Ang unang 111 linya.
گوکو، اين دفعه مي خوام ريختتو بريزم به هم
تو ديگه کي هستي؟
پيدات مي کنم
بالاخره پيکولو و کامي از نظر روحي و جسمي با هم يکي شدن چون الان ديگه هر دوتاشون مردن
چيزي که مي بينمو نمي تونم باور کنم گوکو پيکولو رو کشت، ولي اون که نمي خواست اين کارو کنه
نه، امکان نداره
بعضي ملخها به مدت 13 سال به صورت کرم هستن ولي بيشترشون به مدت 17 سال کرم هستن
چه مسخرس، من بودم نمي تونستم اين کارو کنم
تو زمين بودن واسه من يه روز هم زياده حتما خيلي سختي مي کشن
گوهان!، ناهار حاضره وقت خوردنه
شرط مي بندم بلد نيستن غذا بپزن
هي گوهان! من دارم ميام - بابا بزرگ، سلام -
بابا، تو اينجا چيکار مي کني؟
اومدم نوه خودمو بينم
همونطوري که دفعه پيش قول دادي
خوب صد در صد، من هميشه سر قولم هستم اينم يه هديه ديگه براي تو
آخ جون، مرسي
مامانت بهم گفت هيچي به غير از کتاب نبايد برات بگيرم نگفته بود وقتي رو هم ميذاريمشون چقدر سنگين ميشن
بابا شوخي نکن ديگه
چي شد؟ حالت خوبه؟
هي، اصلا خنده نداره
صبر کن، جلوتو نگاه کن
که چي؟ فکر کردي کي هستي؟
زودباش جوابمو بده
من اومدم دنبال هموني که رو سر بچه است من اون توپ اژدها رو مي خوام
گوهان، برو تو، همين الان - ...ولي مامان جون -
بيا برو ديگه
مامان جون، يکي ديگه هم اينجاست
اون بالا، اون بالا
خيلي خوب
چي چي؟
گوهان، برو، همين الان برو، عجله کن
سريع بدو، عجله کن
چي شده چي چي؟
...متاسفم، من سعيمو کردم، ولي اومدن و گوهان رو دزديدن
گوهان؟! کي گوهان رو دزديده؟
نميدونم، ولي گفتش که اومده سراغ توپ اژدها
توپ اژدها؟ از کدوم طرف رفتن؟ ...چي چي
الان اينجا پنج تا از توپهاي اژدها رو داريم، درسته؟
بله
پس يعني دو تا ديگه مونده که بايد به دست بياريم
و اونوقت، هر هفت تا توپ رو مي گيرم و درخواست جاودانگي مي کنم
بله
خيلي نزديک شديم
ما جاي دو تاي ديگه رو ميدونيم قربان زياد طول نمي کشه به دستشون بياريم
منم همينو مي خواستم بشنوم
کامي فنا پذيره، ولي وقتي من قدرت توپهاي اژدها رو داشته باشم بعد از هر مبارزه اي باز تا ابد زندگي مي کنم
و اولين مبارزه هم همينجاست، وقتي ما با نابود کردن اين سياره بي ارزش و هر موجود زنده روي اون
انتقاممون رو از دشمنامون بگيريم
من مي خوام برم خونمون، منو ببرين خونه، همين الان
اگه بدوني چي برات خوبه اون دهنتو بسته نگه ميداري
باباي من گوکوئه و قدرتمند ترين مبارز دنياست وقتي بياد اينجا بهت يه درس حسابي ميده
چي شد؟ گوکو؟! يعني داري مي گي بابات همونيه که پيکولو رو تو مسابقات جهاني هنرهاي رزمي شکست داد؟
درسته، من پسرشم، پس بهتره بذاري برم
عجب بچه ايه
ميدوني، ما هم پيکولو رو شکست داديم بچه
واقعا؟ اين کارو کردين؟
مثل آب خوردن
قدرت عجيبي از طرف اين پسره حس مي کنم ولي همچين قدرتي ميتونه براي رسيدن به اهدافم بهم کمک کنه
گوهان؟ تو از اين به بعد شاگرد جديد من ميشي
يعني چي؟
نفهميدي؟ يعني قراره زنده بموني. مي خواد تمرينت بده
به زودي تو هم به اندازه سه تا جنگجوي نخبه من قوي ميشي
هر سه تا؟
اونا گوهان رو دزديدن، ولي چي چي گفت واسه چيز ديگه اومده بودن
اومده بودن دنبال توپ اژدها
نگاه کنيد، پنج تاشونو به دست آوردن حد اقل جاشونو مي دونيم
کجا هست؟ - جنوبه -
آره، يه جايي نزديک درياي سرخ
اشکال نداره رادارتو قرض بگيرم؟
گوکو اين ياروها قوي هستنا، يه جوري چي چي و آکس کينگ رو زدن که انگار پشه هستن، يادت باشه
باشه - گوکو، مراقب باش -
خدا حافظت
بيا اينجا ببينم وروجک
عمرا، من مي خوام برم خونمون
بچه لوس، همش الکي دوييديم ناهارمو از دست دادم چقدر نا عادلانه
اين همه تمرين منو تشنه کرده گشنمم شده
نه ه ه ه، اونو نخور
چرا نخورم؟ تو هم خوردي ديگه، نخوردي؟
چه خوبه
مزه سيب ميداد
بچه ها نبايد از اونا بخورن
اينا احساس عجيبي بهت ميده
صبر کن ببينم، وايستا، برگرد اينجا
بچه لج باز
اين بچهه فکرمو مشغول کرده، يه جورايي فرق داره
اين بچه بدترين بچه دنياست
ارباب، بايد سريعتر بيايد، دو تا توپ اژدهاي ديگه رو آورديم
حالا ديگه کار جمع آوري تموم شده
ميتونم اژدهاي جاويد رو صدا کنم و آرزومو برآورده کنم
بايد خودش باشه
اژدهاي جاويد
پس بالاخره اژدها رو احضار کردن
شما اژدها رو بيدار کرديد، بنابر اين يک آرزو مي تونيد برآورده کنيد آرزوتون چيه؟
درخواست دارم فنا ناپذير بشم
هر چي شما بخواهيد
مردم دنيا الان داريد صداي منو مستقيم مي شنويد، من گارليک جونيور بر تمام دنيا حکومت خواهم کرد
من به تمام ارواح خبيث دستور ميدم تا دوباره به حالت فيزيکي در بيان
شما آزاديد تا راه بريد، عصر تاريک جديدي بالاخره شروع شده انتقام از آن من خواهد بود، تمام هستي بايد خشم منو احساس کنه
حالا که من فنا نا پذير شدم،براي هميشه بر تمام دنيا حکومت خواهم کرد تمام موجودات يا از من اطاعت خواهند کرد يا هلاک خواهند شد
با هر نيرويي که به دست بيارم، حکومت وحشت من جاودانه خواهد بود
آرزوي شما برآورده شد با شما خداحافظي مي کنم
ديگه چيزي وجود نداره که ازش بترسم، هيچ کس نمي تونه منو شکست بده
انتقام مرگ پدرمو با نابود کردن تمام دشمنامون مي گيرم و من بر تمام دنيا با خشم و خونخواهي
به خاطر تمام دردهام حکومت خواهم کرد
شيطان بزرگ گارليک جونيور، ارباب تمام چيزهايي که مشاهده مي کنيم
پسرمو بهم پس بدين
پسرشو بهش پس بدين
تو بايد همون گوکوي مشهور باشي
درسته، و شما هم بايد همونايي باشيد که فکر کرديد مي تونيد آرامش خانواده منو به هم بزنيد
به زودي تو هم گريه مي کني
No comments yet. Be the first to leave one.