See

See

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 3

Julkaisutiedot

See S03E01 WEBRip x264-ION10
Kommentaari KIANOOSH_93

Tunnisteet

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
HD
x265
webrip
BRip
Julkaistu: 2022-09-04
Lataukset: 51
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

مرز تریوانین و گانایت روز پس از نبرد دره گرین‌هیل 256

سپرها بالا

موقعیت‌تون رو حفظ کنین

سرجاتون بمونین

آرایش دفاعی

صف رو نگه دارین

عقب نگه‌شون دارین

تعدادشون خیلی زیاده

عقب‌نشینی کنین

سریع برین

بیا بریم

دروازه رو بیارین پایین

ماگرا، نگفته بودی

درد زایمان این‌قدر با شکوهه

حتما فراموش کردی

دروغگو

ملکه - بله؟ -

ملکه

چی شده؟

هنوز کیسه آبش پاره نشده فقط خون‌ریزی داره. خیلی هم شدید

... سعی کن آروم باشی و - خودت آروم باش -

من دارم از داخل جر میخورم

کمکش کن بلند شه - نه -

چرا - نه -

بلند شو سیبث

زودباش

آره

بند خمش کن

آره

حالا اون یکی

خیلی‌خب

سیبث دیگه فشار نده

نمیتونم

راه دیگه‌ای نیست بچه هنوز توی کیسه‌ست

باید توی کیسه آبش به دنیا بیاد یا ریسک مردنش رو بپذیریم

خب با همون کیسه بیارش بیرون

صبرکن

من دارمش، حالا فشار بده

فشار بده

آره

هارمونی

چرا هیچی نمی‌شنوم؟ یک کاری کن گریه کنه

داریم سعیمون رو میکنیم

پسره

این زایمان نشونه خوبیه نوزادی که با آب تقدیس شده

خدای آتش یه پیامبر بینا به من عطا کرده

اسمش رو به یاد پدرمون میذاریم ولفی

گرسنه‌ست

ماگرا، خواهش میکنم بذار بهش شیر بدم

یه دایه برای این کار در نظر گرفتیم

نمیخوای اجازه بدی بچه شیر مادرش رو بخوره؟

دوباره شروع نکن سیبث

ملکه‌ای که میتونه قابلگی کنه

یادم رفته بود زمانی یک رعیت اهل الکنی بودی

پاریس یادم داده بود

و هر موقع که درخواست بخشش میکنی یادت بیاد باهاش چه کردی

اون زن کوه‌نشین میخواست بچه‌م رو ازم بگیره

حالا من میگیرمش

میخوای من رو هم بکشی؟

زیاد مطمئن نباش

ملکه - به همین زودی؟ -

زمان زیادی نداریم - گفتم داره عجله میکنه -

گفتی وقتش الانه - آره، به کنایه -

ماگرا، مشخصا لحظه خیلی عاطفی‌ای هست

... خودم میدونم

به زودی خبر تولد بچه به گوش تریوانتیایی‌ها میرسه

وقتی سفیر ترور برسه

انتظار داره سیبث رو تحویلش بدیم

که غنیمتش رو ببره تریوانتیس

شرایطیه که خودت قبول کردی

... این هم که بس نمیکنه

هارلان - ولی رک بخوام بگم، بی‌راه نمیگه -

ماگرا، تو به تریوانتیایی‌ها قول دادی بعد از زایمان، خواهرت رو بهشون تحویل بدی

مایلین به بچه شیر بدین؟

نه؟

پس الان هیچکدومتون به دردم نمیخورین

به ترور چی میگی؟

ممنون که پرسیدی واقعا نمیدونم

ممنون ماگرا، ممنون

فقط تا وقتی دایه شیرده برسه

بخور کوچولوی من

ولفی کوچولو

من رو می‌بینی؟

مامانی رو مبینی؟

تو بچه پیشگویی هستی که خدای آتش برای من فرستاده

نگران نباش اجازه نمیدم تو رو ازم بگیرن

« ترجمه از: کیانــوش جهانگـــیری و علیرضــا نـــورزاده » KIANOOSH_J93 & MrLightborn11

توی سه روز گذشته سه بار مجبور به عقب‌نشینی شدیم

اون بیرون چه خبره؟

اون‌ها یه مشت وحشین ما سربازان تریوانتیایی

اون‌ها با باد حرکت میکنن هیچی نمیشنویم

حالا هم که محل اردوگاهمون رو میدونن

یه راهی پیدا میکنن که بیان این پایین

تعدادشون از ما بیشتره نمیتونیم از موقعیتمون دفاع کنیم

کاپیتان رن، خودت متوجه‌ای چی داری میگی؟

ماموریت ما این بود که جلوی یک شورش رو بگیریم

حالا وضع طوری تغییر کرده که داریم وارد یک جنگ تمام عیار میشیم

جنگی که دارین شکست میخورین - کی بود؟ -

نایب فرمانده تورمادا از پایگاه سه

تحت فرمان شخص ژنرال ایدو واس فقید

تورمادا، اسمت رو شنیده بودم دانشمند ارشد ایدو

فکر میکردم بعد از مرگ ژنرال

فعالیت پایگاه سوم هم متوقف شده

رن، تو هم پایگاه سه بودی، مگه نه؟

بله قربان - کاپیتان رن -

ایدو خیلی ازت تعریف میکرد

ممنون قربان

یکی از بازمانده‌های دره گرین‌هیل هستی

وقتی ایدویی نبوده که مسئولیت شکست رو بر عهده بگیره

فکر میکنم ترکشش حسابی به بقیه خورده

و واسه همینه که به اینجا تبعید شدی

عذرمیخوام جناب نایب فرمانده

ولی چرا ارتش یک دانشمند رو به خط مقدم فرستاده؟

چون علم جون شما رو نجات میده سرهنگ

علم باعث میشه در این جنگ پیروز بشین

حق با رنه

گانایت‌ها تا صبح میرسن اینجا بلکه زودتر

خب، پس صبح

شما گزارش پیروزیتون رو اعلام میکنین دوستان

نایب فرمانده، با کمال احترام

شما نمیدونین ما اینجا با چی روبرو هستیم

با کمال احترام

شما نمیدونین من چی واستون آوردم

ساکت کوچولو، چیزی نگو

مامانی واست یه مرغ مقلد میخره

و اگه مرغش نخونه

یه زنگ میخره که صدا بده

و اگه زنگش شکست

مامانی واست یه بز میخره

و اگه بزه بار نکشید

مامانی واست یه ارابه و گاو میخره

... کوفون

بیا

پسرت رو بغل کن

بلد نیستم

هر پدر و مادری بلده بچه‌ش رو بغل کنه

اون بچه من نیست

کوفون

اینجام

چطوری پیدام کردی؟

شاید مامانت ملکه باشه ولی اینجا هنوز هم شهر منه

رادی، یکی واسه من یکی هم واسه این دوست جوونمون

ممنون

... میدونی، اگه بابا واس اینجا بود

ولی نیست

... خودم میدونم، میگم اگر بود

صبحش رو نکن

تو شاید شوهر مادرم باشی

ولی دلیل نمیشه فکر کنی میتونی واسه من نقش پدر رو بازی کنی

همینجوریش کم از باباهام نکشیدم

فکر کنم اینقدری من رو بشناسی

که بدونی اصلا دلم نمیخواد پدر کسی باشم. دست شما درد نکنه

خیلی‌‌خب

پدرم برای بابابزرگت کار میکرد

مرد خوبی بود

آدم مهربون، با انصاف و خونگرمی بود

همیشه از ته دل میخندید

ولی داستان مادرم فرق میکرد

یه آدم باهوش، آب‌زیرکاه و سرد

فکر کنم تو بچگی حتی دستم رو هم نگرفت

طبیعتا از پدرم هم بدش میومد به نظرش اون آدم ضعیفی بود

من هم گاهی همچین فکری میکردم

بزرگتر که شدم، متوجه شدم اصلا اینطور نیست

قدرت پدرم در سکوت و زیرکانه بود

همین

همین که اون همه سال تونسته بود مادرم رو تحمل کنه یعنی خیلی کارش درست بوده

بگذریم، فکر میکنم با درکی که از پدرم دارم

من بیشتر به اون رفتم تا به مادرم

این حرف‌ها چه ربطی به من داره؟

خب، چون من که تا به حال بچه نداشتم و نصیحت خاصی واسه کسی که تازه پدر شده ندارم

ولی شرایط یه پسر سردرگم رو خوب درک میکنم

خب، آماده‌ای؟

از یک زن قاتل و دیوانه بچه‌دار شدی

بس کن، هارلان - خودت هم میدونی. اون دیوونه‌ست -

منظورم اینه، اگه کسی نیاز به پدر داشته باشه

اون آدم تو نیستی

اونه. پسرت. فهمیدی؟

پسر تو

این صحبت هم کمکی بهت نکرد، نه؟

راستش نه

خب، اگه به جایی نمیرسیم

حداقل بشینیم یه شراب درست حسابی بخوریم

بعید میدونم چیز به درد بخوری اینجا پیدا بشه

خفه شو. رادی، خوب‌هاش رو بذار بالا

به روش چشم

چی شد؟ - گفتم که، اینجا هنوز هم شهر منه -

راه برو

آیورا، گزارش وضعیت

بیشتر از دویست نفر

دارن به سرعت از شمال و جنوب به این سمت میان

عالیه

آرایش حمله

نیازی به این کار نیست

اولومن

سی ضربان

دارن نزدیک میشن

کسی تکون نخوره

آماده حمله

نه ! سرجاتون بمونین - چی؟ -

اگه نجنگیم که می‌میریم

More Farsi Persian subtitles for See

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left