Ang unang 197 linya.
کدوم قبرستونی بودی؟
.خراب کردم
الان کجایین؟ - .خونۀ خودمون -
چی؟ غیرقانونی؟
.نه. سلبی حلش کرد
.پس فلوریان سلبی آزاد شده
.خدا به دادمون برسه - ،وقتی شیرتوشیر میشه -
.بعضی وقتا یه مردی مثل سلبی لازمه
.این حرفت کاملاً اشتباهه
.باید برم سر کار
برات جبران میکنم، باشه؟
امروز حالت چطوره؟
.خستهم .یه عفونت شدید قارچی هم دارم
.کسم توی بهترین شرایط ممکن نیست
.ولی حداقل بیخانمان نیستیم
.شنیدم پلیس دستگیرتون کرده بوده
آره. من و بچه رو متهم کردن به .ورود غیرمجاز به خونۀ خودمون
.واقعاً مسخرهست
الان حل شده دیگه؟ - .آره -
.به روال عادی برگشتیم
مثل همیشه پول ندارم .و به ته بدشانسی خوردم
« نمایشگاه بدننمایی »
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
.مثل بقیه برو اونلیفنز
نه. نمیخوام توی اینترنت .از این فعالیتها کنم
.میخوام مردم نویسندگیم رو جدی بگیرن
.خیلیخب
.وقت بررسی کسهاست، خانمها .یالا
« سگهای بارانی »
« ترجمه از امیرحسین » .:: AmirH_Na ::.
« صحنههایی از یک تصلیب »
کاستلو جونز شمایین، نه؟
شما کی باشین؟ - .سوفی فنستر -
.برای روزنامۀ «لندن ریفورمر» کار میکنم
.توی اینترنت شما رو دنبال میکنم
طرفدار بزرگ نوشتههای شما .و چیزایی که ازش حمایت میکنین هستم
.فکر کنم اشتباه گرفتی، عزیزم
.من از هیچی حمایت نمیکنم
.با روزنامهنگار هم حرف نمیزنم
.نه. درک میکنم .ما افتضاحیم
میخوای سوراخم رو ببینی؟
.من نیومدم قضاوتت کنم .اومدم میکروفن رو بدم دستت
.مطمئن باش چسبناک پسش میگیری
.مایلم باهات مصاحبه کنم، کاستلو
.کیر تو مصاحبه .من نویسندهام
.خودم داستان میگم .مرسی
.یالا، جندۀ خر
خب، نظرت چیه که خودت داستان خودت رو بنویسی؟
درمورد اینجاکارکردن؛ .از زبون خودت
.باشه، ولی بابتش پول میخوام
چقدر میخوای؟
.پونصد پوند
.داستان غمانگیز هم نمینویسم
.نمیخوام قربانی هفتۀ لیبرالها باشم
بهنظرم این میتونه همون فرصتی باشه .که آرزوش رو داشتی
اینجا کجاست؟ مگه کاریابیه؟
.شورتت رو در بیار. یالا
.کون لقت. قبوله - .آره -
.آره. آره
.وقتی نبودی، خیلی عجیب بود
.مامان قشنگ خل شده بود
.فکر کنم باید برم تراپی
فکر کردی کی هستی؟ تونی سوپرانو؟
.من بیشتر مثل کریستوفر میمونم
.اون «شناخت و رفتار» رو هم دوست ندارم
.فقط و فقط دکتر ملفی
پس میخوای بری سراغ دکتر خصوصی؟
خیابون هارلی؟ - .آره -
،واسه من که هیچوقت جواب نداد .ولی حتماً واسهت یه نگاهی میندازم
تا کی میخوای ادامه بدی؟
.یه پونزده باری عذرخواهی کردم
واسه چی عذرخواهی میکنی؟ - .بابا -
.واسه همهچی .که با اون جنازۀ جذاب سلفی گرفتم
.که سر کار مست کردم
که توی توالت عزادارها ریدم
.و انداختمش گردن همسر پیر مرحوم
…که روی قرص اکس، سوار نعشکش شدم - .حرف نزن -
.یه لطفی کن و منو ببخش
.کارت خوب بود
چند تا مهمون داریم؟
پیرمرد بدبخت نه خونوادۀ خاصی داشت .نه پول زیادی، پس احتمالاً هیچی
ولی قشنگ بکنش
و یه آهنگ بذار؛ .حالا شاید یکی اومد
.نه. به «فِن» نشون نده .خیلی جِرزنه
.واسه بردن بچه که نیازی به جرزنی نیست
.بهش سخت نگیر
خب، مواظبتکردن از مامانت چطور بود؟
.خستهکننده
.عین یه کابوس بود .خیلی وحشت کرده بودم
.بعضی اوقات فکر میکردم هیچوقت بیرون نمیام …هیچوقت
.ازش دور نمیشم
.به نظر که وحشتناک میاد
.هوم. مجبورم میکرد روی تخت دوطبقه بخوابم
.زیاد هم بد نیست - .نه. بد بود -
.با هر تکون غژغژ میکرد
تشکش صاف نبود
.و ملحفههاش هم پوستم رو میخاروند
.دروغ میگه. زندان بوده، نه پیش مامانش
.خفه شو
چی میگه؟ - .هیچی -
.حالا بگو ماژونگ
!ماژونگ - .پول همه رو بگیر -
،نه. وقتی میبری نمیگی «ماژونگ»؛
.«میگی «هو له
.پس باختی
!هو له
.تخم سگ
.مؤدب باش
.به نظر مهمونی باحالی میاد
.وای خدا. ببخشید
.نه. عیب نداره، رفیق
.تسلیت میگم
.خب پس بیا یه نگاه بهش بندازیم
۴۵ سال بود ندیده بودمش.
.انگار سرووضعش خیلی بهتر شده
.یه مقدار تنهاتون میذارم
میشه بمونی؟
.میخوام با بابام نوشیدنی بزنم
اون آهنگه رو دوباره پخش میکنی؟
.اگه زنده بود، خیلی خوشش میاومد
.فقط از من انتظار رقص نداشته باشین
.نه. نه .من دیگه روزها الکل نمیخورم
.گور باباش
.بهسلامتی بابا
.سلبی، انگار توی مونتاژ یه فیلمم
.من زندگیم رو همین طوری میگذرونم
.فقط مطمئن شو فیلم خوبی باشه، عزیزم
!ماژونگ
این بیاحترامی نیست؟
،تا اونجایی که ازش یادمه
احتمالاً این تنها کاری باشه که
.بهخاطرش بهم افتخار کنه
از میزان انعام یک مرد به استریپر »
.چیزهای زیادی را میتوان فهمید
« .مراقب انعامهای کم باشید
.سلام، عزیزم
حال نویسندۀ نابغهمون چطوره؟
.بیخیال. یهکم استراحت کن
.فقط باید مطمئن شم این عالیه
.آره. عالی میشه
فقط یه خرده اردک بکن تو دهنت .و پنج دقیقه استراحت کن
.یه لحظه وایسا - !یالا -
باورم نمیشه داری .واسه اون سوسیالیستهای اعیانی مینویسی
.ببین. ببین. ببین
تنها راهی که تو رو توی کاخ لیبرالها راه میدن .اینه که واسه نظافتش باشه
.هوم. پس فقط باید قفلش رو بشکونم
.بیا
.کاش فردا هم میتونستیم همین کارا رو بکنیم
.بهخاطر مهمونی «اِیوا» نمیتونیم
میشه براش یه کادوی خوب بگیریم؟
«نمیشه که از «آرگوس واسه پولدارها چیزی گرفت، مگه نه؟
.دوستت دارم
.منم دوستت دارم
،کاستلو
.یه مرد جدید آوردم .خیلی پیره. در رو باز کن
!سلام - حالت چطوره؟ خوبی؟ -
.این «پاول»ه
.باورم نمیشه این کارو کردی
.آروم باش، زنیکۀ احساسی
بابام که در هر صورت .میخواست اینا رو بندازه دور
.سلبی اینجاست
واقعاً؟
،ما که از فلوریان سلبی نمیترسیم مگه نه، پاول؟
.حالا شاید بترسیم فلوریان سلبی کیه؟
.بله، گلوریا فلوریان سلبی کیه؟
.یه عوضی بچهپولدار - !اعتراض دارم -
.تازه هم از زندان آزاد شده
.چون از کاستلو محافظت کردم، پاول
،اینا واقعاً سرگرمکنندهان ولی من ضربالعجل دارم
.واسه فردا - .بله -
.مرسی که سر زدین
.آشنایی با تو افتخار بزرگی بود، پاول
،راستی… اگه برنامۀ سکس با ایشون رو داری
.بهنظرم سه تا کاندوم بذار
محض اطمینان دو تا روی کیر .و یه دونه روی سرش
.چقدر این دیوونهست، کاستلو
.به همین خاطر انداختنت زندان، سلبی
!گم شو
.این کارت اصلاً مفید نیست
لنی، لباس تنته؟
.چقدر کثیفی
.خب
.خب شروع کنیم
.جناب
.منتظریم شروع کنین
.اوه، بله
.بله
…آقایون
.به باشگاه مشتزنی خوش اومدین
:قانون اول باشگاه مشتزنی
.به کسی مشت نمیزنین
:قانون دوم باشگاه مشتزنی …جداً به کسی
.مشت نمیزنین
.اینجا جای اون کارها نیست
.نکتهش همینه
…قانون سوم باشگاه مشتزنی - چیکار داری میکنی؟ -
.من رهبر جدید گروهم
No comments yet. Be the first to leave one.