187 ensimmäistä riviä.
حلقه بلند، سرزمین بلند ماجراجویی بزرگ
مسیر رو داریم درست میریم نامی سان؟
کاملا
خیلی کارت درسته نامی سان
یه چندتایی میخ دیگه که بزنم درز اینها گرفته میشه
خوشحالم از اینکه این تخته ها را از اون لنگرگاه برداشتم
مطمئنی میدونی چکار داری میکنی یوسوپ؟
برای یک مدتی باید دوام بیاره
خاموش شد
آتیش خاموش شد؟
هی، یوسوپ
خیلی زود به زمین میشینیم
عجله کن چاپر، تخته ها رو با خودت بالا بیار
باشه
به پرواز ادامه بده، اختاپوس بالونی
احمق، بیا این پایین و خودت رو آماده کن
عجله کن، عجله کن
ما
موفق شدیم
حالت خوب میشه
این بار دومه که به ما کمک میکنی
متشکرم
مراقب خودت باش
برو تو دریای آبی و یه رفیق خوب برای خودت پیدا کن
یا اینکه به جاش میتونی تمام اختاپوس هایی دیگه ای که در راه دریای بزرگ هستند رو له کنی
بعدا میبینمت ای غذای لذیذ
متشکریم
مراقب خودت باش
خیلی خوب
افراد، بادبان ها رو بکشید
رهسپار میشیم به جزیره بعدی
یه لحظه صبر کن لوفی
نمیشه یکمی استراحت کنیم؟
نه احمق
اگر ما بخوایم تو این دریا همینطوری از زیر کار در بریم
پس همه میتونند دریانوردی کنند
اره، ولی خوب
امواج دریا دارند به طور عجیبی حرکت میکنند
همه آماده باشند
پیش به سوی بندر ساحلی
گوش به فرمانیم، نامی سان
میبینید، درست همونطور که گفتم
با تمام سرعت به جلو
تو خطر افتادیم
و یه چیزی داخل اون امواج هست
اونها میمونهای دریایی هستند
چی؟ این دیگه چیه؟
چه خبره؟
فرار کنید
منو هل نده
باید از دستش فرار کنیم
این دوئل بین رفقا است
بلامی
سارکوئس
لطفا جلوشون رو بگیرید
لطفا
بس کن
چرا داری این کار رو میکنی؟
چه خبره؟
به نظر میاد سارکوئس داره درد میکشه
چرا؟
میپرسی چرا؟
سارکوئس
بلامی
چون شما این سمبول من رو لکه دار کردید
چه دلیل دیگه ای میتونه وجود داشته باشه؟
خواه جزیره آسمانی وجود داشته باشه یا نه
خواه شهر طلا افسانه باشه یا حقیقت
هیچ یک اهمیتی نداره
از ایده های دشمن به نفع خودتون استفاده کنید و اونها رو شکست بدید
این چیزی نبود که به شما گفتم؟
خوب، بلامی؟
این
دان کوئیستو دفلامینگو
اون یکی از "شیچیبیوکایی"ها است
دولت بیش از 300 میلیون رو سر اون جایزه گذاشته
اون اینجا چی میخواد؟
من احتیاج ندارم دو تا تکه آشغال پیرو من باشند
لعنتی
نمیتونم بدنم رو کنترل کنم
لطفا بس کن
نذار این کار رو بکنم
نه
بلامی
لطفا
لطفا یه فرصت دیگه به من بده
من
هر چی تو بگی همون میکنیم
بلامی
کافیه دیگه، بلامی
من شکست خوردم، ولی قسم به علامتت که دیگه به آرمان های تو پشت نخواهم کرد
اما من اینطوری کارها رو انجام میدم
حتی اگه تمام قدرت بدنیم رو از دست بدم
اما یه روزی به مقامت میرسم
یک زیردست فرمانبر
این باعث میشه به گریه بیفتم
بلامی، من همیشه این ویژگی تو رو دوست داشتم
دوره جدید به زودی برای ما آغاز میشه
هر کاری دلت میخواد بکن
به هر حال
تو هیچ جایگاهی بین پیروان من نداری
دوفلامینگو
این تازه کاره 55 میلیونی، بلامی
اون مثل یه بچه کوچیک شکست خورد
زمانش سر رسیده
برو و مقدمات رو بچین
به زودی دنیایی خواهیم داشت که تنها دزدان دریایی واقعی در آن میتوانند زنده بمانند
ضعیفان باید تا وقت هست فرار کنند
جز و مد، آن قدرت بی همتا را با خود میآورد و عصر جدید آغاز میشود
اوضاع آروم شده
به هر حال باید هنوز حواسمون جمع باشه
گزارش فوری، گزارش فوری
یک کشتی در ساعت 12 روئیت میشه
کیه؟ "انمیسا" است؟
تو همجین موقعی؟
خوب، نه
اونا نه پرچم دارند و نه بادبان
نمیتونم بگم این چه جور کشتی است
یعنی چی؟ هیچی نداره؟
تو دریا چکار میکنند؟
نمیدونم
اما یه چیزهای بیشتری هست
خدمه به طور عجیبی کوچک هستند
و
همشون دارند وقت کشی میکنند
مثل این میمونه که امید به زندگی رو از دست داده باشند
فرار کنید
میمونهای دریایی هستند
دارند دنبال ما میان؟
لعنتی، باد هم نمی وزه
بادبان رو پایین بکشید
برای نجات جونتون پارو بزنید
چکار دارند میکنند؟
مشکلی برای اون کشتی پیش نمیاد؟
امواج اونا رو می بلعه
آهای، شمایی که اونجا هستید
امواج جزر و مدی و چند تا میمون دارند میان
کشتیتان رو از اونجا دور کنید
یک کشتی
این کشتی دزدان دریایی است
افراد بلند شید
یک کشتی دشمن اینجاست، بیاد جواهراتشون رو سرقت کنیم
صبر کنید، به امواج جزر و مد نگاه کنید
اول باید جون خودمون رو نجات بدیم
اون کشتی داره دور میشه
توپ ها رو آماده کنید
چی خیال کردی داری برای خودت دستور میدی؟
سکان، یک نفر سکان رو بگیره
افراد اون کشتی اصلا نمیدونند چکار دارند میکنند
اونها گفتند میخوان جواهرات ما رو بدزدند
اونا یک مشت خلافکار هستند، بیا ولشون کنیم بریم
سکان کجاست؟
من از کجا بدونم
یه نفر باید فرماندهی رو بر عهده بگیره
ناوبر
ما ناوبر نداریم
کاپیتان
کاپیتان هم نداریم
کی توپ رو شلیک کرد؟
اوه نه، ما داریم غرق میشیم
لعنتی، شما یک مشت احمق بی خاصیت هستید
خودت هم هستی
ما حتی نمیتونیم از یک موج فرار کنیم
بدشانسی پشت بدشانسی
فعلا اوضاع تحت کنترله
اون موج فقط به خاطر شیطنت میمونهای دریایی بود
رطوبت و دما ثابت است
ما احتمالا وارد اقلیم آب و هوایی جزیره بعدی شدیم
اوه، روبین
چیزی میبینی؟
جزیره یه مدتی میشه که روبروی ما قرار گرفته
پس چرا زودتر نگفتی؟
مگه نمیدونی شغلت چیه؟
گوش کن، وقتی جزیره ای میبینی قرار یه جرفی چیزی بزنی
حالا نشونش بده
افراد
من یه جزیره میبینم
حالا تو
مه عظیمی پیش روی ما قرار گرفته
داری دوباره من رو نادیده میگیری
مه
میتونه خطرناک باشه
مراقب عرشه جلوی کشتی باش
آره
هی
مگه نمیدونی چقدر مشتاقیم تا به جزیره بعدی برسیم؟
متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.