200 ensimmäistä riviä.
انتظار ميرود ، رگبارِ شديد در منطقه يِ آبشارِ سوسمارها ... به وقوع بپيوندد
و همچنين در برخي از مناطقِ مجاور
"کودي"
بله مامان؟
پس صبحانه چي شد؟ - چند تا ساندويچ گذاشتم تو کوله پشتي م -
برايِ شام خونه باشي ها - خاطرِت جمع باشه ، مامان -
مي دونم ، دارم ميام
"زود باش "نِلسون فِلو" داره صدامون مي کنه"
زود باشين ، کوچولوها ، دير ميشه
اين دفعه کي ديگه گير افتاده؟
"نمي شناسيش "کودي
"اسمش "مرهوتيِ همون عقابِ طلاييِ بزرگ
حالا کجا هست؟
بالايِ صخره ها ، تويِ تله يِ شکارچيِ قاچاق گير افتاده
فقط تو مي توني به دادِش برسي - من آزادش مي کنم -
آفرين ، بپر بالا ، وقت داره از دست ميره
اون بالايِ اون پرتگاهِ مواظب باش ، دوستِ کوچولويِ من
"مرهوتي"
آروم باش ، آروم باش
قصد ندارم بهت صدمه برسونم
آفرين دخترِ خوب ، اونجا آروم بشين
چيزي نيست
نه ، صبر کن ، اومدم کمکِ ت کنم
آروم! آروم
!آزاد شدي
!هي ، بالاتر
واووو
واوو
واوو
!تو يه مادري
اينا خيلي گرم ن حتما به زودي سَر از تخم در ميارن
بابا عقاب کجاست؟
اوه ، پدرِ منم رفته
هي ، "فلا" کوچولو ، چه اتّفاقي برات افتاده؟
اوه نه ، فرار کن
نگران نباش ، تو رو آزاد مي کنم - نه ، اين يه تله ست ، مواظب باش -
يکي گرفتم
حالت خوبه؟ - آره ، البته فکر کنم -
خيلي خوب ، باشه - صبر کن ، هي ، برگرد -
بيا ، اينُ بگير
عاليه ، فقط يه ذره بيشتر ، يکم ديگه
آره خيلي خوبه ، گرفتمش
اوه
خب خب "جوانا" ، امروز چي گيرمون اومده؟
... يه گورخر ، يه خارپشتِ گُنده يا
پسر؟
جوانا" ، تو اينجا باز سوراخ کندي؟"
مارمولکِ احمق ، همش مي خواي اينجا سنجاب چال کني؟
اُاُ ، اين يه تله ست و شکارِ غير مجاز خلافِ قانونِ
تله؟ رو چه حِسابي همچين فکري مي کني؟
فکر کنم زيادي تو اون چاله موندي
زود باش ، بگيرش
ما تو رو ازين سوراخ گُنده دراورديم اون وقت مي توني بُدويي بري خونهَ ت
اين يه تله يِ غير مجازه و تو يه قاچاقچي هستي
ولم کن ، هي! ولم کن
من اون احمقُ مي کُشم
من اون احمق ، مارمولک ِ تخم مرغ دزدُ مي کُشم
ولم کن ، ولم کن
هوم م
"آفرين "جوانا
هي بگو ببينم پسر ، پرِ به اين خوشگلي رو از کجا اوردي؟
اين يه هديه ست
اوه ، اين خيلي عاليه ، کي بهت داده؟
اين يه رازه
اين که راز نيست ، پسر جون
ببين ، من قبلا پدرش رو گرفتم
تو فقط به من بگو ، مادر و اون تخم هايِ کوچولوش کجاست؟
نه
جوانا" ، بگيرش"
تو با من مياي ، پسر
مادرم به پليس ها خبر ميده
اوه نه ، نه ، پليس ها نه اون وقت من چيکار کنم؟
اون وقت من چيکار کنم؟ نذار مادرت پليس ها رو خبر کنه؟
خواهش مي کنم اين کار رو نکن
پسر کوچولويِ طفلکيِ من ، توسّطِ سوسمارها خورده شد
هووو هووو هوو
بزن بريم پسر
!کمک
کمک! يکي کمک کنه! "مَک ليچ" پسره رو برد
!کمک بفرست
آژيرِ قرمز! آژيرِ قرمز ، توجّه کنيد
تمامِ مسئولينِ گروهِ امداد در سالنِ مرکزي حضور پيدا کنيد
اين يه جلسه يِ اضطراريِ
تکرار مي کنم ، اين يه جلسه يِ اضطراريِ
ساکت
بله ، مي دونم که دير وقته ، ببخشيد
سلام "فرانک" ، حالِت چطوره؟ از ديدنت خوشبختم
آه "اِسميرِلدا" اونجايي
لطفا ساکت! همه توجّه کنيد
تو "استراليا" يه نفر ربوده شده
يه پسرِ نوجوان که به کمکِ ما احتياج داره
اين يه ماموريتِ که بايد بهترين نفراتمون رو بفرستيم
و من مي دونم که همگي مون به دو موشِ محبوبِ مون فکر مي کنيم
چي شده؟ رفتن؟
ما بايد "برنارد" و خانومِ "بيانکا" رو سريعا پيدا کنيم
اوه ، سوپِ نخود
! سوپِ نخود
به افتخارِ "برناردِ" عزيزم و شراکتِ موفق مون
اوه ، بله ، معرکه ست
تو امشب خيلي ساکت بودي چيزي فکرت رو مشغول کرده؟
... خب ، در واقع مي خواستم که
... ميخواستم بدونم - چيُ بدوني؟ -
من... خانومِ "بيانکا"... مي خواستم
... ميخواستم بدونم که
منُ يه لحظه ببخشيد
"ببخشيد ، مادمازل "بيانکا خبرِ مهمي دارم
بله "فرانسوا" ، چي شده؟
... از شما و "برنارد" تقاضا شده
يه ماموريتِ خطرناک رو در "استراليا" قبول کنيد
طفلکي پسره ، اين خيلي وحشتناکِ
برنارد" کجاست؟ من بايد بهش بگم"
مادام ، لطفا اجازه بدين ، من بهشون بگم
خانومِ "بيانکا" ، با من ازدواج مي کنيد؟
آقايِ "برنارد" ، من بايد باهاتون صحبت کنم
الان نه ، "فرانسوا" ، الان کار دارم - ... نه نه ، شما متوجّه نيستين -
برنارد" ، "فرانسوا" باهات صحبت کرد؟" - ... بله ، ولي من مي خوام يه چيـ -
من دقيقا مي دونم چي مي خواي بگي فرانسوا" همه چي رو بهم گفت"
اون بهت گفت؟ اون از کجا مي دونست؟
مهم نيست ، به نظرِ من اين يه راهِ حلّ عاليِ
شما مي دونين؟
منظورم اينکه ، مي خواين اين کارُ انجام بدين؟
اين چيزي نيست که آدم بخواد يا نه بلکه يه انجام وظيفهَ ست
وظيفه؟ من اينطوري بهش فکر نکرده بودم
خيلي خوب ، حالا که اينطوريِ ، راجع به ماهِ آينده چي فکر مي کنين؟
مسلما خيلي ديره ، ما بايد امشب اين کارُ انجام بديم
امشب! ولي صبر کن
بيانکا" ، اين خيلي ناگهانيِ" ولي تو حداقل به يه لباسِ رسمي يا همچين چيزي احتياج نداري؟
نه ، فقط به يه شلوارِ کوتاه و پوتين هايِ مخصوصِ پياده روي احتياج داريم
پوتينِ پياده روي؟
اوه ، اومدين
بيايد بالا ، بيايد بالا
نمايندگانِ محترم ، ما براتون يه خبرِ مهم داريم
برنارد" و من تصميم گرفتيم " ماموريت به "استراليا" رو قبول کنيم
"استراليا؟"
آفرين ، پس هر چه زودتر بايد پرواز کنيد
ولي هوايِ بيرون يکم سرده ولي باعث نميشه که نريم ، ميشه؟
... خانومِ " بيانکا" فکر نکنم درست باشه
بعد از اينکه غذا خورديم ، بلافاصله پرواز کنيم
عزيزم ، نگرانِ چيزي نباش
مگه نبايد آدم 45 دقيقه بعد از غذا صبر کنه؟
اوه ، فقط برو درُ بزن ببين "اُرويل" اونجا هست يا نه!؟
هيچکي خونه نيست ، بزن بريم
الان وقتِ خوبي برايِ برف بازي نيست
من که برف بازي نمي کنم يه بهمن ريخت رو سَرم
"نگاه کن "برنارد
"زير نظرِ مديريتِ جديد ، "ويلبر
بيا عزيزم ، بيا بريم تو
من يه پيژامه يِ گربه هستم
اگه هميشه اينطوري نرمش کنين ، هميشه سلامت هستين
!يوهو
آقاي "ويلبر" ، سلام
بزن ، که داري خوب ميزني
سلام؟
يه کاري بکن ، صدامون رو نميشنوه
کي موزيک رو قطع کرد؟
حالا بهتر شد
معذرت مي خوايم از اينکه مزاحم شديم ما از طرفِ جامعه يِ امدادگران اومديم
... من خانوم" بيانکا" هستم و ايشون
خانومِ "بيانکا"؟ باورم نميشه
برادرم "اُرويل" راجع به شما همه چي رو گفته واقعا باورم نميشه
اجازه بدين بگم اين برايِ من افتخارِ بسيار بزرگيِ
ما به پرواز احتياج داريم
شما جايِ درستي اومدين ، خوش اومدين
"به هواپيماييِ "آلباتِراس يه پروازِ مناسب از اينجا به اونجا
متوجه شدين؟ يه پروازِ مناسب از اينجا به اونجا خوشتون اومد؟ بيخيال ، ولش کن
من اينجا يه دنيا مقصدهايِ فراموش نشدني دارم
... با يه طرحِ سفارشي برايِ
يه مسافرتِ جالبُ رومانتيک و واسه جاهايِ دور
به انضمامِ بهترين سرويس در مسيرِ هوايي
خب حالا که صحبتش شد ، چي براتون بيارم؟
نظرتون راجع به يه نوشيدنيِ ميوه يِ انبه يِ خنک چطوره؟ بسيار خوشمزه
نه ، متشکرم
نوشابه يِ نارگيل چطوره؟ گازداره
برايِ هرکدومتون هم چترهايِ کوچولو دارم
نه ، براي ما خيلي مهمه که هر چه سريعتر به "استراليا" پرواز کنيم - اي بابا ، يعني شما هيچي نمي خواين بخورين؟ -
ليموناد چطوره؟ - ما فقط به يه پرواز به "استراليا" احتياج داريم -
استراليا"؟ سرزمينِ کانگوروها؟"
اين يه فکرِ فوق العاده ست خب ، ببينم من کِي مي تونم به شماها وقت بدم
بعد از بهار يا وسطِ ماهِ "ژوئن" خيلي خوبه
ما بايد امشب بريم
امشب؟
بيخيال ، شوخيتون گرفته ؟ مگه نه؟
اصلا بيرون رو نگاه کردين؟ اگه امشب برين ، خودکشيِ
متاسفانه ، يکم بايد به تعويق بيوفته
متاسفانه ، يکم بايد به تعويق بيوفته
چقدر آدمايِ شوخي هستين شماها
ولي تو متوجّه نيستي؟ يه پسر به کمکمون احتياج داره اون الان تو دردسر افتاده
يه پسر؟ منظورتون يه بچه کوچيکه؟
اونُ دزديدن
دزديدن؟ اوه ، خيلي خيلي اَسفناکه
يه بچّه کوچولو رو زنداني کردن
بچّه ها بايد آزاد باشن
که بتونن صبح هايِ شنبه تو خونه اينور اونور بُدون
آزاد باشن که بتونن شيريني و شير بخورن و از همه چي لذّت ببرن
هيچکي حق نداره تا من هستم آزاديِ بچّه ها رو ازشون بگيره
پس يعني اينکه ما رو ميبرين؟
معلومه که ميبرم ، طوفان بي طوفان هواپيماييِ "آلباتراس" درخدمتِ شماست
از مسافرينِ محترم درخواست ميشه کمربنداشون رو ببندن
ما به زودي بعد از اينکه ، کنترل هاي قبل از پرواز رو انجام بديم ، پرواز مي کنيم ، متشکرم
حالا خودمون رو گرم مي کنيم خونمون رو به جريان ميندازيم و بعد هم پرواز مي کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.