالت خوبه؟
من و شوهرم
اون طرف توي خونه ايي زندگي ميکنيم
من نبايد اينجا باشم
خواهرم منو تنها گذاشت
من بايد برم
صبر کن
وايسا بذار من فقط ...
کمکت کنم
خب شخص گم شده کيه؟
دختر نوجوان نسبتا محلي
عجيبه .روزي نيست که ما مجبور نشيم کار واقعي پليسي انجام بديم
آره ، اين چيه؟ - اين؟ -
سوسن زردي بين خارها
اين محافظ کساني ـه که قدم هاي درستي
براي محافظت از راه هاي عدالت برداشتن و ...
نگه دار انسان هاي شريف در راه او بودن
فصل دوم ، آيه 78
آدم مذهبي ـي هستي؟
خدا ترس تو؟
نه
اصلا
من واقعا اهميتي نميدم
هرکسي براي خودش يه عقيده ايي داره
اين يه طرز فکر ـه پسر
انتخاب خودت ـه
من عاشق اين شهرم
خداوند قلب من رو بزرگ آفريده
و ميدونم که وظيفم ـه از اونا مراقبت کنم
سوزي ديشب قبل از اينکه ديروقت بشه رفت بيرون
و هنوز به خونه برنگشته
تنها بود؟
يه مهموني يا همچين چيزي بود . من ...
من نميدونم اونا کجا رفتن
من بهش گفتم ما توانايي مالي اينکارو نداريم
هي
"درست ميشه "مارگو
ادامه بده
اون ميخواد به دانشگاه بره
من بهش گفتم ما توانايي مالي اينکارو نداريم ، اون با عصبانيت از خونه بيرون رفت
و اين آخرين باري بود که من ديدمش
من براي شيفت شب "وين فلينر" کار ميکردم
و هر پني که ميتونستم رو پس انداز ميکردم و من ...
فقط ...
اشکالي نداره اگه اينو نگه دارم؟
اگه ممکنه بهم بگو اون دوست پسري --
--دوست فابريکي داشته؟ آهان ، آره -
"يه پسري بود به نام "نِيسن ميلر
سوزي ميدونست که من رضايت ندارم - خب دليلش چيه؟ -
-چون اون يک چيزي در ذهنش داشت
و سوزي خيلي خوب نميتونست بهش نه بگه .--
اون مُرده ، مگه نه؟
نه نه نه نه نه
بيا زود تصميم نگيريم باشه؟
من مطمئنم اون حالش خوبه
-من بايد با يه نفر توي سانفرانسيسکو صحبت کنم
اما من حالم خوبه .
شوهرم اصرار کرد من به ديدن شما بيام
دخترمون چند ماه پيش توي يه تصادف کشته شد
چه اتفاقي براش افتاد؟
دخترتون قسمت بزرگي از زندگي شما بوده
اگه شما انتظار چنين پيشامد بدي رو نداشتين
پس يه چيزي نبايد درست باشه
شوهرم من رو به خاطر مرگ اون سرزنش ميکنه
شما خودتون رو بخشيدين؟
ديگه هيچي مثل اولش نيست
اون با من صحبت نميکنه
به من دست نميزنه . اون ...
با شغلش ازدواج کرد
اون براش اهميتي نداره
فکر ميکردم اومدن به اينجا چيزايي رو تغيير ميده
و شما واسه چي اومدين اينجا؟
ما به يه تغيير نياز داشتيم
No comments yet. Be the first to leave one.