Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 2

Julkaisutiedot

Agents of S H I E L D -02x15-One Door Closes-720p WEB DL x264 mRS
Marvels Agents of S H I E L D S02E15 One Door Closes 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-BS
Marvels Agents of S H I E L D S02E15 One Door Closes 720p WEB-DL DD5 1 H 264-BS
Marvels Agents of S H I E L D S02E15 One Door Closes 720p WEB-DL-MMKV
Kommentaari Micaeil
9movie,ParsNevis ||Resync Micaeil

Tunnisteet

web
x264
720p
720
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
mkv
Julkaistu: 2015-04-02
Lataukset: 61
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

آنچه در ...مأموران شيلد" گذشت"

اينجا کجاست؟ - اين يه پناهگاه براي افراد -

داراي قدرته. سمنز ساعت‌ها .روي اينا کار کرده

پس اين قدرتهام رو از بين ميبره؟

عوارض جانبي داره؟ - .يکمي -

بابي و من براي سازماني کار ميکنيم

که از لاشه‌اي که فيوري .جا گذاشته، بيرون اومده

براي چه احمقي کار ميکني؟

.شيلد واقعي

!جايي واسه رفتن نداري

ظاهراً، هانتر با يکي از

.کشتي‌هاي زيردريايي فرار کرده

.من کولسن رو ميشناسم

.رفتارش باعث مشکلات بيشتري ميشه

.کولسن و اسرارش، اين تهديده

و من فکر ميکنم وقتشه که .اين تهديد رو رفع کنيم

.ميخوام برگردم اونجا

مأموران شيلد فصل دوم، قسمت پانزدهم يک در بسته مي‌شود

امروز، رؤساي جهان بعد از فلج شدن شيلد

،به وسيله‌ي يک سري حملات ويرانگر

.در حال تقلا براي جواب هستند

ظاهراً، هيچکس نميداند که

چه مدت گروه تروريستي‌اي با نام هايدرا

.با درجات نظامي شيلد فعاليت ميکرده

اما امروز، وقتي مرکز فرماندهي شيلد را

.نابود کردند، ظاهر شدند

.تريسکلين - .نميتونم بازوم رو حس کنم، مک -

.نميتونم حسش کنم

.تيم، بايد بهم باور داشته باشي، رفيق

.مشکل حل ميشه - ...که قسمت نازي مربوط -

.هميشه بحث سر نازي‌هاست

روز از بين رفتن شـيـلـد

حالا، کدوم يکي از شما مهندس سرپرسته؟

يه بار ديگه ميپرسم، بعد .شروع ميکنم به شليک کردن

کي مهندس سرپرست کشتيه؟

.منم

.من سرپرستم - !نه! نه! نه -

.اون براي حفاظت از من دروغ ميگه

.من اون کسي هستم که دنبالش هستي

!نه! تيم! نه! نه

.از دروغگوها خوشم نمياد

،پس با در نظر گرفتن اين حرفم بگو نمودارهاي کشتي کجا هستن؟

!بشين

.اون مرد فقط به خاطر تو مُرد

ميخواي امروز چند نفر ديگه به خاطر تو بميرن، هان؟

اين ديگه چه کوفتيه؟

.سلاحت رو بنداز زمين

.يکي از همين روزا بايد برات يه تفنگ بگيرم

.گلوله‌هام رو نگه دار، واسه مبارزه‌ي واقعي

اون چيه؟

.يه تلفن .براي يه حواس‌پرتي، لازم بود

از همه‌ي وسايلي که داشتيم، براي .ورود به کشتي استفاده کرديم

.هايدرا همه جا هست، مک

.هي. هنوز تموم نشده

.وقتشه که حرکت کنيم

نقشه چيه؟ اصلا شما اينجا چيکار ميکنين؟

.فيوري بهمون دستوراتي داده

که چيکار کنين؟

.شيلد رو نجات بديم

زمـان حـال

.قربان، بايد بگم، واقعا يه افتخاره

.ميدونم لولا چقدر براتون باارزشه

،فهميدم که تو يه دست به تعمير ماشين داري

.ولي نه بدون ناظر

.معلومه که نه

.ممکن نيست جور ديگه‌اي باشه - قربان؟ -

.هيچ نشوني از هانتر نيست

،بايد درست آخرين باري که مک اونو ديده .رفته باشه

.فکر کنم حق با تو بود

.ثبات مختص هانتر نيست

،فکر کنم احتياطش به خاطر منه

.نه شيلد

راستش، باعث شدم اوضاع بين من و اون

.از کنترل خارج بشه

...من مسئوليت همه‌ي - .نه -

.مسئوليت هانتر با تو نيست

.اون مأمور منه

.براي همينه که خودم از فکر بقيه باخبر ميشم

.به زودي، ميفهميم اون کجا قرار داره

.خب، اگه کمکي از دستم برمياد، بهم خبر بدين

...اين مسيري که انتخاب کرديم

مجال زيادي رو براي اعتماد باقي نميذاره، مگه نه؟

.اينجا يه کم عجيبه

.دارم مي‌سوزم و مي‌سازم

.چند هزارتا ورق‌بازي تکي رو انجام دادم

،اين يه بازي تک‌نفره‌ست .ورق‌بازي رو ميگم

،خب، مي به زودي اونجا مياد

.پس هنوز دست از ورق‌بازي برندار

و واسه اون کيک‌هاي دبي کوچيک بايد از کي تشکر کنم؟

.اون ايده‌ي کولسن بود

.اما من برات يه کم بيسکويت بدون گلوتن گذاشتم

...آه. آره، من...من .من...بعداً دنبالشون ميگردم

اون دستکش‌ها رو امتحان کردي؟

.هنوز نه، ولي امتحانشون ميکنم

،خب، وقتي اونا رو دستت کني .ارزشش رو داره که بهشون يه هدفي بدي

کاملاً واضحه اون دستکش‌ها ،يه نمونه‌ي اوليه هستن

اما اونا با ميکروريسه‌هايي ،تور شدن که من طراحيشون کردم ميکروريسه: يک روش] [براي کاهش تاخير حافظه به صورت نرم‌افزاري

،که بايد سرعت التيامت رو سريعتر

.و لرزه‌ها رو فروکش کنن

.فقط ميخوام در امنيت باشي، اسکاي

ميدوني که، درسته؟

.ميدونم

.اين کارت ارزش زيادي داره، جما .ممنونم

خيلي خب، پس. اگه چيزي .احتياج داشتي، باهام تماس بگير

.حتما، خداحافظ

آزمايش علميت چطور پيش ميره؟

،بهت گفتم، ليو .فقط دارم کمک مي‌کنم

.حالا هر چي، جما

اولين دفعه‌اي نيست که

يه نگاه به موتور لولا ميکني، مگه نه؟

اون ماشين اسباب‌بازي که .بهم دادي، يه نسخه‌ي کامل از اينه

.خب، تقريبا کامل

،اين هنوز پرواز نميکنه، قربان .ولي قول ميدم روش کار کنم

چه بد، اما اين چيزي نيست که .در موردش حرف ميزدم

.متأسفم، قربان .متوجه نميشم

.البته که ميشي

.من لولا رو مثل کف دستم ميشناسم

،پس وقتي که دنبالش گشتم .پيدا کردنش خيلي سخت نبود

هنوز نفهميدم

،چه چيزي داخل اون گذاشتي

.اما الان فيتز رو دارم که يه نگاه بهش بندازه

،ميتوني خيلي‌ها رو از به زحمت افتادن نجات بدي

.فقط با گفتن اينکه دنبال چي هستي

،وقتي به تيمم وارد شدي .سخت‌ترين آزمون‌ها رو گذروندي

.کمک کن يادم بياد

وقتي ازت پرسيدم به شيلد وفاداري يا نه، جوابت چي بود؟

،گفتم هستم چون واقعا وفادارم .و اين واقعيته، قربان

...ببين

،تو هميشه باهام کاملاً روراست بودي

.و به خاطرش ممنونم

.پس الان بهت يه فرصت ميدم

.فقط بهم بگو براي کي کار ميکني

.براي شيلد کار ميکنم

پس تو ميخواي جور ديگه‌اي ازت بپرسم؟

.خيلي خب، پس

.به خاطر هايدرا، خيلي دوست از دست دادم

.منم همينطور

.ميدونم توي اين قضيه تنها نيستي .از اين جهت مطمئنم

با هانتر کار ميکني؟

يا اون هم فقط يه گروگانه؟

.يا خدا

.به مي خبر بده...همين حالا

.به کولسن گفتم ممکن نيست

.متنفرم که حرفم اشتباه باشه

خواهش ميکنم، خيلي خب؟

.احتياجي به اسلحه نيست .ميتونم توضيح بدم

.زود باش

.براي شيلد کار ميکنم. واقعاً ميگم .قسم ميخورم

.ولي تو کار نميکني

.دوباره بگو

،کاري که کولسن اينجا ميکنه ...مربوط به شيلد نيست

.به هر حال، اين شيلد واقعي نيست

...آخرين نفري که بهم خيانت کرد .گردنش رو شکستم

.اونو بده به من

.مي، اجباري نيست اينطور باشه

.اينو نميخواستم

.لعنت بهش

.شما سه‌تا، پيداش کنين .بقيه، دنبالم بياين

.ما هستيم .فيتز رو پيدا کردم

.باهام حرف بزن

.بابي بود .يه جور پالس الکترومغناطيسي فرستاد

.رفته

.مک هم همينطور

اون يه اسکنر داخل موتور لولاي کوچيک .جاسازي کرده بود

.برنامه‌ريزي شده بود که هر چيز جنبنده‌اي رو پيدا کنه

.براي همين، بابي ميدونست بايد کجا رو بگرده

.اون جعبه ابزار فيوري رو داره

.بريد. پيداش کنيد

.نميتونيم بذاريم فرار کنن

.نميذاريم

ميرم به اتاق سرور

.و به صورت دستي درها رو ميبندم

.اونا همه‌ي پروتکل‌هامون رو ميدونن

.نمودارهاي پايگاه رو دست مک داديم

...اونا همه چيز رو در مورد اينجا نميدونن .نه اونقدري که ما ميدونيم

...اون گفت داره براي شيلد کار مي‌کنه، فيل

.شيلد واقعي

اين لعنتي يعني چي؟

روز از بين رفتن شـيـلـد

،داره وقتمون تموم ميشه .مک. بايد پيداش کنم

.اتاق کنفرانس جلومونه

...اگه اونجا نباشه

.فرمانده گنزالز، صبر کنيد

.ما عضو هايدرا نيستيم - .قبلاً هم اينو شنيدم -

.من مأمور بابي مورس هستم

...ما تحت فرمان فيوري به اينجا اومديم .A-S-T-0-6 پروتکل

.خدا رو شکر

.يه روزه اينجا مونده بودم

قربان، مأموريتمون اينه که .شما رو از کشتي بياريم بيرون

.اون مردي که اونجاست، يه تبر داشت

.حالا من اونو دارم

.با اين حال، يه علامت به جا گذاشت

.مأمور مورس

.کولسن و مي در جريان بودن که قضيه چيه .رو اجرا مي‌کردم "B" بايد نقشه‌ي

مک چطور؟

،معلوم نيست .ولي من جعبه ابزار رو دارم

.کارت خوب بود

خبري از هانتر نيست؟

هنوز داريم سعي ميکنيم .کشتي زيردريايي رو رديابي کنيم

.هنوز شانسي نداشتيم

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left