200 ensimmäistä riviä.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
مطمئنی خیلی برات سخت نیست ، اَگنس؟
باید کالسکه خبر میکردیم
تمام عمرم ، صبح روز عید پاک پیاده میرفتم کلیسا
چرا الان نرم؟
چون داریم پیرتر میشیم
شاید تو داری پیرتر میشی ولی من نه
قراره چند مدت توی "نیوپورت" باشی؟
ایندفعه فقط چند روز
لری میگه خونه آماده شده و میخوام مطمئن بشم همینطوره
خب ، امیدوارم حواست رو از اون یکی جریان پرت کنه
دلم نمیخواد ناراحتیت رو ببینم
هیچی حواسم رو از به قول تو "از اون یکی جریان"
پرت نمیکنه
تا وقتی توی آکادمی جایگاهی نداشته باشیم
یعنی نتونستیم جزء افراد سرشناس جامعه بشیم
حالا هر چقدر هم تظاهر کنیم
- "کری اَستور" هم همینو میگه - خب ، اون خوب میدونه
مطمئناً با مادرش مشورت کردن
و حتماً تصمیم گرفته اجازهی ورود ما رو نده
مطمئناً آکادمی یه لیست بلندبالا از متقاضیها داره
و مطمئنم خانم اَستور سعی کرده کمک کنه
مطمئنی؟ من که نیستم
چی میبینی؟
یادم رفته بود فیلادلفیا چقدر قشنگه
امیدوارم دیر نکنیم
کلیسا چندان دور نیست
پس میدونی کجاست؟
وقتی مدرسه میرفتم برای برخی مراسمها میرفتیم اونجا
آقای اسپرینگ خیلی لطف کرده دعوتمون کرده
گمونم هیچکدوم این جریانات براشون ساده نیست
معلومه که نیست
ولی خانوادهی اسپرینگ ازمون خواسته
که توی عید پاک همراهشون عزاداری کنیم
پس همینکارو میکنیم
اول شما بفرمایید ، جناب
یا بهتره بگم "اول شما بفرمایید ، جناب"؟
بهم برنمیخوره که مایهی خندهتون هستم
فقط میخوام بدونم قراره تا کِی ادامه داشته باشه
تا اینکه دیگه لبخند به لبمون نیاره
آقای بوردِن تظاهر کرد فرانسویه که به یک شغلی برسه
مگه جرمه؟
جرم نیست ، ولی جوک خیلی خوبیه
اگر بانو میتونه قبول کنه که سرآشپزش اهل کانزاسه
مطمئناً ما هم میتونیم
حتی اگرم بخواد بهش اعتراف کنه مطمئنم با دندانقروچهست
یا بهتره بگیم "با دندانقروچه"؟
سلام
خانم "وِبِر" هستین ، درست میگم؟
اسم منو از کجا میدونین؟
از یکی از خدمتکارها پرسیدم
من "جک تراتر" هستم
برای خانم "ونراین" که اون سمت خیابونه کار میکنم
پس عید پاک رو تبریک میگم ، آقای تراتر
گفتم شاید بخواین یکروزی قرار بذاریم
شاید یک لیوان قهوه باهم بخوریم؟
- قراره فردا بریم نیوپورت - خیلی اونجا میمونین؟
فقط تا دوشنبهی هفتهی آینده
ولی فصل آینده رو برمیگردیم
خب ، وقتی برگشتین خونه
شاید بتونیم قبل از اینکه دوباره برین یه برنامهای بریزیم
خوشحال میشم
چه قشنگش کردن
خانم "راسل" اونجاست
اوه ، عید پاک مبارک
- عید همهتون مبارک - اِیدا بیا بگیر بشین
- اَگنس ، اِیدا - لینا
راستی ، میخواستم بهتون بگم
نامهای از "دَشِل مونتگامری" به دستم رسیده
- اوه ، حالش چطوره؟ - کیه؟
- برادرزادهی شوهر مرحومم - آرنولد
همدیگر رو به اسم کوچیک صدا میکردین؟
من که صداش نمیکردم با اینکه زنش بودم
"دَشِل" چه میکنه؟
خب ، ظاهراً از واشینگتن خسته شده و برگشته نیویورک
با دخترش
دختر بیمادر بیچاره
بیمادر؟
زن دَشِل در سن جوانی مُرد
فرانسس الان باید 14 سالش شده باشه
برای عصرانه دعوتشون میکنم بیان شاید پنجشنبهی هفتهی آینده
پنجشنبه نه
چرا؟
دلیل خاصی نداره
ولی من معمولاً پنجشنبهها سرم شلوغه
اکنون که رستاخیز ناجیمون رو جشن میگیریم
میدونیم که خداوند به افراد دلشکسته نزدیکه
و برای افراد در جمعمون
که مریض ، تنها و داغدیده هستند دعا میکنیم
و از همه میخوایم باز هم برای ساموئل اسپرینگ دعا کنن
بهخاطر مرگ همسر و پسرش
که نعمت داشتن دو مادر نصیبش شده بود که یکیشون امروز اینجا همراه ماست
همگی دعاتون میکنیم
عید پاک ، زمان احیاست
از طریق معجزهی عید پاکه که ناجیمون به ما زندگی دوباره میده
امروز ایمان بیحد و حصر خودمون رو اعلام میکنیم
به اینکه عیسیمسیح واقعاً پس از مرگ بازگشت
و خداوند ، که او را احیا کرد
ما را هم همراهش احیا خواهد کرد
لطفاً برخیزید
بیاید از خدا طلب کنیم که قلبهایمان با امید الهی سبک گردد
شاید در این دنیا اتفاق نیفتد
ولی در بهشت برین اتفاق خواهد افتاد
جایی که ما هم همانند عیسیمسیح
دوباره برخواهیم خواست
و در قلمروی ابدی و شکوهمندش سکنی میگزینیم
- آمین - آمین
خوشحال شدم تشریف آوردین
- ممنونم. عید پاک مبارک - عید پاک شما هم مبارک
بهنظر من که کشیش جدید خوب صحبت کرد
خطبهش کوتاه بود همینم جای شکر داره
اوه ، ببین. اونجاست بریم بهش سلام کنیم؟
بذارش برای یهوقت دیگه
عذر میخوام
دقیقاً میدونم کی هستین
خانم "ونراین" و خانم "بروک"
خیلی چیزا درموردتون بهم گفتن
نباید هر چیزی که میشنوی رو باور کنی
و این برادرزادهی ماست
خانم ماریان بروک و پسر خانم ونراین ، اسکار
خوشبختم
خطبهی زیبایی بود
امیدوارم همینطور بوده باشه
نصف زحمتش اینه که حرفات حاضرین رو خوابآلود نکنه
آقای راسل
حدس میزدم ممکنه اینجا ببینمت
عید پاکتون مبارک ، آقای تریتون
شنیدم توی پیتسبورگ با اتحادیهها به مشکل برخوردی
میشه اینطور گفت
بخاطر این میپرسم چون ما هم توی "کلیولند" به مشکل مشابهی برخوردیم
و طبیعتاً ، "جِی گولد" هم به مشکل برخورده
میگن اعضای گروه "شوالیههای کارگری"
الان به صدها هزار نفر رسیده
شوالیههای کارگری مهم نیست
باید یه فکری به حال کارگران فولادسازی بکنیم
رهبر جدیدی انتخاب کردن مردی به اسم "هندرسون"
و متاسفانه ظاهراً کارش رو خوب بلده
تنها چیزی که از یک عضو اتحادیه بدتره یک عضو اتحادیهی باهوشه
باید تعدادی از صاحبان صنایع رو دور هم جمع کنیم ، گولد ، مورگان...
بیلی وندربیلت ، اگر بیاد
- بریم؟ - البته
در تماس خواهیم بود
اقامتتون در اینجا چطور بوده؟
خب ، نیویورک خیلی با بوستون فرق میکنه
دلم برای چیزهای کوچیکش تنگ میشه
پاتوقهاش ، غذاهای آشناش
غذای نیویورک به مذاقتون خوش نمیاد؟
دقیقاً برعکس البته هنوزم دارم دنبال
یک کاسه سوپ صدف نیوانگلندی اصیل میگردیم
خب ، امیدوارم پیداش کنید
ولی تا الان مشکلی نداشتین؟
از مراسم عید پاک امروز جون سالم بهدر بردم
و اولین عروسیم همین هفتهست
حس میکنم کمکم دارم وفق پیدا میکنم
میشه بگین کی قراره ازدواج کنه؟
خانم بینگام و آقای رِیکس
- احیاناً نمیشناسینشون؟ - نه
- یهخورده - نهچندان - آره میشناسیم
اوه ، دیگه بهتره بریم نباید تمام وقت جناب کشیش رو بگیریم
- عید پاک مبارک - عید پاک مبارک
اَگنس ، آرومتر راه برو
عجله که نداریم
شاید تو اینطور باشی من که همهش منتظر بودم برم
مامان ، فکر کنم همینجا ازتون خداحافظی کنم
باید کالسکه بگیرم
ولی برای شام برمیگردی؟
بله
قراره بری جشن خانم راترفورد؟
واقعاً تعجب کردم که منم دعوت شدم
با سه پسر مجردش؟
مادرم میگه قراره تمام دخترهای پولدار نیویورک رو توی صحن رقص جمع کنه
میخواستم درمورد کلاهت ازت بپرسم
قشنگ نیست؟
نظر شما درمورد مراسم چی بود؟
بهنظرم بینقص بود
بله ، منم همینطور
شش ماه گذشته
باید زودتر نامه مینوشتم
به محض اینکه شنیدم داری دنبالم میگردی
ولی تا اونموقع ، مُرده بودن و من فکرم درست کار نمیکرد
خیلی لطف کردی که امروز اومدی
خودمون میخواستیم بیایم
که بهتر بشناسیمش
"پسربچهای دوستداشتنی و مهربان"
واقعاً هم همینطور بود
ایکاش میشناختمش
بیا بریم خونه
تا بتونم اتاق و اسباببازیهاش رو نشونت بدم
شاید اینطوری بتونی حس کنی که تاحدودی میشناختیش
امیدوارم بتونی
مادر
کار درستی کردیم که آوردیمش اینجا؟
حق اینو داره که تمام جزئیات عمر کوتاه و نازنینش رو بشنوه
دوروتی ، خواهش میکنم
نمیتونی بخاطر مخملک منو سرزنش کنی
میتونم بخاطر این سرزنشت کنم که قبل از سررسیدن مخملک نیومدیم اینجا
اگر زودتر با خانم "وِید" تماس میگرفتی
شاید پسرمون الان زنده بود
هی
یکی دیگه بهم بده
No comments yet. Be the first to leave one.