The Adventures of Tintin

The Adventures of Tintin

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Tintin - Cigars Of The Pharaoh Episode 04 DVDRip
Kommentaari alirezasafaee
علیرضا60 ارائه اختصاصی از دنیای انیمه

Tunnisteet

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Julkaistu: 2013-01-10
Lataukset: 36
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

"به اين ميگن تعطيلات ، مگه نه "اسنويي؟

... "فردا يه توقف در "مصر

"بعد يه توقف در "بمبئي "و بعدش هم ميريم "هنگ کنگ

اوه ، اين خيلي عاليه

اون کاغذُ بگيريد ، نذاريد باد ببره

يکي کمک کنه

کاغذ رو بگيرين

من ميگيرمش

بگيرينش ، خواهش مي کنم

ببخشين ، عجله دارم

"اسنويي"

کارت عالي بود پسرم

ببخشين نتونستم کاغذتون رو بگيرم

اوه! عيبي نداره

فقط يک راهنماي مسافرتي بود

چي!؟

... اگه به جاي اون کاغذ "پاپيروس" با ارزشم بود

اون وقت ، بد ميشد

اجازه بدين ، خودم رو معرفي کنم

من دکتر "سارکافيکوس" ام

سلام ، من هم "تن تنم" ، خبرنگارم

... خوب ، "تن تن" خبرنگار

... خيلي خوش شانسي که باد سرنوشت

با يه داستان منحصر بفرد به سمت تو وزيده...

اوه؟_ "من "سوفوکل سارکافيکوس

بزرگترين باستان شناس تاريخ هستم...

... که قراره مقبره گمشده

فرعون" را کشف بنمايم"...

شوخي مي کنين

شوخي مي کنم؟

من هرگز شوخي نمي کنم ، پسرم

... بخصوص اگه درباره

... مقبره گمشده

فرعون" ، صحبت بکنم"

فقط چند تا باستان شناس جرات رويارويي با نفرينش رو داشتن

که تازه هيچکدومشون هم باز نگشتن

هيچکدوم!؟

ميتوني ازش يه داستان فوق العاده اي بسازي

خوبه ، رو من حساب کنين

آفرين

فردا ساعت 10 صبح در "قاهره" همديگه رو خواهيم ديد

بعدش يک راست به سمت مقبره ميريم

"اين نماد قبر "فرعونه؟

فردا خواهيم فهميد

... و تا اون موقع

روز خوش پسرم...

مردک کور ، بپا داري کدوم گوري ميري

صبر کن ، عمدي که نبود آقا

اَه ، اي ولگرد فضول ، از اين کارت پيشمون ميشي

هيچکس با "آرجي راستا پاپالوس" اينجوري صحبت نميکنه

هيچکس

يه جورايي به نظرم آشنا اومد

... اوه ، درسته

"آر جي راستا پاپالوس"

تهيه کننده مشهور سينما

"بپايين ، دکتر "سارکافيکوس

با يه جان دردسر ساز آشنا شده...

قبل از رسيدن به "قاهره" از شر اون خلاص بشين

خوب فکر کن "تامپسون" ، ما اين همه راه رو پرواز کرديم

که دوستمون رو دستگير کنيم...

"در اَداي وظيفه دوستي معني نداره " تامسون

"اين مطلب کاملا درسته "تامسون

بيا تو

از جات تکون نخور

تامپسون" و "تامسون" ، شما اينجا چيکار مي کنين؟"

اداي بيگناه ها رو براي ما در نيار

چه خبر شده ؟ شوخيتون گرفته؟

بنظر جنابعالي اين شوخيه. ها؟

ترياک!؟

اعتراف کرد

من چيزي رو اعتراف نکردم

... تو حق داري تا قبل از گرفتن وکيل

ساکت بموني ، خيلي خوب ؟...

... خيلي خوب ، تا موقعي که کشتي به بندر ميرسه

زيرنظر ما هستي...

راه بيفت ببينم

پس تکليف برنامه هام چي ميشه!؟

مثلا مي خوام تعطيلاتم رو بگذرونم

!عجب تعطيلاتي

... بعد از مدتها که موضوع مهيج و منحصر بفرد گيرم اومد

بايد توي انبار زنداني بشم ، اونم به عنوان قاچاقچي مواد...

... بذار ببينم

احتمالا نميرين سمت ساحل ؟

تن تن" از دست پليس در رفته"

... و احتمالا

در "قاهره" با "سارکافيکوس" ملاقات خواهد کرد...

دستورات رو گرفتيد منُ نا اميد نکنيد

شما نگران نفرين "فرعون" نيستين دکتر؟

... پسر عزيزم ... من که مثل اون

باستان شناس هاي تازه کار نيستم که وسط بيابون به دنبال سراب بگردم

دکتر ، اينجا رو

آخ ، پيداش کردم

و بلاخره شهرت

... از امروز به بعد ، نام

"سوفوکل سارکافيکوس"

در آرشيوهاي باستاني تا ابد ثبت بشه...

"چي شده "اسنويي

يه سيگار؟

"مثل اينکه نماد قبر "فرعونه

دکتر! اينجا رو ببينين

دکتر؟

دکتر؟

"نماد "فرعون

دکتر؟

!دکتر

آهان ، يه ورودي مخفي ، احتمالا بايد رفته باشه اون تو

"دکتر "سارکافيکوس

!دکتر

بسته شد

تو به نفرين "فرعون" اعتقاد داري "اسنويي"؟

من که ندارم ، بيا بريم

... اون چترشه

اونم کُتشه...

!دکتر

! باز هم سيگار

"نفرين "فرعون

اينا بايد اون باستان شناسهاي گمشده باشن

"دکتر "سارکافيکوس

اوه ، نه ، امکان نداره

"بيا از اينجا بريم "اسنويي

... نه

اون چيه؟

... گاز

"اسنويي"

... منو تنها بزارين

زود باشين ، جون بکنين

! گارد ساحلي

آماده باشين ما مي خوايم بيايم رو عرشه

! پليس

زود باشين ، تابوتها رو بندازين توي آب

دست بجنبونين

... "اسنويي"

تو زنده اي ؟

... "دکتر "سارکافيکوس

!چه صبح دل انگيزي

چي! ؟ بلندتر بگو

باد نميزاره صداتُ بشنوم

چي گفتي!؟ نمي تونم صداتُ بشنونم باد زياده

فايده نداره

داره دورتر و دورتر ميشه

چه خوب شد تابوتها رو انداختيم توي آب که گير نيوفتيم

حالا اگه بشه دوباره پيداشون کنيم خوبه

... يه پيغام از طرف رييس

وقتي گارد ساحلي اومده بود رو عرشه ، رسيد

محموله شامل زندانيانيه که بايد به قرارگاه شماره سه برن"

"به شدت نگهباني بدين ، منتظر دستورات بعدي باشين

چي!؟

کاپيتان اونجا رو

بيارينش روي عرشه

"داره خيلي شديد ميشه ، "اسنويي

... نه

... اوه... سرم

... آه ، لطفا ملاحظه بفرماييد آقاي محترم

ها!؟

من مي خوام نظر جنابعالي رو ... به يه سري لوازم درجه يک

منحصر بفردي که تا حالا نديدين جلب کنم...

... اما آخه... نميدونم که

... جاي نگراني نيست قربان

مطمئنم که از قيمتهاي مناسب من تعجب خواهيد کرد

قيمت!؟

... فقط اجازه بدين نشونتون بدم آقا

اصراري نيست که حتما بخرين...

چه زيبا ، چه زيبا

به نظرتون چقدر مي ارزه؟

عاليه

خيلي عاليه

شمشير چي؟

شمشير آب ديده ساخت "توليدوي" واقعي ساعت شماته اي

مسواک

!همه چي مُفته

اينجا چه خبره "اسنويي"؟

خيله خوب ، آقايان

بريد سر کارهاتون لطفا بريد سر کارهاتون

اوه ، در يه فرصت ديگه خدمت ميرسم ،آقا

"آقاي "پيگارو" مسافر ما از "ليسبونِ

خوب امروز حالت چطوره "سندباد" جوان؟

خيلي بهترم کاپيتان

... واقعا شانس اوردي که افرادم تو رو پيدا کردن

و الان زنده اي...

"دکتر "سارکافيکوس

کي؟

کَس ديگه اي هم ديشب پيدا کردين کاپيتان؟

فقط تو و سگت

بايد هر چه سريعتر خودم رو به ساحل برسونم دوستم در خطر بزرگيه

خداحافظ موفق باشي

خداحافظ کاپيتان

و متشکرم

تو مطمئني نمي خواي من چيز ديگه اي رو بهت نشون بدم مرد جوون؟

شايد يه قمقمه؟

نه متشکرم ، احتياجي ندارم

باشه ، خداحافظ

خداحافظ

"بايد خودمون رو به يه شهر برسونيم "اسنويي

واي ، توقع نداشتم به اين زودي برسيم

مثل اينکه اينجا متروکه ست

اوخ ، اوخ ، انگار يه نفر توي دردسر افتاده

همه چي اُکي خانوم

الان ديگه جاتون امنه

کات

کات! کات! احمق! ابله

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left