153 ensimmäistä riviä.
Hope & Parsa کاری از
اودن سرزمین کوری بیقانون رو به جایی قابل سکونت تبدیل کرد،
و شوگون اون زمان کوزوکی سوکیاکی نام دایمیو کوری رو بهش داد.
اونور دریا، مطمئنم چیزی هست که حتی از تصورات منم بزرگتره.
میخوام ببینمش.
میخوام دنیا رو تجربه کنم!
مگه از آبشار نیومدیم بالا؟
پس چرا اینجا هنوز دریا و جزیره داره؟
نگو که اونا...
خبرای بدی دارم، کانجورو دونو!
چی شده؟
آروم باش، سروصدا نکن!
گزارش اومده که داخل بندر ایتاچی دزد دریایی اومده!
دزد دریایی؟
اودن ساما! کجا میری؟!
به بندر!
بریم! بریم!
خب دیگه، میرم برای جمع کردن غذا!
منم میام!
نمیشه. مگه تازه وارد نیستی؟
اینطوری نگو؟
بابا! منم میتونم برم؟!
هرکاری دوست داری بکن.
خیلی خب! بزن بریم! سریعتر! سریعتر!
گفتم که تازه واردا نمیتونن! همینجا بشین!
چی؟! اودن ساما رفت به بندر؟!
چرا گذاشتی بره؟
شنیدم کشتی دزد دریایی داخل بندر ایتاچیه!
با کشتیهای دیگه فرق داره! میگن کشتی خیلی بزرگه و دزد دریاییهای قوی به نظر میان!
حتما جلوش رو میگیریم!
رفته دزدای دریایی رو بیرون کنه، مگه نه؟
احمق نباش! تو هم میدونی...
رویای اودن ساما رو!
پس اون؟! یه کشتی دزد دریایی هست؟!
منتظر این...
لحظه بودم!
این خوب نیست!
هوی، شماها عقب وایسید!
چی؟
یه چیزی داره میاد!
یه چیز فوقالعاده!
خوش اومدید!
از اون هوای وحشتناک رد شدید، و از آبشار بالا اومدید، خوشحالم که تا اینجا اومدید!
منتظرت بودم!
دزد دریایی!
عزم اودن! محک وایتبرد!
جلوی شمشیرم رو گرفتی!
خیلی خوبه!
پیرمرد! خیلی خفنی!
بابا رو به مسخره گرفتی! تقاصش رو پس میدی!
اودن ساما!
پس واقعا دزد دریاییان!
نیا سر راهم، کینمون!
اودن ساما!
منو دستکم گرفته...
بیا جلو ببینم، پسرک!
من منتظر کسی مثل تو بودم!
اسم من کوزوکی اودنه!
نمیدونم کی هستی، ولی بذار سوار...
کشتی تو بشم!
سبک دو شمشیر اودن!
آبشار بهشت!
آدم رو مخی هستی!
از جلو چشمام گمشو!
عوضی!
فکر کردی اون کیه؟!
اون دایمیو کوری، کوزوکی اودن ساماست!
عواقب شمشیر کشیدن بهش رو میدونی؟!
این دایمیوئه؟
دزد دریاییها! زودتر از این کشور گمشید!
غلط کردی! کاری میکنم...
که از درگیر شدن با دزد دریاییهای وایتبرد پشیمون بشی!
میخوام دنیا رو بگردم! رویامه!
بیا با همدیگه بزنیم به دریا!
همین الان بریم!
معلومه که نمیشه!
خفه!
از این سرزمین محدود خداحافظی میکنم!
میخوام برم به دنیای آزاد!
خواهش میکنم! منو با خودتون ببرید!
اودن ساما! سرتونو بالا بگیرید!
تو میخواستی کاپیتان ما رو بکشی، مگه نه؟!
التماس میکنم!
بس کنید! طرف حسابمون دزد دریایی هستن!
مزاحمی! زودتر از این کشور برو بیرون!
کاش میتونستم...
ولی وسط راه کشتیمون خراب شد الانم نمیتونیم هیچ جا بریم.
اینطوری نمیشه! بیا زودتر تعمیرش کنیم!
لعنتی! اگه شما اینجا باشید، اودن ساما باز...
زودتر تعمیرش کنید و برید!
آره، همین کارو میکنیم!
هی! اینو ببر!
هوی، شما بچهها!
وقت غذاست!
خب، هرچقدر دوست دارین بخورید!
به نظر خوشمزهن!
ویژهی اودن ساما اودنه!
اودن نمیتونه اودن بشه اگه نجوشونیش! بگیر!
خوشت اومد، وایتبرد؟
ممنونم، اودن!
تا حالا همچین چیزی نخورده بودم! پس این طعمه یه کشور خارجیه!
یه الکله که از انگور درست شده.
خیلی چیزا هست که من نمیدونم، مگه نه؟
بیا بریم به دریا!
منو به دنیای ناشناختهها ببر!
تو آدمی نیستی که زیردست کسی بشه!
اگه تو رو سوار کشتی بکنم...
اکه آدمای خودخواهی مثل تو جمع بشن... وای!
تیم چی میشه؟
خیلی داغه!
من داخل گروه قبلی دزد دریایی که بودم خیلی خوب فهمیدم.
خودت تنهایی بزن به دریا!
اگه میتونستم خیلی وقت پیش انجامش داده بودم!
هر چند بار که خواستم برم نشد!
من مهارت دریانوردیم صفره!
پس مثل بچه آدم کارت رو به عنوان دایمیو انجام بده!
این کشور خسته کنندهست!
نمیتونم تحمل کنم! منو با خودت ببر!
وایتبرد!
کشور وانو برای کسایی که میخوان از کشور خارج بشن مجازات سنگینی داره!
اودن ساما که حالا دایمیو کوری هست، نمیتونه این قانون رو بشکنه!
نمیخواد این چیزا رو بگی!
خیالم راحت شد! انگار مثل همدیگه فکر میکنیم!
منم خیال بردن اودن رو ندارم!
قانون کشور برای من مهم نیست!
اودن، تو اینجا کارایی برای انجام دادن داری، مگه نه؟
چی؟!
اودن ساما شما فردی ضروری برای کوری، نه برای کل وانو هستید.
خفه شو، کینمون!
بذار سوار کشتیت بشم، وایتبرد!
نمیخوام!
من میزنم به دریا!
این کشور خسته کنندهست! نمیخوام برگردم!
ولم کنید! بس کنید!
باز کنید!
من تسلیم نمیشم!
برام صبر کن!
وایتبرد!
همهش پنجتا جزیره تو دنیا وجود داره؟
!کاملا اشتباهه
چی؟
!بیشتر از ۱۰ یا ۲۰ میلیون جزیره توی دنیا وجود داره
عه؟ جدی میگی؟
واقعا هیچی نمیدونید؟
!ماجراجویی خوش میگذره! به نظر میاد علاقهمند شدید
!البته که شدم
!بس کن
!ولت نمیکنم
!بسه دیگه
!دنیا جای خیلی بزرگیه
!هیچکس نمیتونه تعداد جزیرههاشو بشمره
...صـ صـ صـ صبر کن
دو هفته بعد
No comments yet. Be the first to leave one.